نقد پست 82 شوالیه های سپید نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدورچقد زود برگشتی پیشم برادر عزیز
نکته ای که درمورد توصیف احوالات شخصیت های داستانت گفتم رو انجام دادی. خوبه که نقد رو خوندی و ازش چیزهای مفیدی تونستی دربیاری و اجرا کنی. این نشونه خوبیه.
حالا که توصیف شخصیت رو شروع کردی، باید گام بعدی رو به سمت اینکه توصیف ها رو بهتر انجام بدی برداریم.
نقل قول:
و آلبوس با چهره ای پکر فیسی و رونالد با چهره ای خندان و ملت محفلی با چهره ای تجعجب بودند که آلبوس ۵ثانیه بعد رونالدو با دستهای خودش از آستین از اتوبوس پرد کرد پایین.
خوبه که توصیف کردی ولی نگاه کن که چقد عجله کردی و سریع توصیفات رو انجام دادی. تو یه جمله چندین نفر رو سریع توصیف کردی و ازشون گذشتی. بهتره که هر کدوم رو جدا و با توصیفات کامل تری جلو ببری. اینکه سریع بگی هرکی چجوریه به خواننده وقت نمیده که بتونه پیش خودش تصور کنه همه اینارو.
اول از آلبوس شروع کن. چهره پوکری داری، شاید دستی به ریشش میکشه، شاید دست تو جیباشه. شاید بر میگرده و به ققنوس یه نگاهی میندازه. اینارو میتونی کامل تر کنی و چند تا مورد و به صورت جدا بگی. آلبوس اینجوریه ، این دیالوگ هم میگه حالا نوبت رون میشه. تو پاراگراف بعدی رون اینجوری، نگرانه، یا میخنده. شاید میترسه یه ذره و دندون هاش به هم میخورن. دوباره اینارو در مورد رون میگی و دیالوگش رو اضافه میکنی.
محفلی های پشت صحنه قیافشون تغییر میکنه هربار که این صحنه ها رو میبینن. میتونی اونا رو در کنار دامبلدور توضیح بدی. اگر فک میکنه که نیازه، در کنار رون قیافه محفلی ها رو تغییر بده.
با عجله توصیف نکن. سعی نکن همه توصیفات رو تو یه جمله بیاری که تموم شه بره با خیال راحت بری سراغ بقیه داستان. توصیف اینجوری نیست که انجامش بدی و بذاریش کنار. تا آخر داستان باید بیاد باهات. همش یه جا نباشه که خواننده مهلت داشته باشه تصورشون کنه.
پست ها رو اگر خونده باشی میدونی که سوژه داستان این بود که هرکی میومد پیشنهادی میداد. بعد یه مدت که اکثرا پیشنهاد هاشون رو دادن سوژه به این سمت رفت که دیگه پیشنهاد ندن و برن در عمل یه کاری کنن. شما اینجا تصمیم گرفتی که دوباره به همون پیشنهاد برگردیم. اینکه سوژه رو چیکار کنی در اختیار خودت هست و تصمیم خودته. باید همه چیز رو ولی در نظر بگیری. مخصوصا نفر بعدی رو. پست شما پست آخر محسوب نمیشه که نفرات بعدی رو فراموش کنی. توصیف و دیالوگ هرچی میخوای میتونی انجام بدی و به نفر بعدی ربطی نداره ولی سوژه کار پست بعدی رو میتونه آسون یا سخت کنه. هر فردی باید وقتی مینویسه به این فک کنه که نفر بعدی میتونه راحت این داستان رو ادامه بده ؟
به نظر من اشتباه بود که دوباره به سوژه پیشنهاد برگردیم. چون اکثر چیزهایی که میشد در اون مورد نوشت رو انجام داده بودیم و نیاز به سوژه های جدید داشتیم.
مورد آخر اینکه ، بین دیالوگ هات نباید فاصله خالی بذاری. یا باید بین دیالوگ ها رو با توصیف پر کنی، یا همه پشت هم باشن. زیبایی پستت از بین میره وقتی بین هر خط یه فاصله اضافی میذاری. قیافه پست اینجوری باید باشه :
توصیف
-دیالوگ
-دیالوگ
توصیف
-دیالوگ
-دیالوگ
منظورم این نیست که به این تعداد. یعنی محدود نیستی به تعداد 2 دیالوگ بعد توصیف. منظورم این هست که بعد هر توصیف و دیالوگ هاش یه فاصله میذاری و میری بخش بعدی. میتونی حالا یه توصیف کنی 5 تا دیالوگ بذاری و توصیف بعدی 3 تا دیالوگ مثلا. به عددش کاری ندارم و منظورم ساختار کلی پست هست.
به این نکات توجه کن آبرفورث عزیز، ولی بلافاصله اینجا برنگرد. باید 5 یا 6 تا پست بزنی تا من ببینم که این نکات رو رعایت میکنی یا نه. وقتی پشت سر هم بیایی اینجا من نمیتونم بفهمم که این نکات رو تو یه پست فقط انجام داری میدی یا واقعا یاد گرفتی و همیشه استفاده میکنی. پیش افراد دیگه هم برو نظرات اونها رو هم بپرس. چون نقد نظر شخصیه منه و از چند نفر دیگه بپرسی شاید نظرات دیگه ای داشته باشن. نظرات مختلف بهت کمک میکنه که بتونی چند تا پیشنهاد جمع و جور کنی و یه قالب مخصوص خودت در بیاری. قرار نیست که دقیقا مثل من بنویسی یا فردی دیگه ، قرار هست که نقد ها بهت کمک بکنه که سبک خودت رو پیدا کنی.
هفته دیگه منتظر درخواست نقد بعدیت هستم، پست بزن و من دنبال میکنم و میخونم. بعد که دوباره اومدی میتونیم با هم گام بعدی رو برداریم.
در پناه عشق باشی