گابریل از وقتی شنیده بود میتونه سهمی تو بازسازی هاگوارتز داشته باشه، بسیار ذوقزده شده بود. هرگز حتی فکرش رو هم نمیکرد که بتونه بخشی از خودش رو تو تار و پود هاگوارتز برجای بذاره.
اون تصمیم گرفته بود راهروهای هاگوارتز رو درست مثل دنیای رنگی خودش، رنگارنگ کنه. برای پیادهسازی این ایدهش، فکرای زیادی به سرش زده بود. از رنگآمیزی دیوار گرفته تا آویزون کردن جینگول پینگولهای رنگارنگ.
اما در نهایت چیزی که برای رنگارنگ کردن راهروها انتخاب کرده بود، روشنایی قلعه بود. روشناییای که در سرتاسر قلعه با شمعهای معلق در هوا تامین شده بود و حالا، گذر زمان و جنگی که هاگوارتز به خودش دیده بود، موجب شده بود تا برخی از این شمعها سقوط کرده، از بین برن یا کارایی خودشون رو از دست بدن. نتیجهش این بود که بخشهایی از قلعه در تاریکی مطلق فرو رفته بود.
گابریل میخواست حالا که قراره شمعهای جایگزین بیاره و دوباره روشنایی رو به جای جای هاگوارتز برگردونه، نور حاصل از هرکدوم رو به رنگهای متفاوت در بیاره. گابریل ساعتها تو کتابخونه مشغول شده بود و طلسمهای زیادی رو مطالعه کرده بود تا بالاخره تونسته بود به چیزی که میخواست برسه. طلسمی که میتونست رنگ شمعها و به دنبال اون نوری که ازشون خارج میشد رو به رنگ دلخواهش در بیاره.
بنابراین گابریل بعد از تهیهی شمعهای جدید و یادگیری طلسمی که به دنبالش بود، آماده بود تا سهم خودشو در بازسازی قلعه به جا بیاره.
طلسم به این صورت کار میکرد که باید میوهای رو بالای دستهای از شمعها میگرفت و بعد از اجرای طلسم بر روی میوه، ذراتش روی شمعهایی که زیرش قرار داشتن پخش میشد و رنگ خودش رو به اونا انتقال میداد. برای این کار گابریل تعداد زیادی گوجه برای رنگ قرمز، بلوبری برای رنگ آبی، موز برای رنگ زرد و در نهایت خیار برای رنگ سبز تهیه کرده بود.
خوشبختانه هر یک میوه قادر بود تعداد زیادی شمع رو رنگآمیزی کنه و بنابراین نیاز به صدها یا هزاران میوه برای پیادهسازی خواستهش نداشت. حالا که شمعهای رنگارنگ آماده بودن، گابریل فقط باید تصمیم میگرفت که هرکدوم رو کجا قرار بده.
گابریل روزها و شبها از این سوی قلعه به اون سو میره و با سلیقه خودش سرگرم قرار دادن شمعها در نقاط مختلف هاگوارتز میشه.
گابریل راهروهای منتهی به هر تالار خصوصی گروههای چهارگانه هاگوارتز رو به رنگ همون گروه در میاره. حالا دیگه از بیرون قلعه، با کمک سوسوی نوری که از پنجرهی راهروها بیرون میزد، میشد محل تقریبی هر کدوم از گروههای خصوصی رو تشخیص داد.
برای کلاسها و مکانهایی که دستهی شمعها همچون لوستر ماگلها در یک نقطه تجمع کرده بودن، به یک اندازه از رنگ هر گروه شمع در اون دسته جا داده بود. برای باقی جاها هم چهار در میون شمعهای هر گروه رو تو راهروها چیده بود.
در پایان کار، قلعهی هاگوارتز با نورهای رنگارنگ که هر رنگ نماد یک گروه بود تزئین شده بود. برای این که به همه یادآوری کنه که هاگوارتز با هر چهار گروهش هاگوارتز شده و به تمامی این گروهها به یک اندازه نیاز داره تا در شکوه خودش باقی بمونه.
علاوه بر اون، روونا رو چه دیدین. شاید این نورهای رنگی میتونست چشمهای بسیاری رو نوازش کنه و راه به قلبشون پیدا کنه.
آنلاینها
10 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

