جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

47 کاربر(ها) آنلاین هستند (33 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
45
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  97 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  176 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  294 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  281 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  353 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  255 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
یک مورد ایراد نگارشی در متن را با ذکر دلیل غلط بودن بنویسید. ( فقط یک مورد، اگر بیشتر از یک مورد اشاره کنید، امتیاز سوال را به کلی از دست خواهید داد.) (ایراد نگارشی میتواند شامل رعایت نکردن فاصله و یا صحیح نبودن علامت نگارشی، نا هماهنگی افعال، غیر یکسان نویسی کلمات و ... باشد.) (جواب درست موجود است!) ( 4 نمره)
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادورگی هاگوراتز

لبخندی زد، با اشاره ی سرش، اطلاعیه را درست کرد!
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز


و آن جاست که پیامبر آسلام میفرمایند.. گر مرلین که بعد من خواهد آمد اشتباهی نماید، بدانید که از سر تا ته اشتباه است..

- در یک پاراگراف ( حداکثر 5 سطر) اولین بارش باران را توصیف کنید. ( 5 نمره)
باران شروع شده بود, زمین های خاکی و پر از سنگ تبدیل به زمین های گلی پر از سنگ شده بود..(الان چی شد؟ ) انسان های اولیه..( ) با زبان بی زبانی فقط «هوهو عاعا عه عه» سر میدادند. در آن میان گل های تازه به وجود آمده خمیده شده بودند.. قطرات آب وفتی به زمین گلی میرسیدند درجا جذب میشدند و فرو میرفتند. انسان های اولیه به پاهای پشمالو و کثیف خود مینگریستند و همانطور «عه،عه،عو،عو» سر میدادند زیرا پاهای پر از لجن و کثافتشان گلی شده بود که (لازم به ذکر است ذهن آشفته ی نویسنده این موضوع را خیلی بزرگش کرده است. بله این است که نویسنده اعصاب معصاب ندارد و فقط گند میزند به توصیف.. زیرا خاطره ی خوبی از این باران چرت و پرت که رون ویزلی گم شده بود و آخرش فهمید هالووین بوده است! + ( ))


3- در یک رول کوتاه ( حداکثر 8 سطر) اولین مکالمه صورت گرفته توسط بشر را بنویسید.

"عه عو" بر میگردد و با زبان بی زبانی بعد از آن حرکت زشتی که انجام داده بود به مادرش "عو بو" میگوید:
-عی عه عو دیدو بع عو عه عه عه!
-چوچو په په خوخو لولو‍!

آری مادر قصه ی ما خیلی عصبانیست و نمیداند که چگونه اولین سخن مادرانه که پر از بدو بی راه بوده است را بر زبان آورده.. و ترجمه میشود:
-اه مامانی من یه غلطی کردم دیگه آیم ساری!
-@!÷×!@#@##٪^÷×@@@@@@! (به دلایلی بس منطقی سانسور شد)

بله و مادر قصه بعد از زدن فرزند خود و نابود کردن آن گریه اش گرفت و بلند گفت:
-عی عو گوگو پوپو بو یو لولو زی زی جوجو!‌
ترجمه:"اون بچه خیلی گوگولی بود من چرا اونو زدم نابود کردم.. نزدیگ بود نسلمون منقرض شه..



4- مرلین تا چه زمانی زنده خواهد بود؟
از نظر من مرلین برا مرگخوارا تا ابد زندست و برای محفلیا مرده، کاملا منطقیه! پس قاعدتا همین الان مرده!


5- اول تخم بوجود آمد یا تخم مرغ؟
اول تخم چون تخم مرغ ژسوند داره وگرنه اگه تخم مرغ به وجود میومد اسمش میشد تخم و بعد تخم دایناسور یا اینا به وجود می اومد.. (نویسنده برای این که هیچ کس متوجه منظورش نشود و استاد بدون اطلاع قبلی امتیاز دهد این گونه نوشت)

6- یک نامه رسمی - اداری به بارگاه ملکوتی بنویسید و در آن تقاضا کنید تا دسترسی جادویی شما افزایش یابد.

نقل قول:
به نام نامی هستی، اشرف مخلوقات،آنسانی که بعد از آسلام به راه راست هدایت شد..
آقا من حوصلم سر رفته اینقدر دسترسی کم داریم به جادو، مسئولانم رسیدگی نمیکنن شما هم که اون بالا نشستی داری گیلاس میزنی و با حوری های بهشتی هم ور میری دیگه نامه ی رسمی نمیخواستی.. این دسترسی منو بیشتر کن..



7- چه مباحثی را برای جلسات آینده پیشنهاد می کنید؟ (2 نمره)


اولین گرنجر که بود و نوادگانش کیا بودن! میخوام بدونم این دگورث گرنجر چیه منه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پسر شوهر، خواهر شوهرم..













we love you emma
فرد میگه..

به یاد اون قدیما




من اغتشاش گرم!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 15:46
نمایش جزئیات
آفلاین
1- یک مورد ایراد نگارشی در متن را با ذکر دلیل غلط بودن بنویسید.

وارد سرسرایی شد که کلاسش در آنجا قرار داشت، جلوی درب کلاس اطلاعیه ای زده بودند:
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادورگی هاگوراتز

لبخندی زد، با اشاره ی سرش، اطلاعیه را درست کرد!
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز

چرا من هیچ تفاوتی بین این دو جمله نمیبینم مگه نگفته با تگان سر اطلاعیه را درست کرد؟



2- در یک پاراگراف ( حداکثر 5 سطر) اولین بارش باران را توصیف کنید.
هیچ چیز ! هیچ چیز نبود جز سنگ !هر طرف را نگاه میکردی جز سنگ هایی که رنگشان از گرما به ابی میزد هیچ چیز نبود!صدایی امد صدایی که دل سنگ هارا از درون شکافت!کم کم از تابش خورشید کم شد اسمان خالی و داغ جایش را به ابرهایی داد که انگار هر یک دستوری داشتند!چکید!اولین قطره چکید!کم کم باران شدت گرفت و زمین را به زندگی اینده نوید داد!اکنون زندگانی مدیون اولین قطره است.اولین بارش باران!

3- در یک رول کوتاه ( حداکثر 8 سطر) اولین مکالمه صورت گرفته توسط بشر را بنویسید.
-هه
-هواهی ؟ :vay:
-ایدیهاوووهاوها
-ایدهای وینکی داهه
-ایداها :pretty:
-ایداهانا

4- مرلین تا چه زمانی زنده خواهد بود؟
به نظر من مرلین اصلا زنده نیست چون چیزی زندس که زمانی بمیره ولی مرلین اصلا نمیمیره پس نتیجه میگیریم که مرلین اصلا زنده نیست. [!]

5- اول تخم بوجود آمد یا تخم مرغ؟
اول تخم چون در زمان های قدیم امکان بقای مرغ نبوده چون اون موقع گیاه ها هم گوشت میخوردن .و مرغ هم حالت دفاعی نداشته (مثلا نمیتونسته نوک پرت کنه)پس اول تخم بوده که البته معلوم نیست پدر و مادر این تخمه کیه !

6- یک نامه رسمی - اداری به بارگاه ملکوتی بنویسید و در آن تقاضا کنید تا دسترسی جادویی شما افزایش یابد.
نقل قول:
با سلام خدمت پروردگار عظیم و بلند مرتبه
اینجانب "گیبن"
طی نامه ی فوق تقاضا میدارد سهمیه جادویی وی افزایش یابد.
بسیار مایه ی خوحالیست که پروردگار این حقیر را به رسمیت شناخته و به وی دسترسی جادویی کامل را اهدا نمایند.
با تشکر از تمام فرشتگانی که زحمت رسیدن این نامه به مقصد را به عهده دارند .
امضا :گیبن



7- چه مباحثی را برای جلسات آینده پیشنهاد می کنید؟ (2 نمره)
ربط داشتن دروس ارائه شده نسبت به تمرینات داده شده


با تشکر
-------
پ.ن:استادا اون سوالی که عرض کردید حداکثر 5 سطر
بنده رو کاغذ نوشتم شده بود چهار خط و نیم
وقتی توی پیش نمایش دیدمش شد 6 خط وقتی ارسال کردم دیدم شده 8 خط شما به بزرگی خودت ببخش .سایت تقصیر کاره نه بنده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 14:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ارشد اسلیترین


1-جادورگی که البته درستش جادوگری هست. غلط گرچه عمدی و برای جذابیت نوشته شده اما در هر صورت غلطه.



2- برای دختر، دیدن ابرهای متراکم و تیره ای که سقف آبی بالای سرش را پوشاندند، ترسناک به نظر می رسید. مات آسمان بود که قطره ای آب، صورتش را خیس کرد. با حیرت به اطرافش که با قطره ها پر شده بودند، نگاه کرد. قطره هایی که به محض رسیدن به زمین به گل تبدیل می شدند.انگار هر قطره خود یک زندگی است. دخترک نجوا کرد: باران! بله هر قطره یک زندگی بود. یک باران!



3- شاید خوششان نمی آمد بهم نگاه کنند. شاید می ترسیدند. شاید... به هر دلیلی، زن و مرد جوان کنار رود، به هم نگاه نمی کردند.سعی داشتند مشغول به نظر بیایند. با ماهیگیری یا هرچیز دیگر.مرد جوان که نیزه را پرتاب کرد، نه فقط خودش، بلکه دختری که حالا خیس شده بود هم، با شوک از جا پریدند. دخترک به صورتش دست کشید.
- آب...... - چی؟......... - من آب!
احتمالا کسی نفهمید منظور دختر این است که نامش آب است.چون پسرک دوباره خیسش کرد. دوباره و دوباره و دوباره! صدای خنده های آب در برکه پیچیده بود.



4- اگه از درون مورگانا بپرسید، احتمالاً تا وقتی مورا رو دق مرگ کنه. ولی با توجه به توضیحاتی که خوندیم، کسی که از ازل هست تا ابد پایداره.



5- تسلسلی که نه شروعی داره و نه پایانی. آغاز یکی پایان دیگریه
و چرا اینطور در نظر نگیریم که خلقتشون میتونسته همزمان باشه؟



6- آخه کی دیده یه پیغمبره به بارگاه خودش نامه بنویسه؟

نقل قول:

بسم مورگانا
بنام شورای زوپس و قدرت برتر:

با تقدیم احترامات فائقه و نظر به اینکه ، با توجه به شرایط کنونی زمین، اینجانب وظیفه به تسلط بر بخش بیشتری از زمین را دارا می باشم، تا با ت.جه به سیاست های از پیش اعلام شده عالم بالا، قادر به هدایت بهتر بندگان گردم، لذا خواهشمند است سطح جادوی قابل دسترسی به اینجانب، بدون استفاده از قدرت وحی، از مرحله سه به مرحله چهار افزایش یابد.
با تشکر
پیغمبره مورگانا لی فای



7- چگونگی کشف موجودات مختلف و زندگی مسالمت آمیز موجودات با هوش نسبتا یکسان در کنار یکدیگر.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1394/4/17 4:14:20
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف:

نقل قول:
اما جادو همیشگی نبود، با گذشت زمان، جادو از این کره خاکی ناپدید شد، دیگر دوران رویش جنگل ها به پایان رسید و نوبت به بیابان ها رسید تا خود نمایی کنند.


بعد از "اما جادو همیشگی نبود" باید نقطه باشد نه کاما. چون جمله کامل می شود.

تکلیف دوم:

زمین خالی از سکونت بود و تمامش را گدازه های داغ فراگرفته بودند. بالاتر از سطح داغ زمین ابرهای تیره و تار، خود را برای نزاعی غریب الوقوع آماده می کردند و چندی نگذشت که اولین تیر سرد و مرطوبشان را به قلب آن جهنم سوزان شلیک کنند. تیری که پیش از رسیدن به مقصد بخار شد و دوباره به آن سیاهی عظیم آسمان پیوست. تیر ها از پی هم به سوی زره آتشین زمین رهسپار می شدند و در هم می شکستند. اما هنگامی که نخستین تیر به مقصد رسید، فریاد زمین به آسمان بلند شد و تنها چند لحظه بعد تمام آن سنگ های سوزان، سرد و خاموش در اعماق آب ها به آرامش رسیدند.

تکلیف سوم:

- من گشنمه.

- خب منم گشنمه.

- چه جالب!

- چیش جالبه دقیقا؟!

- همین که جفتمون گشنمونه دیگه!

- اگه این قدر جالبه برو یه چیز بیار بخوریم جفتمون سیر شیم اون موقع خیلی جالب تر می شه.

- هان؟! نمی شه تو بری یه چیزی پیدا کنی من به چیزای جالب تر فکر کنم؟

-

- اوا چرا اینجوری شدی تو!

- هیچی، به این فکر می کردم که ما با کیا شدیم بشریت، هــــــــــــــــی!

تکلیف چهارم:

مرلین تا کی زنده هست؟

مرلین تا زمان های خیلی خیلی دور زنده است تا ما به توانیم هی به همه جاهای او قسم یاد کنیم.

تکلیف پنجم:

اول مرغ بود یا اول تخم مرغ بود؟

خب مسلما اول مرغ بود و با توجه به این که مرغ بالفعل جان دار و تخم مرغ بالقوه جانداره و با توجه به اولویت بالفعل و بلاقوه پس ثابت می شود که مرغ اول بوده.

تکلیف ششم:

نامه اداری به مرلین:

نقل قول:
با عرض سلام و خسته نباشید.

خدمت جناب مرلین المرالین، ادیب الادبا، فضیل الفضلا، شیخ المشایخ، ابا الساحرین و خفن المخففین. جناب جان، ما در این جا آب نداریم، روغن موی کافی نداریم، ریش های دامبدورمان هم تمام شده، کله زخمی هم رفته است تا وزیر شود و خلاصه مشکلات ما خیلی زیاد است لطفا سهمیه جادویی ما را افزایش دهید.

با تشکر لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی.


تکلیف هفتم:

- پیشنهاد می کنیم که برویم و سیری بر دوران طفولیت جنابتان داشته باشیم.

و لطفا جلسه بعد کمتر تکلیف بدهید تا ما هم با حوصله بیشتر جواب دهیم.

تکالیف لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لاديسلاو زاموژسلي در 1394/4/10 16:41:05
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 04:43
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول تاریخ جادوگری



مرلین بعد از مدت ها به هاگوارتز بازگشته بود، آخرین باری که در این حوالی بود، هنوز 4 بنیان گذار در حال آجر بالا انداختن و ملات درست کردن بودند. مدت زیادی از آن زمان می گذشت، به گونه ای که دیگر کسی به یاد نداشت مرلین نیز در آن دوران، در آنجا حضور داشت، و حتی هیچ کس نمیدانست که مرلین در زمان های قبل از آن نیز حضور داشت، شاید از پیدایش جهانی که زمین، بخش کوچکی از آن بود و هاگوارتز، بخش کوچکتری از آن.

وارد سرسرایی شد که کلاسش در آنجا قرار داشت، جلوی درب کلاس اطلاعیه ای زده بودند:
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادورگی هاگوراتز

لبخندی زد، با اشاره ی سرش، اطلاعیه را درست کرد!
نقل قول:
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز


وارد کلاس شد، دانش آموزان همگی با نگاه های حاکی از تعجب او را دنبال می کردند. هیچکدام تا به حال پیامبری را از نزدیک ندیده بود، مرلین تا به آن لحظه جزو افسانه هایی محسوب می شد که فقط در کتاب ها می توانستید پیدایش کنید. اما اکنون درست جلوی چشمان دانش آموزان و در پشت میز استادی نشسته بود و با چهره ای عبوس و جدی به دانش آموزانش نگاه میکرد.

مرلین به سمت تخته رفت و موضوع جلسه را نوشت:

پیدایش جهان

- خب، به اولین جلسه ی تاریخ جادوگری خوش اومدید! همونطور که از قبل میدونستید، من مرلین هستم، القاب و عناوین زیادی رو هم با خودم یدک می کشم، ولی برای صدا زدن، همون استاد کافیه! بگو فرزندم!

- استاد؟! شما... واقعی هستید؟

مرلین لبخندی زد، از وقتی وارد هاگوارتز شده بود،سعی داشت که واکنش همه را حدس بزند، گرفتگی زبان جزو اولین حدس هایش بود!
- البته پسرم، چه دلیلی برای غیر واقعی بودن من هست؟
- میگفتن که شما جزو افسانه ها هستید!
- ولی اینجام؟ میتونم هم بگم که الان داری به این فکر میکنی که بعد از کلاس، یه سر به اتاق جغد ها بزنی و نفر کناریت، اون هم داره با خودش حساب میکنه که امروز چند شنبه ست تا بدونه که ناهار چی دارین، و باید بهش بگم که بر خلاف روال چهارشنبه ها، امروز به جای پای سیب، رولت گوشت خواهید داشت!

دانش آموزان با تعجب به استادشان نگاه میکردند.مرلین لبخندی زد و دوباره به صندلی اش برگشت و بر روی آن نشست.
- هیچ کسی نمیدونه که اولین بار جهان از چی بوجود اومد.البته این هیچ کس میتونه معنای نسبی داشته باشه. شما همچین فردی رو نمیشناسید، ولی باید بهتون بگم که من این فرد رو میشناسم. قبل از اینکه جنبنده ای بر روی زمین حرکت بکنه و حتی قبل تر از اینکه زمین به دور خورشید بگرده، فردی وجود داشت که نظاره گر تمام این اتفاقات بود.کسی که همگی شما به تازگی فهمیدین که هنوز وجود داره و زنده ست!

مرلین بلند شد و ایستاد
- بله، درست حدس زدید! اولین جادوگری که وجود داشت و اولین انسانی که پا بر روی زمین گذاشت، من بودم. در ابتدای آفرینش این جهان، جادو در تک تک ذرات این عالم تجلی داشت. همه چیز با نیروی جادو در حرکت بود و با همان نیرو، از حرکت باز می ایستاد. اولین شهاب سنگی که به زمین خورد، به دلیل از دست دادن نیروی جادویی اش بود و اولین فوران آتشفشان، به این دلیل بود که آن کوه، نیروی جادویی نهفته در خودش را پیدا کرده و دنبال راهی برای ابراز آن می گشت.

مرلین به سمت تخته سیاه رفت، با اشاره دستش، کُره بزرگی بر روی تخته نقش بست. در کنار آن، شِمایی از یک سرخس کشیده شد.
- به این ترتیب جادو به کره زمین راه پیدا کرد. با انتشار جادو بر سطح زمین، اولین موجودات به وجود آمدند، با یکدیگر ترکیب شدند و قدرت جادویی شان افزایش یافت تا آن جایی که توانستند موجودات بزرگتر را بوجود بیاورند. کرم ها تبدیل به نهنگ ها شدند و سرخس ها، درختان سکویا رو تشکیل دادند.

مرلین ادامه داد؛
- اما جادو همیشگی نبود، با گذشت زمان، جادو از این کره خاکی ناپدید شد، دیگر دوران رویش جنگل ها به پایان رسید و نوبت به بیابان ها رسید تا خود نمایی کنند. جانواران زیادی منقرض شدند. ولی هنوز امیدی بود، آخرین تلالو جادو در این جهان همراه بود با اولین قدم های انسان ها. انسان هایی که عاری از هر گونه نیروی جادویی بودند . توانایی شکار و جنگیدن نداشتند، و نمیتوانستند بدون کمک زنده بمانند. پس برای همین، شروع کردند به پیدا کردن تمام اشیایی که هنوز در آن ها آثاری از جادو باقی مانده بود.

پیامبر ِ کهن. اشاره ای به تخته سیاه کرد و مجسمه هایی با چهره های متفاوت بر روی آن نقش بست. در زیر هر کدام اسمی نوشته شده بود که نشان دهنده ی هویت آن مجسمه بود.
- بارانی که بر زمین می بارید، باعث رویش می شد، پس انسان های اولیه آن را به عنوان خدا در نظر گرفتند. با گذشت زمان، آتش را شناختند، آتشی که از برخورد صاعقه ابر های تیره به درختان تشکیل شده بود. خدایان بعدی نیز مشخص شدند. با پیشرفت انسان ها، آن ها توانستند سنگ ها را شکل بدهند و اولین چهره ها را برای خدایانشان انتخاب کردند. خدایانی که هر کدام نمادی از قدرتی جادویی بود که در روزگارانی دور، بر کره زمین حکم می راندند .ماگل ها هیچگاه قدرت جادویی نداشتند، اما بیشتر از همه ما در مورد جادو کنجکاو بودند واثرات آن را درک می کردند.

مرلین به صندلی اش بازگشت. ورقه هایی را از غیب، ظاهر کرد و بین دانش آموزان تقسیم کرد. عمدا این کار را بدون استفاده از جادو انجام داد تا تک تک چهره های غرق در تعجب و حیرت دانش آموزانش را ببیند و با دیدن آنها، به خود ببالد. بعد از تمام شدن کاغذ ها گفت:
- تکالیفتون بر روی این کاغذ ها نوشته شدن، یادتون باشه این کاغذ ها به تقلب مقاوم هستند. و چیزی که باید بدونید اینه که در اکثر موارد جواب درستی وجود نداره، درست ترین جواب، خلاقانه ترین اون هاست و بقیه، بر اساس اون تصحیح خواهند شد. پس معیار، خلاقیت شماست.

تکالیف:
1- یک مورد ایراد نگارشی در متن را با ذکر دلیل غلط بودن بنویسید. ( فقط یک مورد، اگر بیشتر از یک مورد اشاره کنید، امتیاز سوال را به کلی از دست خواهید داد.) (ایراد نگارشی میتواند شامل رعایت نکردن فاصله و یا صحیح نبودن علامت نگارشی، نا هماهنگی افعال، غیر یکسان نویسی کلمات و ... باشد.) (جواب درست موجود است!) ( 4 نمره)

2- در یک پاراگراف ( حداکثر 5 سطر) اولین بارش باران را توصیف کنید. ( 5 نمره)

3- در یک رول کوتاه ( حداکثر 8 سطر) اولین مکالمه صورت گرفته توسط بشر را بنویسید. ( 8 نمره)

4- مرلین تا چه زمانی زنده خواهد بود؟ (4 نمره)

5- اول مرغ بوجود آمد یا تخم مرغ؟ ( 4 نمره)

6- یک نامه رسمی - اداری به بارگاه ملکوتی بنویسید و در آن تقاضا کنید تا دسترسی جادویی شما افزایش یابد. ( در داخل کد نقل قول قرار دهید.) ( 3 نمره)

7- چه مباحثی را برای جلسات آینده پیشنهاد می کنید؟ (2 نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1394 23:43
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس تاریخ جادوگری با تدریس مرلین کبیر- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادورگی هاگوراتز

برنامه درسی و زمانبندی این کلاس در طول ترم به شرح زیر خواهد بود:

نقل قول:
جلسه اول= چهارشنبه 10 تیرماه 94
جلسه دوم= چهارشنبه 24 تیرماه 94
جلسه سوم= چهارشنبه 7 مرداد ماه 94
جلسه چهارم= چهارشنبه 21 مرداد ماه 94
جلسه پنجم= چهارشنبه 4 شهریور ماه 94


تذکر: لطفا قوانین را به دقت مطالعه کنید.

با آرزوی موفقیت برای ایشان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1392 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات امتحان


گریفیندور: 6

گیدیون پریوت: 4+4+4+2+4= 18
امتحان! از توی تدریس ها! جواب سوال سه نع بود!


اسلایترین:

( No One )


هافلپاف:

( No One )


راونکلاو: 13

پروفسور فلیت ویک: 4+4+4+4+4= 20
خیلی هم کامل! :)

لودو بگمن: 4+4+4+4+2= 18
والا تو سوال 5 ما تدریسای خودمونو میخواستیم نه مفاهیم اندرونی ش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1392 12:53
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه کسانی به هرمیون در راه گسترش گروه ت.ه.و.ع کمک کردن؟ توضیح بدین!
همان طور که می دانید در ابتدا ، این کار طرفداران زیادی نداشت. چه جن باشند و چه جادوگران می شود گفت که کم تر کسی یا بهتر بگم هیچ کسی با این فکر موافقت نکرد. همه جادوگران این جکمله را به هرماینی گفتند که : جن ها از وضعشون راضی هستند. اما هرماینی نا امید نشد و به کار خود ادامه داد. هری پاتر و رون ویزلی هم علی رقم میل باطنیشون به هرمیون کمک کردند. در آینده این پیشنهاد هرمیون و این انجمن با استقبال خوبی مواجه شد و مورد وجه جادوگران قرار گرفت و پس از همایت هری پاتر از این انجمن ، گروه ت.ه.و.ع در نزد مردم محبوب شد. در نتیجه نقش هرمیون ، هری و رون در راه گسترش این گروه پررنگ بود.

2. قدرت چوبدستی های زمان قدیم و جدید رو با هم مقایسه کنین!
در قدیم از آنجایی که مردم اطلاع زیادی درباره ی چوبدستی سازی نداشته اند ، چوبدستی ها کم کیفیت ، کلفت ، سخت و بسیار اجرای جادو با آن مشکل بود و در نتیجه قدرت کمتری داشت و همان طور که گفتیم به علت اطلاع کم مردم از قدرت چوبدستی ، انتخاب چوبدستی درستی که متناسب با فرد مورد نظر باشد اکثر مواقع با اشتباه همراه بود و فرد چون چوبدستی متناسب با خودش را نداشت نمی توانست از وفاداری چوبدستی خود استفاده کند. اما امروزه کیفیت چوبدستی ها بهتر شده و جادوگران می توانند از وفاداری چوبدستی های خود بهره مند بشوند.

3. مــرلـــیــــن کـــه بــــود؟
چه کردشم بگیم؟ مرلین پیامبر و جد جد جد ما جادوگران است. ایشان یکی از برازنده و همچنین بهترین جادوگر کل تاریخ است و همانندش در دنیا نیست. او نعمت های زیادی به دنیای جادوگری ارزانی کرد. یکی از این نعمت ها این بود که به ما روش ساختن چوبدستی های با کیفیت را به ما جادوگران یاد داد. که این کمک او باعث شده است که امروزه ما مشکلی بابت چوبدستی های خویش نداشته باشیم و از این بابت مدیون جد عزیزمان مرلین بزرگ هستیم. یکی دیگر از کار های وی دسته بندی جادوگران بود. او جادوگران را به دو دسته سیاه و سفید تقسیم بندی کرد. فرق این دو دسته با هم این است: جادوگران سفید را در آرد فرو کرده اند و جادوگران سیاه را در قیر و جادوگران سفید از طلسم های معمولی و در راه کمک به جادوگران و مشنگ ها استفاده می کنند و جادوگران سیاه بالعکس.

4. جن های خونگی! آیا اونا در طول تاریخ تلاشی برای نجات خودشون کردن؟ چرا؟
راستش بله. اجداد این جن های خونگی ابتدا خود را مانند جن های معمولی خود را بهتر از جادوگران می دانستند. از آن طرف اجداد ما هم همین فکر را می کردند. سپس این دو گروه به نبرد با یک دیگر پرداختند. جن های خونگی در این نبرد شکست خوردند و اجداد ما قوانینی برای جن های خونگی وضع کردند. بر طبق این قوانین جن های خونگی باید برای جادوگران کار کنند.
و تا الان این قوانین پایدار بودند. و در تاریخ هر گونه شورش توسط این گروه در نطفه خفه شده است.

5. هرآنچه را که یادتون میاد که از این کلاس آموختین رو در چند خط شرح بدین!
اسولا تاریخ پر از پند و عبرت است استاد. جادوگران و مشنگ ها از تاریخ بسیار می آموزند. ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم. ما در این کلاس از جد و پیامبرمان مرلین بیش تر فهمیدیم. فهمیدیم که ایشان چه کار های بزرگی برای دنیای جادوگری انجام دادند. همین طور ما درباره ی 4 موسس هاگوارتز که موسس یکی از بهترین مدارس جادوگری هستند آموختیم. ما درباره ی مبحث جن های خونگی و اینکه چه اتفاق هایی در گذشته برایشان افتاده مطلع شدیم. تاریخچه چوبدستی که یکی از مهم ترین ابزار جادوگری هست را بررسی کردیم و در آخر ما از وجود دو جبهه متفاوت یعنی جبهه سیاه و سفید مطلع شدیم. تاریخ یکی از بهترین درس ها است.
.
.
.
پ.ن : ما از زحمات شما بسی متشکریم پروف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1392 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه کسانی به هرمیون در راه گسترش گروه ت.ه.و.ع کمک کردن؟ توضیح بدین!

رون ویزلی ... مخالف بودا! ولی مجبور بود، میفهمی؟ مجبور!
عمه هاش! شاید این سوال پیش بیاد که چرا عمه هاش؟ برای خود هرمیون هم این سوال پیش اومد! اصن از اول قصد نداشت به عمه های مشنگش همچین چیزی رو بگه، اما خوب به هر کی که راجع به تهوع میگفت پاسخ "عمه داری؟!" میشنید، اینه که گفت نکنه واقعا عمه هاش توانایی خاصی در حمایت از جن های خونگی داشته باشن ... همه که بیخود نمیگن! اینه که ازشون کمک گرفت.


2. قدرت چوبدستی های زمان قدیم و جدید رو با هم مقایسه کنین!

چوبدستی های قدیمی چون کت و کلفت و سنگین بودن از لحاظ قدرت بدنی خیلی از چوبدستی های امروزی سر تر بودن به طوری که پدران آخر عمرشون راحت میتونستن بچه هاشونو دورشون جمع کنن و اون نصیحت که چوبدستیا دونه دونه میشکنن ولی دست جمعی نه رو انجام بدن و به فرزندانشون درس زندگی بدن ... حتا گاها یکی یکی هم نمیشکست! اما خوب تو این دوره زمونه چوبدستیا زیقی شده و دونه دونه و ده تا ده تا فرقی نداره و بچه ها میشکنن و اینه که کلا نسل جدید خوب تربیت نشده! اما خوب از قدرت بدنی که بگذریم از لحاظ قدرت جادویی چوب های قدیمی چون همچین سنگین و سفت و اینا بودن جادوهای سبک اصن به مقصد نمیرسیدن و تو چوب گیر میکردن! اما در عوض جادوهای سنگین با قدرت چند برابری از چوبدستی خارج میشدن، به دلیل سطح مقطع و سطح تماس با دست بالاتر.


3. مــرلـــیــــن کـــه بــــود؟

"و چه کرد" نداره؟ مرلین از جادوگرهای مشهور ما قبل تاریخ میباشد که در تولید آفتابه و زیر شلواری مامان دوز به خودکفایی رسیده بود و بهترین جنس و بهترین کیفیت را تولید میکرد و چندین دوره به عنوان تولید کننده ی نمونه انتخاب شد! بعضا معتقدند وی با استفاده از ریش و پشم بلند و نامتناهی خودش پارچه میبافته و رمز موفقیتش در امر زیرشلواری از همین جاست اما او شخصا هرگز فرمول خاصش را لو نداد. آفتابه های مرلین نیز هوشمند بوده و هرازگاهی به جای آب سرب مذاب شلیک میکرد و فرد را به هلاکت میرساند! اما این هم هیچگاه کشف نشد که آفتابه های مرلین با چه کسانی خصومت دارند ... گفته شده مرلین از آن جایش نور میتابید که علت این مورد برای هیچکس مشخص نیست.


4. جن های خونگی! آیا اونا در طول تاریخ تلاشی برای نجات خودشون کردن؟ چرا؟

در طول تاریخ خود اجنه کوچکترین گامی برای آزادی یا حقوق خود نکرده اند، در واقع آن ها برای خدمت تربیت شده اند و حتا جرقه های کوچکی که برای گرفتن حقوقشان زده شده همگی توسط دیگر اجنه در نطفه خفه شده اند! از آخرین نمونه های اجنه آزادی خواه میتوان به هوکی اشاره کرد که به حقوق اجنه اعتقاد داشت و حتا تا وزیر شدن هم پیشرفت اما همسرش که از طرف خانواده خود هوکی تحریک شده بود شبانه مشکلات جنسیتی-هویتی برای او به وجود آورد تا آبرویش برود و سودای اجنه ی آزاد را از سر بیرون کند. البته این یک نمونه بسیار صلح آمیز سرکوب شدن جن های آزادی خواه بود! در نمونه های قدیمی تر جنی که نام آزادی را بر زبان می آورد توسط خانواده اش زنده به گور میشد.


5. هرآنچه را که یادتون میاد که از این کلاس آموختین رو در چند خط شرح بدین!

ما در این کلاس آموختیم که تاریخ را افراد پیروز مینویسند و اعتمادی به آن نیست ... گیریم از صحت و صدق آن آگاه باشیم، تاریخ چیز به درد نخور و نا کار آمدی است و بهتر است به جای آن که درگیر گذشته باشیم که ما فیلان بودیم ما بیسار بودیم ما اولین منشور حقوق متقابل جادوگر و مشنگ رو داشتیم اما مشنگا سوسمار خور بودن دردی از ما دوا نمیکند، ما باید همواره به فکر آینده باشیم و سعی کنیم که روز به روز پیشرفت کنیم و با خوابیدن زیر باد موفقیت های گذشته، در جا نزنیم! ما فهمیدیم تاریخ را نباید خواند مگر برای نمره ی قبولی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1392 10:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چه کسانی به هرمیون در راه گسترش گروه ت.ه.و.ع کمک کردن؟ توضیح بدین!

هرمیون گرنجر تا کلی وقت تنها کار می کرد. اما پس از ورود به وزارتخانه، و تشکیل سازمان حمایت از حقوق جانوران جادویی، افراد بسیاری او را در نجات جنیان همراهی کردند. اما در اوایل کار گروه ت.ه.و.ع، گرمیون گرنجر گاهی تنها با کمک رون ویزلی و هری پاتر کار می کرد. هرچند آن ها علاقه زیادی به این مسائل نداشتند.

پس از ورود به وزارتخانه، هری که کاراگاه ارشد و سپس وزیر شد، سازمان هرمیون را گسترش داد.

2. قدرت چوبدستی های زمان قدیم و جدید رو با هم مقایسه کنین!

چوبدستیای اولیه ی ما بسیار سخت و بزرگ و از جنسای نه چندان مرغوبی بودن اما بعدها و به مرور زمان تحقیقات زیادی روشون انجام شد و بهترین نمونه ی چوبدستی که الان همه مون دستمونه و در سایز کوچیک تر و باریک تر و با سرعت انتقال قدرت ِ جادوی بیشتریه رسیدیم. در آینده شاید اصلا نیازی به چوبدستی هم نباشه!!

در حقیقت، چوبدستی سیر تکاملی و صعودی داشتند و تا به امروز که هزاران سال از اولین چوبدستی ها می گذرد، بهبودی چند ده درصدی پیدا کرده اند.

3. مــرلـــیــــن کـــه بــــود؟

مرلین از اولین جادوگران تاریخ بشریت بود که توانست جادو را بشناسد و به طور هدفمند و با استفاده از "تنها ذهنش و دستانش" جادو کند. او را بنیانگذار جادوی سپیدِ باستانی و جادو های کاربردی امروز، می دانند. البته مرلینگاه را هم از نام همین مرلین گرفته اند و داستانِ خودش را دارد.

مرلین چوبدستی را برای انجام جادو انتخاب کرد ولی آن بسیار بزرگ بود.
مرلین توانست اوراد را اختراع کند.
مرلین شلوارکی ساخت که دارای هوش مصنوعی بود و دوبار جان مرلین را نجات داد.
مرلین به مفهوم جادو، یک دسته بندی را اضافه کرد؛ سپید و سیاه !



4. جن های خونگی! آیا اونا در طول تاریخ تلاشی برای نجات خودشون کردن؟ چرا؟

خیر! البته اگر گاهی سرپیچی هایشان را که به ندرت بین جن هایی با تفکرات روشن فکرانه انجام ی شد، در نظر نگیرید. جن های خانگی را ذاتا برای خدمت آفریدند؛ مگر شما، می توانید از ذاتتان، یعنی تدریس تاریخ جادوگری، فرار کنید؟ مسلما نه! آن ها نیاز به یک جرقه بودند تا مشتعل شوند ، تا به خود آیند که حقوقی دارند و دور دیگر دور خدمت نیست.

اما آن ها تا روزی که هرمیون گرنجر سعی در نجات آن ها نکردف هیچ اقدامی نکردند، زیرا به خدمتکار بودن خود اعتقاد داشتند و تلاشی هم برای رهایی نمی کردند.

5. هرآنچه را که یادتون میاد که از این کلاس آموختین رو در چند خط شرح بدین!

1. عصر مرلینی :
1-2. چوبدستی های مرلینی :


این چوبدستی ها که اولین چوبدستی های بشر بودند بسیار زخمت و بزرگ بودند و قابلیت ارسال جادو را به کندی داشتند. به این معنا که جادو برای اجرا شدن از موانع طبیعی درون چوب نمی توانست رد شود و این مانع اجرای جادو بود.

2. عصر حاضر :
2-1: چوبدستی :


چوبدستی های این عصر که معاصر یا حاضر نامیده می شود، بسیار صیغلی و کارامد هستند، با برش های دقیق و انجام ورد های بسیار، دیگر آن موانع گذشته بر سر راه انتقال جادو نیست. جادو چون موم در دستان جادوگر است.

2-3: کودتا :

کودتا های زیادی در طول تاریخ رخ داده اند ولی یکی از مهم ترین آن ها کوتایی ست که مدتی پیش رخ داد؛

2-3-1: کودتا اولیه : (یا زمستونی شدن)

وزیر گانت به اواخر دوره حکومت خود بر جادوگران رسیده بود و کم کم زمام امور از دستش خارج می شد که بانو آمبریج با شعار مرگ بر چیز و چیزکشان باید نابود گردند، به روی صحنه آمد. اما او از یک قدرت بزرگتر یعنی شلوارک عله کبیر که زوپس نشان بود برخوردار بود و همین باعث شد که کودتا پس از چند روز با پیروزی آمبریج به پایان برسد و حکومت بلخود وزیر آمبریج آغاز شود.

2-3-2: کودتا ثانویه (یا کلاه در کلاه )

این کودتا را خود آمبریج بر علیه خودش انجام داد؛ کم کم رضایت مردم از او بسیار کممی شد و نفوذ عوامل زیر زمینی گانت بر مردم این روند را سرعت می بخشید، که وزیر آمبریج متوجه شد که قصد جانش را کرده اند.

او نتوانست از این قضیه جلوگیری کند و تنها توانست کلاه را در لحظات آخر به سر تدریموس لوپین بیندازد. همین حرکت این کودتا را به کلاه در کلاه مشهور کرد.


3-1: هاگوارتز :

هاگوارتز یکی از مدارس بزرگ جادوگری در جهان است که مانند دیگر مدارس دارای موسسان خاص خودش است که آن حداقل هزار سال پیش می زیستند.

3-1-2: موسسان :

موسسان، به 4 جادوگر قدرتمند، با 4 خصلت متفاوت گفته میشه؛ گریفیندور، راونکلا، هافلپاف و اسلیتیرین که بعد ها اسم گروه ها همین قرار گرفت. موسسان رو ما بر اساس خصلت هاشون مزدوج کردیم.


" مطالبی هم درباره جنیان و هرمیون گرنجر مطرح شد که از تکرار آن ها خودداری می کنم."



خداحافظ پرفسور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟