شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
اما دابز: 27 خیلی خوبه. فقط جایی که ریموند اما رو میبینه و واکنشش... اون قسمت همش دیالوگه. اگه بین دیالوگ ها حالات شخصیت ها رو هم توصیف کنین خیلی بهتر میشه.
اسلیترین:
سپتیموس مالفوی: 26 پست تون خوبه. برای فاصله گذاری سه نقطه میزنیم نه چهارتا. توصیف حالات شخصیت ها هم مهمه. بنظر می رسه شما بیشتر متکی به شکلک بودین برای این کار.
مایکل رابینسون: 28 عجب پستی! اولش خیلی با خنده شروع شد یهو تراژدی شد! من شخصا نمی پسندم همچین چیزی رو... پست یا طنزه یا جدی. اگرچه که خیلی خوب نوشتین.
ریونکلا:
لینی وارنر:5-30=25 سوژه تون به طور کلی ساده اس ولی عالی نوشته شده!
ریموند:30 عالی!
سوزانا هسلدن: 25 شکلک برای دیالوگه. بعد از توصیف شکلک نمیذارن. به لحاظ نگارشی پست تون خوبه. خیلی شبیه خاطره نوشتن شده. شما وقایع رو تعریف کردین انگار... نه اینکه نشون بدین. مثلا همین بحث حضور و غیاب. بهتر این بود که وقایع اتفاق افتاده تو کلاس رو شرح بدین. مثلا رفتین کلاس معجون سازی و اسنیپ میاد. چی کار میکنه؟ چه واکنشی نشون میده؟ بچه ها چطور؟ جای دیگه سوزانا میره سراغ هرمیون. بسیار خب... هرمیون داشته چی کار میکرده؟ چه مکالمه ای بین شون بوده؟
هافلپاف:
آگاتا تراسینگتون: 27 فاصله گذاری با سه نقطه اس. بازم توصیه ای که بالاتر گفتم رو میگم. حالات شخصیت ها رو توصیف کنین، متکی به شکلک نباشین. در کل پست تون خوبه.
ریموند: خوب نوشتی. خلاقانه بود و سفید. نمره ی ۲۹ برای شماست. آیلین پرنس: تنهایی کل محفل رو نابود کردی و پیروز از نبرد بیرون اومدی. ۳۰ امتیاز برای شماست. مایکل رابینسون: چه توصیفات زیبایی داشتی مایکل. ۲۹ امتیاز رو گرفتی. سپتیموس مالفوی: دلم خنک شد وقتی جیمز رو له کردی. ۳۰ امتیاز نوش جانت شاگرد.
اما دابز: عذاب وجدان نداشته باش. این ۳۰ امتیاز شیرین مال توست.
سوزانا هسلدن: اره اولش میلنگید. گفتم اخه سه تا طلسمت به حریف برخورد نکرده. اما بیخیالش ۳۰ امتیاز گرفتی.
الیور ریورس: ۲7 امتیاز. با اینکه داری تازه جا میوفتی اما از خلاقیت خوبی بهره مندی. امیدوارم روی خوانا بودن و انسجام داستان کار کنی. در ضمن الیور نمره ات رو تو کلاس بیست و پنج داده بودم. به نظرم اشتباه کردم و کم دادم بهت. اگه اون یک امتیاز رو هم میگرفتی بیست و هشت میدادم. اما 27 نمره میدم. موفق باشی.
پیتز جونز: 27 امتیاز. پیتر جونز پستت از توصیفات خوبی برخورداره و میتونه خیلی قوی تر بشه. کمی آروم تر بنویس و بعد از نوشتن چند بار بخون و علائم نگارشی رو بگذار حتما. با حساب کردن امتیاز پیروزی 27 امتیاز که خیلی خوبه. آفرین.
آیلین پرینس: ۲۰ خب آیلین، پست خیلی کوتاه بود و اصلا به مقدار کافی به ایده پرداخته نشده بود. برای نوشتن پستی با سی امتیاز، بهتره که توصیفات کاملتر و جزئیات بیشتری رو بنویسید و انقدر سریع از همهچی رد نشید. موفق باشید!
اسلیترین
مایکل رابینسون: (ارشد) ۲۴ پست قشنگی بود. ... هم از لحاظ میزان پرداختن به سوژه و هم لحن صمیمی. یک نمرهای که کم شده هم دلیلش یه سری اشکالات نگارشی مثل نقطه نذاشتن آخر جملات، و یه مقداری هم پایان پست بود که حس کردم جای کار داره. در کل دمت گرم!
ریموند: ۳۰ جااب و بامزه بود. از اینکه داستان رو فقط به پیشگویی قهوه معطوف نکرده بودی و ماجراهای جانبی مثل کش رفتن قهوه توسط دابی و غیب شدن رکسان ویزلی رو اضافه کرده بودی خوشم اومد.
ربکا لاکوود: ۲۶.۵ اول با نقاط مثبت پستت شروع میکنم. پایان پست، پایان جالبی بود. یه پرش از داستان اصلی و برملا کردن اینکه کادوگان اشتباه کرده بود. پایان مناسب برای تک پستی های کوتاه سخت تره و شما این رو به خوبی از پسش بر اومدین. استفاده از داستان خفاش و کرونا هم به جا بود. قسمت اول داستان اما ایرادهایی داشت. روند جلو رفتن داستان یک مقدار گیج کننده بود. مثلاً میتونیم حدس بزنیم دابی چرا از ربکا (خفاش) ترسید، احتمالاً به خاطر کرونا، اما ربکا چرا از دابی ترسید؟ و یا اینکه ربکا اول از روی قهر و بعد از عذاب وجدان از جاش بلند میشه تا به بیرون کلاس بره هم گیج کننده بود. گاهی ما توی ذهنمون داستان رو به طور کامل و جذاب شکل میدیم، اما موقع نوشتن قسمت هایی رو مینویسیم و قسمت هایی رو نمی نویسیم، و این خواننده رو گیج میکنه. توصیه ای که میتونم بهت بکنم هم رزم اینه که بعد از نوشتن داستان، یک بار دیگه اون رو از چشم یک تازه وارد که هیچی از شخصیت شما نمیدونه بخونی و ببینی آیا برای اون فرد هم همه چیز واضح به نظر میاد؟
تام جاگسن: ۲۸.۵ ما هیچ وقت به عمرمون به اون ملیحی لبخند نزدیم، تام! از اینکه از این فرصت استفاده کردید و شخصیت پردازیتون رو کامل تر کردید لذت بردیم. اینکه مثل همه با تفاله فالگیری نکرده بودی و خلاقیت به خرج داده بودی رفته بودی توی فنجون خوب بود. شاید جا داشت یک مقدار بیشتر راجب بلایی که در آینده سر ملت اومده بود توضیح بدید. از یک مقدار طولانی نوشتن داستان برای واضح تر کردن موضوع واهمه نداشته باش فرزند.
سیمپتیموس مالفوی : ۲۹ نوع طنز و نوشتنتون، من رو یاد نویسنده های خوب و قدیمی این سایت میندازه. همینطور ادامه بدین ولی توجه بیشتری به جمله بندی ها و طول جملات بکنین، حتماً به زودی جزو نویسنده های خیلی خوب و قدیمی هم میشین. جمله آخر هم با مزه بود. همونطور که گفتم، ایرادی که دیدم، طولانی بودن جملات بود که خوندنشون رو سخت می کرد.
لینی وارنر : ۳۰ روند مناسب و با معنی داشت داستانت. با مفاهیم و ماجراهای سایت هم جالب بازی کرده بودی. ایرادی مشاهده نشد.
ایرما پینس : ۳۰ درود بر شما خانم فرهیخته با کمالات! بلاخره یکی دیگه به غیر از شخص شخیص بنده پیدا شد که زبان فارسی رو با لغات و دستور ادبیات عهد درشکه صحبت کنه، تتبع رو مجبور شدیم یک ساعت گوگل کنیم! داستان به این کوتاهی رو بامزه و بدون ابهام نوشتن کار سختیه که شما به خوبی انجام دادین.
مایکل رابینسون: ۲۹.۵ چه خبره این ترم اسلیترین چه تازه وارد های خوبی گیرش اومده! ایراد خاصی توی پستت ندیدم به جز اینکه به علت نذاشتن شکلک و جمله بندی های خاص، شاید یک مقدار سخت بود خوندنش. چند تا جمله رو دو سه بار خوندم تا دو گالیونم افتاد. جدا از اون شخصیت پردازی قوی و داستان نویسی خیلی خوبی دارین. البته جا داره که بگم امیدوارم که همونطور که حدس زدم شما با تام جاگسن رفیقید و اون جمله تون خطاب بهش، سعی داشت شخصیت رو مخ خود مایک رو نشون بده. در غیر این صورت ما توی هاگوارتز به هیچ وجه توهین و اذیت کردن سایر دانش آموزان رو تحمل نمی کنیم.
اما دابز : ۲۸.۵ چقدر پیشرفت کردی، همرزم! دیگه هیچ کدوم از جمله هات گیج کننده یا طولانی نیستن. سوژه هات هم که همیشه جالب بودن. حالا که سبک نوشتنت رو تقویت کردی، به نظرم وقتشه که روی شخصیت پردازیت کار کنی. باید سعی کنی توی پست ها بهمون بگی اما کیه، چه جور دختریه؟ به چه چیزهایی علاقه داره و توی این شرایط خاص، چه طرز رفتاری ازش انتظار میره؟ بهت افتخار میکنم همرزم، ترشی نخوری یه چیزی میشی!
لینی وارنر: 25+5=30 ارشد همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد. خوب بود. خلاقانه بود.
ریموند:5 +23=28 اینکه با خود پروفسور دوئل کنی خلاقیت اضافه ای بود که به خرج دادی. شجاعانه هم بود. فقط از وردی که انتخاب کردی استفاده نکردی. باید استفاده میکردی و توضیح میدادی نه اینکه قفط لفظش رو بگی. با اینکه اضافه کردی "ادامه وِرد کروشیو از دهن ارنست خارج نشد!" اما کافی نبود.
مغرورترین
سپتیموس مالفوی: 5+22=27 مقیاس نمره دهی، خلاقیت در انتخاب طلسم و نحوه ی استفاده از اون بود. ورد خلاقانه ای پیدا کردین. اما ازش استفاده نکردین. انتظار داشتم که وقتی ای چنین طلسمی استفاده میکنین حداقل بقیه بتونن آثار و نتایجش رو ببینن برای همین خواستم من و دیگر دانش اموزان هم اونجا باشیم. بهتر بود در مورد اینکه حریف تون چطور داره می شکنه و در کدوم سمت و ... توضیح میدادین.
آستریکس: 21=5_26 پست شما حاوی چندین غلط املائی هستش. حتما قبل از ارسال یکبار بخونید پست خودتون رو. شکلک برای دیالوگ هاست.
ریونکلا:
ریموند: 29 خیلی خوب بود. فقط در مواردی مثل سبزی پیدا کردن و اینجور چیزا بهتره جادویی فکر کنیم. مثلا به جای سبزی بنویسید شروع کردن کاشت مهر گیاه. به جای کفشدوزک مثلا داکسی پیدا شه و این جور چیزا.
لینی وارنر: 24.5=5_29.5 خوبه. یه کم سریع رد شدین از بعضی جاها که ظرفیت داشت.
وین هاپکینز: ۲۲ بامزه بود وین، ولی من توی پست تدریس هم اشاره کرده بودم که بیشتر از پرداختن به بریده شدن دست، توصیف و شرح خودِ حکمت مهمه. ولی تو بیشتر پستت رو به همین بریده شدن اختصاص دادهبودی. و اینکه روند ادامهدار رو واسهی کلاس ساختی که خب، اشتباه بود و من توی پیام شخصی هم بهت تذکر دادم. ولی احتمالا وقت نداشتی جملهی آخرِ پستت رو تغییر بدی. انتهای داستان و حکمت اتفاق هم، ربطی نداشت و حتی اگه میتونست داشته باشه، زیاد بهش نپرداختی.
ماندانگاس فلچر (ارشد): ۲۳ (از ۲۵) بامزه و خندهدار بود ماندانگاس! ولی من دقیقا اشتباه وین رو برای شما در نظر میگیرم. با این تفاوت که شما حکمتتون رو هم به قدر کافی توضیح دادید و بخش اولش هم قشنگ بود. فقط یه مقداری شخصیتپردازیهاتون، خصوصا دامبلدور، به دامبلدور کتاب و حتی سایت نزدیک نبود.
اسلیترین:
هوریس اسلاگهورن(ارشد؛ نه پس سال اولی ): ۲۵ (از ۲۵) خب الان انتظارتون از من چیه؟ کلی برنامهریزی کردهبودم بابت غلط املاییا نمره کم کنم که تهش نشد. ... پرداختن به تکلیف و نوشتن دو تا حکمت، عالی بود. کلی خندیدم، ولی تهش یه خلخالیوس و اینا بود که من نمیدونم چیه و فکر میکنم فقط منم که نمیدونم.
ریونکلاو:
ریموند: ۳۰ ریموند چرااا؟؟؟ چرا مراسم محبوب سارا اتفاق نیفتاد؟ این نامردیه! خیلی روند قشنگی داشت و حکمتش هم به شدت دوستداشتنی بود. خسته نباشی!
تام ریدل(ارشد): ۲۱ بالاتر هم گفتم که پرداختن به روند زخمی شدن در حدی که دو سوم پست رو دربر بگیره مد نظرمون نبود. حالا در صورتی که خودِ حکمت به اندازهی کافی کامل باشه، امتیاز مثبت محسوب میشد ولی شما حکمت رو در چند خط نوشتین و رد شدین.
قسمت اول پستت یک مقدار نا هماهنگ بود. مثلاً آدم انتظار داشت هیزل از دیدن سوسک ها وحشت زده بشه و شروع کنه به جیغ و ویغ. همینطور پیشگویی سه نفر خیلی مفصل و با صحنه سازی بود و دونفر دیگه خیلی کوتاه. تو توی توصیفات بامزه توانایی داری، سعی کن بیشتر ازش استفاده کنی و توی پست هات بیشتر شرایط رو توصیف کنی. برای همین از این قسمت بهت ۲ از ۵ دادم.
قسمت دوم پستت خیلی خوب بود و نقاشیت حرف نداشت، محض خاطر نقاشی هم که شده، بیست و پنج نمره این قسمت رو گرفتی! آفرین بر شرف پاکت!
ریموند، ۲۹
شرمنده همرزم که نشد نمره خوبت رو به نمرات تیمت اضافه کنی. عیبی نداره، جلسه بعد جبران میکنیم!
دو تا قسمت رو ترکیب کرده بودی که نمره دادن رو مشکل میکرد، اگه عالی ننوشته بودی! چون خیلی خوب نوشته بودی و سوژه، روند اتفاقات، نوآوری و پیشگوییهای مرتبط به شخصیت هات رو دوست داشتم، هرچی نمره از نوشتنی ها میشد (بیست و پنج) گرفتی. نقاشیت ولی انصافاً نشون کم کاری رو داشت، انتظار داشتم حداقل با پینت یه تیری ترکه ای چیزی بکشی که یک مقدار به عنوان تکلیف پذیرفتنی تر شه، ولی عیبی نداره به داستانت مرتبط بود و چهار نمره ازش گرفتی.
ربکا لاک وود: 28 خیلی خوبه. توصیف از محیط اطراف رو کمی بیشتر کنین. سوژه تون خیلی سریع پیش رفته و درست بهش پرداخته نشده. غیر از این همه چی خوب و درست بود.
ریموند: 24 خوب نوشتین. ولی نگفتین خورنده معجون چه چیزایی میبینه. بالا توضیح دادم که نتونستم درست منظورمو برسونم ولی تو تکلیف گفتم "چه چیزایی میبینه" این دیدنه اصلا تو پست شما نیست.