سوژه جدیدبرخلاف همیشه، اینبار پاتوق تمام مرگخواران از خانه ریدل به قصر خانواده مالفوی تغییر پیدا کرده، چون تو سوژه ی قبلی این قصر به ارباب لرد ولدمورت کبیر اهدا شد و ایشونم تصمیم گرفتن با کلیه ی متعلقاتشون به اونجا نقل مکان کنن.
لرد درحالیکه راهروهارو طی میکرد و در حال ایراد گرفتن از خونه و اعمال سلیقه ی شخصی خودش تو چیدمان اونجا بود، با خانواده ی مالفوی ها سخن میگفت.
- اتاق تو کجاست لوسیوس؟
لوسیوس با اندوه عمیقی نگاهی به همسرش میندازه و میپرسه: چطور مگه ارباب؟

لرد متوقف میشه، چند لحظه ای سکوت برقرار میشه و لوسیوس به سختی آب گلوی خودشو قورت میده. لرد برمیگرده و رو به لوسیوس میگه:
- چیزی پرسیدی لوسیوس؟ کسی به خودش جرات داده از ما سوالی بپرسه؟ سوال در جواب سوال ارباب؟

لوسیوس دستاشو به حالت تدافعی ای بالا میاره و میگه: نه نه ارباب اشتباه شد. بفرمایین از این طرف ...
لوسیوس راهروی اون طرفی رو اشاره میکنه. لرد نگاهشو از لوسیوس برمیداره و به همون سمت حرکت میکنه.
- مسلما زیباترین و بزرگ ترین اتاق این قصر متعلق به تو که بزرگ خاندانت هستی بوده، درست نمیگم لوسیوس؟

لوسیوس دهنشو باز میکنه تا جوابی بده که لرد مانع اون میشه.
- میخواستی به خودت جرات بدی و صحت حرفای مارو تایید یا رد کنی؟
لوسیوس که نمیدونه باید چه جوابی بده با نمایان شدن در اتاقش، سعی میکنه بحثو عوض کنه.
- بفرمایین ارباب اونجا اتاق منـ...
- بود! الان دیگه متعلق به اربابه.

لوسیوس ساکت میشه و آه کشان همراه خانواده ش به دنبال لرد راه میفته که برای بررسی اتاق به سمتش رفته، اما اتاق دیگه ای که قفل مشنگی بزرگ بش وصله، توجهشو جلب میکنه.
- اون در چیه لوسیوس؟
لوسیوس رد نگاه لردو دنبال میکنه و با رسیدن به اتاق اسرار آمیزش که همیشه درش قفل بوده، بیش از پیش لرزه بر اندامش جاری میشه.
- اون اتاق منظورتونه ارباب؟

لوسیوس همزمان با گفتن این جمله، اتاق دیگه ای که پشت لرد قرار داره رو نشون میده. لرد تکونی به چوبدستیش میده و سر لوسیوس رو به سمت اتاق مورد نظر خودش میچرخونه و میگه:
- این در لوسیوس ... پشت این در چیه؟ اون علامتای مسخره ی روش چه معنایی دارن؟

نارسیسا و دراکو و آستوریا و اسکورپیوس، که تا به اون روز نتونسته بودن پرده از اسرار نهفته تو اون اتاق بردارن، برخلاف تمام این مدت چهره ای مشتاق به خودشون میگیرن و به لوسیوس خیره میشن. هیچ وقت لوسیوس به اونا اجازه ی ورود به اونجارو نداده بود ...
اما لوسیوس به شدت نگران و مضطرب به نظر میرسه!