- معلومه که کسی قبل ما اینجا نبوده بلا ، واقعا با خودت چی فکر کردی که این حرف رو جلوی ما ، لرد لردها ، ارباب ارباب ها بزنی؟
- آخه سرورم ، قربون اون پروژکتور رو سرتون برم که شب رو مثل روز برای ما گمراهان روشن میکنه ، اینجا نوشت که "در محل مورد نظر یک کلبه احداث کنید و جلوش یه باغچه برای پرورش کدوحلوایی بسازید". خب اینجا هم کلبه هستش هم باغچه برای کدو حلوایی . پس مشخصه که یکی اینجا بوده .
ولدمورت درحالی که دستهایش را بر پشتش گره کرده بود به سوی جنگل ممنوعه برگشت و به درختان بلندش نگاه کرد . آرامش خاصی در تکاتک اندامهایش حس میشد . در آن لحظه گویی باوقارتر و پرابهت تر از پیش نشان میداد .
- آه بلا ، از تو دیگه انتظار نداشتم .
مشخصه که زمان هلگا این کلبه و این باغچه نبودن . زمانی هم که من به این مدرسه اومدم این کلبه بود ولی این باغچه نبود . احتمالا بعد بلایی که من سر هاگرید آوردم و اون نگهبان مدرسه شد این باعچه رو کاشته . به هرحال نکته اینجاس که ما الان یک قدم جلوییم . آنسوی ماجرا - داخل جنگل ممنوعه
آگوستوس و هاگرید ساعاتی بود که به دنبال تکشاخی که آگوستوس گفته بود میگشتند اما هیچ خبری از این حیوان نبود . هاگرید در حالی که سعی داشت شاخه ها را از کنار صورتش کنار بزند گفت :
- دقیقا گفتی کجاست؟
- دقیقش رو یادم نمیاد ، فقط میدونم این وریه
و با دست به سمتی از جنگل اشاره کرد .
هاگرید به سویی که آگوستوس اشاره کرده بود نگاهی کرد ، چینی به پیشانی اش انداخت و گفت :
- مطمئنی؟! فکر نکنما ، این ورا هیچ تک شاخیه نمیره .
- چرا؟
- چون اون طرف قبره ویلیام کثیفه ، معمولا تک شاخ ها اون ور نمیرن ، یا حداقل توی این سالهایی که من شکاربانه من مدرسه بودم ندیدم تکشاخی اون وری بره .
آگوستوس که تابه حال اسم این مرد را نشنیده بود و بسیار تعجب کرده بود گفت :
- کیم دی؟! ویلیام کیه؟ واسه چی نمیرن اونوری؟ مگه اون وری چشه؟
- اون یکی از شکاربانای مدرسه بود ، یه شایعه ی قدیمی هستش که میگن دنبال یه جور گنج بود ، زیاد راجع بهش نمیدونم ، فقط میدونم که کارش تو پرورش کدوحلوایی حرف نداشت . هرسال تو شبهای هالووین سعی میکنم رکورد وزن کدوحلواییش رو بزنم ولی نمیشه .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


اینا میخوان نجیب زاده ها رو ریشه کن کنن! بیاین بریم از این کلبه ی وحشت...



»
- هلگا هافلپاف ! »
کروشیو آستوریا! تو تعطیلات اربابو خراب کردی... کروشیو آگوستوس!
حالا این زیاد مهم نیست... خیلی خب! 1 ساعت وقت داری آستوریا! به نفعته که این دفعه کارتو درست انجام بدی! 