جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

28 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
28
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  98 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  176 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  294 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  281 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  353 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  256 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 3 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 29 دی 1392 15:30
نمایش جزئیات
آفلاین
بسم المرلین


سوال نخست


اولین مرلینگاه مشخص نیست کی و یا چگونه ساخته شده ولی مطمئنا به دست مرلین و یا دوستانش ساخته شده.

البته شایعاتی هست که یکی از دختر هایی که می خواسته به مرلین برسه و نمی تونسته می رفته یک جایی می شنسته و زار زار گریه می کرده، بعدا چون اون برای مرلین گریه می کردهف اسم اون مکان رو گذاشتن مرلینگاه.

این شایعه است ولی اگر واقعیت داشته باشه اتمالا بعدا کارکرد دیگری هم به جز فکر کردن، گریه کردن بهش اضافه شده ...

سوال دوم


تو سوال قبلی پاسخ دادیم استاد!

احتمالا چون در اون مکان اون دختر برای مرلین نقشه می کشیده و گریه می کرده و از اینا، اسم مکان رو مرلین گاه گذاشتن.


سوال سوم



عاقا این کارا خیلی سخته ... اصن با موازین و شئونات آسلامیک ما جور نیست ... ما از ذکر توضیح عاجزیم، دیدی یهو آرشاد داشت رد می شد.

روونا ===> سالازار
گودریک ===> هلگا



سوال چهارم


هیچ یک !

به دلیل اینکه مرلین مخلوطی از شجاعت، اصالت، هوش و درستکاری و سختکوشی بود. همه این عناصر به اندازه درست درش وجود داشت.

پس نباید انتظار داشته باشیم مثل چهار موسس، فقط یک عنصرِ اصلی درونش باشه. مرلین نیازمند یک گروه چهار جانبه است.

ولی چون معمولا گریفیندوریان و ریونی ها، هر چهار عنصر رو به خوبی درونشون دارن ، این دو گروه انتخاب های آخرین خواهند بود. هر چند گروهی شایسه مرلین وجود نداره.


سوال پنجم


عاقا این مرلین ما از نواحی و جوارح مختلف دارای نقص عضو هستن، به پر جوارحی خودتون ببخشید.

تصویر تغییر اندازه داده شده


استاد به نقاشیمون امیدوار باشیم ؟ عایا ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 27 دی 1392 17:56
نمایش جزئیات
آفلاین


1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)


بنا به احادیث و روایات...اهم اهم ببخشید گفته شاهدان عینی ٬اولین مرلینگاه توسط شخص شخیص٬ام مرلین( بیسواد یعنی مادر مرلین ) ساخته شده.داستان ساخته شدنش هم به این صورت بود٬که یهروز هنگامی که مرلین 4 ماهه بود٬گلاب به روتن هی کارای بد بد میکرد٬ومادر بیچارشم مجبور بود توی برف و بوران وسرما یخ حوض بشکنه و کار خرابی های مرلینو درست کنه.

تا این که یه روز مادر مرلین از این همه کار خسته شد و گفت« ذلیل بشی بچه٬از صبح تاحالا سه بار کار خرابی کرده شیطونه میگه بذارمش تو جوب آب»

اما از آنجایی که مهر وعطوفت مادر مرلین خیلی زیاد بود نه تنها بچشو تو جوب آب ول نکرد بلکه با استفاده از آجر و سنگ اتاقی کوچک در مجاورت خانه درست کرد که در آن همیشه آب گرم برای شستشو موجود بود دیگر اعضای خانواده نیزکه اینطور دیدند تصمیم گرفتند کارشان را در همان اتاق انجام بدهند و اینگونه مرلینگاه توسط ام مرلین کشف شد.


2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

در زبان نه چندان شیرین فارسی « گاه » پسوند مکان است مثل
کارگاه= محل کار
خوابگاه+محل خواب و...
پس واضح و مبرهن است که مرلینگاه به معنای محل مرلین است.علت این نام گذاری این است که مرلین همواره از بیماری خشکی مزاج (گلاب به روتون یبوست) رنج میبرد به همین دلیل بخش زیادی از عمر خود را در آن مکان سپری کرد.و همانطور که میدانید در مرلینگاه همواره فکر های بکری به ذهن انسان میرسد و به نظر من دلیل موفقیت مرلین در جادو همین حضور زیاد در اتاق فکر(!!!) بوده است.

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)


استاد٬ما بسیار به مثلث عشقی علاقه داریم به همین دلیل گودریک و سالازار را عاشق روونا میکردیم اما روونا اصلا به آن ها نظر خوش نشان نمیدهد.اما دو عاشق دلخسته نیز تسلیم نمیشوندو هر یک به روشی سعی در جلب توجه روونا میکنند.سرانجام روونا از هردو نفر میخواهد گه ساختمان بلندی بسازند.سالازار یک ساختمان 3طبقه میسازد وگودریک هم که حسودیش شده میرود روی سه طبقه ی سالازار 4 طبقه دیگر میسازد و این ساختمان هفت طبقه را به اسم خود ثبت میکند.سالازار نیز که بسیار زورش گرفته(مورچه گازش گرفته) تصمیم به کشتن گودریک میگیرد و نصف شب با یک تبر تیز میرود بالای سر گودریک وتبر را بالا میبرد تا گگردن گودریک را قطع کند اما گودریک ناگهان بیدار میشود و با شمشیرش به سالازار حمله ور میشود .دوئل بین این دو تن مدتی طول میکشد اما سرانجام گودریک بر سالازار پیروز میشود. و سالازار نیز کشته میشود هنگامی که روونا خبر مرگ سالازار را می شنود و میفهمد که او در راه عشق او مرده بسیار ناراحت و افسرده میشود و خودکشی میکند.گودریک نیز پس از شنیدن خبر خودکشی روونا سر به بیابان جادویی میگذارد.و هافلپاف که حالا تنها مانده آن ساختمان هفت طبقه را تبدیل به مدرسه میکند و با این کار به همه ثابت میکند که عشق کشک است.

استاد به نظرتون اینو بذارم تو نود و هشتیا؟؟؟؟


4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

هوووووووووم بسیار سخته ٬ بذارین فکر کنیم.................
خب مرلین دارای هوش سرشاری بوده پس انتخاب اول ریون کلاوه.
همچنین ایشون سختکوشی بسیاری داشتند پس هافلو هم در نظر میگیریم.
همچنین ایشون از هفت نسل قبل جادوگر بودن پس اسلیترین هم ممکنه.

اجازه بدین ده بیست سی چهل کنیم(دَ بی سی چِِِل)
ده
بیست
سی
چهل
پنجاه
شصت
هفتاد
هشتاد
نود
صد
٬ آش ماش بیرون باش منتظر منم باش
بله استاد متاسفانه اسلی حذف شد.
ده
بیست
سی
چهل
پنجاه
شصت
هفتاد
هشتاد
نود
صد
٬آش ماش بیرون باش منتظر منم باش

بله استاد متاسفانه ریون هم حذف شد پس نتیجه میگیریم مرلین تو هافلپاف بوده!!!


5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)

تصویر تغییر اندازه داده شده


با تشکر از بیل گیتس و ویندوز 7

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 25 دی 1392 22:59
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام


1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)

خب وقتی چهار بنیان گذار مدرسه جادوگری و خیلی مکان های دیگر جامعه ی جادوگری را ساختند ، در یک جلسه سری ، تصمیم گرفتند تا یک مکانی بسازند تا آلودگی های ایجاد شده در جامعه ی جادوگری و مدرسه جلوگیری کنند. چهار بنیان گذار نیز دستشویی را ایجاد کردند و همگان را به تحسین وا داشتند.

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

توسط فردی به نام جیسوف آمبریج که بزرگ خاندان آمبریج ها می باشد. این فرد همیشه با انسان های خوب و سفید مشکل داشت و در آن زمان که تازه مرلینگاه کشف شده بود ، هنوز جامعه ی جادوگری براش اسمی پیدا نکرده بودند و نیاز به یک اسم داشتند. این فرد خبیث که در ان زمان نیز وزارت را در دست داشت ، با استفاده از این قدرت خود که زوری بدست آورده بود ، این اسم را بر روی این تکلونوژی نو قرار داد تا مرلین را خار و ذلیل کند.


3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

شوخی شوخی با دم شیر هم شوخی؟ .... خب من هلگا رو می فرستم بغل گودریک (خودم!) رونا رو هم می فرستم بغل گودریک! ... نمیشه؟!چرا؟! ... خب اینطوری نمیشه که!

خب من هلگا و خودم رو یه جا قرار میدم! من شجاع ، هلگا هم یه همدم و همیشه امیدوارم با پشتکار فراوان! یک زوج موفق می شیم!

سالازار و رونا هم یه زوج دیگه! رونا عاقل و هوشیار می تونه یک همکار خوب و همیشگی باشه برای سالازار!

4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

خب گریفندور! اصلا تو گریف بود! کی گفته اول اون بوده بعد بنیان گذاران؟ من خودم کلاه گروه بندی رو گذاشتم تو سرش! کلاه بدون درنگ گفت گریفندور! مرلین یه پسر شجاع و بسیار بی باک بود و برای خوبی ها می جنگید!

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)

پیوست شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (12.95 KB)
32151_52d6e0d969b44.jpg 292X300 px
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 دی 1392 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)

اولین مرلینگاه توسط یکی از طرفداران پروپا قرص مرلین ساخته شده است. این شخص عاشق شخصیت مرلین بوده است و او را اسوه و الگوی خود قرار داده بود و در بعضی از کتب اشاره شده که حتی درصدد خریدن کش تنبان با تکنولوژی پیشرفته بوده است.
روزی این شخص مجهول به دنبال کارهای مرلین پسند خود بود که به ماگلی برخورد. این ماگل مهمان نواز شخص مجهول ر ا به خانه برده و پس از پر کردن شکم، او را راهی جایگاه می کند. شخص مجهول با دیدن این جایگاه درصدد کارهای مرلین پسند برآمد، تا ملتی را از بدبختی نجات دهد. فوقع ما وقع.

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

اولین مرلینگاه توسط یکی از طرفداران پروپا قرص مرلین ساخته شده است. این شخص عاشق
همان طور که اظهار شد، این شخص مجهول مرلین را اسوه و الگئوی خود قرار داده و برای این که نام مرلین در تاریخ ماندگار شود و همه در هنگام تفکر- که کار مورد علاقه مرلین بود - یاد او باشند، نام این مکان را مرلینگاه گذاشت و دعای خیر هزاران میلیارد جادوگر و ساحره را نصیب مرلین کرد.

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

من روونا را به گودریک و گودریک را به هلگا و هلگا را به سالازار و سالازار را به روونا میدادم.

گودریک و روونا: چون شجاعت بدون هوش و عقل و بی جا کار دست آدم می ده. طی یک ضرب المثل «شجاعت سرخ سر آبی یر باد میدهد.»
هلگا و سالازار: چون تنها کسی که از پس سالازار برمیومد، هلگا بود. شاید که با تلاش و سخت کوشی خودش بتونه سالازار رو کمی آدم کرده و تحویل جامعه بدهد.

4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

گریفی جماعت از اولم انصاف رو رعایت کرده و می کنه.
مرلین به خاطر هوشش در ریونکلاو، سخت کوشیش در هافلپاف، شجاعتش در گریفیندور و به خاطر علاقش به محبوب شدن و بودن در اسلایترین می افتاد. اما چون این المکان پذیر نیست، پس در گریفیندور میوفته که هم دارای هوش هو سخت کوشی و هم شجاعت بسیارند. فقط اون محبوب بودن رو دیسگه نداره که از اول گفتن برتی بات بهتر از هیچی.

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)
بفرمایید.
بخدا ما دس به قلممون خوبه. کار خودمونه. اصلنم از وسایل ماگلی استفاده نکردم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 دی 1392 15:26
نمایش جزئیات
آفلاین
با نام چیز و لرد بزرگ و زنده باد چیز .
1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)

جونم براتون بگه که آره.اولین مرلین گاه توسط یه آدمی به اسم آلبوس سوروس پاتر درست شده. این آقای مرلین(دوست آسپ) یه روز داشته کوییدیچ نیگا میکرده و تخمه میشکسته که ناگهان زنگ در خونشو میزنن. وقتی میره درو باز کنه یه ملتی میریزن تو خونه و شروع میکنن به تخلیه کردن خودشون :pashmak:
وقتی که تخلیه کردنشون تموم میشه مرلین یه نیگا میکنه به باقی مانده های ملت. بعد یه نیگا به ریشش . بعد یه نیگا به باقی مانده ها . بعد یه نیگا به ریشش و بعد یه نیگا به باقی مانده ها و گریه :ball:
بوی گند باقی مانده ها خونشو پر میکنه و اون تصمیم میگیره که یه دور چیز بکشه تا بوی گند خیلی به چشم نیاد ولی میبینه که عه ؟ ! بوی چیز و بوی باقی مانده ها مخلوط شده و یه چیز وحشت ناکی در اومده ازش . از اونجایی که نمی شد اون همه باقی ماندرو جمع کرد یه جغد برای آقای آسپ میفرسته و میگه بیاد و یه کمکی بهش بکنه . و آقای آسپ یه مرلینگاه جای خونه ی مرلین میسازه و اسمشو میزاره مرلینگاه تا ملت برن اونجا تخلیه کنن

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

خب این سوال خوبیه.چون والا اولین مرلینگاه روی خونه ی آقای مرلین ساخته شده و نمی تونستن اسمشو بزارن آلبوس سوروس پاتر گاه!پس اسمشو میزارن مرلینگاه تا ساده تر باشه و از ابهت آقای آسپ کم نشه .

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

والا من خودم اول خواستم رونا رو به هلگا بدم دیدم که عه نقص فنی داره پس تصمیم گرفتم هلگا رو به گودریک بدم تا همیشه قهرمان باشیم و سالازار رو به رونا بدم تا همیشه آخر باشن تو امتیازات دیگه . (دست های پشت پرده و مافیای آغوش گرم )




4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

خب به نظرم میومد تو هافل
چون معمولا افراد خاص مثل پسر هری پاتر پسر رون ننه هلگا و پسر ننه باباشون میان تو هافل و از اونجایی که مرلین پسر کسی نبوده و شاید دختر کسی بوده که ریش داشته و خاص بوده میاد تو هافل تا با بروبچز چیز بکشه و حال کنه عه یعنی نقشه بکشه و حال کنه . و از اونجایی که ما عضو کمی کم داریم و فقط افراد خاص رو میپذیریم مرلین رو اوردیم دیه.

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)

بفرمایید:
تصویر تغییر اندازه داده شده


والا فقط یه چیزی بگم که من از رو بقیه کپ نزدم اونا از رو من کپ زدن



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!




تصویر تغییر اندازه داده شده


باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.

گروهک تروریستی الهافلیه ...
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 22 دی 1392 22:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)


اولین مرلینگاه، توسط شخص شخیص مرلین درست شد.
کجا درست شد؟!
یه روز مرلین داشت از شهری سفر میکرد به شهر دیگه. کلا آخه مرلین خیلی سفر میکرد دیگه، هی میرفت اینور و اونور که بهترین محل واسه جادو رو پیدا کنه و البته بعضی مردمم میگن که به دلایل دیگه ای بوده
به هر حال، مهم اینه که یه بار توی یکی از این سفر ها، مرلین احتیاج شدیدی پیدا کرد به مرلینگاه.
بعد اومد طبق معمول یه جایی کار خودشو راه بندازه، دید که هر جا میره یه ماری، جوجه تیغی ای، دیگه کم کمش یه مارمولکی نشسته!
خلاصه که اعصابش خرد شد و اومد چهار تا سنگ بزرگو با جادو جا به جا کرد و کردش عین یه مربع دور خودش. با خیال راحت به عملیاتش پرداخت و بعدشم خودشو غیب کرد و بیرون اون چارتا سنگ ظاهر کرد!
سنگا رو جا به جا نکرد که دفعه بعدی هم بتونه ازش استفاده کنه( احتمالا مسیر برگشت مثلا!) و این شد که محل ثابتی به وجود اومد برای این جور کارا و تعدادش کم کم بیشتر شد!

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)


به دو دلیل. دلیل اول اینکه خب بالاخره مرلین برای اولین بار ساخته بودش.
دلیل دوم اینکه این محل معمولا محلیه که بهترین ایده ها به ذهن آدم میرسه و خب مرلین هم آدم متفکر و خفنی بود دیگه

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

یعنی با دلیل توضیح بدین که به نظرتون کدوم یکی عاشق کدوم میشه؟ هرچهار تاشونو جفت کنین.


اول اومدم بگم که من بودم گودریک و سالازار رو به هم می رسوندم و هلگا و روونا رو به هم تا تعادلی توی رفتارهای نسل آینده شون به وجود بیاد، دیدم ای دل غافل! نمیشه که!
به هر حال با توجه به این شرایط، من می اومدم سالازار رو به روونا میرسوندم. چون که یه مقدار خباثت، در کنار یه مقدار هوش، میتونه خعلی کارا انجام بده!
هافلپافم میدادم به گودریک، چون بازم ترکیب شجاعت و سختکوشی و تلاش معجون جالب و قدرتمندیه!
البته... در روایات داریم که سالازار مدرسه رو ترک میکنه.
پس در نهایت میشه به این نتیجه رسید که گودریک به تک همسری اعتقاد نداشته. شجاعت و هوش البته زیاد چیز ترسناکی نمیشه، ولی اگه نوادگان این نسل با نوادگان شجاع-سختکوش وصلت کنن، شاید فایده ای داشته باشه

ببینین چقدر من آینده نگرم. اصلا همه ش به فکر نسل های آینده شون بودم

4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

به نظر من می افتاد توی هافلپاف.
از اینکه آدمای خفن، معمولا می افتن توی گروهای خفن بگذریم، میشه گفت ایشون واقعا سختکوش بودن که این دنیای جادوگری رو تونستن یه تنه راه بندازن!
و خب دلیل دیگه مم اینه که هافلپاف عضو کم داره، مرلین هم جادوگر قدرتمندیه، به درد میخوره

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)


خدمت شما!

باید در توضیح بگم که ایشون ردا به تن دارن، چون خیلی خیلی قدیمین خب موهاشونو زیاد کوتاه نمیکنن!
بعد دیگه چوبدستی شون بدون جادو هم ازش جرقه میزنه بیرون که علتش وفور قدرت جادوییه!



استاد لازم میدونم در نهایت به دوستی چندین ساله مون اشاره ای هر چند کوتاه کرده باشم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 22 دی 1392 19:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)

روایات در این مورد زیاده، ولی مورد قبول ترین اون ها اینه که زمان مرلین و اینا، دستشویی وجود خارجی نداشته. به همین دلیل ملت برای انجام کار های کتبی و شفاهی خویش هر جا که می تونستن وارد عمل می شدن.
یه روز که مرلین رفقاش رو دعوت کرده بود خونشون بعد از رفتن اونا دید جاهایی از قبیل پشت صندلی، زیر تخت، پشت بام و جاهای هیدن خانه که در دید نبوده پر از بقایای رفقاشه.
به همین دلیل مرلین تصمیم گرفت دیگه مهمونی نده و یه اتاق های خونه ش رو هم به انجام کار اختصاص داد.

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

از اونجایی که مرلین اولین کسی بود که این ابتکار رو به کار برد، و مجدداً از اونجایی که رفقای مرلین که مرلینگاه نداشتن دم به دیقه خونه ی مرلین اینا بودن و از اون اتاقه استفاده می کردند این مکان به مرلینگاه معروف شد.

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

خب عزیزم من خودم این قضایا رو به چشم دیدم.
گودریک و سالازار که هر جفتشون عاشق من شدند و منم که کلاً می خواستم درسمو ادامه بدم.
به همین دلیل با هم دعواشون شد و از اونجایی که ابروهای سالاد تا نزدیکی زانوش ادامه داشته علاوه بر این که هیچ جا رو نمی دید، توی دست و پاش هم بود، در نتیجه گودریک، سالازار رو ترکوند.
سالازار هم جنبه ی باخت نداشت و عمراً دلش نمی خواست روونا با اون قیافه ش به آغوشش بیاد تصمیم گرفت تالار اسرار رو بسازه و سریع جیم بشه که یه وقتی روونا آویزونش نشه.
پس به این ترتیب گودریک و بنده به هم رسیدیم و زندگی عاشقانه ای داشتیم و روونا هم ترشید و سالازار هم متواری شد.

4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

به نظر من هافلپاف. چون فقط هافلپاف وجود داره و کسانی که از درکش عاجز اند.
مرلین هم که ظاهراً فوق العاده با درک و فهم و شعور بوده.

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)
تصویر تغییر اندازه داده شده

الان که بیشتر دقت می کنم چندان با شخصیتم نبوده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 20 دی 1392 01:01
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه دوم


لینی پیچید و وارد راهروی کلاسش شد. بلافاصله بعد از اتمام پیچ و نمایان شدن راهرو، تعدادی از دانش آموزان با فریاد "اومد" به درون دری حمله ور میشن که همون کلاس تاریخ جادوگریه.

بی توجه به این حرکات، به راهش ادامه میده و وقتی پشت در میرسه، ابتدا گلوشو صاف میکنه و بعد درو وا میکنه و وارد میشه. کلاس آروم و ساکت بود و همه سرجاشون نشسته بودن، بنابراین لینی سلامی میکنه و میره تا سرجاش بشینه.

عکس ها و جزوه هایی که همراهش داشت رو روی میز میذاره و شروع به جستجو بینشون میکنه. هر از گاهی صدای پچ پچی از جانب دانش آموزا شنیده میشه که اصلا مهم نیست.

بالاخره عکس مورد نظرش رو پیدا میکنه و بعد از اجرای چندین طلسم، کاغذ بزرگ میشه و معلق وسط کلاس قرار میگیره تا همه به وضوح بتونن مشاهده ش کنن.

- مرلین اعظم! جد تمام جادوگران، ساحرگان و فشفشه های جهان. کسی که خودشو تونسته وارد اصطلاحات دعایی ما کنه. انشاالمرلین و تو رو به مرلین و ...

صدای پوزخندی از انتهای کلاس به گوش میرسه و باعث توقف سخنان لینی میشه. لینی که متوجه علت خنده ی طرف شده، خودشم لبخندی میزنه و میگه:

- تصویر تایید شده ای از مرلین تو تاریخ به ثبت نرسیده، یعنی هرکس یه تصوری از قیافه ی ظاهری مرلین داره. اینم تصورات یکی از دانش آموزان من تو ترمای پیشین بود.

یک دانش آموز ممدی تیکه ای میندازه و میگه: تصور یکی از دانش آموزات یا خودت؟

کل کلاس پر میشه از پوزخندا و ریشخندای کوچیک و بزرگ، اما لینی بی توجه به اونا ادامه میده:

- حالا وقتی نقاشی های خودتونو تحویل دادین و از این خنده دار تر بود، اونوخ میبینمتون!

خنده رو لبای ملت خشک میشه و دوباره ساکت میشن که تا به ادامه ی درس گوش بدن.

- داشتم میگفتم! کلا هیچ چیز مستندی از مرلین وجود نداره، دقیقا به دلیل همین ناشناخته بودنشه که ما اونو مثل خدا میدونیم و اینقدر قبولش داریم. چون اصولا ندانسته ها هستن که چیزی رو برای ما عجیب و شگفت انگیز میکنن. افسانه های زیادی هم از دلاوری ها و شجاعتای مرلین وجود داره که به این تصور ما دامن زده و اونو بیش از پیش در نظر ما مهم جلوه داده.

لینی عکس مرلین رو عوض میکنه و کاغذای دیگه ای مشابه دفعه ی قبل بزرگ میشن و جای عکس رو میگیرن. لینی با حرکت چوبدستیش شروع به عوض کردن کاغذا و نشون دادن پشتیاش میکنه و روی هر کاغذ فقط چند ثانیه توقف میکنه تا موضوع کلی کاغذا دست دانش آموزا بیاد.

- اینا مطالبیه که توی کتاب تاریختون مختصرا در موردش توضیح داده شده. همونطور که دیدین تمام برگه ها شامل توضیحاتی در مورد چهار موسس بزرگ مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتزه که چون همه به اندازه کافی ازشون میدونیم، توضیحی نمیدم. جلسه ی دیگه بیشتر راجع به این 4 موسس صحبت میکنیم.

لینی نگاهی به ساعتش میندازه و میگه: خب دیگه خیلی وقت نداریم. تکالیف رو یادداشت کنین و بعدشم کلاس تعطیله. خدافظ!

لینی خدافظی میکنه و از کلاس خارج میشه و دانش آموزا شروع به یادداشت کردن تکالیف میکنن.


تکالیف:

1. اولین مرلینگاه کجا و توسط کی ساخته شد؟ (5 نمره)

2. چرا اسم مرلینگاهو روی دستشویی دنیای جادوگری گذاشتن؟ (5 نمره)

3. اگه بخواین 4 موسس رو به آغوش گرم همدیگه بفرستین، کی رو به کی میدین؟ چرا؟ (10 نمره)

یعنی با دلیل توضیح بدین که به نظرتون کدوم یکی عاشق کدوم میشه؟ هرچهار تاشونو جفت کنین.

4. به نظرتون اگه مرلین الان وجود داشت و بینمون زندگی میکرد، توی کدوم یک از چهار گروه هاگوارتز میفتاد؟ خیلی کوتاه دلیلشم بگین! (5 نمره)

5. یه نقاشی از چهره ی مرلین درون ذهنتون بکشین. (5 نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 20 دی 1392 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه اول:


گریفیندور: 9

آلیس لانگ باتم: 15 + 5 + 6 = 26
یه سوال 9 نمره ای توضیحی بیشتر از دو خط میخواد، واسه همین 3 امتیاز کم شد. + دلیلی که برای فلیت ویک آوردم.


اسلایترین: 0

( No One )


هافلپاف: 0

( No One )


راونکلاو: 20

پروفسور فلیت ویک: 15 + 8 + 6 = 29
تو سوال 2 اشاره ای به سرانجام طرفداران نشده که باعث کسر 1 امتیاز شد.

فلور دلاکور: 15 + 9 + 6 = 30
دلم برای فلور سوخت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1392 22:05
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف:

1. یه رول کوتاه که وضعیت خودتون توی کودتای اخیر جامعه رو نشون میده بنویسین. (15امتیاز)

-خلاصــه ی خبر ها. کودتاچـیـان روی کار می آیند، وزیـــ...

-فــلــــــــــــور، چند بار باید بهت بگم گابریل شیر سرد دوست نداره؟!

فـلـور نگاهش را از تلویزیون برداشت و با خـشـم به زنــی که از زیر دو تن آرایش به او نگاه می کرد و زیر چهل و هشت تن زیور آلات کمرش خم شده بود خیره شد و با ملایمتی اشباع شده از تهدید گفـت:
- اونوقت چی میل دارن؟

زن بـا لحنی که گویی دارد با آدمی عقب افتاده صحبت می کند، گفت:
-شیر گرم، عزیزم! شــ یــ ــر گــ ر ــم!

فــلــور با عصبانیت سینی را از جلوی دختر بچه ای که لــبــخندی شیطانی روی لبانش نـقـش بسته بود برداشت، از روی زیر پایی او پرید و دوان دوان به سمت آشپــزخانه رفت تا برگردد و بقیه خبر را بشنود.

-فــلــور، ازروی پـــای گابریل نــپــر! اگه یه بار رو پاش بیفتی پاش بشکنه، چــه بوقی می خوای بخوری؟!

-چـشـم مامان. چــشم!
فــلــور که در عرض سـیـم ثانیه و نیم شیر را آماده کرده بود، سینی را جلوی گابریل گذاشت و جلوی تلویــزیون نشست و آماده شـنـیدن اخبار شد.

-خــبــر فوری، وزیـر گانت برکنار شــد... کودتاچیــان زوپـــســ...

-فــــــــــــلــــــــــــــــــــــور! شــیــر داغ؟! نمیدونی مگه بـچـم سرطان زبون می گیره؟ چه بلایی می خوای سر بچم بیاری؟

فلور بدون این که چیزی بگوید به سرعت لیوان شــیــر را از جلوی گابریل برداشت تا کمی شیر سرد به ان اضافه کند! اما ناگهان بـا زیر پایی گابریل با ســر به زمین برخورد کرد.

- جــــــــــــــــیــــــــــــــغ، عــزیــــز دلم!
.
.
.
.
- لـیـوانــِ خوشگلم، لیوان نازم! این لیوان هدیه عروسی بابات بود!

-مـامـان تو از بابام متنفری، فرستادیش تیمارستان! :|

-تو میدونی من همین لیوانو به چه زوری از حلقش کشیدم بیرون؟ هـن؟ هــان؟ هن؟

فلور همانطور که مادرش را از فرشی که به قول خودش به زور از اعماق وجودِ (!) عمه ی شوهر خاله ی دوست ِ دندان پزشکِ پدرش که هفت سال پیش دار فانی را وداع گفته بود جدا می کرد و سعی می کرد ساکتش کند تا بتواند اخبار را بشنود گــفــت:
-مــامــان خوشگلم! میرم گدایی پولشو میدم بهت! تازه با ســود!:|

-اِ ِ؟ واقعا؟ باشه گوگولی مگولی مامـــی.

-کودتا چیــان متشکل از دلــو...

-راستی می خوام سریالای ویزارد تی ویو ببینم، الآن دیگه شروع میشه... برو اون کنترلو بیار!!

چــنــد ثانیه بعد

-کــوزی، کوزه ی نــاز مــن! عشقم...

و اینگونه فلور آه و فغان کنان از پنجره بیرون پرید تا شاید در بیایانی، خیابانی جایی خبر را بشنود اما قبل از آن تنها صدایی که شــنــید فریاد مادرش بود که می گفت:
-فــــــــــــــلــــــــــــــــــور! پاتو نکوب زمین ما همسایه داریم!


2. با توجه به آموخته های تاریخیتون بگین که سرانجام این کودتا چی میشه؟ کدوم گروه پیروز میشه؟ چی بر سر اون یکی گروه و طرفدارانش میاد؟ (9 امتیاز)

با توجــه به آموخته های تاریخــی مــا مانـنـــد هـمـیـشـه وزیـر گـانـت شـورشـیتان را سـرکـوب میکند، اما چون زورش نمی رسد به قدرت منو و زوپسو HTml5 نمی تواند انان را مجازات کند فقط زندانیان پیشین را زجر می دهد!
در نتیجه زوپس نشینان در قلعه ی مدیریت می نشینند و همان جا سنگر می گیرند و فتوا صادر میکنند و ملت را به جهاد تشویق می کنند!

گروه خنثی ماجرا {رانده شدگان} هم دستی از سر رحمت و چیز بر سرش فرود می آید و خفقان می گیرد و تا آخر دولت آزادی و پرواز فقط حرف می زند و حرکت نمی زند!

ملت بی طرف هم مانند همیشه تو سری خور ماجرا تماشا می کنند و اتفاق خاصی برایشان نمی افتد!

از یک طرف اسمان برف میبارد و طرف دگر افتابیست و یک طرف هم برگ های پاییزه و شکوفه های بهاری رانده شدگان جولان می دهند و همه چی به خیر و خوشی با اعدام لودو بگمن به پایان می رسد!


3. به نظرتون خانواده ی غلام کدوم جبهه رو انتخاب میکنن؟ وزیرگانت یا وزیرآمبریج؟ (6 امتیاز)

شاید اگر چــنــد روز پیش بود مجبور بودیم یکی از ایــن دو گروه را انتخاب کنیم؛ یا آمبریج یا گانت!
یا زوپس یا چیز!
یا مدیریت یا پرواز!

اما امروز به دلیل وجود رانده شدگان و ستادشـــان خانواده غــلــام مسلما به سمت این گروه خواهد رفت، خانواده غلام مرحوم از این به بعد از دولــت پرواز و زوپس نشینان متنفر خواهد بود و مرگ را در عوض خفت و خواری ملحق شدن به این دو گروه ترجیح خواهد داد!
که از نـظـر این جاهلان هر دو این دولت ها به یک اندازه مقصر اند در مرگ این جــوان شادروان ناکام! ومیگویند رانده شدگان از آسمان برای این خانواده فرستاده شده تا انتقام خود را بگیرند!

و صد البته زوپـــس نشینان با این فتنه و آسوب مقابله خواهند کرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)