جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
ماراتن هری پاتر
تولد 22 سالگی
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

شبکه پرواز

×

فن‌ فیکشن‌ها

wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 24 بهمن 1403 14:14
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
نام: نویل لانگ باتم
سرپرست: مادر بزرگ که ازش خیلی میترسم

به ارتش دامبلدور افتخار دادم و عضوش شدم
نمیدونم چجوری عضو گروه گریفیندور شدم و هنوزم اون توپ فراموشیم قرمز و نمیدونم چی فراموش کردم
خودم به تنهایی یک عالمه مرگخوار فرستادم به قعر هاگوارتز و هنوز بوی گندیده جنازه هاشون میاد

من بچگی مردم بهم میگفتن دست و پاچلفتی ولی الان جلوم لنگ میندازن
قربون شما
خدافظ


اول بابت تاخیر تو پاسخ‌دهی عذر می‌خوام. ولنتاینه و داشتم برای سورپرایز کردن جینی تدارکات می‌دیدم.
متاسفانه معرفی شخصیتت کوتاه‌تر از اونیه که بتونم تاییدت کنم، خصوصا که شخصیت انتخابیت یکی از شخصیت‌های معروف کتابه و اطلاعات زیادی ازش داریم. پس لطفا با یه معرفی شخصیت دیگه برگرد که بیشتر از دانسته‌هامون از این شخصیت بگه. می‌تونی نگاهی به افرادی که قبلا تایید شدن بندازی تا متوجه بشی منظورم از توضیحات بیشتر چیه.

فعلا تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/25 17:47:58
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 18 بهمن 1403 18:45
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من اومدم. چرا اومدم؟ چون دیدم نه هاگوارتز رو تموم می‌کنم نه اینا من رو ول میکنن برای همین گفتم این وسط مسطا شخصیتم زیر سوال نره! میشه این رو یجايي وسط معرفی شخصیت ما وارد کنید؟

ترس های لورا: چیز های سوراخ سوراخ، فرو رفتن سوزن تو پوست (فرقی ندارد پوست چه کسی)، صدای بلند، جمعیت زیاد و فضاهای کوچک و تنگ،

با تشکر.
معلومه که میشه دوشیزه لورا
انجام شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/18 20:59:13
فرق بین سفیدی و سیاهی فرق بین وقتیه که تو بین خودت و دیگران، ده نفر و صد نفر و غیره انتخاب می‌کنی. هرکدوم از این انتخاب ها یک لحظه و زندگی تو مجموعه ای از این لحظاته. هر انتخاب یک نتیجه داره و هر نتیجه یک انتخاب رو به همراه داره. پارادوکس عجیبیه ولی واقعیته. گاهی برای یک انتخاب سفید یک انتخاب سیاه لازم هست و گاهی برای یک انتخاب سیاه به یک انتخاب سفید احتیاج میشه.

نقل قول:
میو میو!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 13 بهمن 1403 19:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و علیکم این دسترسی ما رو میدید شروع کنیم به پخت و پز؟

انجام شد. خوش برگشتی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/14 11:26:39
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی: ریگولوس بلک.
نام مستعار: رگ، ریگی، رگی، ر.ا.ب، بچه جون(سوروس معمولا به این اسم صداش می‌زنه.)
ویژگی های ظاهری: لاغر و رنگ پریده و ظریف، با موهای مشکی و چشمای آبی. قدش متوسطه و از سیریوس دو سه سانتی کوتاه تره.
چوبدستی: چوب بلوط جنگلی با مغز پر ققنوس.
ویژگی های اخلاقی: آروم، منزوی،منطقی، ضعیف از نظر جسمی.
داستان زندگی:
ریگولوس به معنای واقعی شبیه زنهای اشراف عصر ویکتوریاست. با اطلاعات فراوون، بدنی ضعیف و حساس و روحیه لطیف. همچنین رو نجیب زاده بودن خیلی حساسه، و از وقتی با سیریوس زندگی می‌کنه، معتقد شده نجیب زادگی به روحه.

کافیه شما دست از پا خطا کنی که یا غش کنه یا به این نتیجه برسه که "نجیب زاده" نیستی.

اصلی ترین دلیل این که عضو محفل شد، این بود که فکر می‌کرد محفلی ها به معنای واقعی نجیب زاده‌ان... و الان بهش ثابت شده که همینطوره.

جایگزین شه لطفا.

انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/12 21:02:20
"نمی دانم چرا اگر آدم کارخانه دار باشد خیلی محترم است ولی اگر نانوا باشد محترم نیست."
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 12 بهمن 1403 03:00
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام: آلبوس دامبلدور

نام کامل: آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور

وضعیت خونی: دورگه

تولد: آگوست ۱۸۸۱

پاترونوس: ققنوس

چوبدستی: الدر، موی دم تسترال

ویژگی ظاهری: موها و ریش سپید بسیار بلند، عینکی نیم هلالی به چشم، لباس هایی با رنگ‌های قالبا شاد، طبیعتا دامبلدور.

ویژگی اخلاقی: صبور، خوش اخلاق، شوخی طبع، محتاط، شجاع، با سیاست، همون دامبلدور.

عناوین: پروفسور
رئیس تغییر شکل (در گذشته)
مدیر ارشد
جادوگر بزرگ
ماگوامپ عالی
رئیس وارلاک ویزنگاموت
هد بوی
پریفکت

داستان زندگی: آلبوس دامبلدور در ماه آگوست سال 1881 در روستای روستای Mould-on-the-Wold متولد شد. او در دوران تحصیل یکی از دانش‌آموزان نمونه بود و توانست عناوین ارشدی گریفیندور، هد بوی و پریفکت را در دوران تحصیل کسب کند. او نمونه بودن خود را پس از فارغ التحصیلی حفظ کرد و توانست به مقام های استاد دفاع در برابر هنرهای تاریک، سپس استاد تغییر شکل، و سپس مدیر ارشد مدرسه هاگوارتز نیز دست پیدا کند. دامبلدور در جوانی با گلرت گریندلوالد پیمان خونی بست زیرا فکر می‌کرد می‌توانند به کمک یکدیگر به اهداف والایی دست پیدا کنند. اما بعدها با اقدامات گریندلوالد، جهتی خلاف جهت او گرفت و با او وارد دوئل شد که نتیجه دوئل شکست گریندلوالد بود و این پیروزی، شهرت بسیاری برای دامبلدور به همراه داشت.

به دنبال جنگ جهانی جادوگران و پایان یافتن انقلاب «برای خوبی والاتر»، دامبلدور صرف نظر از سرنوشت اورلیوس به خاطر شکست دادن گریندل‌والد در حماسی‌ترین دوئل تمام دوران مشهور شد. دامبلدور همچنین برای مشارکت در کشف دوازده مورد استفاده از خون اژدها و همکاری با نیکلاس فلامل روی کیمیاگری شناخت بیشتری پیدا کرد.

دامبلدور درحال حاضر مدیریت محفل ققنوس را بر عهده دارد و به همراه خواهرش آریانا و دوست صمیمی‌اش هیبرنیوس سعی در محافظت از جامعه جادویی در برابر نیروی جادوی سیاه دارد.

خوش اومدید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/12 3:18:10
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 11 بهمن 1403 22:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام!
من آریانا دامبلدورم! داداشی گفت که بیام اینجا خودمو معرفی کنم که شما هم منو بشناسین! یه لیستم بهم داده که چیا رو باید بگم. بذار پیداش کنم...

داداشی! داداشی؟ من لیستمو گم کردم، می‌دونی کجاس داداشی؟
عه ایناهاش! پیدا شد داداشی نمی‌خواد بیای!

خب اسممو که گفتم، آریانا دامبلدور.
ولی خب چون آریانا طولانیه می‌تونین آنا صدام کنین. البته داداشی آلبوس "لیمویی" صدام می‌کنه. عمو تال هم "نانا" صدام می‌کنه. می‌گه از نعنا میاد. عمو تال خیلی بامزه‌ و مهربونه!

خب داشتم می‌گفتم... مامان و بابام، کندرا و پرسیوال دامبلدورن. دو تا هم داداشی دارم. داداشی آلبوس و داداشی ابرفورث. ولی داداشی ابرفورث معمولا نیستش و من و داداشی آلبوس هستیم. یه ققنوسم دارم که اسمش "فلورا" است. خیلی دختر خوبیه. خیلی هم فاکس داداشی بهتره!

آمممم... درباره‌ی ظاهرم... موهام طلایی مجعد بلنده، چشمام آبیه، قدم... فکر می‌کنم نسبت به خودم خوبه! معمولا هم لباسای روشن و رنگای پاستیلی می‌پوشم با دامن کوتاه. آخه اینجوری خیلی گوگولی‌تره!

درباره‌ی شخصیتم بخوام بگم... یکمی شیطونم... فقط یکما... بهم می‌گن دمدمی‌مزاج و زودرنجم هستم... بعضیام می‌گن لوسم... ولی نیستم که... هستم؟
ولی داداشی می‌گه که کیوت و دوست‌داشتنیم!

تازه من دندونا رو هم خیلی دوست دارم! خیلی باحالن! میدونین مجرای دندون شماره ۶ خیلی مستعد پوسیدگیه؟ ققنوس من، فلورا، یه ۱۰-۱۵ باری به خاطر همین مرد تا این فهمیدم باید براش فیشور سیلندر کنم!

میدونین... من تو بحث جادو خیلی قوی نیستم... یعنی خب درواقع نهانه‌ام. به خاطر همین طلسمام یکم درست درنمیاد معمولا... وقتی هم زیاد ناراحت یا عصبانی بشم نمی‌تونم نهانه‌مو کنترل کنم و خرابی زیادی به بار میارم...

ولی خب داداشی همیشه مواظبمه... منم هرجا داداشی بره باهاش می‌رم! مثلا گریفیندور، محفل ققنوس، اتفاقا فلورا خیلی از محفل خوشش میاد چون اسمش ققنوسه! اولش اینقدر ذوق کرد که مرد!

همین دیگه فکر کنم همه چیو گفتم...
خدافظ!

شناسه قبلی

انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/11 22:25:36
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 11 بهمن 1403 13:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی: هیبرنیوس مالکولم

لقب: آقای تال. چرا؟ چون قدش خیلی بلنده، از همون اول همه اینجوری صداش می‌زدن. خودشم در حدی از این لقب خوشش اومد که بیشتر اوقات، به جای اینکه اسم واقعیشو به دیگران بگه، لقبشو بهشون میگه. یجورایی فقط افرادی اونو با اسم اصلیش صدا می‌زنن که خیلی بهش نزدیک و صمیمی باشن.

سن: بعضیا میگن آقای تال نزدیک به صد ساله که صاحب سیرک شده! اما خب اون از وقتی به دنیا اومده که صاحب سیرک نبوده. پس به نظر شما چند سالشه؟

گروه:هافلپاف

نژاد: آقای تال اصیل زاده نیست اما ماگل‌ زاده هم نیست! ما فقط می‌‌دونیم که یه رگه‌ش جادوگره.

پاترونوس: میمون. چرا؟ دلیلشو که من نمی‌دونم! خود آقای تال هم نمی‌دونه. اما برای پاترونوسش اسم گذاشته و اینو می‌دونم چرا! چون قبلا ها، وقتی که بچه بوده یه میمون داشته به اسم ابولولو. آقای تال و ابولولو باهم توی سیرک اجرا می‌کردن و مردم رو می‌خندوندن اما یه روز ابولولو مریض میشه و می‌میره! یه ماه بعد از اون جریان، پاترونوس آقای تال به عنوان میمون ظاهر میشه. تال عزیزمون هم فکر می‌کنه میمونش به شکل پاترونوس برگشته پیشش! برای همین خیلی وقتا از پاترونوسش توی اجراها استفاده می‌کنه و ابولولو صداش می‌زنه.

ویژگی ظاهری: بیشتر از دو متر و نیم قدشه، و از اونجا که همیشه چکمه های پاشنه بلند و کلاه های دراز می‌پوشه، قدبلندتر هم به نظر می‌رسه! آقای تال یه دلقک خوشتیپه. کت و شلوار های قدیمی می‌پوشه که یکی از اعضای سیرک براش درست می‌کنه! پوست خاکستریِ عجیبی هم داره و تنها چیزی که به چهره‌ش رنگ میده، چشمای زرد و موهای رنگین کمونیشه!

ویژگی اخلاقی: آقای تال زیاد حرف نمی‌زنه و از پانتومیم خوشش میاد! کم پیش میاد جدی بشه اما اگه جدی بشه یعنی واقعا اتفاق بدی افتاده. از وقتی به دنیا اومده سیرک عجایبی که از خانواده‌ش به ارث رسیده رو مدیریت کرده و اکثرا به جز پیشرفت سیرکش، به چیز دیگه‌ای اهمیت نمیده.

زندگی نامه: زندگی نامه‌ای نداره! چرا؟ چون آقای تال خیلی کم حرف می‌زنه و هیچکس چیزی ازش نمی‌دونه. (حتی از چشم منِ راوی هم پنهان مونده!) به هیچکس اعتماد نمی‌کنه. اون اوایل اصلا دوستی نداشت که راز دلشو پیششون باز کنه، تازگیا هم با اینکه دوتا دوست پیدا کرده هیچوقت فرصت حرف زدن باهاشونو پیدا نکرده! البته شایعات زیادی راجع به آقای تال وجود داره... بعضیا میگن می‌تونه آینده رو ببینه، بعضیا هم میگن تلپاتی می‌کنه! حتی شایعه بوده که آقای تال یه اژدهاست. حالا این شایعات رو چه کسی و چرا پخش می‌کنه؟ فقط مرلین می‌دونه و خودش.

دوران تحصیل در هاگوارتز: راجع به اینم چیز زیادی نمی‌دونیم اما اسمش توی لیست جادوآموز های هافلپاف بوده. چند نفری هم میگن توی کلاسا دیدنش. البته که اون دوران توسط بقیه جادوآموز ها خیلی مسخره می‌شده! به هرحال دلقکه دیگه... آدما هم عادت دارن به دلقک جماعت بخندن. شایدم به خاطر همین نامه فارغ‌التحصیلیش رو جعل کرد تا زودتر بتونه پیش سیرک و خانواده‌ی عجیبش برگرده.

روابط: آقای تال، زن و بچه داره! سیرک زنشه و اعضای سیرک هم بچه هاش. خودش تک تک اعضا رو انتخاب و قبول کرده. اون همیشه یه جای مخصوص توی سیرک برای آدمایی که توسط جامعه پذیرفته نمیشن، باز می‌کنه و بهشون شغل و خانواده میده! آقای تال مهربون نیست اما خیلی خوب می‌فهمه که متفاوت بودن چه حسی داره.
البته جدای از این ها، دوتا دوست دیگه هم داره که خیلی بهشون وابسته شده. از چه لحاظ؟ خب آقای تال آینده رو می‌بینه و می‌فهمه چه کسی توی چه زمانی قراره بمیره، واسه همینم با هیچکس رابطه‌ی عمیقی نمی‌سازه! اما هیچوقت نتونست آینده‌ی آلبوس و آریانا رو ببینه. حالا می‌خواد بخاطر قدرت زیادِ اونها باشه یا هرچیز دیگه‌ای، آقای تال انقدر خوشحال بود که دنبال دلیل و اما و اگر ها نرفت! فقط سعی کرد بهشون نزدیک بشه چون اونا تنها کسایی بودن که می‌تونست کنارشون راحت باشه. البته با آریانا احساس راحتی بیشتری داره، حتی براش یه لقب هم گذاشته و همیشه ″نانا″ صداش می‌زنه.

جبهه: یادتونه گفتم آقای تال مهربون نیست؟ الان می‌خوام بگم خوب هم نیست. اینکه آدم خوبی نیست، باعث نمیشه آدم بَدی باشه ها! فقط سرش تو کار خودشه و خیلی وقته که دیگه به این اسامی کاری نداره. اینکه عضو محفل شد هم دوتا دلیل بیشتر نداشت؛ اولی اینکه می‌خواست از سیرکش محافظت کنه! دومی هم بخاطر اینکه می‌خواست زمان بیشتری با آریانا و آلبوس بگذرونه. اینکه یکی از اعضای محفله، دلیل نمیشه پایبند همه قوانینشون هم باشه! کسی چه می‌دونه؟ شاید آقای تال توی سایه ها و دور از چشم همه، یه قاتل بی رحم و ظالم باشه.

شناسه قبلی

انجام شد.

کی اینو اینجا راه داده؟ من کسی‌ام که تایید می‌کنم آقا!

انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رابستن لسترنج در 1403/11/11 13:13:49
ویرایش شده توسط رابستن لسترنج در 1403/11/11 13:24:17
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/11 13:36:02
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 11 بهمن 1403 01:05
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سیبل تریلانی، استاد پیشگویی در مدرسه هاگوارتز، یکی از عجیب‌ترین شخصیت‌های دنیای جادوییه که انگار همیشه در آستانه کشف بزرگ‌ترین اسرار جهان قرار داره... یا شاید هم فقط دنبال عینکش می‌گرد! کسی چه میدونه؟ البته اینکه اون مدام دنبال یه چیزی بگرده کاملا طبیعیه. به هر حال برای کسی مثل اون که هر لحظه در حال پیشگویی یه چیزیه، وقتی نمی‌مونه که بخواد محل قرار دادن وسایلم تو ذهنش ذخیره کنه. کلا جا برای ذخیره‌ی هیچ چیز دیگه ای نمی‌مونه!

سیبل با چشم‌هایی شبیه به گوی بلورین (یا شاید هم یه جغد شگفت‌زده) و شالی که انگار از وسط بازار دست‌فروش‌های جادویی نسیه خریده، بیشتر شبیه کسیه که به‌تازگی از خواب بیدار شده تا کسی که قرار است آینده رو ببینه.

اون استاد پیشگوییه، اما اگر از او بپرسید که مثلاً "ناهار چی بخوریم؟"، احتمالاً به شما نگاهی عمیق می‌اندازه، کمی مکث می‌کنه و می‌گه: "من سایه‌ای تاریک روی بشقابت می‌بینم... شاید سوپ کدو؟البته باید مراقب باشی چون پیش‌بینیه من اینه که امشب تو شامت غرق می‌شی و می‌میری!" البته نیمی از زمان تدریس او صرف توصیف مرگ قریب‌الوقوع دانش‌آموزان بیچاره می‌شه که باعث شده بیشتر شاگردانش از ترس سر کلاسش یادداشت وداع بنویسن! یه نمونه اش همین دو جمله قبل دیدین!

تریلانی یکی از اون شخصیت‌هاییه که اگر یک گوی بلورین روی میز بگذارید، نیمی از افراد فکر می‌کنن که مراسم احضار ارواح در حال برگزاریه و نیمی دیگر منتظرن که او یک حرکت شعبده‌بازی انجام بده یا شایدم به جای اینا از توی گوی یه خرگوش رو بکشه بیرون. البته اگر گوی رو زمین انداخت، اصلاً تعجب نکنید؛ این هم بخشی از "پیشگویی" اونه که گفته بود: "من چیزی ارزشمند رو خواهم شکست!" اون تجسم واقعی این جمله است: "یا چیزی می‌دونه که ما نمی‌دونیم، یا اصلاً نمی‌دونه که ما چیزی نمی‌دونیم!"

تریلانی خیلی به خاندانش افتخار می‌کنه و همیشه دوست داره تعریف کنه که نوه نوه‌ی یه پیشگو فوق‌العاده معروفه. البته وقتی کسی ازش می‌پرسه اسم اون پیشگو چی بوده، یه مکث طولانی می‌کنه و می‌گه: "اوه... تو گذشته گم شده... خیلی گذشته!" همونطور که قبلا هم گفتم مغز یه پیشگو جایی برای ذخیره این اطلاعات چند بار مصرف نداره!

در بیشتر موارد بقیه ترجیح میدن سیبیل صداش کنن. که خب البته خیلی هم اسمی نیست که بهش نیاد!

با اینکه اون شاید کمی نامفهوم و ناخوشایند به نظر بیاد ، اما نمی‌شه انکار کرد که بدون اون، دنیای جادوگری کمی کسل‌کننده‌تر می‌شد.

پیش‌بینی کوتاه از سیبل تریلانی: "من می‌بینم که تو... همین الان در حال خندیدن هستی... یا شاید هم فقط پوزخند زدی. آه، این تاریکی! من باید بروم چای بابونه‌ام را بنوشم!"


شناسه قبلی
گروه: ریونکلا

تایید شد.
خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/11 1:20:03
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 24 دی 1403 21:07
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشیدا من هی مزاحم میشم...
میشه پاراگراف آخر معرفیمو با این عوض کنین؟

علاوه بر این مرگ استاد و دوست ترزا است و با هم تیم‌آپ کردن و "مست" رو تشکیل دادن.


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/10/24 21:15:33
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده



F-E-A-R has two meanings
"Forget Everything And Run"
or "Face Everything And Rise"
The choice is yours.



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 14 دی 1403 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سلام 🫡
من دوباره برات نوشتم 😁
من اومدم از کجااااااا اومدم ....🤔🤔
آها تازه یادم اومد ..😁
من از تهران برلین اومدم ..
بریم معرفی کنم خودمو...

(عمه بزرگه لانگ باتم فراموشیمون ارثیه )

نام و نام خانوادگی: آنید کوئین

لقب: انید

جنسیت: مونث

کشور مادری: تهران برلین

رتبه خون: اصیل‌ زاده

چوبدستی: ۳۰ سانتی .درست شده از چوب گرده باغ بابام و دم اسب شاخ دار جنگل ممنوعه 😈

گروه: با اجازه بزرگتر ها ریونکلاو دوست دارم 😍

حیوان خانگی: سگ سیاه


پاترونوس: سگ سیاه

سن: ۱۸ سال

خب خب بیاین در مورد خودم بهتون بگم ولیییییی این یه رازه
میتونی پیش خودمون باشه و به کسی نگی 🤫
من میتونم با حیوانات حرف بزنم 😁
من عاشق سگام اسم سگ خودمم هانتره 🐶

بله ولی یه بدی دارم یسری چیزا یادم میره 🤔🤔

چی میگفتم ...🤔
ظاهرمم : یه دختر قد بلند با موهای کوتاه قهوه ای
ردا بلند مشکی شلوار جین زاپ دارمشکی و تیشرت سفید و نیم بوت بند دار مشکی

اخلاقمم : نگم برات دور برم پسر زیاد بوده روحیاتم پسرونس .و اگه اکسی حرف بزنه هیچ وقت تو جواب دادن بهش کم نمیارم 😆


زندگی نامه : باید بگم من تو یکی از سردترین شب های ماه دسامبر بدنیا اومد اینقدر سرد و تاریک که همین الان هم با نوشتنش سردم شد 🥶
مامانم میگه : اونشب صدای زوزه گرگ میومد که هر لحضه نزدیک تر میشدن ولی خونه دفاعیه قوی داشته 💫
به همین راحتی نمیتونستن بیان داخل
موقعی که من به دنیا اومد آلفا گرگ ها چنان زوزه ای میکشه که از صداش یهو همه جا ساکت میشه😨
بله اون منو طلسم کرد که بتونم با حیوانات حرف بزنم ..
نمیدونم یه هدیست یا یه ‍ظلم ....


تایید شد.

مرحله بعد:
به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/10/14 18:26:13