جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

141 کاربر(ها) آنلاین هستند (98 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
138 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

كلاس نجوم و ستاره‌شناسی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: شنبه 3 اسفند 1392 18:35
نمایش جزئیات
آفلاین
"امتـــیـــازات کلاس نجــوم و ستــــاره شناسی"


گــریفندور:
تـــد ریموس لــوپــیــن: 28+2= 30
اوخـــی... اصــن ما تحت تــاثــیــر قرار گرفتیم!

جمــع کــل: 10


ریونکلاو:
لودو بگمن: 27/5+2=29/5=30

لینی وارنر: 30
^___^

جمع کل: 20


هــافــلپـــاف:
رز ویـــزلــی:29/5= 30 ^_^

جمع کل: 10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 23:28
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور با چهره ی غمگینی وارد کلاس شد و بی صدا به طرف صندلی اش رفت. آخرین جلسات از آخرین ترم تدریسش برخلاف چیزی که فکر می کرد خیلی غمگین بود...
نگاهی به چهره ی شاد و سرخوش دانش آموزانش کرد و آهی کشید...
تدریس را دوست داشت...! تدریس نجوم فوق العاده بود. دانش آموزانش همه، تمام چیزهایی بودند که یک معلم آرزویش را داشت... کلاسش رویایی بود برای خودش...
تــرک این کلاس؟! حـداقل برای او سخت تر از آنچه به نظر می رسید بود!

گلویش را صاف کرد تا توجه دانش آموزانش را به خود متوجه کند و گفت:
-خب... همونطور که میدونم که میدونین این ترم هم داره تموم میشه! واسه همین میخوام آخر تــــرمی زیاد به مغزتون فشار وارد نشه، گنجایش واسه امتحانات داشته باشه!

سپس چوبش را تکان داد، سقف ناپـــدیــد شد و جایش را آسمانی پر ستاره گرفت. او به آسمان اشاره کرد و گفت:
- صـــــور فلکی! اشکالی که با به هم متصل کردن ستاره ها ساخته میشن... حاصل از تفکر و خلاقیت اجداد ما! صورت های فلکی هر کدوم داستانی دارن برای خودشون... اما این داستان ها بحث امروز ما نیستن! ارتباط صور فلکی با دنیای جادوگری بحث امروزه.

به چند ستاره اشاره کرد و خطی بینشان رسم شد و ادامه داد:
- مثلا این صورت فلکی خرس بزرگ یا دب اکبره و خوبه که بدونین این خرس یه آنیماگوس بوده که در نبرد با مشنگ ها از پای در اومده! هیچ صورت فلکی ای وجود نداره که با دنیای ما مرتبط نباشه و در آخر با وجود تمام افسانه های مشنگی جوری به ما نرســه!

فلور نمی توانست روی درس دادن تمرکز کند. جــلوی چشمانش علامت پایان ترم جولان می داد!
اخم کوچکی کرد. اگر درست درس نمی داد همه این ترم را می افتادند. پس رو به چهار نفر دانش آموز کلاس، که در حال نامه نگاری و اسم فامیل بازی کردن بودند گفت:
- وللش... همین درس امروز بود! وقت آزاده! راحت باشین!

تکالیف:
1. صورت فلکی ای که خود تان ساختید را بکشید! (هر جا دوست داشتین :-") 10
2. رابطه این صورت فلکی با دنیای جادوگری را بگویید!10
3. دو صورت فلکی نام برده و ارتباطشان با دنیای جادوگری را توضیح دهید!10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1392/12/3 18:22:51
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 09:06
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اگر کرم چاله ای در اختیار شما می گذاشتند، شما به کدام مکان و زمان سفر می کردید؟!10

استاد اجازه! میشه جواب این سوالمون پر از اشک و ناله و اینا باشه؟ بهر حال ما توله گرگ یتیم ننه بابا ندیده‌ایم و از بچگی هی دیدیم بچه‌های مردم با ننه بابا بزرگ میشن همیشه عقده‌ی ننه بابا به دلمون مونده!
خو ما اگه یه کرم چاله‌ای سفر کننده داشتیم، سوارش می‌شدیم و سفر میکردیم به ۱۹ سال قبل تا ننه بابامون زنده بمونن! میرفتم اونجا که بابامون به ننه‌مون میگه تو بمون بالا سر بچه من برم بجنگم!( و بعد ننه‌مون هم پیچوند و بچه رو تنها ول کرد خونه و خودش رفت بجنگه و تا دو روز ما تک و تنها بی آب و دونه تو خونه بودیم! )... هوووم.. الان که فکرشو میکنم می‌بینم خیلی هم صلاحیت تربیت دسته گلی مثل ما رو نداشتن و کلا جفتشون خیلی اهل پیچش بودن و ما شاید اگه زیر دستشون بزرگ میشدیم، یکی می‌شدیم مثل مورفین و از تو جوب باید جمع میشدیم، هر چند که الانم یه جوری مثل مورف شدیم با این کلاه مسخره ولی تو جوب نیفتادیم!

بهرحال این همه ذکر مصیبت گفتیم ولی تکلیف باید انجام بشه.. پس همون "سفر میکردیم به ۱۹ سال قبل تا ننه بابامون زنده بمونن! میرفتم اونجا که بابامون به ننه‌مون میگه تو بمون بالا سر بچه من برم بجنگم!" و بهشون میگفتم نرین و نجنگین و بمونین سر خونه، زندگی بچه‌تون!

2.نظریه ای برای چیره شدن بر تمام سختی های ورود به کرم چاله ارائه کنید! (استفاده از ابزاری مثل زمان ثابت کن و این جور چیزا هم مشکلی نداره!) 12
برای ورود موفقیت‌‌‌آمیز و بدون دردسر به کرم چاله‌ای مثل ورود به هر جای دیگه‌ای، احترام متقابل شرط اوله! به این صورت که وقتی بهش نزدیک میشین، لبخند گرم و واقعی بزنین اینطوری ، بعد صمیمانه سلام کنید و حالشو بپرسین و خودتون رو معرفی کنین... رسمی هم نباشین بگین مثلا منم منم، تد ریموس لوپین... گرگ گرگان!
عوضش بکین، سلام سلام.. من تدی‌ام... توله گرگی‌ام واسه خودم. میشه سوار شما بشم؟
بعد وقتی بهتون در باغ سبز نشون داد، بپرین سوار بشین و بریم به مقصد‌هاتون! این تجزیه شدن هم به خاطر بی احترامی به کرم چاله‌ایه وگرنه وقتی هواشو داشته باشین، اونم هواتونو داره!

3.آیا ورود به کرم چاله به این همه دردسر می ارزد؟ چرا؟8
این مشنگا یه ضرب‌المثلی دارن که میگه، وسیله هدف رو توجیه میکنه! شایدم برعکس بود! ..بهرحال! معنیش چیه حالا؟ یعنی اینکه وسیله و هدف با هم میشینن حرف میزنن و همدیگه رو توجیه میکنن. حالا چطوری؟
هاا... شما فرض کن که ماموریت خعلی گنده‌ای برای اربابت داری و مثلا باید بری اون شبی که عله زنده موند، زنده‌اش نذاری! اینجا درسته که هدف خیلی بزرگی از دید مغز تاریکت داری، آمّا در مجموع وسیله توجیه نمیشه چون زنده به اون شب نمیرسی که بخوای ماموریتو انجام بدی پس نه واسه خودت خوبه، نه اربابت!
اما مثلا ما می‌خوایم بریم یه گندی زدیم تو قدیمو جم و جور کنیم و ترجیح میدیم که بمیریم ولی از بالای ابرها و در کنار حوری‌ها ببینیم که دنیای قشنگ‌تری ساختیم!
اینجا تازه معنی اون ضرب‌المثله نمود پیدا میکنه، بعله!

سوال امتیازی:
شما تا صبح خوابتان برد؟ اگر نبرد چه کار کردید؟ :دی

ما که کلا شبا بیداریم تا صبح و روز می‌خوابیم..عینهو دراکولا! وقتی ما هم بیداریم، کسی جرئت نمیکنه بخوابه از ترس جون. ما هم مطمئن شدیم کسی بیدار نمونه و هی تهدید کردیم که بخوابین وگرنه یه لقمه چپتون میکنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1392 01:52
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اگر کرم چاله ای در اختیار شما می گذاشتند، شما به کدام مکان و زمان سفر می کردید؟!10

دورانی که آدمای اولیه بودن! اونوخ آتیش ساختن و اینارو بشون یاد میدادم، اونام نه تنها کلی کیف میکردن تازه میگفتن من چه آدم خفنی ام و کلی ازم تقدیر به عمل میاوردن و تو تاریخ ثبت میشدم و اینا.

حالا اصن فک نکنین اینا خنگ بودنا، تازه برعکس خیلی هم به نظرم باهوش بودن. زبان اختراع کردن! کلی چیزای خفن دیگه که الان پیشرفته ش دست مائه. کلی فک کردن تا همین وسایل اولیه ی زندگیمونو کشف کردنا! کم چیزی نیست حقیقتا!

میگفتم ... نه تنها ازشون ساخت زبانو یاد میگرفتم و ازایده های مختلفی که به ذهنشون میزد و چیز اختراع میکردن استفاده میکردم، تازه خودمم کمی از آموخته های ساده مو مثل همون آتیش زدن با سنگ چخماقو بشون یاد میدادم و از دیدن لبخند و ذوق و شوقی که تو چهره شون پدید میومد کیف میکردم و هم فول آو فان میشدم، هم ثبت تاریخی میشدم.

حالا چرا اختراعات اونا و ایده هایی که منجر به این اختراعات میشد برام جالبه و همین موارد تو زمان حال برام اونقد جذابیت ندارن، جوابش ساده ست!

چون اختراعات اونا تو مغز من میگنجه و بدون فرمول ریاضی و فیزیک و به مخ فشار وارد کردن میفهمم اونا چطوری به کجا رسیدن و راحت میشه درکشون کرد و تازه خودتم یکیشو بسازی، اما الانیا کلی فرمول داره که ... نذارین ادامه بدم خواهشا!

خلاصه اینکه باهاشون درخت نوردی میکردم، مث تارزان از اینور به اونور پرواز میکردم، از دست یوزپلنگ می گرخیدم، شیر شکار میکردم و اینا. تازه زندگی گروهی تو جنگل رو هم تجربه میکردم که خودش جذابیتای زیادی داره.

همین دیه! اینطوری هم تجربیات جدید کسب می کردم، هم با طرز فکرشون آشنا میشدم، هم خودم مخترع خفن میشدم، هم ثبت جهانی میشدم. جالب نی؟

2. نظریه ای برای چیره شدن بر تمام سختی های ورود به کرم چاله ارائه کنید! (استفاده از ابزاری مثل زمان ثابت کن و این جور چیزا هم مشکلی نداره!) 12

افزایش ِ فوق ِ زیاد ِ سرعت!

بله همینه! شما تو تدریستون فرمودین سرعت باز و بسته شدن کرم چاله ها فوق العاده زیاده، خب ما هم به همون نسبت سرعتمونو افزایش میدیم تا مرلینی نکرده نصفمون لای کرم چاله نمونه و از وسط دو تیکه شیم و به فنا بریم و اطمینان حاصل کنیم به سلامت ازش عبور میکنیم.

با این افزایش سرعت میتونیم بر سرعت زیاد کرم چاله غلبه کنیم و عبور سالممون از اون رو تضمین کنیم. حالا اینکه بعدش و درون کرم چاله چه بلایی سرمون میادو فقط مرلین داند و بس. شما از ما عبور خواستین، ما هم شرح دادیم!

حالا چطوری میشه سرعتو زیاد کرد؟ یکی از راهاش اینه که از چندین جادوگر و ساحره ی خبره دعوت به عمل بیاریم و ازشون بخوایم که همزمان ورد ِ افزایش ِ سرعت رو رومون اجرا کنن. اینطوری میتونیم اون سرعت ِ فوق العاده ای که نیازه رو به دست بیاریم و با خیالی آسوده وارد کرم چاله شیم.

اما باید حواسمون باشه که این وردارو به موقع انجام بدیم، یعنی قشنگ تخمین بزنیم کی قراره این کرم چاله هه وا شه و در فرصت مناسب وارد عمل شیم و بگیم این وردو رومون اجرا کنن.

از طرفی باید مکان دقیق ِ باز شدن کرم چاله رو هم محاسبه کنیم که بدونیم وقتی سرعت گرفتیم دقیقا به کدوم ور حمله ور شیم که دقیقا از توی کرم چاله در بیایم و یکراست از وسطش رد شیم و وارد اونور ِ دنیا و اونور ِ زمان شیم.

دومین راه اینه که ردبول بلک بول مصرف کنیم چون همونطور که همه میدونین و حتی مشنگا هم بهش معتقدن، ردبول به آدم بال میده بلک بول به آدم سرعت میده. میتونیم چندین بلک بول بزنیم تو رگ و اون زمانی که میدونم کرم چاله وا میشه تو مکان مورد نظر باشیم و وقتی کرم چاله باز شد، د ِ بدو که رفتیم!

سومین ایده اینه که یوزپلنگی رو رام کنیم. حالا یا مثل اهلی کردن اسب ازش استفاده کنیم تا رام شه و به ما سواری بده، یا یه جوری طلسم فرمان روش اجرا کنیم تا مطیع ما بشه.

اینطوری سوار بر یوزپلنگ ِ افسانه ای میشیم و به تاخت به درون کرم چاله شیرجه میزنیم. اما خب! این کار خودش خیلی ریسک داره. ممکنه اندازه کرم چاله کوچیک باشه و با وجود یوزپلنگ یکم گنده شیم و نصفه نیمه بتونیم خودمونو از کرم چاله رد کنیم، بنابراین به فنا میریم و تیکه میشیم! حالا از وسطم نشد از کمر ممکنه تیکه شیم، یا پامون بره خودمون بمونه یا ...

3. آیا ورود به کرم چاله به این همه دردسر می ارزد؟ چرا؟8

نه حقیقتا!

والا! دروغ چرا خب؟

دوستان و خانواده و فامیل و رفقا (یعنی مدیونین اگه فک کنین اینا خیلی هم معنی بودن!!!) و اینارو ول کنیم واسه یه سفر تو زمان و مکان و اونم تازه اگه بشه و اگه نشه بدبختیم و اگه بشه کاره بس ریسکیه و ممکنه تجزیه شیم و به فنا بریم و ...

اصن خیلی دردسر داره. تازه به فرض مطمئن باشی 100% از اونجا رد میشی و به سلامت از تو کرم چاله رد میشی و میرسی اونور و به مکان و زمان مورد نظر میرسی، بدون اون ملتی که بالا ذکر شدن میخوای تو زمان ِ مثلا دایناسورا چه غلطی کنی؟

یا پیش آدم و حوا بری بگی چند منه؟ اصلا به فرض به دوران انسان ها بریم یا حتی آینده، خب تک و تنها چه غلطی کنیم؟ یه روز حال میکنیم، دو روز حال میکنیم، خب بعدش چی؟

میگی دوست جدید پیدا میکنی؟ نمیشه آقا نمیشه! اگه دوران قدیم بری که اصلا طرز فکرت باشون متفاوته و با هم آبتون تو یه جوب نمیره. الان با چند دهه اختلاف سنی با پدر و مادر، نوجوانان عصر ما کلی زجر میکشن، بعد تو اون زمان میخوای حرفتو به کی بفهمونی؟

تازه تو تکنولوژیت جلوتر از قدیمیاس ممکنه حرصت بگیره چرا مثلا نمیتونی از گوشی عزیزت استفاده کنی و هندزفری بذاری و آهنگ گوش بدی یا حتی جادوگران بیای!

آینده هم بری همینه! اونا تو تکنولوژی بسی پیشرفت کردن و جلو رفتن، بعد تو عینهو خنگا فقط میتونی بشون زل بزنی و کف کنی که واااااو اینا چیه که اینا دارن؟

خلاصه اینکه تا رسما راه عبور و خروج(!) از کرمای چاله کشف نشده و مطمئن نیستیم هروقت بخوایم میتونیم بریم و هروقت بخوایم میتونیم برگردیم، راه نداره! ما دردسرشو به جون نمیخریم.

1سوال امتیازی: شما تا صبح خوابتان برد؟ اگر نبرد چه کار کردید؟ :دی

خوابمان نبرد! با یک سری دوست پایه دور هم جمع شدیم رفتیم برف بازی تا صبح! یک عده غیر پایه هم هی غرغر میکردن که نکنین از این کارا باو خواب بسی ارزشمنده و خرابش نکنین و یه گوشه ای بگیرین بکپین!

در نهایت دم دمای صبح خوابیدیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1392 23:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اگر کرم چاله ای در اختیار شما می گذاشتند، شما به کدام مکان و زمان سفر می کردید؟!10


من می رفتم به دوره ی مزوزئیک و به محل پاریس فعلی.
یعنی واقعا برام جالبه که اون زمان ها این شهر چه شکلی بوده. مثلا دایناسوراش عاشق بودن؟ دایناسوراش با فرهنگ بودن؟
دایناسورِ توریست زیاد داشته؟ آب و هواش مثل الان تقریبا همیشه ابری بوده؟
کلا دایناسور ها موجودات بسیار جالب توجهی هستن! مزیتشون هم بر اژدها ها اینه که آتیش از دهنشون بیرون نمیاد. برای همین میشه یه دست درست و حسابی سواری گرفت ازشون.
بعد ترجیح میدادم انقدر توی همون زمان ها بمونم تا ببینم جدی جدی چرا این بنده خدا ها منقرض شدن!
اگه این کارو بکنم خودمم منقرض میشم البته
پشیمون شدم به محض اینکه عامل کشنده رو از دور دیدم غیب شم و برگردم به زمان حال! ابنجوری بهتره!

2.نظریه ای برای چیره شدن بر تمام سختی های ورود به کرم چاله ارائه کنید! (استفاده از ابزاری مثل زمان ثابت کن و این جور چیزا هم مشکلی نداره!) 12

به نظر من یکی از بهترین کارایی که میشه کرد اینه که با یه جادو سایز خودمونو کوچیک کنیم. خیلی کوچیک. در حد یه الکترون مثلا! خب بعد میتونیم با سرعت بسیار زیاد وارد کرم چاله بشیم. و اون طرف کرم چاله مجددا خودمونو بزرگ کنیم. این کار، واقعا کارِ کاربردی ای میتونه باشه.
اما اگه سرعت کرم چاله بیش از اون چیزیه که با این روش هم بشه ازش رد شد، بهتره با جادو یه سپر ایجاد کنیم.
البته دور خودمون نه. برای اینکه نمیشه همین جوری با جون خودمون امتحانش کنیم که ببینیم کار میده یا نه که!
سپر رو وسط دهانه ی کرم چاله ایجاد کنیم. در این صورت دیگه در کرم چاله نمیتونه باز و بسته بشه و ما میتونیم عبور کنیم.
و نظریه ی سوم... احیانا دکمه ای چیزی ندارن اینا؟ دست مرلینه؟ مرلین رشوه قبول نمیکنه؟


3.آیا ورود به کرم چاله به این همه دردسر می ارزد؟ چرا؟8

بستگی داره که برای ورود چه انگیزه ای داشته باشیم.
مثلا برای من نمی ارزه. چون یه بچه هشت ساله، نه گذشته ی خفنی داشته که بخواد تغییرش بده، نه آینده ی خاصی مد نظرش هست که بخواد چک کنه!
ولی برای کسایی که خیلی خفنن، مثلا لرد سیاه، خیلی چیز مفیدی میتونه باشه. تا یه هورکراکس نابود شد، برگردی گذشته از نابودیش جلوگیری کنی. فک کن! :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 بهمن 1392 01:25
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اگر کرم چاله ای در اختیار شما می گذاشتند، شما به کدام مکان و زمان سفر می کردید؟!10

خانوم ما اول به این فکر افتادیم که بریم به دوران کودکی و نوجوانی ارباب و در کنار وجود مقدس ایشون باشیم و بهشون خدمت کنیم ... بعد دیدیم اولا ارباب ممکنه مارو به جا نیارن که یار باوفا و دست راستشون میباشیم و بزنن نابودمون کنن! بعدم از طرفی ارباب اصن نیاز به کسی نداشتن و به تنهایی به اینجا رسیدن و کلا از همه چیز و همه کس بینیاز میباشن!

گزینه بعدی که به ذهنمون رسید این بود که به مدت اندکی پیش از تولد پشم الدین دامبل برگردیم و یه دعوایی بین پدر و مادرش راه بندازیم که اصن از تولد همچین موجودی جلوگیری کنیم! بعد به این نتیجه رسیدیم که بالاخره همه که نمیشه به اندیشمندی ارباب باشن، موجودات جاهل و نادانی هم باس باشن که مایه تفریح بقیه باشن، در ضمن ریش آلبوس منبع غنی از گونه های گیاهی و جانوری میکروسکوپیک و ماکروسکوپیک مانند شپش و خزه و ... میباشه که حیفه اصن.

در نهایت ایده ای بس موذیانه به ذهن متروکمون رسید و اونم این بود که برگردیم به دقایقی قبل از بیگ بنگ، بعد مرلین که خواست ترقه بندازه تو اون جرم مترمکز کوچولو که کل جهان الان رو تشکیل میده جلوش رو بگیریم و یه سطل آب هم خالی کنیم روش که عمرا نترکه! بعد اونوقت جهان اصن تشکیل نمیشه در نتیجه ما وجود نخواهیم داشت که بریم و اون سطلو خالی کنیم و در نتیجه جهان به وجود میاد و ما میریم و سطل رو خالی میکنیم و جهان به وجود نمیاد و در نتیجه ... یک دور باطل و پارادوکس به وجود میاریم توی دنیا که همه چیز هنگ کنه


2.نظریه ای برای چیره شدن بر تمام سختی های ورود به کرم چاله ارائه کنید!12

خوب در اولین مرحله برای یافتن کرم چاله از ورد "اکسیو وُرم چاله!" استفاده میکنیم. این از پیدا کردنش! در مرحله بعد به محض باز شدن در به سبک ایستگاه مترو کیفی کفشی دستی پایی سری چیزی ول میدیم لای در که در گیر کنه و بسته نشه، بعد خودمن خیلی ریلکس وارد میشیم و میشینیم. با توجه به روش ذکر شده نیازی به سفر به فضا هم نیست. دیگه مشکلی نمیمونه ... ها؟ میمونه؟ به اتم تجزیه میشیم؟ برو خانوم! برو ما رو از تجزیه شدن نترسون! برو از مرلین بترس! ما ملتی هستیم که در مترو و صف سبد کالا و شام هیئت و غیره به ذرات زیر اتمی و حتا انرژی هم تجزیه میشیم و اعضای بدنمون با نفرات مجاور جابجا میشه و آخ نمیگیم! صدامون در نمیاد! شما مارو از تجزیه به اتم میترسونی؟


3.آیا ورود به کرم چاله به این همه دردسر می ارزد؟ چرا؟8

این سوال به موارد بسیاری بستگی داره ... تو کرم چاله شام هم میدن؟ شام چی میدن؟ وسط راه نگه میدارن برا نماز؟ (این خیلی مهمه!) جاهای قشنگ جاده نگه میدارن عکس بگیریم واسه اینستا؟ سیگار میشه کشید یا دخانیات ممنوعه؟ فیلمم میزارن؟ وای فای داره؟ از همه اینها مهم تر اینه که صندلی بغلی متعلق به کی باشه! یه ساحره ی خوشگلی دافی پریزادی چیزی باشه ... صدالبته که میارزه


شما تا صبح خوابتان برد؟ اگر نبرد چه کار کردید؟ :دی

ما دیدیم کیسه خواب و پتو کم فرستادن دنبال پارتنر مناسب میگشتیم که از پتوی مشترک استفاده کنیم، خوشبختانه خوب پارتنری هم نصیبمون شد و تا صبح بیدار بودیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 18 بهمن 1392 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
در یـــک شـــب سرد زمستانی، در آن هنگام که از شـــدت بارش برف و ســرما، هــمـه کلــاس ها تعطیل شده بودند و در تمامی تالار ها دانش آموزان دور شومینه نشسته و می لرزیدند، پروفسور دلاکور با بــی رحــمــی تمام در برج نجوم، در صد متری هاگوارتز، منتـظر نشسته بود!

همانطور دانــش آموزان بخت برگشته بــا بینی های ســرخ و دست های سر شده و حال خراب و دماغ جاری، وارد کلاس می شدند فلور شروع کرد:
- از اونــجــای که یکی از دانش آموای گرام اعتراض فرمودند که مـن کم تدریس می کنم و بیشتر به داســتــان ها می پردازم. امروز قراره یه تدریس خیلی جدی در مــورد مبحث این هفته، کرم چــالــه ها، داشته باشیم!

سپس با آهی از سر نارضایتی ادامه داد:
- اگـــه بخوایم کرم چــالــرو به زبان ساده تعریف کنیم، میتونیم بگیم کرم چاله ها یــک نوع پــل بین دو فضا و زمان مختلف هستن! مثلا برای رفتن به دورترین سیــاره اســبـقِ منظومه شمسی ، پلوتو، با چنین پلی فقط به کسری از ثانیه وقت نیاز داریم در حالی که در دنیای واقعی تا رسیدن به پلوتو ما فسیل شدیم... یا حتی میشه در زمان هم با چنین پلی سفر کرد.. گذشته یا آینده!
ســپـــس بــا لبخندی از آن نوع لبخند ها که فقط یک پروفسور هنگام ضـــدحال زدن بر لب دارد، رو به دانش آموزان مشتاقی که به سفر در زمان فکر می کردند، گفت:
-البته در حــقـــیــقت کرم چاله ها، تا به حال توسط کسی رویت نشدن! پس در نتیجه کسی تا حالا سفر بین فضا زمانیو با چنین پلی تجربه نکرده!

ناگهان لبخندی ضـــدحالانه تر روی لب هایش نشست و ادامه داد:
-تــــــازه، جدا از اون که وقتی که شما وارد کرم چاله میشین به اتم های خودتون تجزیه میشین، کرم چاله چنان با سرعت باز و بسته میشه که کسی نمیتونه بره توش...! تازه اینا همه بدونه دردسره این موضوعه که شما باید یه سر هم به فضا بزنین تا بتونین به کرم چاله برسین!

در همین هنگام ناگهان پاترونوسی به شکل شیر ظاهر شد و با صدای استرجس ،مدیر مردمی و عادل (!)، گفت:
-متاسفانه به علت بارش برف تمامی راه ها بسته شده... باید تا صبح منتظر بمونین همون جا! کیسه خواب براتون می فرستیم!

فلور با عصبانیت چشم غره ای به پاترونوس استرجس که میان هوا محو می شد کرد و رو به دانش آموزانی که در همه حال اعتراض می کردند گفت:
- درس امروز تمومه... کی میاد با من هیزم جمع کنیم تا صبح یخ نزنیم؟!

تکالــــــــــیــــــــف:
1. اگر کرم چاله ای در اختیار شما می گذاشتند، شما به کدام مکان و زمان سفر می کردید؟!10
2.نظریه ای برای چیره شدن بر تمام سختی های ورود به کرم چاله ارائه کنید! (استفاده از ابزاری مثل زمان ثابت کن و این جور چیزا هم مشکلی نداره!) 12
3.آیا ورود به کرم چاله به این همه دردسر می ارزد؟ چرا؟8


سوال امتیازی:
شما تا صبح خوابتان برد؟ اگر نبرد چه کار کردید؟ :دی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 18 بهمن 1392 21:34
نمایش جزئیات
آفلاین
"امتـــیـــازات کلاس نجــوم و ستــــاره شناسی"

اسلیترین:
هرپوی کثــیــف: 26
بــا امید دیدن اسلیترینی های بیشتر تو کلاس! ^_^

جمع کل: 9


ریونکلاو:
مرلیــن: 30
مرلین کبـــیـــر! اوه! مگه من جرئت دارم به شما کمتر از سی بدم؟! O_o

لینی وارنر: 30
حـــسادتم گل کرد! بوقی، تو چرا همیشه سی می گیری؟! :((

دافنه گرینگراس: 28
گشــنت بود وقتی داشتی تکلیف می نوشتی؟ :دی
راستشو بگو!:دی

جمع کل: 30


هافلپاف:
پروفســور تـافتی: 28

هلگــــا هافلپـــاف: 30
فوق العاده! ^______^

جمع کل: 20


گـــریفــنــدور:
دابـــی: 26
^_^

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1392/11/18 21:44:44
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 16 بهمن 1392 18:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره

الهه ماه در یونان نام دیگرش دایانا بود که الهه ماه و جنگل است زنی بوده زیبا دل فریب رخی همچو ماه درخشان این الهه همیشه همراه و کمک رسان کسانی بود که در شب 14 و یا در جنگل به دنیا می آمدند


2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره


شب بود آسمان تاریک پشت پنجره ها ستاره باران بود ولی چیزی کم بود ماه ناپدید شده بود ...
هری که به این آسمان ستاره باران بی ماه نگاه میکرد به این می اندیشید که ماه کجاست آسمان ابری نبود پس ماه کجا بود؟
فکرش را با صدای نه چندان آرامی تکرار کرد :
- ماه کجاست ؟
هرمیون که بر روی کاناپه لم داده بود و لاک قرمز را با دقت به ناخنش میزد با این حرف هری حواسش پرت شد و گوشه ناخنش لاکی شد و با بلند شدنش به تکرار حرف هری پرداخت :
-ماه ؟ مگه میشه نباشه ؟ برو کنار ببینم
هرمیون سرش را در چهارچوب پنجره به دنبال ماه درخشانه 14 به اطراف چرخاند ولی اثری از آن ماه نقره فام در آسمان ظلمانی آن شب نبود ...
هری با حسی نظیر بالا آمدن از آبی عمیق نفس های عمیقی کشید و چشمانش را بست
هرمیون نگاهی به هری کرد و گفت :
-اوی انگار چی شده حالا یه ماه کم شده خودش پدیدار میشه چرا اینجوری نفس میکشی ؟
هری چشمانش را گشود :
-استاد گفته ماه که ناپدید بشه بلا ها یرمون میاد
هرمیون با قیافه ی جدی گفت بذار ببینم امروز چندوم است ؟
هری :
- چه فرقی میکنه ؟
- بگو کار دارم
- امروز 12.11.2014 است
هرمیون بشکنی زد و گفت فهمیدم ! من چند وقت پیش خونده بودم که ماه گرفتگی پیش میاد پس امروز همون روزه نگران نباش و بشین نوشیدنی بخور
هری که دلش آشوب بود ولی برای آرام شدنه خودش هم که شده به او اعتماد کرد ولی ناگهان
باد شرو به وزیدن گرفت و چهارچوب پنجره ها شرو به لرزیدن کرد ناگهان پنجره باز شد و باد گزنده همچون خنجری بود که صورتشان را میخراشید ولی یکهو آب و هوا تغییر کرد و دانه های برف در مجاور پنجره پیچ و تاب میخوردنند ناگهان زمستان شد هری و هرمیون چشمانشان از حدقه بیرون زده بود و به صحنه بیرون مگاه میکردنند هری گفت :
-استاد گفته بود که وضعیت آب و هوا تغییر میکنه !! دیدی ماه گرفتگی نبود بیچاره شدیمـــــ
ناگهان هوا گرم شد و خبری از برف نبود گرما به حدی شد که آن 2 نای نفس کشیدن نداشتند که یکهو هری خیسه آب شد ...
-چیه چی شده؟ من کجام ؟ ماه ؟ هوا ؟ گرما ؟
چی میگی هری خواب بودی ماه چیه ؟ گرما کجا بود بچه ؟
این صدای هرمیون بود که آب ریخته بود بر روی هری زیرا او در خواب دست و پا میزد و کمک میخواست
-پس همش خواب بود ؟
-آره خواب بود.
هری دوید و از پنجره بیرون را نگاه کرد ماه در جای خودش بود و مثل هر شب درخشان و زیبا .

3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره

ارتباط فیزیولوژیک مستقیمی میان انسان و ماه وجود دارد . تغییر موقعیت ماه نسبت به زمین، مستقیماً میزان جاذبه و روشنایی شب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و این تغییرات نیز بر رفتار تمام موجودات زنده از جمله انسان تاثیر می‌گذارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چشمانت را

به مناظره دعوت می کنم
پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 بهمن 1392 11:39
نمایش جزئیات
آفلاین
1. الهه ی ماه را لطف کرده و توصیف کنین!8 نمره

گفتی الهه ی ماه، یاد شعر اون مرحوم افتادم.
میگه:
آه ای الهه ی مـــــــــاه، با دل من بســـــــــــاز
کاین غم جانگـــــــــداز، برود ز بـــــــــــــرم

گــــــــــــر، دل من نیاســـــــــــود، از گناه تو بـــــــــــود
بیا تا ز ســــــــــــر، گنه ـت گــــــــــذرم



همونطور که شاعر می فرماید، اساساً الهه ی ماه بانویی کمر باریک، لب قلوه ای، ابرو کمون، چشم عسلی، سوسن خانوم! میخوام بیام در خونتون... و بسیار بسیار شبیه به ما می باشند.

2. شب چهاردهم است و ماه در آسمان نیست، دنیا را در رولی توصیف کنید!12 نمره
( در تدریس گفتم چه اتفاقاتی میفته، میتونین از همونا استفاده کنین!)

- مـــَـــــــ مــــــَــــــن!
- چته جیمز؟ چرا عر می زنی؟
- ماه نیست! گم شده!

جینی رفت و از پنجره نگاهی به آسمون انداخت و گفت:
- علــــــــه!
- چته خانوم؟ تو دیگه چرا عر می زنی؟

جینی:
عله:

جینی:
عله:

جینی:
عله:

دوفشس پسسس تــخخ!!!
(افکت خورد شدن قابلآما، تابه و ظروف پیرکس توی سر عله!)

*پروفسور، این خشونت بیش از حد هم از مشکلات نبودن ماهه ها!

در لحظه ای که پسری که زنده ماند رو به احتضار بود، تدی از پله ها با قیافه ی پایین اومد.
جیمز سریع به سمتش رفت و گفت:
- تدی چرا تو گرگ نشدی؟ چرا واسه من قیافه ـت رو مثل بوزینه می کتی؟

تدی دستش رو روی سینش گذاشت و با صدای شبیه به آلن دلون گفت:
- آه جیمز! من نفس های آخرم را می کشم. خداحافظ رفیق!
- اوی بی شعور استاد گفت مرگ تدریجی! چرا جوگیر میشی تو آخه؟ پاشو بینم. نری سمت نور ها یهو؟!

در این لحظه بود که صدای ووووویییییژژژژژ مانندی شروع به نزدیک شدن کرد. جیمز رفت دم پنجره تا ببینه جریان چیه.
- شهاب ســــنـــــگ!

در این لحظه بود که شهاب سنگی وارد حلق جیمز شد و جیمز ترکید و متعاقباً خونه ی عله اینا هم ترکید و نسلشون منقرض شد!

3. چرا ماه چنین تاثیری روی موجودات مختلف دارد؟10 نمره

والا نمی خوام پشت سر کسی حرف بزنم ولی همش زیر سر این الهه ی ماهه!
باورت بشه که یه الهه ی بخیل و حسودیه که نگو.
اصن نمی خوام راجع به کسی حرف بزنمــــا ولی یکی نیست بگو آخه به تو چه که میری آدم گرگینه می کنی؟
البته هر کی زندگی خودشو داره ولی کلاً یک الهه ی نچسب و بیخودیه این الهه ی ماه که نگو.

حالا ما کاری به کسی نداریم. راجع به کسی حرف نمی زنیم اصن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.