صدای شادی محفلی ها از دستگیری بلا از درون آشپزخانه شنیده میشد.
- این هم مزیت دور هم جمع شدن محفلیاس! بدون هیچ شخصی جلو رات!

و لبخند شبطانی زد و جلوی در ایستاد. نگاهی به اطراف انداخت و به آرامی دستانش را دور دستگیره حلقه کرد. بدون اینکه حتی صدای چلکی شنیده شود در را گشود.
و اکنون بلا درون خیابان بود. خنده ای به ریش محفلی ها کرد و با صدای پقی ناپدید شد.
خانه ریدل:
- خوبه لورا. کاملا فهمیدی که باید چی کار کنی؟
لورا در قالب لیلی آه کشان جلوی لرد ایستاده بود و هیچ راهی جز قبول دستور لرد نداشت.
لرد با عصبانیت تکرار کرد: اگه نقشه رو درست نفهمیده باشی این خودتی که گیر میفتی!
لورا به آرامی گفت: و همچنین بلا.

لرد چشم غره ای به لورا رفت و گفت: بهتره دیگه بری. لودو و روفوس برای فرار کردن از اونجا کمکت میکنن. نقشه رو گرفتی؟
لورا که اصلا قصد گیر افتادن در چنگال محفل را نداشت، نقشه را یک بار در ذهنش مرور کرد و با اطمینان پاسخ داد:
- بله ارباب!
لرد دستش را به سمت در تکان داد و گفت: بهتره هرچه سریع تر برین.
مرگخواران تعظیم کوتاهی کردند و از آنجا خارج شدند. مدتی بعد بلا با عجله وارد اتاق لرد شد و گفت: مای لرد! من نجات پیدا کردم!

لرد بلافاصله از جایش بلند شد و گفت: چی؟ پس لورا ... تو اونو تو راهت ندیدی؟
بلا با تعجب پرسید: نه برای چی باید میدیدمش؟

دقایقی بعد:
لودو با وحشت گفت: ارباب اون الان دقیقا جلوی دره و داره زنگو میزنه.

صدای لرد از پشت گوشی (!) شنیده شد که گفت: جلوشو بگیر، نذار بره تو.
روفوس و لودو با نگرانی نگاهی به لورا انداختند و نمیدانستند که آیا موفق میشوند مانع رفتن او به داخل خانه شوند یا قبل از آن، محفل او را میگیرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





حالا وقتی اون کله زخمی اومد توی حیاط، پرسی از پنجره بیهوشش میکنه و بعد میارینش پیش من. بعدم بچه رو میدیم نجینی بخوره! کدوم اربابی رو دیدید که خودش بشینه و همچین نقشه ی هوشمندانه ای بکشه؟ قدر ارباب به این گولاخی رو بدونید!