جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

131 کاربر(ها) آنلاین هستند (114 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
129 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شوالیه های سپید؛ آنتونین دالاهوف

به به ببین کی اومده اینجا؟
حوصله هم نداشته باشیم برای شما حوصله دار میشیم.

آنتونین جالبه که پست تو دقیقاً برعکس نقد قبلی ـه که برای پست گلرت کردم!
به نظر من تو یه سوژه ی جالب و قشنگ رو انتخاب کردی، ولی یه کمی توی پرورش سوژه و نوشتن ـش بی حوصله بودی.
همونقدری که سوژه مهمه، یه جورایی میشه گفت در آوردن سوژه هم خیلی مهمه.

این ایده ای که هری، رون و هرمیون برگردن به ژاپن قدیم، خیلی جالب بود و تا اونجایی که من می دونم و یادم میاد قبلاً این کار رو نکرده بودیم توی سوژه های سایت.
ولی مشکلاتی توی پرداخت سوژه داشتی که بهشون تک تک اشاره می کنم.

نقل قول:
_ درسته تو خیلی خرخونی ولی عمرا دیگه همچین چیزی رو بلد باشی. دامبلدور هم حتی بلد نیست. اصلا وجود نداره!


اولاً که فرزندم فراموش نکن که دامبلدور همه چیز رو بلده!

دوماً به نظر من این یه کم غیر واقعی بود که همچین جادوی خفن و اینایی رو هرمیون همینجوری بلد باشه. من اگه جای تو بودم مثلاً اینا رو می بردم توی بخش ممنوعه کتابخونه و یه کتابی پیدا می کردم که این طلسم توش باشه و اینجوریا دیگه. خیلی قشنگ تره که این اتفاقات رو خواننده خودش ببینه و بیشتر در جریان قرار بگیره. اینجوری براش خیلی باور پذیر تر میشه.

نکته ی دیگه ای که من اکثراً باهاش مخالفم استفاده ی عکس توی رول ـه که ظاهراً تو خیلی بهش علاقه داری.
ببین آنتونین، به نظر من اولین مشکلی که استفاده ی عکس توی رول به وجود میاره به هم ریختن ظاهر پست ـه که خودش برای خودش ضرر جبران ناپذیریه. من خودم به شخصه ترجیح میدم اگه خواستم از عکس توی رول نویسی ـم استفاده کنم یه لینک بدم که مثلاً ملت برن توی یه صفحه ی دیگه عکس رو ببینن.

اما باید یه نکته ای رو اشاره کنم که با توجه به عکس خوبی که برای این پست انتخاب کردی و با توجه به این که PNG کار کردی و خیلی خوب روی صفحه نشسته، به نظرم اینجا خوب شده استفاده از عکس. (هر چند اگه وسط چین ـش می کردی مرلین رو بیشتر خوش میومد. )

یه نکته ی دیگه ای که میخوام بهش اشاره کنم اینه که یه کمی شخصیت ها زیادی از ویژگی هاشون فاصله گرفتن و این خیلی به جذاب تر شدن پست ـت کمکی نکرده. نمونه ی بارز ـش رو میشه توی یه قسمت از پستت که دیالوگ های رد و بدل شده بین هری و هرمیون ـه دید.

نقل قول:
هری: خب؟
هرمیون: خب که خب؟!
هری: یعنی الان چیکار کنیم؟ چی شد قضیه؟
هرمیون: هیچی دیگه رون رفت تو پورتال و الان حتما داره با سامورایی های ژاپن قدیم میجنگه!
هری: یعنی شوخی نبود؟!
هرمیون: نه بابا ما چه شوخی ای با هم داریم؟!
هری: هی وای من! پس بیا بریم کمکش!
هرمیون: من نمیام! حقشه بچه پررو!
هری: خر نشو! بعدا شوهرت میشه!
هرمیون: جان؟! چی میشه؟
هری: هیچی یالا بی بریم!


به نظر من اگه این پاراگراف حذف میشد نه تنها هیچ ضرری به پست ـت نمیزد بلکه خیلی هم بهتر میشد. اینجا یه کم یه جورایی، جواد بازی(!) شده.
دیالوگ هایی که از شخصیت های هری و هرمیون خیلی خیلی دوره و چندان هم باعث به وجود اومدن طنز و جذابیت نشده.

در کل به نظرم پست خوبی بود. عالی نبود ولی خوب بود. ؛ygrin:
موفق باشی آنتونین عزیز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 29 فروردین 1394 00:05
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست گلرت پرودفوت؛ خاطرات یاران ققنوس

سلام گلرت. یه بار نقد ـت رو نوشتم ولی پرید!

پست ـت مسلماً نقاط مثبت خیلی بزرگی داشت. نحوه ی نگارش ـت و زبان پستت که خیلی حرفه ای بود. اما اینجا جای نقده و با توجه به این که تو دیگه جزو تازه واردا حساب نمیشی ترجیح میدم بیشتر نقاط ضعفتو بگم.

اول از همه بریم سراغ سوژه ای که انتخاب کردی.
ببین نمیگم این سوژه بد بوده، ولی به نظر من اونقدرا که فکر می کنی جذابیت نداشته. چرا؟
چون که این سوژه ای ـه که خیلی تا به حال دیدیم. یه طرف سفید هست و یه طرف سیاه. طرف سیاهه حمله می کنه. یه تعدادی از طرفای سفید میرن خودشون رو فدا می کنن ولی سفید ها رو نجات میدن.
این کلیشه ای بودن سوژه ـت بیشتر از همه کار خودت رو سخت می کنه. چون باید یه چیز فوق العاده خوب و جالب بنویسی که خواننده بعد که پست ـت رو تموم کرد با خودش بگه:«ایول! دمش گرم! عجب رولی نوشته بود!»
در حالی که اگه یه سوژه ی نو و تازه بنویسی، هر جوری هم که پرورش ـش بدی آخرش حداقل اینه که یارو میگه چه سوژه ی جالبی بود!

و اما نکته ی دومی که میخوام بهش اشاره کنم نحوه ی پرورش دادن سوژه ـس.

ببین گلرت. تو الان پرورش خاصی از سوژه ندادی. یه کم توصیف کردی از شرایط و احساسات و اینا. اما سوژه رو خیلی راحت از کنارش رد شدی. یعنی کل پست تو شده یه روایتی که یکی اومده برای یکی دیگه گفته. یه جورایی اگه بهش دقیق تر نگاه کنی شبیه به یه خلاصه ی داستان می مونه، نه یه رول کامل.

تو همین سوژه ی کلیشه ای رو می تونستی با یه پرداخت قشنگ خیلی بهتر ـش کنی. یعنی قشنگ از قبل نبرد شروع می کردی، نبرد رو توصیف می کردی، لحظه ی مرگ رو می گفتی و بعد از نبرد رو هم توضیح می دادی خیلی جذاب تر می شد.

فراموش نکن که توی نوشتن و رول نویسی جزئیات کار خیلی خیلی مهمه. یعنی باید حداکثر جزئیات رو برای خواننده توصیف کنیم که بتونه چیزی که نمی بینه رو تصور کنه. برای همینه که رول های تکی اصولاً طولانی میشن. چون باید همه ی جزئیات رو خودت تنهایی برای خواننده توصیف کنی.

در کل به نظرم پست متوسط رو به بالایی بود.
موفق باشی فرزندم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 28 فروردین 1394 03:57
نمایش جزئیات
آفلاین
حوصله نقد کردن داری لطفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور، ازتون میخوام این رو برام نقدش کنید.

راستش نمی دونم چرا با اینکه موضوعش حسابی روم تاثیر گذاشت، اونقدرها از چیزی که نوشتم لذت نبردم... فکر می کردم خیلی بهتر از این ها در بیاد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

!Only Raven
!Only Raven

تصویر تغییر اندازه داده شده

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 28 دی 1393 15:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست یوآن آبرکومبی، کافه محفل ققنوس

خب خب، ببین چه کسی اومده. روباه نارنجی محفل!
یوآن خیلی از دیدن دوباره ـت خوشحالم و امیدوارم که بیشتر از این ها ببینمت.

خب! بریم سراغ پستت.
بعد از مدت ها به نظرم پست خوبی بود. هر چند که پست های خیلی بهتری ازت خوندم.
ببین یوآن. اولین ایرادی که می تونم از پستت بگیرم، طولانی بودن بیش از حد اونه. اصولاً اندازه ی پست ملاک خوب بودن یا بد بودن اون نیست. ولی به نظر من یکی از فاکتور هایی ـه که باید بهش توجه کرد. حتی به نظر من بلند بودن بدتر از کوتاه بودنه. چرا؟ یکی از دلایلش اینه که خواننده خسته میشه و تو باید خیلی توانایی فوق العاده ای داشته باشی که توی چنین پستی خواننده رو مشتاق نگه داری.
به نظر من بهتره پست کوتاه تر ولی جذاب تر باشه. سعی کن به نفر بعدی که میخواد داستان رو ادامه بده اعتماد داشته باشی و نخوای خودت چیزا رو مشخص کنی توی سوژه.

به پاراگراف های زیر دقت کن:

نقل قول:
تد ریموس لوپین، طلسم "راهیان فضا" ی ایوان رو با یه شیرجه، جاخالی داد و جیمزِ بی‌شاخ هم که فرصت رو مناسب دیده بود، به کمک تدی شتافت و چوبدستی برادرش رو محکم چسبید و به دنبال یه جیغ صورتی-فیروزه ای، یه "سوپر پروفشنال اکسپلیارموس" حواله ی ایوان کردن.


نقل قول:
آمبریج که این روزا از اجساد فسیل شده و وسایل دور ریختنی به خوبی بهره برداری میکرد، اطاعت کرد و ایوان رو با خاک انداز جمع کرد و ریختش توی جیب شلوار لی گنده ای که کُل گنجایش چوب لباس رو پر کرده بود و به دنبال این عمل، بطور یهویی، برف بیرون کافه، روون تر و دراماتیک تر از قبل به بارش ـش ادامه داد.


نقل قول:
ملت محفلی هم کمبود فسفر از خودشون نشون دادن و روشون رو برگردوندن سمت همون نقطه ی مذکور. پروفسور هم فرصت رو غنیمت شمرد و دوید سمت در اتاق تا بگریزه و کلا قید کافه رو بزنه که ناگهان فسفر به شدت توی اعماق وجود محفلیا ترشح شد و عین گله کایوتی که راود رانر دیده باشن، هجوم آوردن سمت پروف و عین مور و ملخ ریختن روش و هرکدوم به قسمتی از بدنش چنگ انداختن.


ببین این پاراگراف ها رو یه نفس رفتی! یعنی این پاراگراف ها کل ـشون یه جمله یا دو تا جمله ـن. اینجوری خواننده داستان از دستش در میره و یه جورایی براش گنگ میشه که چی به کجا شد الان؟ بهتره که از جمله های کوتاه استفاده کنی.
الان دو تا پاراگراف اول رو ببین. کلاً نقطه نداره. اینجوری یه کم تو هم تو هم و عجولانه حس میشه و صورت خوشی رو نداره.

قسمت دوم پستت، یعنی توی این اتاق بغلی منو خیلی جذب نکرد.
به نظرم قسمت اول پستت خیلی قوی تر بود و اگه بیشتر روش کار می کردی و مانور می دادی می تونست یه پست کامل بشه.

در کل یه جاهایی از پستت گنگ بود. خواننده متوجه نمیشه، یا باید چند بار بخونه تا بفهمه چی شده. سعی کن این مشکل رو رفع کنی.

منتظر پست های بعدی ـت هستم یوآن.
موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 27 دی 1393 23:22
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد چند ماه رول نزدن، یه درخواستنقد شدیدا لازمه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
If you smell what THE RASOO is cooking!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 24 دی 1393 18:48
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

نقد پست هری پاتر، کلبه سفید:

هری، پسر عزیزم! هری!
شايد با برگشتنت ، بتونی کاری کنی که روح های کم تری ناقص و عليل بشن و خونواده های کم تری از هم بپاشند. اگر اين به نظرت هدف ارزشمنديه پس فعلا با هم خداحافظی ميکنيم.

جانم؟ چی؟ نقد میخواستی؟ شوما این پست رو به من نیشان بده اصلاً! آهان نیشان دادی ظاهراً!

خب خب خب... هری عزیز، پستت پست کوتاهی بود، ولی هیچوقت نمیشه گفت یه پست به خاطر کوتاهی ـش پست بدی بوده. اتفاقاً پستت به نظر من پست خوبی بود.
نوشته هات همونطوری که انتظار دارم، دقیق و کم نقصه. استفاده ی به جا و دلچسب از شکلک ها شاید بزرگترین نکته ی مثبت پستت باشه که واقعاً آدم رو بعضی وقت ها به خنده می اندازه. مشکل نگارشی تقریباً نداری، توصیف و فضاسازی ـت خوبه. (هرچند توی این پستت بیشتر هم می تونستی این کار رو بکنی.) سوژه رو هم جالب پیش بردی و ورود جیمز و لیلی داستان رو هم جذاب تر کرده.

ولی حالا توی این نقدم چی میخوام بهت بگم؟

ببین هری. الان اگه اشتباه نکنم پست تو 7مین پست این سوژه ـس. این سوژه هم همونطوری که می بینی یه جورایی خاله زنکی و گیس و گیس کشی و ایناست. توی 6 پست قبلی تغییر خاصی توی داستان به وجود نیومده و یه جورایی فقط روی موقعیت ها مانور داده شده.
به نظر من جایی که تو این پست رو زدی، کاملاً زمانش بود که یه موضوع اصلی به سوژه بدی. یه موضوعی که بشه اصل داستان و این گیس و گیس کشی ها روی محور اون صورت بگیره. نمی دونم منظورم رو متوجه میشی یا نه؟

بذار بیشتر برای تو توضیح بدم. الان با این ورود جیمز و لیلی، داستان وارد فاز جدیدی از کل کل بین جینی، چو و لیلی میشه که این وسط حالا شخصیتایی مثل بهبود و بابا پنجعلی و نقی و ارسطو نمک میریزن!
ولی اگه تا آخر سوژه کار بخواد همینجوری پیش بره خیلی لوس و مسخره میشه. مثلاً می شد یه مأموریت ناگهانی محفل به پست اینا بخوره یا این که مجبور بشن با مرگخوارا رو به رو بشن یا چیز های دیگه. مهم اینه که سوژه درست شکل بگیره.

پستت خوب هری، ولی به نکته ای که بهت گفتم حتماً دقت کن.
موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 23 دی 1393 14:04
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

نقد پست فرد ویزلی، خاطرات یاران ققنوس:

فرد، پسر عزیزم.

همونطوری که گفتم، این پستت باعث شد اصلاً دید من نسبت بهت عوض بشه و واقعاً به توانایی ـت ایمان بیارم. از توصیف های قشنگ و فضاسازی های حرفه ای ـت گرفته، تا دیالوگ نویسی خوب ـت و ظاهر زیبای پستت و خیلی چیزای دیگه. اما حالا ما میخوایم به ایراد هایی بپردازیم که اگه نبودن این پست خیلی فوق العاده می شد.

فرد عزیز، تو هم مثل خیلی از اعضای حال حاضر جادوگران روی داستان، سوژه و پیش بردن روند منطقی این ها مشکل داری. همون موقع که درخواست برای ورود به محفل دادی این مشکل رو توی پست های قبلی ـت دیدم و برای همین بهت تأکید کردم که روی داستان پستت کار کنی.

توی این رولی که تو نوشتی، صحنه های جذاب و به اصطلاح اکشن ـی اتفاق افتاد، اما آیا داستان ما هم توی این رول خوب بود؟
به نظر من این داستان یه کم دیگه کلیشه ای شده که یه عده محفلی یه جایی گیر بیفتن، مرگخوار ها بهشون حمله کنن و جایی که دارن شکست می خورن بقیه ی محفلی ها برسن و نجاتشون بدن.
کلاً من اگه جای تو بودم داستانی به غیر از این جنگ و حمله و این ها انتخاب می کردم. البته مشکلی هم نداره و همین داستان هم می تونست خیلی بهتر پیش بره.
بهت پیشنهاد می کنم سعی کن غیر قابل پیشبینی باشی. تو اینجا و مخصوصاً توی رول های تکی هیچ محدودیت ـی نداری. می تونستی یه شکست سنگین و غیر منتظره روی دست محفلی ها بذاری و یا یه تعقیب و گریز پر هیجان. ولی خطرناک ترین چیز برای ما توی ایفای نقش، کلیشه ای شدن ـه.

غیر از این مطلب، می خواستم بهت بگم که سعی کن اتفاقات توی پستت منطقی باشه. منطقی بودن به معنی امکانپذیر بودن نیست. برات یک مثال می زنم. فاوکس قدرت این رو داره که خیلی آدم رو جا به جا کنه. ولی آیا دامبلدور واقعی، برای رفت و اومدش از فاوکس استفاده می کرد؟ محفلی ها هم همیشه آویزونش بودن؟ مسلماً نه. محفلی ها می تونستند غیب و ظاهر بشن و به مرگخوار ها حمله کنند.
این که محفلی ها با آویزون شدن از فاوکس بیان امکانپذیر هست، ولی منطقی نیست.

سعی کن همیشه قبل از شروع نوشتن ـت بدونی که داستان قراره از کجا شروع بشه، چه اتفاقاتی توش بیفته و به کجا ختم بشه.

در کل پست خوبی بود فرزندم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 22 دی 1393 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور دامبلدور!
اومدیم این رو برامون نقد کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.



تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 21 دی 1393 13:38
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام
یه نقد میخواستم! لطفا اینو نقدیلر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میجنگم، زیرا من...

یک ویزلی ام



خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.