و ناگهان،در باز شد و نور از بیرون به داخل تابید... و سایه ی هیکل بلند و باریکی در میان پرتو های-هیکل بلند و باریک،در میانه ی ورود چرت خود افتاد و مرد.
صدای لرد سیاه شنیده شد:این چرا مرد؟
و صدای خشک و جدی سوروس پاسخ داد:حذف شناسه ش کردم مرتیکه بدرد نخور وارد شونده رو.
و بلافاصله همه نگاه ها به سمت سوروس برگشت که دستی به منوی مدیریتش کشید و لبخند رضایتمندانه ای زد: :pretty:
_گناه داره خوب!بیچاره...
و همه ی نگاه ها به سمت محفلی برگشت،و سیوروس که انگار دیگر حوصله ی بحث کردن با کسی بنام فلورانسو را نداشت،منوی مدیریتش را نواخت و ریگولوس با صدایی شبیه صدای ترکیدن هندوانه زنده شد.
و همان موقع صدایی شنیده شد: پـــــســــر جیغر مامانی بیا ببین مومون برات چی دوروس کرده عجیجم؟! :kiss:
همه بجز سوروس و ریگولوس:
سوروس: :pretty:
ریگولوس:
مروپ که ظرف بزرگ فسنجون را روی میز می کوبید،لبخند زد:بخور مومونی،بخور قوی شی!
و لرد با لحن اعتراض آمیزی نالید:ولی آخه مامان!
همان موقع ریگولوس که تازه موفق شده بود خودش را که در دوران نقاهت پس از حذف شناسه بسر میبرد به میز برساند،با دیدن غذای توی ظرف هق هق کرد:فسنجون؟
و اولین قاشق را درون ظرف فرو کرد و به دهان برد...
همه بهمراه سوروس و بجز ریگولوس:
ریگولوس: :pretty:
مروپ: :pretty:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


... خب، من دیگه
... نه هیچی اشتباه شد!






اين را گفتند. لرد سريع خود را جمع كرد.