سلام لردک!
گفتی اعضای "گروهک" پایین بیان جواب بدن، میدونم حس میکنی یه مافیایی چیزی کودتا کردن، ولی ایجور نی. حقیقتش تا دامبلدور پست نزده بود من اصن نمیدونسّم خودش ناراضیه یا راضی. که خب، ارتباطی به بحث نئاره.
من یه بار دیگه روشنتر کنم قضایای رُخ داده رو. تا اینجای قضیه روشنه که من مِنو میخوام.

دقیقاً بهترین آدم روی زمین واس این که مِنو بدن دسّم نیستم، میدونم. آدمم، مثل همه، و بیشتر از بقیه عیب و ایراد دارم، اینم میدونم. ولی هنوزم فکر میکنم لازمم. و کلّ ماجرا از اینجا شروع شد که گفتم اوکی، من حس میکنم مدیریت تکصداییه (همونطور که شرح دادم توی پستم) و اوکی من احساس میکنم پیوسته باهاشون توی تصمیماتشون مخالفم (همونطور که باز پایین شرح دادم) و اوکی، لازم میدونم یه نظر مخالف که من باشم تو جمعشون باشه.
از اونجا که نمیشه در انجمن مدیرا رو وا کرد و گف یالله، خیلی صادقانه، گشتم دنبال منفذ ورود برای "ویولت بودلر"ـی که مخالفه، و میخواد نظرات متفاوت بده. میخواد یه مقدار بحث و نظرسنجی مدیریت چالشیتر بشه. و نگاه کردم دیدم اوکی، هر سه تا مدیر ایفای نقش مرگخوارن. مهمه؟ نه. فرقی داره؟ نه. من تا اون لحظه متوجه شده بودم اصلاً که ایفای نقش مدیر محفلی نداره؟ نه ناموساً.

ولی اگه این چیزیه که من میتونم باهاش برم جلو و بگم آقا این و این و این اشتباهه، من به این کار و این کار اعتراض دارم، روشتون توی این و این باید عوض شه، اوکی. از همین راه میرم جلو.
باز هم، خیلی رک و راست.. رفتم به دامبلدور گفتم کل حکایت اینه. خودش از قبل و از طریق کانالهای دیگه گویا در جریان یه سری موارد بود و نارضایتی داشت (که تأکید میکنم، من نمیدونستم و حتی مطمئن نبودم راضی باشه که من به اسم محفل برم جلو. ) و گفتش مشکلی نیست. تو برو جلو، من پشتت هستم.
در ادامه، من رفتم به آرسینوس گفتم آقا من مِنو. گفت تو چی میگی این وسط، گفتم بگو اصن یه مدیر محفلی اضافه کنیم حدیثی نباشه، من مِنو. آرسینوس انتقال داد. لینی (اگر اشتباه نکنم) تأکید کرد که مدیر باید بیطرف و بدون جبهه باشه. مخالفت شد با کلیت قضیه. گفتن برو برنامهتو بنویس بیا و به ناموسم قسم که من برنامهی یکساله نداشته و ندارم.

بعد لینی گف حالا نه اینجوری هم، میخوایم بدون جبهه بیاد. من همون موقع به آرسینوس گفتم تو میدونی من برای چی میخوام بیام. میخوام یه مخالفتی بشه تو بعضی موارد. میخوام یه ذره بزنم به دل یه دستی تیم مدیریت.

و آرسینوس گفت باشه انتقال میدم. خلاصتاً مذاکرات در جریان بود که رودولف اومد اینجا پست زد. نمیدونم اونور مذاکرات به کجا کشید، چون وقتی رودولف اینجا پست زد، من کل داستان رو آوردم علنیش کردم که احتمالاً الان دیگه رسماً مدیریت بخواد گردن منو بزنه و چتر چارسانتیشونم دسّ من ندن، چه برسه به مِنو.

توی پستم هم تأکید کردم.. منافع سایت. و بعدش موارد دیگه. همونطور که مثلاً برای لینی اولویتش منافع سایت و بعدش منافع گروه ریونکلاس.
خواستم بگم سوء تفاهم نشه. حتی مطرح شد که ببینیم سایر محفلیها کجای داستانن، و دقیقاً اولین کسی که جواب داد من بودم:
"نمیخوام بشه جنگ بین مرگخوارا و محفلیا."
متأسفم اگر سوء تفاهمی به وجود آوردم یا به نظر رسید دارم به مرگخوارا توهین میکنم یا حسننیّت لینی، هکتور و آرسینوس رو به عنوان مدیرایی که مرگخوار "هم" هستن، زیر سؤال میبرم.
با اجزه.
ویرایش پس از پست آقای باروفیو:صحیح است.
پاسختون رو در پست فوق مطالعه بفرمایید.
در مورد مشغله، همچنان صحیح است. در پاسخ به تدریس در هاگوارتز هم به دنبال اشک و آه فراوان جناب لسترنج هم همین رو گفتم. ولی دو مورد از زمان بحث تدریس در هاگوارتز + بحث بنده و شما در ارتباط با نقد (که البته دلیلش رو چیزای زیادی ذکر کردم) تغییر کرده. شمارهی یک، مشغلههای من، شمارهی دو، برنامهی آتی من. از طرف دیگه آش رو به قدری شور دیدم و عرصه رو انقدر خالی که عرصهی سیمرغ جولانگه ِ بنده هم شد.
در ادامه، خیلی روشن و واضح این مسئله رو تبیین کنم: در صورت برگزاری رفراندوم، اضافه شدن کاندیداهای مناسب دیگه (به زعم خودم البته) که بتونن حافظ منافع سایت باشن، من کنار میکشم.