اول از همه...
نقل قول:
ﺁﻗﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺭﻭ ﻣﻨﺴﻮﺥ ﮐﻨﯿﻦ... ﺟﺪﯼ! ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ.
نمیدونم این اصطلاح از کِی استفاده شده و کی ابداعش کرده، ولی چشم! من منسوخش میکنم.

چیزایی که میخوام بگم، فوتبالیه. و میدونم که جاش اینجا نیس. در واقع هیچ جای دیگه هم جاش نیس که در مورد فوتبال حرف بزنم، ولی خب، اینجا موقعیتش پیش اومد و به نظرم اگرچه در مورد فوتباله، ولی خیلی راحت میشه ربطش داد به اینکه چقد به علایقمون وفاداریم، چقد به علایقمون علاقه داریم، چرا به اونا علاقه داریم و چقد از اونا دفاع میکنیم و نسبت بهشون تعصب داریم.
صحبتهای لینی جالب بود. منم گفتم بهتره نظرات خودمو بگم.
میدونی لینی، اون موقع که توی گروه ریون بودم، قشنگ دیدم که تو و چند نفر دیگه بهطرز عجیبی به آلمان عشق میورزین. کلکلها، جر و بحثها، استیکرها، همهچی نشوندهندهی میزان این عشق و طرفداری بود.
حتی وقتی که آلمان با لهستان مساوی کرد، خیلی موذیانه رفتم تو گروه ریون و خطاب به ویلبرت اسلینکرد گفتم: خب خب، مستر اسلینکرد؟

اونم یه "خفه شو یوآن!" گفت و بلاکم کرد و تا فردا صبح منو از گروه ریون هم انداخت بیرون.
معلوم بود چقد از آلمان بدم میومد، نه؟

البته جنابعالی مدیری و ممکنه منو درجا شوت کنی بالاک و اونجا هم با میشاییل بالاک رو در رو شم.

ولی رک و راست بگم... من بهشدت از تیم ملی آلمان متنفرم.

چرا؟
چون افتخارات زیادی داره. چون حول و حوش دو دههس که توی همهی تورنمنتها همیشه یا به نیمهنهایی رسیده یا فینال. چون حتی توانایی گلبارون کردن تیمهای درجه یک رو داره. چون مقتدرانه بازی میکنه و میبره.
خلاصه بگم... چون آلمان تیم قویایه.
کاری به سلایق بقیه ندارم. ولی طرفداری از این تیم برای من خستهکنندهس. بازیهاش (بهجز مقابل تیمهای درجه یک) برای من جالب نیستن. میدونم که قراره به عنوان تیم اول از گروهش صعود کنه. میدونم که قراره با نتیجهی دو رقمی، سن مارینو و جزایر فارو رو کتلت کنه.
ولی ازش خوشم نمیاد. کمتر پیش میاد که چیز جدیدی توی بازیهاش ببینم. بازیکناش یه حالت خُنُک دارن برای من. حس خاصی ندارم نسبت بهشون. از نویر گرفته تا مولر. شبیه یه روباتن که خیلی دقیق و مهندسی کارشون رو انجام میدن و میرن. شکستناپذیر. کماشتباه. مقتدر. قوی!
حتی یادمه که توی قرعهکشی جام جهانی که آخرش معلوم نبود آلمان یا آرژانتین قراره بیفته توی گروه ایران، من از ته دل امیدوار بودم که آرژانتین با ایران همگروه شه که همینطور هم شد خوشبختانه.

دلایلی که باعث میشه از آلمان بدم بیاد رو گفتم. این از این!
حالا چرا از هلند و پرتغال خوشم میاد؟
من فوتبال دیدنم با بازی این دوتا توی جام جهانی ۲۰۰۶ شروع شد. ینی قبلش هم میدیدما، ولی در حد تفننی.

همین بازی بود که منو عاشق فوتبال کرد و باعث شد که لیگهای اروپا رو دنبال کنم. این بازی منو سرجام میخکوب کرد. اونقد تند و سریع و خشن بود که داور ۴ تا کارت قرمز و n تا کارت زرد به بازیکنای دو تیم داد.
هلند باخت و حذف شد. ولی پرتغال تا نیمهنهایی رفت و اتفاقاً توی مسابقهی ردهبندی به آلمان باخت.

ملت پرتغال رو بخاطر رونالدو دوس دارن، ولی من از این تیم خوشم میاد چون بازیهاش بگیر نگیر داره. همیشه هم اینطوری بوده. یه بار میبینی یه تیم خفن رو داغون میکنه، ولی توی بازی بعدی با جزایر کیپورد مساوی میکنه! هیچوقت نمیشه بازیاش رو پیشبینی کرد. تیمش ثابت و پایدار و منسجم نیس. هر آن ممکنه ببازه و هر آن ممکنه ببره. مهم نیس مقابل چه تیمی بازی میکنه. چه همین آلمان باشه و چه ترینیداد و توباگو! همیشه سخت تلاش میکنه و میجنگه و پایاپای با تیم مقابل بازی میکنه.
حتی خوشبینترین هوادارش هم باور نداشت که این تیم آخرش قهرمان یورو ۲۰۱۶ میشه. هیچکدوم از بازیاش رو درست حسابی نبرد. یا مساوی کرد، یا رفت وقت اضافه و پنالتی. با تیمای ضعیفی همگروه شده بود. ایسلند و اتریش و مجارستان. سر بازی سومش با مجارستان که ۳ - ۳ شد، من واقعاً سر هیچ بازیای اینجوری از استرس نمردم. یکی از عجیبترین و حساسترین صعودهایی بود که توی این ۱۰ سال فوتبال نگا کردن، دیدم. اون روز اونقد خرکیف بودم که وقتی نصفشب سایت ترکید و ملت همه از فسیل تا کاربر مهمان ریختن روی سر فنگ، من این وسط از بقیه خونسردتر بودم. چون در عین ناباوری، پرتغال به مرحلهی بعدی صعود کرده بود!

هلند هم همینطوره برام. معلوم نیس قراره چه عملکردی نشون بده. تا نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۱۴ میرسه، ولی بعدش، حتی از مرحلهی مقدماتی یورو ۲۰۱۶ هم رد نمیشه.
هم پرتغال و هم هلند، جفتشون فوقالعاده کمافتخارن. فک کنم آخرین جامی که هلند گرفت، همین یورو بود. البته زمان رود گولیت و اینا.

و پرتغال هم همین پارسال اولین جامش رو گرفت.
اینه که باعث میشه نسبت به این دو تیم حساس باشم. همیشه برام غیرقابل پیشبینیه که این دوتا قراره چیکار بکنن توی جامهای بعدی؟ همیشه انتظار داشته باشم که از تیمهای ضعیف هم شکست بخورن.
هیچوقت برای من، تکراری نیستن.
من الآن هیچ ایدهای ندارم که این دوتا آیا قراره به جام جهانی ۲۰۱۸ و یورو ۲۰۲۰ برسن؟!
در حالی که همین الآن میتونم قول بدم که آلمان تا نیمهنهاییِ این دوتا تورنمنت رو میره. شکی نیس!
خلاصه، برای اینکه از تیمی خوشم بیاد، لازم نیس که حتماً اون تیم خفن باشه. همین نهچندان قوی بودنش میتونه مهمترین فاکتور علاقهمندیم به اون باشه. سبک بازی خاصش. اخلاق بازیکناش. شخصیت تیم. همهی این فاکتورا منو یاد خودم میندازه. هلند و پرتغال خیلی شبیه منن. یه بار بهطرز عجیبی از پس مشکلات بر میام، یه بارم بهطرز واقعاً مسخرهای گند میزنم.
شاید دلایل مسخرهای به نظر بیان، اما هرکی به یه دلیلی طرفدار یه تیمیه. یه چیز کاملاً شخصیه.
همین رودولف. حاضره خودش رو با قمههاش نصف کنه، ولی هیچوقت دست از رُم نمیکشه و نمیره سراغ یوونتوس. با اینکه میدونه رُم انگشت کوچیکهی یوونتوس هم نمیشه، اما خودش دلایل خاص خودش برای طرفداری از رُم رو داره. یا تدیای که دُم از تنش جدا کنین، طرفدار منچستر یونایتد میمونه. حتی اگه تا ده سال دیگه گند بزنه. حتی اگه بره لیگ دسته دو. نمیره مث بعضیا طرفدار سیتی بشه و بگه من خیلی وقته سیتی رو تیم اول شهر منچستر میدونم.
همونطور که منم همین حس رو دارم نسبت به منچستر!

اولِ پُست گفتم، الآنم میگم. تماماً در مورد فوتبال بود، ولی میشه ربطش داد به اینکه چرا از یه چیزی بدمون میاد و چرا از یه چیزی خوشمون میاد؟ چرا از علایقمون دفاع میکنیم؟ و چرا نسبت به اونا تعصب داریم؟
همین دیگه!
لینی، پلیز کیپ کالم!