یاکسلی؛درود بر تو کاراگاه وفادار!
خیلی خوش آمدی! منتظرت بودیم!
ضمنا فرم رو با دقت پر نکردی برادرجان! ما گفتیم نام و نام خانوادگی. این یک قسمت مهم از فرمه و هرچند همه اعتراض می کنن به این قسمت ولی باید بدانند که ما چیزهایی می دانیم که آن ها نمی دانند و یکیشان همین است که الان من از کجا بدونم یاکسلی اسم بزرگه یا کوچیک و اگه بزرگه کوچیکش چیه و اگه کوچیکه بزرگش چیه؟! اصن حال می کنید تدبیر و دوراندیشی دولت آزادی و پرواز را؟!
اریک مانچ؛آفرین بر شما اسکلت با بصیرت!
از فرمی که پر کرده بودی لذت وافور! بردم!
ای بابا... خودمونیما... چرا دور و برم پره مرده و اسکلته؟! این از این، اون از دوماد و ایوان! آباجی هم که از مرگ برگشته. جدجان هم که بین دو دنیا ترانزیت ورداشته با سکته های ناقصش!
نکنه منم مردم و اینا همش توهمات خلوص 100 درصد مزارع ویتنامه؟! چندسال پیش که یه مدت حبس آزکابان بودم ارباب اومد یه آوادا زد ها! ولی من فک کردم شوخی کرده. نکنه راستکی بوده؟! یعنی من زنده ام؟... یا مردم؟... یا زنم؟... نکنه من دارم دچار سندروم بحران هویت هوکی میشم؟... ولش کن! مهم نیس! مهم اینه که من وزیر قانونی و بر حق جامعه ام و زنده باد تابستان!
آلبوس سوروس پاتر؛نه! من به این نتیجه رسیدم که نمردم! چون از نوزده سال بعد هم یاران آزادیخواهی دارم!
زنده باد آلبوس سوروس!
زنده باد تابستان!
زنده باد آزادی و پرواز!
آفرین بر تو پسر غیور و روشنفکر که گول پدر کله زخمی و مادر به راه تباهی رفته و برادر بوژبوژی ات را نخورده و راه طولانی آزادی را انتخاب کرده و خسته نشدی چرا که خستگی برای ما وابسته به چیزان بی معنا ست !
چارلی ویزلی؛بنا به درخواستت در دفتر وکلای پایه 1 تو رو به عنوان کارشناس حقوقی دولت آزادی و پرواز و وکالت دولتی آزکابان منصوب کرده و از همینجا اعلام می کنم علاوه بر سایر وکلای آزاد و خصوصی که دفاع از متهمان بازداشت شده در آزکابان را بر عهده خواهند داشت، چارلی ویزلی نیز به عنوان وکیل دولتی در همه ی دادگاه ها حاضر شده و از متهمان دفاع خواهد کرد تا مدعایی باشد بر شدت عطوفت و مدارای دولت تابستان با مخالفان و معاندانش!
برای دلوقلوه هم جوش نزن چارلی. به زودی دستگیر میشه و بعدش می تونی تا دلت میخواد ازش دفاع کنی!
رون ویزلی؛اشتباه کردی ویزلی!
هر چند بنده هم مثل دوماد برایت آرزوی سلامتی و سعادت دارم ولی به عاقبت مسیری که در پیش گرفتی خوش بین نیستم. چرا که این ره که تو می روی به بوژبوژستان است!
ملت غیورپرور!
هم اکنون می خواستم یک مطلب مهمی را اعلام کنم ولی یادم رفت چه بود! حالا بعدا که یادم آمد عرض خواهم کرد. پس تا آن موقع زنده باد تابستان!