جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  142 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  330 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  233 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 16:47
نمایش جزئیات
آفلاین
پروف گرین (گرس ِ حذفی) در حال قدم زدن در جنگل بود که با هجوم وحشیانه گوسپـــَــند ها و پشت ِ ســـر این موجودات کــَـریه، جادوگر ها و ساحره های ریزه میزه را دید. غرولندی کرد و داد زد: ایست!

همه، غیر از گوسپــَــند ها ایستادند و به یاد آوردند که گویا الان کلاس دارند. همه نشستند روی کنده های درختان، روی پشم های ریخته گوسپندان، روی همدیگر حتــی...

پروفسور گرین به راه رفتن قل خوردن ادامه داد.
- سال هاست که هیچ کس از وجود بعضی گیاه هاخبر نداره یا به عبارت دیگه، بعضی از گیاه ها هنوز پیدا نشدن. این گیاه ها اصلا یافت نمی شن و خیلی کمیابن و هیچ کس اون ها رو نمی شناسه.گیاه های جدید همه ساله در خیلی جاها، مثل ِ دهانه آتش فشان ها... چیه؟
- اون وقت این گیاه ها چین؟

پروفسور اخم کرد و داد زد: گفتم که هیچ کس از وجود این گیاه خبر نداره. این تکلیف ِ امروزتون ـه. بگردین دنبال گیاه هایی که هیچ کس نمی شناسه و خودتون بگیرینشون و برام بیارین.
- بعد از تکلیف ِ گوسپند ها... بازم یک کار سخت!؟ دهانه آتش فشان؟

پروفسور چوبدستی ـش را با دست ـ نداشته اش تکان داد و همه ـی جاها آتش گرفت. کمی بعد بچه ها یک جمله درست شده از آتش خواندند:

گـــوش کـــن و نپــــرس!


بعد آتش تبدیل به تکالیف شد و وقتی دیدن دور و بر ممکن شد؛ معلوم شد که پروفسور گرین رفته بود.

تکالیف آتشین:

- دو نوع گیاه از جاهای مختلف و عجیب دنیا (دهانه آتش فشان، توی فندق، لای دندون های ریموس لوپین... ) نام ببرید و توضیح دهید که چه خصوصیاتی زندگی در چنین جاهایی را برای گیاه فراهم آورده که باعث شده گیاه کشف نشود. (10 نمره)
- چند تکلیف گیاهی ای که با گوسپـــَـند ها می شود انجام داد را نام برده و توضیح دهید. (10 نمره)
- یک گوسپـــَند با گیاه (به جای ِ پشم) چه خصوصیاتی باید داشته باشد که بتواند در لبه آتش فشان زندگی کند بدون این که گیاه هایی که تنش را پوشانده است؛ بسوزاند؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1392 16:14
نمایش جزئیات
آفلاین
ریونکلاو: 5. 28 = 29

لینی وارنر: 4 - 15 - 10 : 29

لودو بگمن: 5 - 15 - 10 : 30
خوشمان آمد. :))

جیم موریارتی: 4 - 14 - 9 : 27
گوسپند ـتان را دوست داشتیم... :#

هافلپاف: 5. 8 = 9

هلگا هافلپاف: 3 - 13 - 10 : 26

گوسپند شما هم خوب بود؛ اما بیشتر از ده نمره نمی شد. ای کاش این 15 نمره بود!

+ شما ها چرا همتون برای سوال آخر رول نوشتین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 بهمن 1392 13:01
نمایش جزئیات
آفلاین
- صدای پـــروفسور چگونـه بلند شده بود؟ (5 نمره)

به وسیله ی صدا بلند کن ِ جادویی که به تازگی از کوچه دیاگون خریده بود.

- سه گیاه ترسناکی که با شما برخورد کردند را نام ببرید و در مورد نحوه دفاع آن ها از خودشان و آسیب رساندن به شما توضیح دهید. (15 نمره)

1. پیچک عقده ای:
اصولاً این گیاهی بسی خطرناکی بود که میگن خیلی هم عقده ای ـه!
این گیاه که شبیه پیچک های معمولی ـه وقتی از کنارش یه فرد خوشگل () رد بشه از اونجایی که بسی عقده ایه میپیچه دور اون قسمت زیباش و با نیش های ریزی که می زنه باعث ورم و از ریخت افتادن اون ناحیه میشه.

2. بید لَغَت زن:
این درخت از خانواده ی بید کتک زن ـه، با این تفاوت که این لگد میزنه. از اونجایی که کاشف این درخت سوات موات درست حسابی نداشه اسم این درخت رو بید لَغَت زن گذاشته.

3. رز خار زن:
شاید وقتی اسم این گیاه برده میشه بعضی ها به فکر رز ویزلی بیفتند، و اون بعضی های دیگر هم به فکر تلفظ کلمه ی «خواهر زن» در گویش اصفهانی!
آما زهی خیال باطل! این یه گل رز ـه که وقتی کسی از کنارش رد بشه خار های خودش رو به سمت اون یارو پرتاب می کنه و با برخورد این خار ها، یارو ِ مورد نظر بیهوش میشه.

- گوسفند جادویی ای را در جنگل رها کنید و جلویش بروید و خطرات گیاهی ای که برای او پیش میاید را خنثی کنید. ( حداقل 3 خطر گیاهی)(10 نمره)

شخ شخ شخ شخ!

از اونجایی که کف جنگل سفت نیست و گل و لای و از این آت و آشغالاس صدای کفش های پاشنه بلند هلگا از تق تق به شخ شخ تغییر یافته بود.

همینطوری که راه می رفت پشت سرش آقای گوری، گورکن دست آموزش، به همراه گوسفند جادویی که پروفسور گرین گراس بهش داده بود میومدند.

- خب، آقای گوری و آقای گوسفند جادویی. اینجا باید خیلی مواظب باشید. پشت سر من راه بیاید و به چیزی دست نزنید.

- بــــــــَع!
- 404 Not Found! (کسی اگه فهمید صدای گورکن چیه با من تماس بگیرد! )

هلگا با همون صدای شخ شخ پیش می رفت که ناگهان چیزی رو جلوش دید. پیچک عقده ای!
برگشت و کنار گوسفند و آقای گوری نشست و گفت:
- بروبچز به نظرتون چیکار کنیم؟ این اگه منو ببینه که تیکه و پاره ام می کنه. آقای گوری هم در خطره. البته گوسفند جان تو اصلاً ترسی به خودت راه نده.

چند دقیقه بعد هلگا صورتش رو با گل و خاک و برگ و... پوشونده بود و با وصل کردن شاخه ها به خودش و پیچیدن شنل با شکوهش به دورش شبیه به این بقچه ها شده بود.
آقای گوری هم زیر شنل هلگا قایم شده بود.

بدین ترتیب هر سه تاییشون اولین خطر رو رد کردن.

رفتند و رفتند و رفتند، که ناگهان به بید لَغَت زن رسیدند.
دوباره وارد شور شدند که چیکار کنند، چیکار نکنند که هلگا گفت:
- بچه ها به نظر من هر کدوم از یه طرفش شروع به دویدن کنیم. اینجوری نمی دونه کیو بزنه.

بدین ترتیب هر کدوم مثل اسب از یه طرف بید لَغَت زن دویدند و اون بنده خدا هم هنگ کرد و با توجه به حجم process ـی که انجام داد سی پی یو سوزوند و یه خرج کلفتی روی دست پرفسور گرین گراس گذاشت.

درست وقتی از این درخت رد شدند رسیدند به رز خار زن و شوفصد و هشتاد تا خارش رو تو شیکم گوسفند جادویی خالی کرد.

هلگا هم که دیگه تکلیف را از دست رفته می دید شروع به مهیا کردن کباب جادویی کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 بهمن 1392 13:03
نمایش جزئیات
آفلاین
- صدای پـــروفسور چگونـه بلند شده بود؟ (5 نمره)

سوال بس نکوییست.
به طور قطع اینکه چگونه صدای پروفسور بلند شده بود به دانش‌آموزان هیچ ربطی ندارد. شاید پروفسور در صدایشان میله کار گذاشته بودند تا بلندتر شود. شاید هم صدای استاد از همان ابتدا بلند بوده. شاید هم صدای استاد مثل نردبان تاشو می‌ماند و به دلخواه شخص شخصیش استاد بلند و کوتاه می‌شود. اما مطلبی که حائز اهمیت می‌باشد این است که ما که باشیم که صدای استاد را متر کنیم. به طور قطع این کار از ادب به دور است و اینکار را تنها افراد شایسته و به نامی چون دامبلدور (جانمان پخش زیر پایش) می‌باشد و ما از این سطح به دوریم.


- سه گیاه ترسناکی که با شما برخورد کردند را نام ببرید و در مورد نحوه دفاع آن ها از خودشان و آسیب رساندن به شما توضیح دهید. (15 نمره)

استادا.
سوالتان متاسفانه کمی گنگ است. شما قید نکرده‌اید که گیاهان چه نوع برخوردی با من کرده‌اند. برخورد معادل تصادف یا از آن نوع برخوردهایی که شما با دانش‌آموزان خود می‌کنید؟
باری به هر جهت:

مورد اول:

من باب اولین برخوردی که با من شده بود می‌توان به قضیه هری‌پاتر و گیاهان زیر سنگ توالت اشاره کرد. شاید خیلی از شماها به یاد نیاورید ولی من بسی به یاد دارم که چه خاطره‌ی ننگین و زهوار در رفته‌ای بود. متاسفانه از بیان جزئیات کامل به دلیل به خطر افتادن جامعه جادوگری عاجزیم و تنها می‌توانیم بگوییم که اینها نوعی سوسک توالت بودند که با جهش ژنتیکی فرمی گیاهی یافته بودند و حتی مشاهده شده بود که نوعی از آن‌ها توانایی پرواز هم دارد! برخورد آن‌ها هم این گونه بود که هدف مورد نظر خود را به سوی چاه توالت کشیده و در آنجا سعی می‌کردند از گوشت طعمه تغذیه کنند/

مورد دوم:

این مورد کمی قابل‌تحملتر از مورد قبلیست. در این مورد من با گونه‌ای از موجودات برخورد داشتم که به ریل قطارهای هاگوارتز حمله کرده بودند و داشتند ریل‌های نازنین را می‌جوییدند. هنگامی که من سعی کردم به آن‌ها توضیح بدهم که ریل جیزه و نباید خوردش به من حمله کردند و سعی در جویدن خرخره مبارک ما داشتند! به غایت صحنه دلخراش و بغرنجی بود. و از آن هنگام به بعد من به جای مذاکره با قطار نازنینم از روی آنها رد می‌شدم و وقتی را صرف مکالمه با آنها نمی‌کردم.

مورد سوم:

این مورد کمی دهشتناک بود. در این مورد من با موجودی خوشتیپ و خفن و اینا روبرو شدم که بعد از کمی تفکر متوجه شدم که آن شخص خودم میباشم! کمی که در این حالات کف مانده بودم که به حق ریش مرلین خدا چه لطفی به این جامعه جادوگری کرده که من دو شده ام یا دو من شده است که متوجه شدم که من دوم یا به عبارتی اون یکی من داره خش خش می‌کنم. به همین جهت به خودم یا به عبارتی اون یکی خودم مشکوک شدم. به همین جهت فندکی از جیب در آوردم(نخیر من سیگاری نیستم فقط از فندک خوشم میاد!) که ناگهان دیدم اون یکی من در رفت. حالا من بدو اون بدو من بدو اون بدو و القصه هذا
سر انجام اعصاب مبارکمان به تنگ آمد و فندک را به سوی فرق مبارک اون یکی خودم پرت کردم که دیدم پوف شروع کرد به سوختن! بسی به خوف اندر در آمدیم و بعد تحقیقات جنایی متوجه شدیم که بعله مرتیکه رذل پست من نبوده بلکه گیاهی بوده که خودش رو شبیه من کرده! الهی که جز جیگر بگیره. الهی که یه آب خنک از گلوش پایین نره. به حق ریش مرلین ریش در بیاره.



- گوسفند جادویی ای را در جنگل رها کنید و جلویش بروید و خطرات گیاهی ای که برای او پیش میاید را خنثی کنید. ( حداقل 3 خطر گیاهی)(10 نمره)


- خب گوسفند بیا بریم یکم بچر ببینیم پروف به من ۱۰ میده یا نه.

- بعععععععع!

- آره خب؛ اینم حرفیه! ولی پروفسوره دیگه. ممکنه مثل استاد این مشنگا به زور گیوتین نمره بده.

- بع بع بع...

- خیله خب بریم. ببین تو نباید علف‌های جیز رو بخوری. پس گوسفند خوبی باش گاو بازی در نیار. باشه؟

- نع
- نگمه! ببینم اون چیه تو دهنت؟ اینو از کجا گرفتی؟ مرتیکه بز همین الآن گفتم اینا رو نخور. تف کن بینم
- نعععععع
- د میگم تف کن. آها افرین. اگه می‌خوردی این رو که تبدیل به شترمرغ می‌شدی
- بعععععععععععع
- بعله باید هم بع بع کنی. بع بع نکنی چیکار کنی؟! گوسفند؟! گوسفنده چی شدی؟!
- بععع بععع بععععع
- تو توی اون گیاه چه غلطی می‌کنی بیا بیرون بینم. آواکادرااااااااا
- بع! بع! بعععع بع بع بع
- آره دیگه گوسفندی که عین بز رفتار کنه عاقبتش همین میشه. یه وقت یه تشکر نکنیا!
- بع :پی
- بذار بینم! اون چیه تو حلقت؟ گوسفند خر باز چی خوردی؟ زود سمت رو بکن تو حلقت بالا بیار بینم. گاو کمتر از تو می‌خوره! زود تف کن بینم! بدو! زود تند سریع.

ـــــ

این بود آن چه بود و نبود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
- صدای پـــروفسور چگونـه بلند شده بود؟ (5 نمره)

پروف داف برگ هاشون رو به شکل بلندگو لول کرده و مقابل دهنشون گرفته بودن، در پایان کلاس از یه جایی آب جادویی ریخت پای ساقه ی استاد و خلاصه آوندهاشون پر شد و برگ هاشون حالت ایرودینامیک خودش رو از دست داد.


- سه گیاه ترسناکی که با شما برخورد کردند را نام ببرید و در مورد نحوه دفاع آن ها از خودشان و آسیب رساندن به شما توضیح دهید. (15 نمره)

مرگخوار گولاخی چون ما از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسد مگر ارباب و خشمشان، ترس از گل و گیاه و علف در قاموس ما نمیگنجد اصن ... اما در مسیر دیدیم که سایر دانش آموزان با چمن و خس و خاشاک اطراف دست و پنجه نرم میکنند و حتا دچار جراحت و مصدومیت شده، جیغ میزنند یا پا به فرار میگذارند! جل المرلین

به عنوان مثال گیاهی در مسیر بود به نام "عزبوس اقلیوس" که با زندگی مجردی آداپته شده بود. این گیاه از هوشمندترین گیاهان محسوب میشود چون خر نشده و تن به ازدواج و تولید مثل و کلا هیچ نوع رابطه ای نمیدهد، از همین رو به محض این که گرده ای از وی افشانده شده و به حشره ای بچسبد لوله ای از خود خارج کرده و به حلق حشره فرو میکند و گرده را پس میگیرد! اما خوب چسبیدن گرده به انسان در این گیاه پیش بینی نشده و اصلا سوراخ ها را هم درست تشخیص نمیدهد و فورا لوله اش را در اولین حفره ی در دسترس بدن مهاجم فرو میکند، لوله ی عزبوس اقلیوس در گوش و حلق و بینی و ... بچه ها فرو رفته بود و یک میزد و تمام امعا و احشائشان را کشیده بود بیرون!

یا گیاهی دیگر به نام گرینگرس آنجا بود که نمیدانیم چرا شبیه گیاه نبود اصلا! کروی بود و سیاه رنگ، هرکس که به آن نزدیک میشد از سیگار جادوییش کامی میگرفت و دودش را فوت میکرد توی صورت طرف ... شاگردان هم از ترس این که بوی سیگار نگیرند و هنگام برگشت به مدرسه توبیخ نشوند و امتیاز گروهشان کسر نگردد از او دور میشدند.

و اما جذاب ترین موردی که دیدیم گیاهی بود به نام بیناموس گیاه مذکور در صورتی که تنه آدم به برگ هایش میخورد یا لگدش میشد دهنش را باز کرده و احوال پرسی گرم و صمیمی با خوار مادر آدم میکرد! خعلی بددهن بود واقعا


- گوسفند جادویی ای را در جنگل رها کنید و جلویش بروید و خطرات گیاهی ای که برای او پیش میاید را خنثی کنید. (حداقل 3 خطر گیاهی)(10 نمره)


- هـــــــوشـــــ ... نچ نچ نچ ... کیش کیش کیش ... هـــــــــوی ... پیشته عجب گوسفند گاویه ها

لودو با لباس مبدل چوپانی و نی به لب از لابلای جنگل انبوه به سمت مراتع سرسبز هاگزمید حرکت میکرد.

- الاغ! نرو اونطرف، شونصد تا گوسفند ورداشتم آوردم همشون متفرق شدن ... باس تو یکی باشی که بم شک نکنن و بتونم به مخفیگاه مورفین نفوذ کنم، الان باس با گله ی بز ها در حال چرا باشه

همانطور که لودو با خودش حرف میزد گوسفند مذکور گرسنه شد و مشغول خوردن علف های زیر پایش شد ... غافل از این که که آن ها علف نبودند؛ بیناموس بودند! لودو با شنیدن فحش خعلی زشتی حسابی سرخ و سفید شد و اطراف را نگاه کرد تا منبع فحاشی را بیابد که شستش خبر دار شد ...

- نخور اونارو بزمجه ... نخور :vay:

لودو که میدید گوسفند جلبک تر از این هاست که بفهمد خودش دست به کار شد و فورا با چوبدستی بیناموس ها را به آتش کشید ... گوسفند که ترسیده بود چند قدمی عقب رفت.

- بیناموس! بـــــــــوقی!

لودو به هدایت گوسفند ادامه داد، در میانه جنگل انبوه پیش میرفتند در حالی که از معده گوسفند یکنفس صدای فحاشی میامد.
چند قدم جلوتر گوسفند تشنه شد و به اولین چاله آبی که رسید شروع به نوشیدن کرد.

- هـــــــــوی! عین اسب سرتو ننداز پایین و ده بخور، لعنتی اون آب نیست ... پیشاب این بوته اس! سمیه، خواص اسیدی داره

لودو صبر کرد بلکه اندکی از ادرار سمی بوته مذکور روی بیناموس درون معده گوسفند عمل کند و بعد او را نجات دهد اما خوب وقتی دید گوسفند قورت قورت 20 لیتر از مایع مذکور را هورت کشیده و هنوز صدای فحاشی میاید و حتا شدیدتر هم میشود شیرجه زد و گوسفند را لنگ در هوا خواباند و پرید رویش، به سبک غریق نجات ها شکم گوسفند را فشار میدادتا هرچه خورده خارج شود ...در این میان بیناموس که تحت فشار قرار گرفته بود و کتک میخورد نیز هفت جد لودو را به میان آورده بود!

گوسفند در انتها با یک تگری سبک شد و برخواست و به مسیرش ادامه داد ... بالاخره به حاشیه جنگل رسیدند. لودو قلاده گوسفند را بست به درختی و مشغول دید زدن از پشت درخت ها شد، بالاخره مورفین را در حال ویلن زدن برای بز ها از دور دید. لودو که حس انتقام جوییش تحریک شده بود و از شادی در پوست خود نمیگنجید بدون توجه به تابلوهای "عر زدن ممنوع" و "خطر سقوط درخت" فریاد زد:

- موهاهاهاها بالاخره یافتمت مورفین ... پوستتو میکنم، نابودت میکنم، انتقاممو میگیرم

درخت های منطقه که از ریشه های شل و بی ثبات برخوردار بودند بر اثر صدای بلند به لرزش در آمدند و درختی که گوسفند به آن بسته شده بود در آستانه سقوط قرار گرفت!

گوسفند بـع بـــع بلندی سرداد و پا به فرار گذاشت، اما خوب علاوه بر این که به درخت بسته شده بود از سرعت بالایی هم برخوردار نبود! لودو برگشت و فیلم اسل موشن شد ... درخت هرلحظه به ملاج گوسفند نزدیک تر میشد ... در آخرین لحظه لودو چوبدستی کشید و با یک طلسم "ریداکتو" درخت را روی هوا پوکوند!

در ادامه لودو باید در قامت چوپون به مورفین نزدیک میشد و انتقام میگرفت، کاری که با توجه به فحاش بودن گوسفند خیلی آسان نبود ... اما خوب تیتراژ داره پخش میشه و باشه واسه قسمت بعد، پیام اخلاقی این قسمت هم این که به تابلوهای راهنمایی رانندگی توجه کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 14:48
نمایش جزئیات
آفلاین
- صدای پـــروفسور چگونـه بلند شده بود؟ (5 نمره)

با همون طلسمی که من یادم نیست و تو کتاب هری پاتر و جام آتش ازش استفاده میکردن تا چوبدستیشون مثل بلندگو بشه و صداشون بلند به گوش همه برسه. بله همون ورد! درحالیکه گیاهی گرم و نرم یافته بود و روش لم داده بود، با این ورد به آسودگی با بچه ها و در همون حالت سخن میگفت.

اما اینکه چرا بعدا قطع شد صدا و ایشون ترکیدن کاملا واضحه، یک گیاهی چیزی احتمالا حمله بردن به پروفسور عزیز ما، یا شایدم کلا توسط گیاهی بلعیده شدن و ایشون برای پیوستن به روونای اعظم، به دیار باقی شتافتن.

- سه گیاه ترسناکی که با شما برخورد کردند را نام ببرید و در مورد نحوه دفاع آن ها از خودشان و آسیب رساندن به شما توضیح دهید. (15 نمره)

مارپیچک! از اسمش یجورایی معلومه چه مدله! مثل گیاهای پیچک که هزاران شاخه و برگ دارن و میچسبن و از در و دیوار و درخت بالا میرن هست. اما با این تفاوت که خیلی ساقه هاش باریکه و به جای چسبیدن به بلندی، خودشو رو زمین ول میکنه و حداکثرم تا شعاع یک متری درخت این ساقه ها پخش میشن.

وقتی از جلوی این گیاه رد بشی و ناخودآگاه پاتم بره رو ساقه های ولو شده س، احساس خطر میکنه و میترسه که بش آسیب برسونی. بنابراین ساقه های مذکور له شده زیر پامون، مثل مار میلوله و میاد مچ پامونو میگیره و وقتی که به زمین زدمون، سایر ساقه هاشم به حرکت در میان و کل وجودمون رو طناب پیچ میکنن. در این مواقع خب مسلما آدم وحشت میکنه! اما این گیاه هیچ آسیب دیگه ای نمیرسونه و وقتی یکم تلاش و تمنا کنی برای آزادی و خودش بفهمه که تو ترسیدی و به محض ول کردنت میگرخی، دست از سرت بر میداره و آروم ولت میکنه تا فرار کنی.

تنها خطری که این گیاه میتونه داشته باشه اینه که مثلا تو مدتی که در بند هستی یک حیوونی سر برسه و بخواد بخورتت. از اونجایی که دست و پا بسته ای دفاع نداری و سریعا میتونی توسط حیوون یه لقمه چپ بشی و ... تمام!


ویزنیش: این گیاه با وجود اینکه نسبتا اندازه ی بزرگی داره، اما زیبایی خیره کننده ای داره و گلبرگاش اکثرا صورتی و یاسی و تو مایه های همین رنگای لطیفن و بوی خیلی خوبی هم دارن و راحت تورو به سمت خودشون جذب میکنن. وقتی بهشون نزدیک بشی و با بینی ت بخوای بهشون حمله ور شی و از بوی مطبوعشون لذت ببری، گیاه به شدت احساس خطر میکنه و میترسه که مبادا بخوای اونو بچینی و ببریش خونه تون و خشکش کنی!

برای همین شاخک هایی که از وسط گیاه بیرون زدن و به دلیل زیادی نازک بودنشون به احتمال زیاد در نگاه اول دیده نمیشن، تو هوا ویراژ میدن و صورت شما که بهش نزدیک شده رو نیش میزنن و قسمت نیش خورده سوزش پیدا میکنه و تو هم سریع نه تنها سرتو میکشی و ازش دور میکنی، بلکه دمتو میذاری رو کولت و میگرخی!


خرسمبک: مثل اسمش بزرگ و غول پیکره. در واقع یه درخت بزرگ، اما با ویژگی هایی متفاوت با یه درخته. یه جورایی همون بید کتک زنه، اما از مدلیش که هوش نداره تا نشونه گیری کنه و با ساقه هاش تورو هدف بره. وقتی که احتمالا به دلیل خستگی میری و به این درخت تکیه میدی، ساقه هاش تکون میخورن و ناخودآگاه و بدون هیچ کنترلی بالا و پایین و چپ و راست میرن و ممکنه این وسط ضربه ای هم بهت وارد کنن!

یعنی نمیبینه تو کجایی تا کلهم ساختارشو سمت تو حرکت بده و تورو از خودت دور کنه، فقط خودش واسه خودش حرکت میکنه بلکه این وسط یه چیزیش به تو بخوره و بترسوندت و بتونه فراریت بده. بید کتک زن ِ بی هوش هست درواقع!

- گوسفند جادویی ای را در جنگل رها کنید و جلویش بروید و خطرات گیاهی ای که برای او پیش میاید را خنثی کنید. ( حداقل 3 خطر گیاهی)(10 نمره)

- هوی گوسفند! حواست باشه پشت من راه بریا، جلو نزن که هپلی هپو میشیا!

گوسفند انگار که خیلی فهمیده لینی چی گفته، بع بعی میکنه و خیلی حرف گوش کن پشت سر لینی به حرکت در میاد. لینی همینطور که داره راه میره، مدام سرشو برمیگردونه و مشغول صبحت با گوسفند میشه.

- ببین گوسفند جون، ردپای منو نگاه کن و از همون راه بیا. مبادا پاتو الکی بذاری رو یه چیزیا! خطر دار ...

لینی همونجا متوقف میشه و حرکت شاخه هایی که مثل مار دور پاش میپیچنو حس میکنه. سریع فریاد میزنه:

- گوسفند! جلوووو نیااااا!

گوسفند بع بع کنان وایمیسه (رفع خطر کردم پروفسور! این اولیش!) و به لینی زل میزنه که حالا پخش زمین شده و کل وجودش داره توسط گیاه معرفی شده ی مارپیچک طناب پیچ میشه. گوسفند یکم شوکه میشه و میترسه و میره خودشو به یه درخت قطور که رو به روی همینجاییه که لینی نقش زمین شده، میچسبونه و بغلش میکنه و بع بع کنان منتظر رهایی لینی میمونه.

لینی با دیدن حرکات عجیب شاخه ها و ساقه های بالایی درختی که گوسفند بهش پناه آورده، میفهمه که طرف خرسمبکه و از اونجایی که هنوز دستاش گرفتار مارپیچک نشده، سپر مدافعی میسازه و پیکسی ای از ته چوبدستیش خارج میشه و یکراست به سمت گوسفند پرواز میکنه.

گوسفند هم با دیدن پیکسی ای که به سمتش میاد میترسه و فرار میکنه! و شاخه های درخت که بی هوا به اطراف ضربه میزدن، قبل از برخورد با گوسفند، میبینن جا تره و بچه نیست! یعنی میفهن که دیگه موجودی بهشون تکیه نداده و واسه همین بعد از دوسه تا ضربه ی الکی به هوا، دوباره آروم میشن و برمیگردن سرجاشون. (برای دومین بار گوسفندو نجات دادم!)

لینی بعد از کلی دست و پا زدن و ابراز وحشت و ترس از اینکه گرفتار مارپیچک شده، بالاخره متوجه کم شدن فشار مارپیچک میشه و اونو کنار میزنه و به زور ساقه های مار مانندشو از خودش جدا میکنه و پا به فرار میذاره.

- اوی گوسفنده؟ کجااااییی؟

لینی حیران و ویران به دنبال گوسفند گم شده میگرده و بالاخره اونو درست جلوی گیاه ویزنیش میبینه! دهن گوسفند دو متر باز شده و قصد داره که گیاهه رو گاز بزنه و نوش جان کنه. لینی که فاصله ش از اونا زیاده و میدونه که نمیرسه تا گوسفندو از گیاه دور کنه، سریعا دست به کار میشه و طلسم استیوپفای رو به سمت گوسفند میفرسته.

خوشبختانه به موقع بهش برخورد میکنه و گوسفند بیهوش رو زمین میفته و مورد اصابت شاخکای ویزنیش قرار نمیگیره. (سومین عملیات نجات با موفقیت انجام شد!) لینی نفس راحتی میکشه و جلو میره تا اونو به هوش بیاره و ضد طلسمو روش اجرا میکنه.

گوسفند بع بع کنان به هوش میاد و ورجه وورجه کنان به حرکت در میاد. لینی سریعا جلوش قد علم میکنه و هشدار کنان میگه: گوسفند بد! دیگه بیرون نمیارمت، الانم برمیگردیم هاگوارتز. میدونی چند بار نزدیک بود بترکی؟ اونوخ باید جواب هاگریدو چی میدادم؟

گوسفند ناراحت میشه و سرشو پایین میندازه و دنبال لینی به مقصد هاگوارتز به حرکت در میاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1392 19:27
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم کلاس گیاهشناسی:

دانش آموز ها وسط جنگل، ساعت 10 شب، سر گردون و حیرون در حال دویدن بودن. یکی به اون ور و یکی به این ور می رفت. واقعا چرا چیشنهاد کرده بودند کلاس در نگل تشکیل شود؟

همون موقع، صدایی خیلی بلند به گوش رسید. همه سر هاشون رو بالا گرفتن.

- سلام کوچولو ها! می بینین که شما چقدر در برابر جنگل نا توان هستید!

همه داد زدن: آره! آره! خیلی ناتوان هستیم.

صدا (محققین احتمال دادن صدای دافنه باشه!) گفت: خب، می دونم که همتون حداقل یک کم زخم بر داشتین. این جلسه ما در مورد گیاه های خطرناک حرف می زنیم!

همه مات و مبهوت شده بودند. دافنه که صداش معلوم نبود از کجاست ادامه داد: این گیاه ها برای محافظت از خودشون خیلی کار ها انجام میدن. از بوسیدن شما گرفته تا سیخ دادنتون! این ها رو یادتون باشه. تکلیف های شما هم روی گیاه های دور و ورتون حک شده؛ اما قبل از اون...

همه جا رو سکوت در بر گرفت. گویا چیزی که صدای دافنه رو به گوش همه می رسوند؛ خراب گردیده بود. بچه ها با ترس به هم نگاه کردند و یواش یواش شروع به خوندن تکلیف ها کردند. به محض این که همه رو خواندند؛ از جنگل با جادو روی تختخواب گرم و نرمشون ظاهر شدند.

به بارم سوالات توجه کنید!

- صدای پـــروفسور چگونـه بلند شده بود؟ (5 نمره)
- سه گیاه ترسناکی که با شما برخورد کردند را نام ببرید و در مورد نحوه دفاع آن ها از خودشان و آسیب رساندن به شما توضیح دهید. (15 نمره)
- گوسفند جادویی ای را در جنگل رها کنید و جلویش بروید و خطرات گیاهی ای که برای او پیش میاید را خنثی کنید. ( حداقل 3 خطر گیاهی)(10 نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1392 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین

- سه "نوع" گیاه نام ببرید که نحوه تغذیه متفاوت داشته باشند. (15 نمره)

گیاه خونخوار:
در بعضی از نواحی چین یا در جنگل های فیلیپین گیاه کمیابی است که از خون انسان و یا حیوان تغذیه می کند. اگر مدتی خون به آن نرسد ، خشک شده و از بین میرود. شکار اصلی این گیاه ، حیوانات کوچک مثل خرگوش ، خوک یا حیواناتی نظیر آن است.
طرز تغدیه این گیاه خیلی عجیب است. حیوانات وقتی که از کنار آن عبور می کنند ، غفلتا تیغ های این گیاه به بدن آن ها فرو می رود و به آسانی خارج نمی شود. حیوان بیچاره چند ساعتی منتظر می ماند ، گویا می داند که بزودی او را رها خواهند کرد. گیاه مزبور پس از این که تیغ های خود را به بدن حیوان داخل کرد ، شروع به مکیدن خون می کند. بعد از این که سیراب شد ، خود به خود تیغ ها از بدن حیوان خارج می شود. بر اثر ماده مخدر مخصوصی که به تیغ های این گیاه چسبیده است ، محل فرو رفتن تیغ درد نمی گیرد و اگر در موقع سیراب شدن گیاه آن را قطع کنند از درون الیاف آن خون بیرون می آید.

گیاه آدمخوار: درخت آدمخوار دو متر طول دارد ،بدنه آن پوشیده از علف هائی شبیه پوست درخت آناناس است، در نوک درخت گل بسیار بزرگ سفید رنگی به چشم می خورد و برگ های درخت هر کدام دو متر عرض دارند،کناره های این برگ ها را خارهای بلند و تیز و استخوانی شکل تشکیل می دادند.
پس از گرفتن قربانی، پرچم های گل ها باز شده و خم می شوند و قربانی را در بر می گیرند. سپس برگ ها دور قربانی پیچیده شده و خارهای برگ موجب ریخته شدن خون می شود. پس از مدتی چنین به نظر می رسد که قربانی توسط درخت بلعیده شده است. در واقع به مرور تجزیه می شود.

گیاه دیوونه: زمانی که حشره به این پرزهای حساس برخورد می کند، پهنک ها مانند اوراق یک کتاب روی هم تا شده و حشره در آن محبوس می گردد. در این هنگام غده ها مایع اسیدی را ترشح می کنند، که احتمالا این مایع همراه با فعالیت باکتری ها سبب هضم حشره می گردند. پس از 5-15 روز و یا گاها 30 روز، درهای زندان به آهستگی باز می شود و این در حالی است که فقط بقایای جسد حشره زندانی بر روی پهنک ها دیده می شود.

- نحوه خوردن پشه توسط گیاه پشه خوار (گوشت خوار) ِ جادویی را در چند مرحله توضیح دهید. (رنگ پشه در آن مرحله - تعداد قطعاتی که پشه به آن تبدیل می شود - قمستی که پشه در آن قرار دارد - استاتوس پشه و تعداد پیش بینی لایک هایش - ... ) (موارد گفته شده انتخابی می باشند و می توانید بعضی ها را ننویسید. ) (15 نمره)

حشره در حال پرواز است. نای پرواز ندارد، پس تصمیم می گیرد، جایی استراحت کند. یک نگاه به این طرف، یک نگاه به اون طرف، با دیدن گل صورتی خوشحال به سمت آن پرواز می کند.
روی گل نشسته و پاهایش را دراز می کند. دوستش را می بیند که در همان حوالی در حال پرواز است، دستش ر ا بلند می کند تا او را هم به ان جا دعوت کند، که...

گلبرگ های گیاه صورتی باز شده و او را در بر می گیرند. چند لحظه بعد، خود را در محیط سبزی می بیند. اسیدی بر روی او پاشیده می شود. کم کم رنگش تغییر می کند. اخرین چیزی که پشه می بیند، دست و پایش است که در حال حل شدند.

پشه اشهدش را خوانده و چشم هایش را می بندد. گل های اطراف، دست و هورایی زده و کشیده و لایک هایشان سرازیر می شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1392 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
- سه "نوع" گیاه نام ببرید که نحوه تغذیه متفاوت داشته باشند. (15 نمره)


دیدیم که شما مشغول جرواجر کردنِ یک باغبانِ بیچاره بودید به جرم ینکه چرا گرین گرس های زیبای شما رو چیده، منم از فرصت استفاده کردم و به سرعت خودم رو به میزِ معلم که پر از برگه های پوستیِ تکالیف بود رسوندم. و از اونجایی که ما دانش آموزایم و دانش آموز جمائت "دیدنِ مصلحتیِ خیرناکِ برگه ها" تو ذاتشه، از فرصت استفاده کردیم و نگاهی به برگه ها انداختیم.

دیدیم همه جز لینی وارنر اومدن خوراکی های مادی رو نوشتن ما اومدیم گیاهانی رو معرفی می کنیم که خوراه غیر مادی دارن.

1) ماگوست : این گیاه یک تسخیر گر روح است! در تاریخ آمده است که شیاطینِ کوچک تر که نمی توانستند مستقیم روحی را تسخیر کنند بوسیله این گیاه روحِ فرد را تسخیر می کردند. این گیاه می تواند در وجودتان نفوذ کند و روحتان یعنی احساسات و عواطف و افکارتان را و نه جسمتان، را تحت کنترل خود بگیرد.

2) گلِ رزِ تغییر یافته به نامِ "انتیالاو" : این گل رز را طبق اسناد بدست آمده، یک جادوگر ایرلندی ساخت تا عشقِ اش نسبت به زنی بمکد! به این معنی که مرد که نمی خواست با آن زن ازدواج کند بوسیله آن گیاه عشق خودش و آن زن را نابود کرد. استفاده این گیاه هنوز هم در ایرلند و بعضی از کشور ها و حتی جنوبِ غربِ انگلستان آزاد است. اما شهر های بزرگ انگلیس و مرد و زن هایش از این گلِ رز عشق خوار در امانند.

3) پیچکِ خونخوار : برعکس اسمش این گیاه اصلا خونخوار نیست! این گیاه تنها از غم و اندوه تغزیه می کند. داستان های بسیاری از نجات افراد افسرده توسط این گیاه وجود دارد و می توان به جرئت گفت یکی از مفید ترین گیاه ها با خوراک متفاوت است. اما دلیل اینکه چرا غم را نابود می کند اما اسمش خونخوار است را باید در تاریخ جستجو کرد.

حدود 200 سال قبل خون آشامی این پیچک را برای نابودی شادی ابداع نمود. اما متاسفانه گیاه بر عکس عمل کرد و تمام غم و اندوه و بدی ها را از وجود خون آشام پاک کرد؛ نزدیکان خون آشام هم به آن پیچک لقب خونخوار دادند زیرا آن یکی از تغییر ناپذیر ترین شخصیت ها را یعنی یک خون آشام، را، تغییر داده بود.


- نحوه خوردن پشه توسط گیاه پشه خوار (گوشت خوار) ِ جادویی را در چند مرحله توضیح دهید. (رنگ پشه در آن مرحله - تعداد قطعاتی که پشه به آن تبدیل می شود - قمستی که پشه در آن قرار دارد - استاتوس پشه و تعداد پیش بینی لایک هایش - ... ) (موارد گفته شده انتخابی می باشند و می توانید بعضی ها را ننویسید. ) (15 نمره)

با شما هستم با گزارش خورده شدن یک پشه توسط یک گیاه پشه خوار

حالا، پشه داره به سمتِ گیاه می ره؛ وز وز آهنگینی به گوش می رسه. رنگِ پشه بسیار زیبا و خیره کننده هست؛ سیاه! یک پشه فوق العاده که به سمتِ محوطه مرگ میره.

حالا دهانِ گیاه باز میشه. باز باز باز و باز هم باز تر.

پشه به درونِ دهانِ گیاه میوفته؛ گیاه آرواره های ترسناکش رو می بنده. رنگِ گیاه سبر هست و خار های قرمز رنگی ازش بیرون زدن و همینطور آراواره هاش نیز همون خار های قرمز رنگ رو دارن. و حالا هم تکرار صحنه مرگِ این پشه وای .. چه مرگِ زیبایی ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در 1392/11/2 19:47:06
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 30 دی 1392 00:23
نمایش جزئیات
آفلاین
- سه "نوع" گیاه نام ببرید که نحوه تغذیه متفاوت داشته باشند. (15 نمره)

ونوس حشره خوار
این گیاه عجیب در گذشته تنها در کارولینای جنوبی میرویید٬اما امروزه تقریبا در تمام نقاط دنیا کشت میشود. علت نام گذاری این گیاه به ونوس( الهه زیبایی )زیبایی منحصر به فرد این گیاه می باشد .
این گیاه بیشتر در لجنزارها که خاک مغذی ندارند رشد می کنند این گیاهان در عوض به شکار حشرات پرداخته و مواد مغذی خود را از تجزیه این حشرات به دست می آورند این مسئله به عنوان یکی از عادات آنها شده و زندگی خود را از این طریق به دست می آورند. هنگامی که یک مگس، عنکبوت یا هر حشره کوچک دیگرى روى برگ هاى این گیاه گوشتخوار گام مى نهد، ماشه برگ را تحریک مى کند و سرانجام آنها را مى چکاند و به این ترتیب، برگ ها به سرعت با جذب آب فراوان به درون سلول هاى خود، متورم مى شوند و نیروهاى وارده از این جریان به برگ، موجب قرارگیرى دو برگ روى یکدیگر و بسته شدن محفظه خواهد شد. همانطور که روشن است، در پایان این عملیات گیاه مى تواند از طعمه به دام افتاده، براى تغذیه استفاده کند.

تصاویری از این گیاه
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

تاج خروس
این گیاه دارای گل هایی به رنگ سرخ است.این گیاه در میادین جنگ یا محل هایی که در آن کشت و کشتار و خونریزی روی میدهد وجود دارد. غذای این گیاه خون انسان است و هرچه خون مصرف شده ٬تازه تر و بیشتر باشد گیاه رشد بیشتری پیدا میکند ٬ در صورتی که این گیاه به طور منظم با خون تغذیه شود میتواند تا 8 متر بلند شود٬امروزه با کم شدن تعداد جنگ ها ٬تنها جایی که میتوان این گیه را مشاهده کرد موزه های گیاه شناسی است٬گیاهان موزه از خون انسان تغذیه نمیکنند بلکه آنان را با خون خرگوش یا پرندگان پرورش میدهند به همین علت معمولا رشد چندانی نمیکنند
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده


پیچک درنده
این گیاه که یک انگل محسوب میشود٬خود توانایی غذا سازی ندارد به همین علت معمولا غذای خود را از دیگر گیاهان میگیرد٬روش شکار او به این شکل است که که به دور یک گیاه ( مثلا درخت سیب ) میپیچد و حلقه های موازی تشکیل میدهد اگر این گیاه به سرعت دفع نشود به دور درخت حلقه های فطور تشکیل داده و و ازشیره و میوه ی درخت استفاده میکند ٬سرانجام پیچک درخت را میخشکاند و از بین میبرد
/_20130425_1030484729.jpg[/img]
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده



- نحوه خوردن پشه توسط گیاه پشه خوار (گوشت خوار) ِ جادویی را در چند مرحله توضیح دهید. (رنگ پشه در آن مرحله - تعداد قطعاتی که پشه به آن تبدیل می شود - قمستی که پشه در آن قرار دارد - استاتوس پشه و تعداد پیش بینی لایک هایش - ... ) (موارد گفته شده انتخابی می باشند و می توانید بعضی ها را ننویسید. ) (15 نمره)


گیاه پشه خوار ابتدا آرواره های خود را ۱۸۰ درجه باز میکند سپس شروع به ترشح یک ماده چسبناک از خود میکند و این ماده را در سطح آرواره اش پخش میکند و سپس منتظر میشود.

پشه نیز که از آن جا میگذرد با شنیدن بوی غذا ( که در واقع بوی ماده چسبناک است ) به سمت گیاه میرود و روی آن ماده چسبناک مینشیند ٬اما میفهمد که این ماده غذا نیست٬پس سعی در فرار میکند اما دیگر خیلی دیر است و پشه هیچگونه راه فراری ندارد. گیاه نیز آرام آرام آرواره اش را میبندد و پس از نیم ساعت کاملا بسته شده و پشه را در میان آرواره ها اسیر میکند٬سپس با ترشح یک نوع بزاق با خاصیت اسیدی پشه را میکشد و سپس شروع به هضم آن میکند.ذرات غذایی پشه توسط دیواره گیاه جذب میکند و به این ترتیب غذای خود را تامین میکند.

همچنین در مورد رنگ گیاه و پشه در مراحل مختلف فرقی نمیکند و پشه سیاه است و سیاه میمیاند و گیاه نیز سبز است و سبز میماند!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده