شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ویژگیهای ظاهری: همچنان که در تصویر میبینید، یک عدد گیاه بی آزار که انگشتان درازی دارد، که از آنها برای باز کردن قفل ها استفاده میکند. بدن باریکی که به کمک آن، به آسانی فرار میکند و چهره ای بامزه که از آن برای تسترال کردن ملت استفاده میکند. دو عدد برگ نیز روی سرش دارد که با کمک آن هلیکوپتر میشود آن کار خاصی نمیکند! پاهای دراز و باریکش نیز برای چسبیدن به سطوح و الیاف به کار میروند.
ویژگیهای رفتاری: بسیار خجالتی ست، اما این بدین معنا نیست که مطیع و سر به زیر باشد. در واقع، شما میتوانید انتظار هر نوع پنهان کاری را از او داشته باشید! به شدت زیرک و آب زیر کاه است. به سختی اعتماد میکند ولی وقتی اعتمادش را جلب کنید، وفادار میماند.
علاقه خاصی به درختان دارد و مانند هر بوتراکل دیگر، بعد از پیدا کردن درخت مورد علاقه اش، به ندرت مهاجرت میکند.
وفاداری ها: بوتراکلِ نیوت اسکمندر است و در مأموریت های زیادی همراه او بوده است.
تایید شد. خوش برگشتی پیکت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1401/3/9 8:54:44
ویژگی های فردی: بخاطر اینکه روز تولدش رو پیروزی هاگوارتر بود،اسمش رو ویکتوریا، که به فرانسوی به معنی پیروزییه، گذاشتن. همیشه دلش میخواد برنده باشه و از همه جلو باشه.خودش رو از همه نظر، خاص و برتر میدونه. دوست داره همیشه سربه سر بقیه بزاره.
به خاطر تعداد زیاد بچه ویزلی ها، عذاب زیادی برای خوردن ندارن، اما چون نوه اوله، مالی و آرتور همیشه براش پارتی دارن. برای همین غذای بقیه رو میدن این بخوره. خیلی مغروره.
تفریحات: نگاه کردن به آینه، تعریف از خود،کتک زدن کسی که چپ بهش نگاه کنه یا ازش جلو بزنه، خرید کردن.
خوش برگشتی. متاسفانه شخصیتی که انتخاب کردی جزو اعضای گروه اسلیترینه و نمیتونم تاییدش کنم. چون تو سابقا عضو گروه گریفیندور بودی باید یا از لیست شخصیت هایی که توی سری هری پاتر گریفیندوری بودن یا از لیست پایین تر که بدون گروه هستن شخصیت انتخاب کنی. در این صورت شخصیتت تایید میشه.
راه دیگه هم اینه که بخوای گروهت رو عوض کنی و با این شخصیت به گروه اسلیترین بری.
تایید نشد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1401/3/8 21:51:04
نام:آندریا کگورت گروه:ریونکلاوو چوبدستی:چوب درخت افرا با هسته موی تکشاخ و پر ققنوس قدرتمند پاترنوس :گربه ویژگی های ظاهری: موهای خرمایی کوتاه کمی موج دار،چشمای عسلی ، قد ۱۶۵ سانتی متر استایل:بیشتر مواقع همراه ردای هاگوارتز و یک چیزی که همیشه توی استایلش هست این گرنبنده
ویژگی های اخلاقی: خیلی کنجکاو ،باهوش و خیال پرداز،همیشه میخواد به بقیه کمک کنه ، گربش و کتاباش بهترین دوستشن :)
زندگی: آندریا در لندن در یک خانواده جادوگر بدنیا امد و یک خواهر کوچکتر از خود دارد مادر او یک معجون ساز حرفه ای و پدرش در وزارت سحر و جادو یک کاراگاه بود پدر و مادرش از همان سنین کم به اندریا دروس جادویی را یاد میدادند به همین دلیل اندریا وقتی در سن ۱۱ سالگی به هاگوارتز رفت درس ها برایش بسیار اسان بود همچنین به دلیل معجون ساز بودن مادرش و مهارت های دفاع در برابر جادوی سیاه پدرش اندریا هم در این دروس استعداد و مهارت زیادی داشت . کار مورد علاقه اندریا در دنیا کتاب خواندن است و بیشتر اوقات میتوانید اورا در کتابخانه یا در اتاقش در حال کتاب خواندن پیدا کنید:)) اندریا یک گربه خاکستری رنگ به اسم توایلایت هم دارد که اورا حتی از کتاب هایش هم بیشتر دوست دارد؛) خواهر کوچکتر اندریا یعنی اماندا هم در هاگوارتز و در گروه ریونکلاو است و اندریا همیشه به او در درس ها کمک میکند و مراقبش است.
به ایفای نقش خوش اومدی آندریا. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1401/3/6 10:33:04
نام : لیلی لونا پاتر گروه : گریفیندور پاترونوس : وال رده ی خونی: اصیل زاده جبهه : فعلا مشخص نیست حیوان خانگی : جغد(با نام ویکتور) ویژگی های ظاهری و اخلاقی : "موهای موج دار قهوه ای تیره چشمای مشکی مایل به قهوه ای/صورتی گرد/بدن نسبتا لاغر کشیده همیشه کتاب دستشه/گاهی اوقات عینک میزنه موهاش معمولا بازه ولی تو مواقع حساس میبندتشون بشدت مهربون/شجاع و جسورکمی پر رو/از تنها شدن میترسه از شرمنده شدن.عذر خواستن.زیر منت کسی بودن نفرت داره" خلاصه ی کوتاه: یک سال اولیه شیطون و تمام عیار~ تمام وسایل آلبوس پاتر رو از اتاق زیر شیروانی به به راه پله منتقل کرد و اونجا رو تصاحب کرد! شبا تا صبح کتاب میخونه همیشه به کلاسا دیر میرسه و مورد توبیخ پروفسور مک گوناگال قرار میگیره چند بار از مادرش خواهش کرده تا توی مسابقات کویید ویچ شرکت کنه ولی مادرش به شدت مخالفت کرده برخلاف توصیه های جیمز با مالفوی دوستی میکنه با < سرپرست وزارت سحر و جادو> هرماینی گرنجر بسیار رابطه ی خوبی داره به دلیل رابطه ی خوی ویزلی ها و پاتر ها بیشتر وقتش رو با رز ویزلی میگذرونه بخاطر موفقیت های پر افتخار جیمز برادرش احساس سرخوردگی میکنه عادت داره شمع روشن کنه از تقدیر شدن/تشویق شدن/اهمیت داده شدن لذتی میبره از دروغ نیرنگ به شدت متنفره. از جادوی سیاه خوشش نمیاد سعی میکنه بیشتر وقتش رو توی اتاقش بگذرونه و سعی میکنه به همه کمک کنه
..
به ایفای نقش خوش اومدی پاتر. تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Aysu در 1401/3/5 23:26:01 ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1401/3/6 10:36:06
نام:لیلی لونا پاتر گروه:گریفیندور ویژگی های ظاهری: "موهای موج دار قهوه ای تیره چشمای مشکی مایل به قهوه ای.عادت به زیاد جلوی آینه ایستادن نداره.صورتی گرد.بدن نسبتا لاغر کشیده همیشه کتاب دستشه.بعضی اوقات عینک میزنه دامن علاقه خاصی داره موهاش معمولا بازه ولی تو مواقع حساس میبندتشون ویژگی اخلاقی: بشدت مهربون.زود به همه دل میبنده.شجاع.جسور.پر رو.با بردار هاش مشکل داره .درسش نسبتا ضعیفه.از تنها شدن میترسه از شرمنده شدن.عذر خواستن.زیر منت کسی بودن متنفره پدرش الگوشه. برای همین حس کم بودن میکنه از کم بودن میترسه پر انرژی خوش ذوق منطقی و زیبا شبا تا صبح کتاب میخونه همیشه به کلاسا دیر میرسه با برادراش مهربونه ولی بخاطر رفتارشون تو مدرسه حتی ی کلمه هم باهاشون حرف نمیزنه عادت داره شمع روشن کنه از سوال پرسیدن لذت میبره از تقدیر شدن.تشویق شدن.اهمیت داده شدن لذتی میبره به بیشتر آدما احترام میزاره توانایی کتک زدنه تمام دشمنان رو داره خب دختر هری پاتر دیگه:))انتظار کمتر از این نمیشه داشت
_اگه این رول رو برداشتید واقعا متاسفم من رفتم توی اون بخش این اسم سیاه بود..انی وی اومیدوارم خوب باشه._
هنوز توی کارگاه تایید نشدی و گروهبندیتم انجام نشده. پس لطفا صبر کن و مراحلو به ترتیب زیر طی کن:
نام:ریگولوس نام میانی:آکچروس نام خانوادگی:بلک گروه:اسلیترین ویژگی های ظاهری و اخلاقی:ریگولوس همان موهای سیاه و ظاهر تقریبا مغرور برادرش سیریوس را دارد اما او جوانتر و خوشتیپتر است چوبدستی:چوب گردوی سیاه و موی تکشاخ با طول ۹ ۱/۲اینچ و انعطافپذیر جارو:نامعلوم معرفی کوتاه: ریگولوس یک جادوگر با خون خالص و متولد سال ۱۹۶۱ است او فرزند اوریون و والبورگا بلک و برادر کوچکتر سیریوس بلک است،عضوی از خاندان قدیمی بلک میباشد که یکی از اصیلترین خاندان هاست،با اینکه او فرزند دوم خانواده است اما مادر و پدرش او را بیشتر از برادر بزرگ ترش دوست دارند،او در سال ۱۹۷۲تحصیل در هاگوارتز را شروع کرد و مثل اکثر اعضای خانوادهاش در اسلیترین گروهبندی شد،دانش آموز ممتازی بود و جزو انجمن اسلاگ بود او در تیم کوییدیچ اسلیترین فعالیتهایی داشته و حدس زده میشود که به عنوان جستجوگر بازی میکرده،ریگولوس به واسطه استعدادش در جوانی به مرگخواران پیوست اما وقتی فهمید که لرد سیاه برای رسیدن به اهدافش چه کارهایی انجام میدهد،فرار کرد. ریگولوس درمورد یکی از هورکراکس های ولدمورت مطلع شد و تصمیم گرفت آن را نابود کند،او پس از بدست آوردن قاب آویز اسلیترین در سال ۱۹۷۹ کشته شد.
پ.ن:یاالله،ما برگشتیم دایی جان (دسترسی هامون رو پس بدید بیزحمت) خوش برگشتید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در 1401/2/9 14:14:54 ویرایش شده توسط کتی بل در 1401/2/9 21:46:03
نام: اسکورپیوس مالفوی [میتونید اسکور یا پیوس هم صداش بزنید] گروه: اسلایترین جبهه: مرگخوار
ویژگیهای ظاهری: مثل تموم خانواده و اجدادش مو های سفیدی داره و چشم هایی که به رنگ سبزه. لباس های ساده و بدون زرق برق می پوشه و دوست نداره ظاهرش تو چشم باشه.
معرفی شخصیت:اسکورپیوس به جادوگر اصیل هست که توانایی زیاد و قابل توجه ای تو جادو نداره و همیشه سعی میکنه کارهایی رو انجام بده که توی اونا جادو معنایی نداشته باشه. اون از وقتی به دنیا اومد اصلا مورد توجه خانواده اش قرار نگرفت و اصلا از طرف خانواده اش بهش محبتی نشد و دلیلشم معلوم بود.
اسکورپیوس از کوچیکی استعداد فوقالعاده ای در خودش کشف کرد و اون رو پرورش داد. اون استعداد هوش کلاهبرداری و دزدی و تقلب بود. اون تو کودکی تونست کلاغی رو گیر بندازه و با مهارت اونو تبدیل کنه به ققنوس، البته نقشه اش طبق برنامه پیش نرفت و گیر افتاد. خانواده بعد این اتفاق سعی می کردند اسکورپیوس رو اگاه کنن و کاری کنن اسکورپیوس دیگه این کار رو تکرار نکنه تا مایه آبروریزی خانواده مالفوی نشه. ولی تلاش هاشون نتیجه عکس داد. اسکورپیوس با خودش فکر کرد اگه خانواده میگن این کار بدیه حتما کار خوبیه، چون نمیخوان اسکورپیوس مثل خودشون لذتش رو ببره و این شد سر آغاز یک زندگی پر فراز و نشیب. اسکورپیوس بعد اینکه استعدادش رو ارتقا داد از ترس مخالفت های خانواده از خونه فرار کرد و رفت هاگوارتز تا اونجا کار هاش رو با سرعت و تمرکز بیشتری انجام بده، ولی از قضا همونجا عمارت ریدل ها رو هم دید و گفت چرا من عضو نشم؟ چی از بقیه کم دارم؟ تازه خیلی هم بهترم و به همین خاطر رفت و عضو شد.
اون بقاگرا هم هست و همیشه سعی میکنه واسه اتفاق های ناگوار آماده باشه ولی همیشه ناموفق بوده.
در حال حاضر کسب کار بزرگی راه انداخته و همیشه سعی میکنه با سواستفاده از دیگران و با توانایی های خودش چیز های ارزشمند دیگران رو بدزده یا کلاه شون رو ور داره و دستشم رو نشه.
یه سری تغییر کوچیک توش انجام دادم بی زحمت جایگزین بشه.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1401/1/7 21:53:25
ثروت، قدرتی است که میتواند به انسانها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.
Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.
الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
نام= جرج نام خانوادگی = ویزلی سن=20 پاترونوس=سنجاب چوبدستی=دو تار مو از اسب تک شاخ.کمی ریشه ی درخت افرا.چوب توسکا. ویژگی های ظاهری=سایر ویزلیها مو قرمز بود وطبعی بسیار شوخ وداشتن یک برادر دوقلو به نام فرد استعداد= در اختراع کردن وسایل شوخی ودر جابجایی به وسیله غیب وظاهر شدن قسمتی از زندگی جرج = وی برادر بزرگتر رون ویزلی و برادر دوقلوی فرد ویزلی به حساب میآید. او و برادر دو قلویش پس از بیل، چارلی وپرسی چهارمین فرزند مالی و آرتور ویزلی هستند. او در زمان تحصیل در هاگوارتز در تیم کوییدیچ گریفیندور به همراه فرد مدافع تیم بودجرج به همراه برادرشاز مدرسه فرار کردند و یک مغازه شوخیهای جادویی بسیار موفق در کوچه دیاگون تأسیس کردند. همچنین او به همراه برادرش به عضویت محفل ققنوس درآمد و در یکی از مبارزات یکی از گوشهای خود را توسط طلسم سکتوم سمپرای اسنیپ از دست داد
ویرایش شده توسط amiraza در 1400/12/9 13:07:52 ویرایش شده توسط amiraza در 1400/12/9 13:12:11 ویرایش شده توسط amiraza در 1400/12/9 13:17:31 ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1400/12/9 13:22:13
چوبدستی:چوب آبنوس ،انعطلاف پذیر،14 اینچ،مغز ریسه ی قلب اژدها.
در یکی از روز های بارانی پاییز در ماه نوامبر وقتی خورشید داشت روز رو به ماه می سپرد قدم به این دنیا گذاشتم.وقتی دو سالم بود با مامانم و بابام(رزتا و والتر جونز) سوار ماشین داشتیم می رفتیم مسافرت که تصادف سنگینی کردیم و مامانم عمرشو داد به شما. دو سال بعد پدربزرگ مادربزرگم فوت کردن و ما هم از آمریکا به انگلستان مهاجرت کردیم. سال های سختی بود...پدرم در نبود مادرم و پدر و مادرش که فوت شده بودن به شدت عصبی شده بود و من رو درک نمی کرد.
ولی بالاخره وقتی که کلاس دوم بودم یعنی 4 سال بعد از مهاجرتمون پدرم دوباره ازدواج کرد. ازدواج موفقی بود، اما من راضی نبودم. می تونم از کارهای عجیبم مثال بزنم که،وقتی عصبانی می شم موهام قرمز می شه و یا می تونم با حیوانات صحبت کنم و این برای بابام عادی بود اما برای مادر خوانده ام نه! یک روز وقتی که از دست مادرخوانده ام بسیار بسیار عصبانی بودم و از شدت خشم تمام اتاقم را بهم ریخته بودم نامه ای از هاگوارتز دریافت کردم،وقتی نامه به دستم رسید فکرکردم مثل بقیه نامه های بدردنخوریه که میاد،نامه رو گذاشتم روی میزم.پدرم وارد اتاق شد تا درباره ی کار اشتباهم با مادر خوانده ام با من صحبت کند که نامه رو دید،انگار روی ابرا بود.خودش جادوگر نبود،اما مادر واقعی خودم چرا.
قد بلندی دارم و پوست سفید،چشمان قهوه ای روشن و اندام نرمال(اندام ورزشکاری در اصل.ساحره بودن دلیل بر ورزش نکردن نیست).
هنر و کتاب و شکلات و بستنی از عناصر جداناپذیر از من هستند.یعنی این 4 تا کنار هم به همراه جادو برای من دقیقا خود بهشت ه.
سلام آگاتا برای پس گرفتن دسترسیت به گروه هافلپاف باید با معرفی شخصیت آگاتا تراسینگتون برگردی. اگه میخوای شخصیتت رو عوض کنی نیاز داری تا اکانت جدیدی بسازی. بلیت بزن تا توضیحات لازم بهت داده بشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1400/12/9 13:10:59 ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1400/12/9 13:11:30