جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 17 بهمن 1390 19:44
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

اوه این یکی رو خیلی خوب میدونم! و قول دادم هرگز ازش استفاده نکنم، چرا؟ چون خاطره بدی ازش دارم!

لونا، چیز یعنی همون پروفسور پاتر، یه روز بهم گفت یه تخته ای رو که به رنگ سبز بود واسش بگیرم. منم چون دستام خسته میشد گذاشتمش رو کله م. بعد با همون وسیله که نباید اسمشو برد اما میشه نوشت ( گچ ) شروع کرد به نوشتن رو تخته. با هر یک کلمه ای که مینوشت موج گرد و غبار رو سرم جاری میشد. اما شرطو باخته بودم و باید نگرش میداشتم. واسه همین بعد از اتمام کار پروفسور، موهام سفید شده بود. انگار پیر شده بودم.

با این وسیله برای نوشتن روی تخته استفاده میکنن اما مشنگا روی زمینم باشون نقاشی میکشن. دیوارم از این قاعده مستثنا نیست. این گچ انواع و اقسام رنگارو داره. تو مدارس مشنگا از اون باحالاش که همه رنگی داره و باریک تر از بقیه گچاسو استفاده نمیکنن چون خرج مدرسه رو بالا میبره اما از اون کلفت تراش استفاده میکنن که شامل رنگای سبز، آبی، زرد، بنفش ( بی نهایت با سفید شباهت داره )، نارنجی، قرمز و خود سفید میشه.

اگه بندازی تو آب، پر پر میشه. وسیله ای که باش گچو پاک میکنن تخته پاک کنه! البته دستمال هم قابل استفاده س. کل مدارس مشنگی از همینا استفاده میکنن، هرچند لونا جدیدا مجبورم میکنه تخته سفید دستم بگیرم و با یه چیزی به اسم ماژیک روش مینویسه.

2.

1. Mesut Ozil! از نوشتن اسم فارسی ایشان معذورم. مسوت، مسعوت، مسعود و انواع و اقسام اسمای دیگه ترجمه شده ی اسم ایشونه. فوتبالیست خفنیه و الانم شماره 10 پرافتخارترین تیم جهان، یعنی رئال مادریده. برو حالشو ببر.

2. آنجلینا جولی! ایشون یک بازیگر هستن و محبوب بسیاری از مشنگا هستن. بازیگری خوبش باعث بوجود اومدن این محبوبیت شده!

3. مستربین! این شخص کلی فیلم کمدی داره که البته اکثرش بدون صدا هست. کارتون هم داره که تو کارتونش یک خرس داره که محبوب پروفسور لاوگوده. بازیگره!

4. اصغر فرهادی! امسال تو گلدن گلاب جایزه برد. به خاطر ساخت فیلم " جدایی نادر از سیمین " که البته پروفسور لاوگود این فیلمو به من نشون نداده. کارگردانه.

5. کوروش کبیر! پادشاه ایران بود. خیلیا قبولش دارن و حتی تو تقویم خارجیا یه روزو به خودش اختصاص داده. جملات جلبی بیان کرده!

3.

بیوگرافی؟ بفرمایین!

نام: مارتین
نام خانوادگی: تروکاس
سن: 34 سال
قد: 180 سانتی متر
وزن: 70 کیلوگرم
تحصیلات: فارغ التحصیل مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز - با توجه به علاقه ی وافرش به مشنگها، در دانشگاه مشنگا تا لیسانس به تحصیل پرداخت.
بعدش وارد دانشگاه وارتزهاگ (!) شد و تا دکترا پیش رفت.
چوب جادو: 32 سانتی متر از جنس چوب درخت کاج و موی تک شاخ
چوب جارو: جزء معدود دانشمندانی بود که به ورزش هم علاقمند بود » نیمبوس 1000
توضیحات: برخلاف بسیاری از دانشمندان مشنگ، تروکاس از همان کودکی با کارهای خارق العاده اش همه رو شگفت زده میکرد و همه میگفتن این بچه آخر یه چیزی میشه. از یک خانواده ی اصیل بود که از پایه جادوگر و ساحره بودن. هرچند خودش با یه فشفشه ازدواج کرد و تا آخر زندگیش با همسرش زندگی خوبی رو سپری کرد. سه تا بچه داشت که هرکدوم به یه سمت جذب شدن. یکیشون راه پدرشو ادامه داد، یکی ستاره ی کوییدیچ شد و اون یکی هم یه حزب (!) بوجود آورد و کلی تو زمان خودش کاره ای بود.
به این دلیل هیچ وقت رسما ثابت نشد که اون با انیشتین همکاری میکرده چون کلا این جادوگر علاقه ای به شهرت و اینا نداشت و همه ی کاراش در نهایت به اسم یکی دیگه تموم شده. در واقعا اون نقش دست های پشت پرده رو بازی میکرده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 17 بهمن 1390 12:28
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه ی دوم ماگل شناسی

بعد از پخش شدن تمام تکالیف همهمه ای در کلاس ایجاد شد و لونا گذاشت دانش آموزان کم کم با میل خود سکوت کنند و وقتی بلاخره ورقه ها را در کیف گذاشتند و کتاب هایشان را از کیف بیرون آوردند لونا از جای خود برخاست.

- درس دوم درباره ی آدم های مشهوری هست که برای جامعه ی مشنگی خیلی مفید بودن و کارهای مفیدی برای اونا کردن. حالا من یکی از این مشنگ های معروف رو نام میبرم.

سپس به تخته ی کلاس نزدیک شد و شیء سفید رنگ که جلسه ی قبل با آن اسم خود را بر روی آن نوشته بود برداشت و شروع به نوشتن کرد.

" توماس ادیسون "

- اون زمان هایی که ما جادوگرا با گفتن "لوموس" اطراف خودمون رو روشن میکردیم، حتی نصفه شب و اول صبح که هنوز هوا تاریک بود، مشنگ ها از تنها منبع نور یعنی خورشید استفاده میکردند و وقتی خورشید شروع به غروب کردن میکرد مشنگ ها ناچار بودن که بخوابند! چون بدون نور هیچ کاری نمیشد کرد.

گاها با نور ماه راه خودشون رو پیدا میکردن یا از کرم های شبتاب کمک میگرفتن. اما سرانجام یه پسر باهوش تونست با استفاده از قدرت عقلی که داشت چیزی به اسم "لامپ الکتریکی" رو بسازه که اوایل حدود چهارصد ساعت فقط نور میداد. بعد کم کم ترقی کرد و حالا مشنگ ها میتونن هر موقع از روز که بخوان از روشنایی ها استفاده کنند. البته به ازای مصرف این منبع نوری مجبورا پول قابل توجهی رو پرداخت کنند!

ادیسون قبل از این اختراع خیلی مهمش اختراعات دیگه ای هم داشته ولی این یکی از مشهور ترین اختراعاتش بوده.

البته جدیدا دانشمندای جادوگر به این نتیجه رسیدن که ادیسون یه همکار یا همون دستیار جادوگر داشته که خیلی بهش کمک کرده!

خب دیگه توضیح بسه! حالا میریم سراغ تکالیف!

تکالیف:

1. اون وسیله ای که لونا باهاش شروع به نوشتن کرد چه بود؟ توضیح مختصری از اون رو بنویسید! ( جواباتون قابل قبول باشه و حتما توضیح بدید درباره ش) ( 7 نمره)

2. نام پنج نفر از افتخار آفرینان مشنگ ها رو نام ببرید، حتما لازم نیست دانشمند باشن و چیزی اختراع کرده باشن، میتونن در زمینه های هنری و ورزشی یا هر چیز دیگه ای هم باشند. در حد "یک خط" در مورد هرکدوم توضیح بدید.(10 نمره)

3. اسم اون جادوگری که به ادیسون کمک کرد رو نام ببرید و بیوگرافی کوتاهی ازش بنویسید. (13 نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/17 13:00:50
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 17 بهمن 1390 12:25
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه ی اول کلاس ماگل شناسی


این دومین باری بود که دانش آموزان وارد کلاس ماگل شناسی میشدند و هنوز به خوبی با کلاس جدیدی که پر از وسایل عجیب و غریب مشنگی بود ارتباط برقرار نکرده بودند.

دقایقی بعد لونا وارد کلاس شد و بعد از اینکه نفسی تازه کرد پشت میز نشست و کیفش را روی میز گذاشت.

- خب. یکی یکی اسما رو میخونم بیاید گلایی که کاشتین رو تحویل بگیرید.

وقتی قیافه های هاج و واج دانش آموزان را دید (حتی شاهد بود چو روی زمین را در جستجوی یافتن گل نگاه میکرد) توضیح داد:

- جمله ی " بیاید گلایی که کاشتید رو تحویل بگیرید" یه اصطلاح مشنگی هست به معنی " بیاید نتیجه و ثمر کاری رو که قبلا کردید ببینید.

و سپس شروع به خواندن اولین اسم کرد ...

گریفندور

جینی ویزلی:

10 + 2 + 10 = 22

توضیحات: در مورد سوال اول که کامل جواب داده بودی و 10 رو از 10 گرفتی. در مورد سوال دوم، من قصدم از اون سوال این بود که به طور کامل توضیح بدی اون وسیله (که قطعا چیزی که باهاش تلوزیون رو روشن میکنن کنترل هست) چیه، جوابای فضایی تحویل ندین لطفا! و درمورد سوال سوم! رول ضعیفی بود، در مورد جو گیر شدن خودتون زیاد چیزی ننوشتین و در انتها رول بی سر و ته تموم شد.

هری جیمز پاتر:

10 + 7 + 13 = 30

توضیحات: سوال دو رو خلاقانه نوشتین خوشمان آمد!

تعداد شرکت کنندگان: 2 نفر!

جمع نمرات گروه گریفندور: 26



راونکلاو

چو چانگ:

10 + 5 + 11 =26

توضیحات: سوال دومت خیلی خلاصه بود، بهتر بود یه کم دیگه توضیح میدادی. در مورد سوال سوم هم غلط املایی داشتی و کیفیت رول زیاد خوب نبود.

لینی وارنر:

10 + 7 + 13 = 30

آماندا بروکل هرست:

10 + 7 + 13 = 30

تعداد شرکت کنندگان: 3 نفر! (1 نفر اضافه = 2 امتیاز)

جمع نمرات گروه راونکلاو: 30

اسلایترین:

لی لی لونا پاتر:

10 + 7 + 12 = 29

توضیحات: در مجموع خوب بود. فقط سوال آخر اگه یه کم بهتر مینوشتی کامل میشدی.

تعداد شرکت کنندگان: 1 نفر!

جمع نمرات گروه اسلایترین: 15

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/17 12:27:06
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/17 12:29:48
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/11/17 23:28:32
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 14 بهمن 1390 18:29
نمایش جزئیات
آفلاین

1- بچه ها چه فیلمی رو تو کلاس دیدن؟ درباره ی فیلم و محتوای آن توضیح دهید. (10 امتیاز)


دزدان دریایی کاراییب 4
این فیلم یکی از بهترین فیلمای سال 2011 بوده و داستانش راجع به یه دزد دریاییه به نام جک اسپارو که به دنبال چشمه آب حیات می گرده و در این بین با نامزد سابقشم روبرو میشه و اتفاقات جالبی می افته
در آخر نامزدش که بخاطر پدرش دنبال چشمه حیات می گشت آب رو می خوره، پدرش در اثر طمع می میره و چشمه هم نابود میشه.
در آخر احتمالا خود جک اسپارو کاملا نا جوانمردانه کشته میشه...


2- اون شیء مستطیل شکل که لونا دستش بود و با اون تلوزیون رو روشن کرد اسمش چی بود؟ بگید با فشار روی هر کدوم از دکمه ها چه اتفاقی می افته؟ (7 امتیاز)

اون ریموت کنترل بود که بوسیله اون میشد تلوزیونو کنترل کرد.
باهاش میشد از یه شبکه به شبکه دیگه رفت.
میشد صدا رو کم و زیاد کرد.
البته این یکی که ما دیدیم خیلی پیشرفته بود. پروفسور یه عینک به ما داد و یکی از دکمه های کنترولو فشار داد و گفت الان فیلم سه بعدی میشه... بعد ما احساس کردیم که بعضی از کارای داخل فیلم خیلی واقعی تر شدن.
یکی دیگه بود که فیلمو نگه می داشت و عقب جلو می برد.
یه دکمه دیگش بود که باهاش تلتکست رو می گرفت و باهاش میشد زمان پخش برنامه ها یا رتبه بندی تیم های ورزش مشنگی فوتبالو دید
یه دکمه دیگه داشت که باهاش خاموش و روشن می شد!!
و چن تای دیگه بودن که رنگ و روشنایی و اینا رو کنترل می کردن...


3 - فرض کنید شما هم جزء بچه های کلاس بودین، اون فیلم رو دیدین (نوع و اسم فیلم اختیاریه) و جو گیر شدین و تحت تاثیر فیلم قرار گرفتین. رول کوتاهی درموردش بنویسید(13امتیاز)


-پروفسور؟
-بله؟
- ما جو گیر شدیم
-بله؟؟؟؟
-پروفسور یعنی واقعا همچین چشمه ای وجود داره؟؟
آماندا که این حرف را گفته بود مطمئن بود که پروف لاوگود حرف او را تایید کند.
پروف: معلومه که نه...اینا همش تخلیه...
-ولی پروفسور...اون کشتیه جادویی بود...
-جادو؟؟ اونا که جادو ندارن...اون جلوه های ویژه رایانه ایه!!
-ولی پروفسور...اونا پری دریایی داشتن...اونا...
-یعنی می خوای بگی این پری های دریایی دوستداشتنی ما با پری های دریایی وحشی داخل فیلم یکی بودن؟؟
-ولی پروفسور...
-ولی بی ولی...عجب ذهن متوهمی دارید شما...دیگه نباید از این جور فیلما براتون بزارم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 14 بهمن 1390 18:18
نمایش جزئیات
آفلاین

1- بچه ها چه فیلمی رو تو کلاس دیدن؟ درباره ی فیلم و محتوای آن توضیح دهید. (10 امتیاز)


دزدان دریایی کاراییب 4
این فیلم یکی از بهترین فیلمای سال 2011 بوده و داستانش راجع به یه دزد دریاییه به نام جک اسپارو که به دنبال چشمه آب حیات می گرده و در این بین با نامزد سابقشم روبرو میشه و اتفاقات جالبی می افته
در آخر نامزدش که بخاطر پدرش دنبال چشمه حیات می گشت آب رو می خوره، پدرش در اثر طمع می میره و چشمه هم نابود میشه.
در آخر احتمالا خود جک اسپارو کاملا نا جوانمردانه کشته میشه...


2- اون شیء مستطیل شکل که لونا دستش بود و با اون تلوزیون رو روشن کرد اسمش چی بود؟ بگید با فشار روی هر کدوم از دکمه ها چه اتفاقی می افته؟ (7 امتیاز)

اون ریموت کنترل بود که بوسیله اون میشد تلوزیونو کنترل کرد.
باهاش میشد از یه شبکه به شبکه دیگه رفت.
میشد صدا رو کم و زیاد کرد.
البته این یکی که ما دیدیم خیلی پیشرفته بود. پروفسور یه عینک به ما داد و یکی از دکمه های کنترولو فشار داد و گفت الان فیلم سه بعدی میشه... بعد ما احساس کردیم که بعضی از کارای داخل فیلم خیلی واقعی تر شدن.
یکی دیگه بود که فیلمو نگه می داشت و عقب جلو می برد.
یه دکمه دیگش بود که باهاش تلتکست رو می گرفت و باهاش میشد زمان پخش برنامه ها یا رتبه بندی تیم های ورزش مشنگی فوتبالو دید
یه دکمه دیگه داشت که باهاش خاموش و روشن می شد!!
و چن تای دیگه بودن که رنگ و روشنایی و اینا رو کنترل می کردن...


3 - فرض کنید شما هم جزء بچه های کلاس بودین، اون فیلم رو دیدین (نوع و اسم فیلم اختیاریه) و جو گیر شدین و تحت تاثیر فیلم قرار گرفتین. رول کوتاهی درموردش بنویسید(13امتیاز)


-پروفسور؟
-بله؟
- ما جو گیر شدیم
-بله؟؟؟؟
-پروفسور یعنی واقعا همچین چشمه ای وجود داره؟؟
آماندا که این حرف را گفته بود مطمئن بود که پروف لاوگود حرف او را تایید کند.
پروف: معلومه که نه...اینا همش تخلیه...
-ولی پروفسور...اون کشتیه جادویی بود...
-جادو؟؟ اونا که جادو ندارن...اون جلوه های ویژه رایانه ایه!!
-ولی پروفسور...اونا پری دریایی داشتن...اونا...
-یعنی می خوای بگی این پری های دریایی دوستداشتنی ما با پری های دریایی وحشی داخل فیلم یکی بودن؟؟
-ولی پروفسور...
-ولی بی ولی...عجب ذهن متوهمی دارید شما...دیگه نباید از این جور فیلما براتون بزارم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 14 بهمن 1390 15:04
نمایش جزئیات
آفلاین
1- بچه ها چه فیلمی رو تو کلاس دیدن؟ درباره ی فیلم و محتوای آن توضیح دهید. (10 امتیاز)

اسمش خروس جنگی بود پرفسور. داستانش در مورد یه زن و شوهر بود که با هم دعواشون می شد. زنه می گفت کار خانه داری من خیلی سخته. مرده میگفت کار من که یه تالار عروسی را باید بچرخونم سخت تره. خلاصه این دو تا جاهاشون را عوض میکنن. یعنی مرده خونه دار میشه و زنه میره توی تالار. توی این مدت هم اتفاقات جالبی می افته. مثلا مرده می خواد گاز(؟!) را روشن کنه منفجر میشه و میره توی هوا.

2- اون شیء مستطیل شکل که لونا دستش بود و با اون تلوزیون رو روشن کرد اسمش چی بود؟ بگید با فشار روی هر کدوم از دکمه ها چه اتفاقی می افته؟ (7 امتیاز)

اسم این وسیله کنترله و بنا به تحقیقاتی که شده بین جادوگران دو دسته گی بوجود آمده.
دست اول می گویند: این وسیله را فردی جادوگر ساخته و در آن طلسم فرمان به کار برده به گونه ای که با زدن هر دکمه از آن طلسم فرمان از شی بیرون آمده و به تلویزیون بر خورد کرده و دستور مربوط را به او می دهد.

دسته دوم می گویند: این وسیله یک وسیله کاملا مشنگی است و به دور از هر گونه جادو ساخته شده است.

البته هنوز درستی هیچ کدام از این دو حرف به طور قطع اثبات نشده ولی بیشتر مردم با حرف اول موافق هستند.

3 - فرض کنید شما هم جزء بچه های کلاس بودین، اون فیلم رو دیدین (نوع و اسم فیلم اختیاریه) و جو گیر شدین و تحت تاثیر فیلم قرار گرفتین. رول کوتاهی درموردش بنویسید(13امتیاز)

وقتی که فیلم تمام شد پرفسور لاوگود دوباره آن شی مستطیلی را بداشت و یکی از چند دکمه آن را فشار داد. بعد از فشار دادن آن هرچیزی که بر روی صفحه تلویزیون بود در سر جای خودش ایستاد. همه بچه ها از این که آدم های روی تلوزیزون دیگر تکان نمی خورند تعجب کردند تا این که یکی از پچه ها پرسید:
- پرفسور این آدم ها خسته نمی شن باید همین جوری با ایستند؟

پرفسور لاوگود که انگار منتظر همین سوال بود جواب داد:
- آورین. سوال خوبی کردی. برای این که بدونید بر خلاف ما جادوگرا اون ها از یه چیزی به نام الکتریسیته استفاده می کنند. دلیل این که این ها هم خسته نمی شن به همین چیز بستگی داره تازش هم اون ها اصلا خبر ندارند که این جا ایستادند.

دوباره یکی از پچه دستش را بالا برد و گفت:
- پرفسور من نفهمیدم چرا وقتی این زنه کیکه را پرت کرد تو صورت مرده از دستش استفاده کرد و یا چرا این مرده برای درست کردن وسایل خانه از چوبدستیش استفاده نکرده بود؟

پرفسور لاوگود دوباره جواب داد:
- خب بچه ها این ها اصلا از جادو بلد نیستن استفاده کنند و فکر نکنم هم اصلا بدونن چنین چیزی وجود داره. من هم برای این که شما یکم تمرین کنید تا دستتون قوی بشه چند تا کیک آماده کردم که باید بزنید توی صورت هم. دقت کنید که این کار باید بدون استفاده از جادو باشه.

بچه ها از این که باید بدون استفاده از جادو این کار را میکردند چندان خوشنود نبودند ولی پس از دوبار پرتاب کردن کیک های پر از خامه به صورت حریفشان بسیار لذت بردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این شناسه قبلیمه

شناسه جدیدمه

ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک ولدک

ای جادوگران و ساحره ها. بدانید که هری مرد بزرگی بود. راه او را ادامه دهید.
ارزشی ولدک کش

تصویر تغییر اندازه داده شده تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1390 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

فیلم آواتارو دیدن! ولی نمیدونم پروفسور لاوگود چه جادویی به کار برد که فیلم به این طولانی ای تونست تو کل زمان کلاس از اول تا آخرش پخش بشه. به هر حال مسائل جادویی جاش تو کلاس ماگل شناسی نیست.

[spoiler=توضیحات فیلم]این فیلم در مورد گروه بزرگی از آدماس که اومدن به یه سیاره! ( همین بود دیه؟ خو چی کار کنم دوبله فارسی نداشت هرچی برداشت کردم میگم! ) تو این سیاره مث هر جای دیگه یه جنگل بزرگ وجود داره که انواع و اقسام حیوونارو داره. که البته این حیوونا با حیوونا زمین فرق دارن و قوی ترم هستن. یک گروه از اینا یه جورایی شبیه آدمن با این تفاوت که دم دارن و سایزشون چند برابر یه آدمه و رنگ پوستشونم آبیه. انسانا برای بدست آوردن منابع اونجا و از بین بردن "ایوا" که خیلی برای همین آواتارا مهمه کلی سرباز و وسائل جنگی میارن تا بتونن به مقاصدشون برسن. آواتارا هم کلی سعی میکنن تا با تیرکمون (!) با اونا مقابله کنن، اما شانسی در مقابل وسائل ابرپیشرفته ی انسانا ندارن. اونا تفنگ اینا تیرکمون؟

این وسط یه گروه انسان دیگه هم بودن که دانشمند بودن و نمیخواستن اینجا نابود شه و میخوان از در صلح وارد شن تا به مقاصدشون برسن. پس یه سری آواتار که شباهت زیادی به یه انسان داره و هردو مخصوص هم هستن میسازن. وقتی آدما وارد یه محفظه میشن با ذهنشون میتونن اون جسم آواتاری خودشونو تکون بدن و برن اینور اونور. خلاصه میکنم! یکی از آدما عاشق دختر رئیس قبیله ی آواتارا میشه و همین طور شیوه ی زندگی کامل اونارو یاد میگیره و بعد تصمیم میگیره با آواتارا همکاری کنه و بر علیه انسانا که اینجا دارن وحشی بازی در میارن کار کنه. با کمک اون و بقیه ی قبایل آواتارا پیروز میشن و آدمارو بیرون میکنن! این وسط این آدم اصلیه که اسمشم جیکه و اتفاقا معلولم هست تصمیم میگیره کلا آواتار شه و با کمک ایوا از جسم انسانیش بیرون میاد میپره تو جسم آواتاریش. پس آواتار میشه دیه! آه چه فیلم زیبایی!

پیام اخلاقی! ای آدما! اینقدر وحشی بازی در نیارین واسه منافع خودتون. اون بدبختا رابطه ی عمیقی با هم دارن و نباید موجودات دیگه رو اذیت کرد. دهه![/spoiler]

2.

این جعبه هه رو مدتی پیش خونه لونا اینا لونا ... اهم یعنی پروفسور لاوگود دیدم. با یه وسیله که همون مد نظر شماس، هی تصویرا صفحه رو عوض میکرد. انگار چوب جادویی بود که بدون اینکه اشعه بده بیرون و چیزی بیان کنیم ورد میگفت.

هی میزد تو سر اون وسیله میگفت " ای کنترل لعنتی، پس چرا کار نمیکنی؟ " و بعد از چندبار زدن تو سر خودش و کنترل بالاخره اون صفحه عوض میشد. لونا هم وقتی تصویر عوض میشد با خوش حالی میگفت " هوووورا کانال عوض شد! "

خودم با چشا خودم دیدم وقتی میزد دکمه 1 میرفت تصویری که بالاش مینوشت 1 و بعد یه ثانیه محو میشد. دو میزد اون بالا دو مینوشت و دوباره محو میشد. چند بارم یه دکمه رو فشار داد و تصویر دراز و باریک و پهن و کلا اندازه ش عوض شد. تازه! اون یه دکمه دیگه هم میزد که یه تصویر کوچولوی دیگه پایین اون تصویر گنده هه میومد و یه چیز دیگه نشون میداد. روشم pip نوشته بود. لونا چند بارم با ذوق میگفت " ایول الان میرم تلتکس ببینم امشب فیلممو داره یا نه". با یه دکمه هم هی ملت تو تصویر صداشون بلند و کم میشد. واقعا خیلی جالبه از این فاصله میشه ولوم مردمو پایین و بالا بردا! یعنی میشه منم وقتی لونا بلند حرف میزنه با اون دکمه صداشو اونقدر پایین بیارم تا فقط دهنش تکون بخوره و صدایی از توش بیرون نیاد؟؟؟؟

3.

همه به شدت تو صفحه ی تلویزیون زل زدن که یهو یه نوشته هایی از پایین میره بالا و بلافاصله با یه دکمه که پروفسور لاوگود میزنه صفحه تاریک میشه و تصویر سیاه میشه.

- آه ...

لینی با چشمایی پر از اشک مشتشو تو هوا تکون میده و میگه: شانس آوردن که نتونستن اونارو نابود کنن، وگرنه خودم میزدم تک تک اون مشنگای بوقی رو میکشتم!!!

نصف کلاس به تبعیت از لینی شروع به اعتراض میکننن و همهمه ای تو کلاس میپیچه. این وسط اسمایی از قبیل " وحشیا، بی رحما، بی وجدانا، بی احساسا " و هزاران ناسزای دیگه که نثار مشنگا میشه. ( گروه جنگیشون نه گروه علمی )

پرفوسور لاوگود با تعجب یه نگا به شاگردا کلاسش میندازه و میگه: نباید فراموش کنین که اینا همش فیلمه. واقعیت نداره، تخیلات انسان هاست. پس هرچی اون تو بوده الکیه، خودتونو به خاطرش ناراحت نکنین.

اون اینو میگه و سمت کیفش میره، اونو برمیداره و بعنوان آخرین جمله قبل از خارج شدنش از کلاس میگه: هرچند هیچ چیز غیر ممکن نیست.

و پشت در بسته شده ی کلاس ناپدید میشه. فلور با خوش حالی به نقطه ای از سقف خیره میشه و میگه: ولی خوب تموم شد.

لینی که تا اون لحظه احساس عصبانیت میکرد، با شنیدن حرف فلور چشماشو بست و بعد از چند ثانیه تفکر با آرامش گفت: درسته ... آخرش خوب بود، پس چرا باید خودمو ناراحت کنم؟

و چشماشو با اطمینان باز میکنه، به صفحه ی سیاه تلویزیون خیره میشه و میگه: اونا بردن، مهم اینه!

و لبخند زنان سریع وسایلشو میریزه تو کیفش و همراه بقیه از کلاس خارج میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1390 17:12
نمایش جزئیات
آفلاین
-فیلم مورد نظر "She is the man !! " می باشد . داستان دختری علاقه مند به فوتبال می باشد که به خاطر همین علاقه جای خودشو با برادرش عوض می کنه و میره مدرسه فوتبال پسرانه که بعد اونجا عاشق هم اتاقیش میشه و بعد از کلی ماجرا تیم مدرسه رو تو مسابقات نهایی برنده می کنه . بعد وسطا قضیه لو میره و بعد کلی وساطت قبول می کنن که دختره باز تو اون مدرسه بمونه !!!


2. استاد میشه یه راهنمایی کوچیک بکنین ؟؟؟؟ موبایلتون نبوده احیانآ ؟؟؟



3. بچه ها در حالیکه از شدت احساساتی بودن فیلم اشک در چشمانشون حلقه زده با صدای استاد به خودشون میا ن....
- بچه ها از فیلم چه نتیجه ای گرفتین ؟
جینی : استاد ، اجازه ؟؟؟
استاد : نخیر ، ویکتور چیزی می خواستی بگی ؟ بگو ، چه نتیجه ای گرفتی ؟
ویکتور : استاد به مرلین دست ما بالا نبود هاااا ..... ولی حالا که اصرار می کنین میگم .... راستش این مشنگا خیلی بیکارن که کلی انرژی می زارن واسه دویدن دنبال یه توپ بی ریخت !! کووییدیچ خودمون خیلی خوبه . نه دویدن داره ، نه انرژی می خواد ، نه ...
در این حین دوباره جینی : استاد ؟؟؟؟ میشه ....
استاد : هیچ کس اجازه نداره بدون اجازه من صحبت کنه !!! ویکتور ادامه بده ...
ویکتور : بله ... خب .... همین دیگه .... در کل کوییدیچ ما خیلی باحال تره !
جینی که از شدت ناراحتی اشک در چشمانش حلقه زده بود کنترل خودشو از دست داد و داد زد : استاد .... مواظب باشید .... روی رداتون یه سوسکه .....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در اندرون دل خسته من ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...

در زندگی مثل زودپز باش...هر وقت جوش آوردی در کمال آرامش سوت بزن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 بهمن 1390 22:22
نمایش جزئیات
آفلاین
-1 بچه ها چه فیلمی رو تو کلاس دیدن؟ درباره ی فیلم و محتوای آن توضیح دهید. (10 امتیاز(
کینگ کنگ ! (اونا که نمی دونن مال کی هست) داستان به چند صورت نوشته شده و ان ها این مودلش رو دیدن : یه کشتی برای تحقیقات داره به یک جزیره میره که از توی اب یه دختر رو میگیرن و دختر همراه اونا به جزیره میره و اهالی جزیره دختر رو میدزدن بعد از یه مراسم به یه جای بلند میزارنش ویک گوریل بزرگ یا همون کینگ کنگ میاد دختر رو به عنوان عروسش میبره اول دختر از اون میترسه ولی بعد ازش کم کم خوشش میاد بعد اهالی کشتی میان اون رو نجات میدن ومیمون رو برای نمایش به شهر می برند ولی گوریل فرار می کنه و میره با دختره بالایه یه برج بلند معروف که اسمش یادم نیست وبعد از این که چند تا جت رونا بود میکنه با تیر میزننش وبعد.............. کینگ کنگ میمیرد! و بع د دختره که عاشق یکی از مر دای کشتی شده با اون مرده ازدواج می کنه.


2 - اون شیء مستطیل شکل که لونا دستش بود و با اون تلوزیون رو روشن کرد اسمش چی بود؟ بگید با فشار روی هر کدوم از دکمه ها چه اتفاقی می افته؟ (7 امتیاز(
ان یک کنترل بود که از ان برای خواموش و روشن کردن عوض کردن کانال ها و کم و زیاد کردن صدای تلوزیون از ان استفاده میشود.


3- فرض کنید شما هم جزء بچه های کلاس بودین، اون فیلم رو دیدین (نوع و اسم فیلم اختیاریه) و جو گیر شدین و تحت تاثیر فیلم قرار گرفتین. رول کوتاهی درموردش بنویسید(13امتیاز)

همه دارن فکرمیکنن دختره و بقیه با خودشون چوب دستی نداشتن ودختره چرا همون اول با چوب دستی کار کینگ کنگ رو نساخت که یهو یادشون میفته که اون ها ماگلن
چو: اه اه اینم ماگل ها چغدر ناتوانن و این جوری براشون مشکل روحی پیش میاد چون جادو بلد نیستن.
پرفسور لونا : خوب ماگل ها این طورین این طوری هم راجب اون ها حرف نزنین یک دقیقه خودتون رو بزارین جای اونا انقدر کوتاه فکر نباشید که...............
همه بچه ها باهم :بابا باشه پرفسور شماراست میگین فقط لطفا دیگه هیچ چی نگین!(خوب واقعا هم درست میگفت!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چوچانگ در 1390/11/12 19:21:09
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 10 بهمن 1390 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
1- بچه ها چه فیلمی رو تو کلاس دیدن؟ درباره ی فیلم و محتوای آن توضیح دهید. (10 امتیاز)

بچه ها داشتن فیلم جدایی نادر از سمین که به گارگردانی اصغر فرهادی ساخته شده بود رو میدیدن سیمین (لیلا حاتمی) میخواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه (سارینا فرهادی) از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمیخواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج میبرد تنها رها کند. این اختلافات باعث میشود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش را رد میکند و مجبور میشود به خانه پدرش برگردد. ترمه تصمیم میگیرد پیش پدرش نادر بماند به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد. نادر نمیتواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام میکند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کردهاست. یک روز نادر به خانه بر میگردد و پدرش را در حالی که طناب پیچ شده و تنها رها شده میبیند. وقتی راضیه به خانه بر میگردد دعوای شدیدی در میگیرد که عواقب تراژیک آن نه تنها زندگی نادر را زیر و رو میکند بلکه تصویر دخترش از او را دستخوش تغییر میکند.

2- اون شیء مستطیل شکل که لونا دستش بود و با اون تلوزیون رو روشن کرد اسمش چی بود؟ بگید با فشار روی هر کدوم از دکمه ها چه اتفاقی می افته؟ (7 امتیاز)

اون شی مستطیل شکل دست استاد لاوگود بود یک کنترل بود که به وسیله ی دکمه پاور ان می توان تلویزیون رو روشن کرد با دکمه های شمار دار اون می توان هر کانالی که میخوای ببینی و به وسیله دکمه های دیگر می توان تلویزیون رو تنظیم کنی یا تلتکس رو تماشا کنی و از اخبار با خبر بشی یا با دکمه کم و زیاد صدای تلویزیون رو تنظیم کنی

3 - فرض کنید شما هم جزء بچه های کلاس بودین، اون فیلم رو دیدین (نوع و اسم فیلم اختیاریه) و جو گیر شدین و تحت تاثیر فیلم قرار گرفتین. رول کوتاهی درموردش بنویسید(13امتیاز)

در کلاس دانش اموزان بسیار تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودن .
لی لی باخودش فکر کرد
لی لی :اه خدای من دختر خیلی گناه داشت بیچاره ترمه
لی لی در افکارش درمورد فیلم غرق شده بود که یکدفه استاد لاوگود گفت
لونا:خوب بچه ها یکی یکی نظرتون رو درباره ی فیلم بگین
بچه های کلاس یکی یکی نظرشون رو در باره فیلم گقتن
نوبت به لی لی که رسید گفت
لی لی :بنظر من ترمه خیلی گناه داشت من اگه جای اون بودم خودکشی می کردم.....
درهمین هین جغدی حاوی پیام بسیار مهمی برای لی لی امد
اون پیام این بود که مامان باباش دارن جدا می شن ولی لی غش کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دانش بهترین هدیه است وشجاعت بهتر