دانگ، پس بهش خبر میدم... البته بعد از این مدت مطمئن نیستم که میاد یا نه؛ تازه واردا رو که میشناسی، دیر میان و میخوان زود برن...
مثل این که آخرین قوانین ورود به ایفای نقش رو دقیق نخونده بودم... بازم خیلی ممنون.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] گفتگو با ناظران انجمن كینگزكراس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/02/06
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: چهارشنبه 5 آذر 1404 14:46
از: مرگ برگشتم! :|
پستها:
416

تراورز درست شد. 
بچه بودلر بزن به چاک!
گلرت
بازی با کلمات خیلی وقته دیگه تعطیل شده.
برای ورود به ایفای نقش باید مراحل زیر را طی کنید:
1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولیها از اینطرف: کلاه گروهبندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت

بچه بودلر بزن به چاک!

گلرت
بازی با کلمات خیلی وقته دیگه تعطیل شده.
برای ورود به ایفای نقش باید مراحل زیر را طی کنید:
1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولیها از اینطرف: کلاه گروهبندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

دانگ، بازی با کلمات تعطیله؟
آخرین پستی که تایید شده مال 24 اسفند ماه بوده؟
دیگه پستا نیاز به تایید ندارن یا مسئولاش سرشون زیادی شلوغه؟
ما یه بنده خدایی رو آوردیم جادوگران، الان کم کم داره یک ماه میشه که پشت سکوی نه و سه چهارمه!
لطفا" یه توضیحی بده که ما هم روشن بشیم...
آخرین پستی که تایید شده مال 24 اسفند ماه بوده؟
دیگه پستا نیاز به تایید ندارن یا مسئولاش سرشون زیادی شلوغه؟
ما یه بنده خدایی رو آوردیم جادوگران، الان کم کم داره یک ماه میشه که پشت سکوی نه و سه چهارمه!
لطفا" یه توضیحی بده که ما هم روشن بشیم...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/05/06
تولد نقش: 1399/02/31
آخرین ورود: یکشنبه 30 مرداد 1401 15:19
از: تبار مشتای آهنیم، زنده تو شهر دزدای پاپتیم
پستها:
520

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/12/16
تولد نقش: 1396/04/16
آخرین ورود: چهارشنبه 6 مرداد 1400 23:41
از: دست ویولت و رکسان هر دو فریاد
پستها:
247

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/02/06
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: چهارشنبه 5 آذر 1404 14:46
از: مرگ برگشتم! :|
پستها:
416

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/05/06
تولد نقش: 1399/02/31
آخرین ورود: یکشنبه 30 مرداد 1401 15:19
از: تبار مشتای آهنیم، زنده تو شهر دزدای پاپتیم
پستها:
520

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/09
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: پنجشنبه 14 اسفند 1393 11:25
از: جنگل سیاه
پستها:
18

اگه سدریک نمرده بود کار گریفیندوری ها تموم بودهههه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
درمیان برفها کناراتشی کم رمق نشسته وچشمانش رابسته بوددانه های سفید برف از اسمان به ارامی برروی اوفرود .
گرگ بزرگ خاکستری رنگی خون الود درحالیکه یک پایش میلنگیدوازان خون برروی زمین برفی میریخت به ارامی قدم برمی داش بادیدن مرد دندانهای تیزش رابه نمایش گذاشت چشمان زردش پرازوخشونت وسهوت خون بودگرگ به سمت مردحرکت کردقصد داشت دندانهای تیزش رادرگردن این سانتور فروببرد به مردنزدیک شد مردهمچنان بدون حرکت نشسته بود گرگ قصد داشت که به اوحمله کند ناگهان مردچشمانش راگشودگرگ خشکش زدچشمان مردبرخلاف هرانسان دیگری رنگ زرد داشت درست همرنگ چشمان گرگ بود
مرد برخاست
شکار اوکیست
به چه گناهی طعمه او میشود
ارام وبی صدا به گرگ نزدیک میشود
درچشمان او مینگرد
گرگ خود میداند که باید تسلیم شود
صدای شکارچی درون ذهنش می پیچد
واین اخرین صداست برای او
صدای گلوله وسکوت مرگ
گرگ بزرگ خاکستری رنگی خون الود درحالیکه یک پایش میلنگیدوازان خون برروی زمین برفی میریخت به ارامی قدم برمی داش بادیدن مرد دندانهای تیزش رابه نمایش گذاشت چشمان زردش پرازوخشونت وسهوت خون بودگرگ به سمت مردحرکت کردقصد داشت دندانهای تیزش رادرگردن این سانتور فروببرد به مردنزدیک شد مردهمچنان بدون حرکت نشسته بود گرگ قصد داشت که به اوحمله کند ناگهان مردچشمانش راگشودگرگ خشکش زدچشمان مردبرخلاف هرانسان دیگری رنگ زرد داشت درست همرنگ چشمان گرگ بود
مرد برخاست
شکار اوکیست
به چه گناهی طعمه او میشود
ارام وبی صدا به گرگ نزدیک میشود
درچشمان او مینگرد
گرگ خود میداند که باید تسلیم شود
صدای شکارچی درون ذهنش می پیچد
واین اخرین صداست برای او
صدای گلوله وسکوت مرگ
جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







[
]
