جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

پایگاه مرکزی ارزشی‌های خودگردان دوست‌دار ماهی مرکب

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: شنبه 7 شهریور 1388 12:19
نمایش جزئیات
آفلاین
لوسيوس: اين ديگر چيست؟

آرگوس: من نميدانم. تو نميداني؟ ما نميدانيم. شما ميداني؟ ولي فكر كنم آن ها ميدانند. آن ها ميدانند؟

و با دستش به بيرون در اشاره ميكنه. در همين موقع يك آهنگ خفن شروع به نواختن ميكنه:
دين ، دين دين دين، دين دين دين، دين دين ديــــــــــــــــــــــــــــن
دين ، دين دين دين، دين دين دين، دين دين ديــــــــــــــــــــــــــــن
توحولي جديد در هنر طراحي، دين ، دين دين دين، دين دين دين، دين دين ديــــــــــــــــــــــــــــن كيفت، برتري، شكوه و ارزشي، دين ، دين دين دين، دين دين دين، دين دين ديــــــــــــــــــــــــــــن
گروه پنج آتشين، دين ، دين دين دين، دين دين دين، دين دين ديــــــــــــــــــــــــــــن

ناگهان در ميشكنه و سه نفر با ابهت تمام وارد ميشن. همه عينك دودي زده و لباس مشكي چرم پوشيده. طوري كه درخشش چشم همه رو ميگيره. ولي ريگولس كه از زيبايي اينا داشت عصباني ميشد، ميره پروژكتور هارو روشن ميكنه و وايميسته وسط حزب و يك حركت به موهاش ميده كه درخشش كل منطقه رو روشن ميكنه و گروه پنج آتشين كور ميشن و ميفتن زمين.

ريگولس: آرگوس.

- بله ارباب؟

- جمشون كن و بنداز بيرون.

- اطاعت ميشه ارباب.

آرگوس اون سه نفر رو با جارو و خاك انداز جمع ميكنه و ميندازه سطل زباله.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: شنبه 7 شهریور 1388 11:23
نمایش جزئیات
آفلاین
اعضا همه هراسون شدن و هر كسي داره يه كاري ميكنه كه ريگولوس به هوش بياد!


اما به هوش نمي ياد!


نتيجتا سرشو فرو ميكنن توي تشت آب! و در اين لحظه هست كه ريگولوس از جا مي پره و در يك اعلان عمومي، اعلام ميكنه:


_ شبيخـــــــــــــون!


همه از جا در مي رن و هر كسي به گوشه اي پناهنده ميشه! مسلسلا رو حاضر ميكنن و سنگر ميگيرن!


- ريگولوس ريگولوس... سريوس؟!.... خشششش!

= سريوس به گوشم!... كشششش!

- برادر، الان موقعيت... خششش ِ شما چيه؟!

= ما الان كششش هامونو سفت كرديم!

- نه برادر! ميگم خششش ها در چه وضعين؟!

= اي بابا!... لوسيوس بيا ببين اين كششش چي ميگه!!!

- كششش خودتي پدر سوخته!!

= الو؟ كشششش؟! منم لسيوس!

- خدا خيرت بده لوسيوس! بيا خششش... بگو ببينم اوضاع در چه حاليه؟!!

= چـــــــــــي؟!... صدا نمي ياد!... الو الو؟! آنتن نميده!!!

- آخه مرد حسابي! مگه موبايله كه آنتن نده!

= برو خانوم خجالت بكش! من خودم زن دارم!!! واه واه! دختراي حالا چه بي غيرتن!!! ايششش!


در اين لحظه ريگولوس از فرط تعجب از جاش بلند ميشه و داد ميكشه:

_ لوسيـــــــــــــوس!


لوسيوس و بقيه هم از جا بلند ميشن و شروع ميكنن به گيس كشي:

_ مگه من كشم؟!
_ مگه ما خشششيم؟!
_ اصلا اون دختره كي بود حرف ميزدي باهاش!!؟!

.
.
.

و در اينجا بود كه يك عدد نوري به صورتي كاملا اسپشال افكتو غير انساني، توي هوا ول ميشه و ارزشيان جمع رو مبهوط(؟) و منور ميكنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]ارز
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 23:23
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس که میره بیرون، بقیه میفتن به جون پرونده اش و پست هاشو بررسی کردن.
چون اولین پرونده بوده همه هیجانی، هر کی از یه ور می کشیده، ریگولوس چون بنیه بدنی نداشته مبارزه کنه، خودشو می زنه به غش و ضعف...
لوسیوس: ای وای! یکی بره اب قند بیاره!
آرگوس میده طرف اشپزخونه
ابرکسس: من بهش تنفس دهان به دهان میدم!
فینیاس: نه بزارید دورش ازاد باشه...بزارید بهش اکسیژن برسه
بعد خودش از ترس هی قارت و قارت تلنگش در میره.
ف. مارکوس هم توی تشت داره دست و پا می زنه.

ریگولوس که میبنه ملت سرشون گرمه، پرونده های سیریوس رو ور میداره می زاره زیر پیرنش و دوباره دراز می کشه...



نکته: مرسی مارکوس عزیز و سیریوس عزیز...به نظرم شما دونفر اولین ارزشی های حزب ما باشید!
مارکوس عزیز شما هم لینک 3 تا پستتون رو بزارید. مرسی!

نکته 2 >>> برای درک:
یک ارزشی از واژه هایی چون بوق و گولاخ استفاده نمی کنه!
شما هم دوست عزیز باید در سایت فعالیت کنید، با توجه به اساس نامه و نمونه پست های ما، پست بزنید تا عضویت شما هم بررسی بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/6 23:25:29
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/6 23:28:29
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/7 0:03:34
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس از پایگاه میره بیرون و مارکوس ف در نقش در به پشت سر زل می زنه...
مارکوس ف در نقش در به جلو زل زده...
مارکوس ف در نقش در به جلو زل زده...
ای بابا، خب مارکوس ف در نقش در به جلو زل زده...
و همین طور که مارکوس ف در نقش در به جلو زل زده... یهو پلک می زنه! از دور دست کسی می آید... از نه چندان دور دست کسی می آید... از همین دور و برا کسی می آید... از این نزدیکی ها کسی می آید... هیچ کس نمی آید! بلکه یکی جلوی مارکوس ف ایستاده. سیستم تشخیص ارزشی مارکوس تشخیص میده که فرد بسی ارزشی می باشد. مارکوس ف با خودش شروع به فکر کردن می کنه:
- این ارزشی های بوقِ بوق شده بوقی منو به این روز انداختن! عمرا اگه راش بدم تو!
فرد ارزشی که از باز نشدن در تعجب کرده، با خودش میگه:
- لابد سیستم تشخیص هویت داره!
و بعد در یک اقدام ارزشی دستشو می کنه تو چش مارکوس ف و اینکه از کجا می دونست که باید این کار رو بکنه نکته ایه که غیر ارزشی ها هرگز نخواهند دانست! چشمای مارکوس قیلی ویلی میره و مارکوس به صورت ناخودآگاه میگه:
- درک، ملقب به ارزشیِ ارزشی!
- ایول! خوشم میاد خوب میشناسی ها! دهه! پس چرا باز نمیشی؟
و سپس از اونجایی که یه ارزشیِ ارزشیه و ارزشی ها همواره راه های خودشونو برای عبور از موانع دارن، یه لگد به مارکوس ف می زنه که باعث میشه باز شه.
همین که درک وارد اتاق میشه، آرگوس از پشتش یه شمشیر سامورایی در میاره و گارد می گیره که باعث میشه میز کنفرانس از وسط نصف شه! و میگه:
- یالا بگو بینم چجوری از در مخصوص من رد شدی؟
- باب خب منم ارزشیم دیگه! بلدم چجوری از یه در ارزشی رد شم!
ریگولوس که معلوم نبود دوباره کی رفته WC، از مکان مذکور رجعت نموده و میگه:
- اگه راست میگی ارزشی هستی اون سه تا پستت کو؟
- باب من تازه برگشتم سایت. پستم کجا بوده این وسط؟ بذارید منم عضو شم. به خدا من هم ارزشیم ها! ببینید از در هم رد شدم!
لوسیوس یه نگاهی به پسرک تازه وارد میندازه و میگه:
- ولی خوش تیپه ها! بذارید عضو شه!
ریگولوس اخم می کنه و میگه:
- یعنی می خوای بگی در مقابل من هم خوشتیپه؟ من خودم خوشتیپ ترین ارزشی دنیام!
سیریوس ناگهان به این حالت (برای اطلاع بیشتر از حالت سیریوس به آواتار خودش مراجعه کنید) وسط اتاق ظاهر میشه و میگه:
- برو بوقی! حالا من یه چند سال آزکابان بودم که دلیل نمیشه تو ادعای خوشتیپ بودنت بشه!
-----------------
آیا درک خوش تیپ تر از ریگولوس است؟ آیا ریگولوس خوش تیپ تر از سیریوس است؟ آیا این شروعی بر اختلافات داخلی در حزب است؟ آیا نفر بعدی این دعوا را در نظر نمی گیرد و سوژه جدیدی خواهد داد؟ آیا درک عضو ارزشی ها خواهد شد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط درک در 1388/6/6 23:32:24
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 22:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ابركسس اينقدر براي فكر كردن به خودش فشار مياره كه كله اش داغ ميشه و همه ي آب درون حباب ف ماركوس رو تبخير ميكنه. ف ماركوس به حالت خفگي در مياد ميخواد حرف بزنه اما بيرون از آب فقط ميتونه جيغ بزنه.

لوسيوس: آب، آب بياريد.

آرگوس با شتاب به طرف آشپزخونه ميره. 5 دقيقه: هنوز آرگوس نيومده و فرمانده داره خفه ميشه. 10دقيقه: هنوز آرگوس نيومده، فرمانده افتاده زمين و دست و پا ميزنه. 20 دقيقه: هنوز آرگوس نيومده و فرمانده داره نفس هاي آخرو ميزنه.

ريگولس: پس اين آرگوس كجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااست؟

آرگوس: اومدم ارباب. اومدم.

او همراه با يك تشت آب بزرگ برميگرده. لوسيوس فرمانده رو بلند ميكنه و ميندازه تو تشت آب.

ريگولس: تو كدوم ... يعني كجا بودي اين همه وقت؟

- رفته بودم چشمه.

- مگر ما در پايگاه آب نداريم؟

- چرا قربان. ولي آنقدر اين لوسيوس در دادن پول آب تنبلي كرد كه آب قطع شد.

- لووووووووووووووووووووووووووووسيووووووووووووووووووووووووووس.

لوسيوس از جذبه ريگولس لكنت زبان ميگيره.

- ب ب ب بله؟

- چرا قبض آبو پرداخت نكردي؟

- م م م من مي مي ميخواستم و و ولي و و وقت ن ن نكردم جو جو جو جون داداش.

همين طور كه اين چند نفر دارن بحث و جدال ميكنن. سيريوس از اتاق خارج ميشه و ميره كه قبض آبو بده كه ناگهان:

- سيريوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.

بي شك اين فرياد ريگولس بود.

- بله برادر؟

- چيز خاصي نبود. فقط ميخوم بگم كه داري ميري پول آبو بدي پول برق و گاز رو هم همراهش بده.

- چشم برادر.

و آنگاه از پايگاه بيرون ميره.
-----------------------------------

اينك يك پست ارزشي.

و حالا دو پست ارزشي

در آخر سه پست ارزشي

اگر ارزشي نبودن بگيد ميرم رول ميزنم. تنها مشكلشون اينه كه كوتاه نيستن. ولي ارزشي هستن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/6/6 22:44:32
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 22:04
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس دوباره از دستشوئی می یاد بیرون و سعی میکنه به این صحنه های غیر ارزشی عادت کنه!

اما از اونجائی که همگان گفته اند که گلاب به روی مبارکتان، موال جای خوبی برای تفکر است! ریگولوس به علت بیکاری اعضا، بر میگرده توی دستشوئی تا فکر کنه!!!



از طرفی، سریوس از دیدن صحنه های خشن هم خسته شده و داره با لوسیوس و فینیاس روی پرونده ی طلاقش کار میکنه و از عالم و ادم بی خبره!


اون طرف تر، ابرکسس همچنان در حال سعی کردنه که بره توی حباب فرمانده! فرمانده هم عصاشو فرو میکنه توی چشم ابرکسس! ابرکسس هم با تهدید به اینکه لباسشو در می یاره، بلاخره فرمانده رو راضی میکنه که یه جائی توی حبابش، به ابرکسس هم بده!!!


آرگوس با تفکر اعلام میکنه که:

_ به نظر من این در نیاز به روغن کاری داره!


و مارکوس در این لحظه به خدا قول میده از این به بعد پسر خوبی باشه و سوار قطارای خالی نشه!!!



_ یافتم! یافتم!!


= اوی! من ارزشی بی لباس بودم! سرقت صفت نداشتیما!!!


ریگولوس با شرمساری بسیاری یه تاب به زلفای شهلاش میده و فیلمو میزنه عقب!


_ یافتم! یافتم!!!


اینبار ریگولوس با مقادیر متنابهی لباس وارد میشه و در مقابل چشمان بهت زده ی افراد مرکز میگه:


_ یافتم! باید یه کاری بکنیم که اینقدر بیکار نباشیم! باید پول ساقه طلائی ها رو جور کنیم!!!!


افراد مرکز حسابی کیف میکنن و منتظر میشینن ببینین چی میخواد بگه!


اما ریگولوس یه شونه بر میداره و موهاشو شونه میکنه:

_ البته اینکه چیکار باید بکنیم رو شماها باید بگین!!!!!!!



سریعا به علت هری پاتری بودن افراد، میز گردی از ناکجا ظاهر میشه و افراد دورش میشینن و شروع به بحث و بررسی اوضاع میکنن تا ببینن دقیقا باید چیکار بکنن!


....

نکته: به دلیل آنکه نمی دانستم دقیقا در این مرکز چگونه پستهائی با چه اهدافی باید نواخته شود، موضوع را به ارزشی بعدی وامیگذارم! امید آن داشته و داره ام، که پست هایمان مقبول ارزشی های اصیل جمع افتاده باشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]ارز
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
سيريوس ميگه:

- نه داداش، اينجوري نميشه. شما هم اگع مثل من يه 13 14 سال ميرفتي آزكابان اينجوري از دو تا قطعه قطعه كردن و از پا آويزون كردنو ... حالت بد نميشد.

ريگولس: منو چه به آزكابان. تو روحيه ام تاثير منفي ميذاره.

و يك حركت ديگه به موهاش ميده.

فرمانده ماركوس: من حاضرم يه 12 جلسه مشاوره خصوصي بذارم واسه يادگيري خشونت. جلسه اي 5 گاليون. حالا چون شمايي 3 گاليون و 7 سيكل و 2 ناتشم شما نده. بهتون قول ميدم سر هشتمين جلسه، درجه خشونت شما به اندازه اي ميرسه كه فيلچ بايد بياد جلو تون لنگ پهن كنه.

ابركسس: اين آب چقدر بو ميده.

آرگوس: فرمانده ؛ داشتم ميگفتم، اين در جديد يه خاصيت ديگه هم داره اونم دزد گير هستش.

آرگوس با دستش لپ ماركوس ف رو محكم فشار ميده:

- ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

- ديدين؟ خيلي مفيده. هم براي ترسوندنه، هم براي دزد گيري. هم دستيه و هم اتوماتيك. البته سيستم اوتوماتيكش هنوز فعال نشده.

ريگولس دوباره به WC مراجعه ميكنه.

لوسيوس: واه واه. حالا انگار چي شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 17:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از گذشت مدتی بالاخره ریگولوس از دستشویی میاد بیرون و دهنشو با تی شرت بی استفاده ی ابرکسس پاک می کنه.
بعد رو میکنه به آرگوس میگه: اینقدر خشونت به خرج دادی، کسی جرات نمی کنه بیاد عضویت!
آرگوس: باشه آقا، حزب ادم ترسو نمیخاد، حزب ماله ادم های شجاعه، کسی که با یه اره برقی و شقه شقه شدن و از پا اویزون شدن بترسه بیاد جلو، اصلا حزب بهش نیاز نداره.

اون گوشه اتاق، ابرکسس داره به زور خودشو میکنه توی حباب سر فرمانده مارکوس و سر این دعواشون شده.

اون گوشه ترم، سیریوس نشسته و به جلوش خیره شده و هیچ حرکتی نمیکنه، ریگولوس با پاش یه دونه می زنه به سیریوس و سیریوس میفته زمین.
آرگوس: ارباب فکر کنم، شناسه شون تو سایت همینطوری هنگ کرده...

ریگولوس که چندین ساعت همینطوری توی دستشویی داشته اوق میزده، بنیه بدنی نداره واکنش نشون بده، میره یه گوشه می شینه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 10:40
نمایش جزئیات
آفلاین
فینیاس جلو می ره و مارکوس ف * رو با نوک کفشش برمی گردونه ...

: اینو با پستامون تاخت بزنیم ؟ وجدانا واسه ملت غیر ارزشی این قدر نمیارزه! مگه نه نوه ی عزیزم ؟

ریگولوس داره هنوز با دهن باز به گیسوان ف مارکوس** نگاه می کنه!

لوسیوس هم داره با دقت دستور ساخت ماسک موی ف مارکوس رو ازش می پرسه و می نویسه!

فینیاس آهی می کشه : بیا آرگوس جان ... بیا این مارکوس ف رو جمع کن بذار دم در ... الان ساعت از نه می گذره برادران نارنجی پوش رد می شند این جا می مونه!

فیلچ : چرا بذارمش دم در؟ این یارو درمونو داغون کرد ... الان خودم درش می کنم !

فینیاس : چی چیش میکنی؟

فیلچ : یعنی تبدیل به درش می کنم!

و بعد یه اره برقی از پشتش در میاره و چند برش حرفه ای به مارکوس فلینت میده!

چند لحظه بعد...

در جدید نصب میشه !

همه غیر از ریگولوس که طبع لطیف اصیل زادش تحمل این همه خشونتو نداشته جمع شدن تا فیلچ از مزایای در جدید بگه!

صدای اوق زدن ریگولوس از تو دستشویی میاد!

فیلچ صداشو صاف می کنه و دستاشو پشت کمرش قلاب می کنه :
بله ... این در قابلیت باز شدن خود به خود و تشخیص افراد ارزشی از غیر ارزشی رو داره ....و اثر انگشت رو هم به این صورت ..

فیلچ انگشت اشارشو محکم فرو می کنه تو چشم مارکوس ف!

... تشخیص می ده ... و در صورت لزوم با یه ...

فیلچ یه لگد به پشت در میزنه!

... لگد به آسونی باز میشه!

همه کف می زنند ... فیلچ تعظیم می کنه .

صدای اوق زدن هنوز میاد!

ــــــــــــــــــــ

* مارکوس ف : مارکوس فیلینت

** ف مارکوس : فرمانده مارکوس!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی قوزدار

[img]http://
Re: پایگاه مرکزی ارزشی های خودگردان دوستدار ماهی مرکب
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1388 00:49
نمایش جزئیات
آفلاین
پیرمرد غرغروئی که هنوز مطمئن بود مهندسی سازه! از در وارد میشه!


_ به نظر من باید اونو با پستهای حذف شده، تاخت بزنیم!!


همه روشونو برمیگردونن و با دیدن موجود مزبور، سکته ناقصو رد میکنن و میرن تو خط کامل!!


موجود دریایی که هیچ ربطی به ادمیزاد نداره و یه کلاه فضانوردی هم روی سرشه که توش ابه تا نفش بکشه؛ با عصاش که سرش برق میزنه، میره یه گوشه:


_ من به عنوان فرمانده ی موودات دریایی دریاچه هاگوارتز، که دوستی دیرینه ای با ماهیان مرکب داشته و داره ام! حضور خود را در این حذب ارزشمند مثبت ارزیابی میکنم! و مطمئنم الان به هیچ وجه عصبی نبوده و نیسته ام!


لوسیوس که تازگیا به فکر آراستگی ظاهر افتاده، به بررسی موهای بلند فرمانده می پردازه:

= واقعا اصل اصله! کلیم قیمتشه!!!


قرچ!


_ دفعه آخرت باشه به گیسوانم دس میزنی!



.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فرمانده مارکوس در 1388/6/6 0:51:32
[b]ارز