جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 تیر 1404 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام :(
شخصیت ما رو گرفتن دیگه نمیتونم بیام؟


سلام. خوش برگشتی!
می‌تونی شناسه جدید بسازی و شخصیت دیگه‌ای برداری و دوباره به ایفای نقش جادوگران برگردی. ولی اگه بازم فعالیت نداشته باشی ممکنه همین اتفاق تکرار بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/31 17:48:18
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 13 بهمن 1403 19:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و علیکم این دسترسی ما رو میدید شروع کنیم به پخت و پز؟

انجام شد. خوش برگشتی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/11/14 11:26:39
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 11 آبان 1403 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دسترسی های منو میدیدین بیاد:)؟


اگه که این‌بار قصد حضور و فعالیت داری، چرا که نه!
انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/8/11 17:13:21
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: آکادمی هنر لندن
ارسال شده در: شنبه 11 فروردین 1403 22:38
نمایش جزئیات
آفلاین
نفس نفس میزد ، قلبش در دهانش میتپید‌. تا خود آنجا یک دم دوییده بود. درحالی که صف طولانی که جلوی در آکادمی هنر رو کنار میزد. از بین جمعیت عبور کرد. در را با شدت باز کرد و خودش را داخل اتاق انداخت. لباس هایش خاکی بود و یه کوله پشتی بزرگ از وسایل بر روی شانه هایش بود. بلا درحالی که با انگشت هایش روی صندلی ضرب می‌گرفت فریاد زد:
- " تو اینجا چه غلطی میکنی لیلی؟؟ "
لیلی درحالی که مرتب دور و اطرافش را نگاه میکرد تا مطمئن باشد از دست محفلی ها در رفته گفت:
- " من..؟ خب من ، راستیتش من.. "
رزالین از پشت دوربین فریاد زد:
- " برای تدوین اومدی؟ "
لیلی که انگار لحظه‌ای خودش را از مخمصه رها دیده بود ، دستانش را در هوا تکان داد ، و لباس هایش را تکانده و با لحنی حق به جانب گفت:
- " آره دقیقا ، زدی تو خال رزالین!! بلای عزیز تر از جونم ، من برای تدوین اینجام. "
بلا درحالی که با ابرو های درهم کشیده اول به رزالین بعد به لیلی نگاه میکرد. با چوب دستیش ، یک اشاره کرد و لپ تاب بزرگی در دستان لیلی انداخت. بعد دستانش را به شکل تهدید بالا آورد:
- " به نفعته خوب انجامش بدی ، پاتر! "
لیلی درحالی که لپ تابش را در گوشه‌ای از اتاق باز میکرد هدفونش را در گوشش گذاشت و فریاد زد:
- " خیالت تختِ تخت بلا! "
بلا به طرف در رفت. در را با شدت باز کرد. بعد با صدای بلندی فریاد زد:
- " آهای نفله ها. یه صدابردار خبرِ دامبلدور پاشه بیاد تو. "

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی لونا پاتر در 1403/1/11 22:42:55
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
ارسال شده در: جمعه 10 فروردین 1403 19:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و عرض ادب!
من لیلی مذکور هستم که خیلی وقت بود در بین ماگل ها گم شده بودم. این دسترسی من رو میدید بساطم شروع کنممم ، لطفا؟

لیلی عزیز!

از برگشتتون خوشحالیم. معلومه که تایید میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1403/1/11 17:31:08
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 10 فروردین 1403 14:14
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام میتونم دسترسی هامو پس بگیرم؟:(
لیلی هستمم

انجام شد.
خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1403/1/10 16:09:31
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
ارسال شده در: جمعه 12 خرداد 1402 13:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب , خوبید؟
می‌بینید این چند وقته مثل پروانه هی از این تاپیک به اون تاپیک دورتون میگردم؟
درخواست نقد این پست رو داشتیم.
⋆ باشد که در زیر سایه‌ی مهربان و سخاوتمند شما باشیم.



سلام لیلی. خوبیم. کار بسیار شایسته و درستی انجام می دی. همگان باید ازت یاد بگیرن.

نقد شما رو فرستادیم. حتی برای محکم کاری دو بار فرستادیم!

ما دروغ گفتیم. اشتباهی دو بار اومد. ولی حالا که دو بار اومده دو بار بخون. زحمت کشیدیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1402/3/15 0:34:48
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 12 خرداد 1402 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :
لیلی لونا پاتر
گروه:
گریفیندور
پاترونوس :
وال

★ - ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
موهای کوتاهی که تا پایین گردنش میرسد.
رنگ پوست سفید , چشم های قهوه ای‌ و بدن لاغر و کوچیکی که به سنش میخورد.
با کتاب و بازی های ویدیویی بیشتر وقتش را پر میکند , سعی می‌کند آرام و بی حاشیه باشد.

★ - خلاصه ی کوتاهی از زندگی:
باد با خشونت خودش را به پنجره ها میکوبید و باعث رقاصی پرده های سفید رنگ در اتاق میشد. دخترک در آغوش پر مهر پدرش می‌خندید. این اولین خنده‌ای او بود. هری سر دختر کوچکش را نوازش میکرد. کمی خم شد حالا کاملا به چشمان او نگاه میکرد. بعد با صدای بلندی رو به تمام اعضای حاظر در سالن گفت : " این لیلی‌ئه! چیزی جز این نمیتونم صداش کنم."
این آغاز بود. نقطه‌ای در زندگی لیلی که زندگیش را شروع کرد. شاید مقداری از سرشت او با نامش پیوند خورده بود. کسی نمی‌دانست.
اما نقطه‌ی دوم او در سه سالگیش رقم خورد. نقطه‌ای شاید شوم , شاید شگفت انگیز؟
عصر چهارشنبه , درحالی که بوی پای‌سیب مادرش کل خانه را پر کرده بود , برادرانش او را آزار میدادند. لیلی سعی کرد آرام باشد ولی آنها به این کار ادامه می‌دادند. عروسک دوست داشتنی او را وسط اتاق به طرف یکدیگر پرت میکردند. لیلی آنقدر عصبانی شد که بدون آنکه حتی تکان بخورد تمام پتو و بالشت ها را روی سر دو برادرش ریخت.
نقطه‌ی سوم وقتی بود که شمع های کیک یازده سالگیش را فوت میکرد. لبخند پدرش , نگاه برادرانش , دستپخت مادرش و حتی کادوی دایی و زن‌داییش جلوی چشمانش بود. کوله‌باری از جنس خاطره بر دوشش انداخته بود و آنها را در پشت قرنیه‌ی چشمش مخفی کرده بود. تا وقتی حالش خوب نبود به آنها نگاه کند.
آن‌شب همه چیز عالی بود نقطه‌ی سوم زندگیش شیرین ترین روز زندگیش بود. نامه‌ی هاگوارتز را جلوی خودش گذاشت. هیجان وصف ناپذیری کل وجودش را پر کرده بود. او حالا در هاگوارتز درس میخواند و زندگی میکند. رابطه‌ی تقریبا خوبی با خانواده‌اش دارد , دوستان خودش را دارد و از هم‌نشینی با جانوران شگفت انگیز لذت میبرد. با برادرانش حرف میزند و از صحبت با زن‌داییش , خانم گرنجر خوشنود میشود , همه چیز خوب است. البته فعلا!
نقطه‌ی مقصد معلوم نیست ولی بقیه‌ی نقاط هم درحال پیدا کردن جای خود هستند. این نقطه‌های شرور قرار است به بازی خود تا زمان مرگ منِ لیلی هم ادامه بدهند.


ویرایش بشه لطفا -


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی لونا پاتر در 1402/3/12 2:27:29
ویرایش شده توسط لیلی لونا پاتر در 1402/3/12 2:32:52
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/3/12 15:21:46
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: لــومــوس مـاکسیـما !
ارسال شده در: پنجشنبه 11 خرداد 1402 16:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سیریوس!
خوبی؟ امیدوارم خوب باشی. نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود.
واقعا این تاپیک لازم بود و با دیدن این پیام ها از اعماق وجودم خوشحال شدم.
اینجا همونجاییِ که نباید خاک بگیره. به امید مرلین با اضافه شدن پاترهد های تازه به جمعمون دوباره بتونیم این سایت رو شلوغ و پر هیاهو ببینیم.
فعلا کلی کار ماگلی رو سرم ریخته!
پس تا بعد

لوموس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن
پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
ارسال شده در: پنجشنبه 3 شهریور 1401 22:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بلا
بلا
بلا
بلا
نیام تو؟
چطور دلت میاد یک بچه رو راه ندی؟
منو راه ندی گیر آدم های ناباب میوفتم.


بلا! چطور تونستی؟ گیر آدمای ناباب میفته! ما اصلا نمی دونیم ناباب چی هست! تو ارتش سیاه همگی باب هستیم!


سرورم!
نـــــه! من بهش گفتم برو یه دور تو حیاط بزن و بیا! خودش زیاد دور شد… وگرنه من… اهم… می‌دونین دیگه!

لیلی لونا که از فامیلیت خوشم نمیاد!
میونه به هم زنی می‌کنی؟ چغلی می‌کنی؟ تشویش اذهان عمومی و خصوصی؟
لیلی پست‌هات هنوز جای بهتر شدن دارن. ایراداتی داری که باید برطرف بشن. اما اونقدر بزرگ نیستن که بخوان مانع ورودت بشن. همینطور فکر می‌کنم با ورودت به ارتش سیاه، کنار ما و با راهنمایی های لرد سیاه، راحت تر و سریعتر می‌تونی پیشرفت کنی.
در نتیجه بیا تو!

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1401/6/3 23:31:35
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1401/6/4 4:11:09
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1401/6/4 4:15:03
◟·˚ᨳ 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝗂𝗌 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅, 𝗂𝗌𝗇'𝗍 𝗂𝗍
تاپیک انجمن