جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  28 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  152 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  159 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  271 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  186 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مجلس
ارسال شده در: شنبه 10 بهمن 1383 17:00
نمایش جزئیات
آفلاین
هری: جلسه رسمی استش ..
بله گویا ..کریچر یک طرحی داشتش
کریچر : خوب .. من میگم که بیایم مالیات اصیل زاده ها را بدیم به .. ماگل های زلزلزه زده ی بم ..
همه بجز هرمیون :
کریچر : خوب اینجوری نشون میدیم که اصیل زاده ها هیچ دشمنی با ماگل هل ندارند و همین طور پیوند هامان را صمیمی تر میکنیم و... خلاصه خیلی فایده داره . کیا با طرحم موافقند ؟
کرام : من اعتراز دارم بابا یعنی چی .. آخه .. چیزه ..
هری: واستا ببینم .. اگه مالیاتشون را برای بودجه ی مجلس برداریم بهتره که ؟ نه؟ اینجوری به همه سهم بیشتری میرسه ..
کرام : من موافقم ..
مانیا: به مردم من هم ؟
آبرفورث: آقا من دو برابر بودجه ی الانم را میخواهم ..
دارکی : همه میدونند .. آسلام خیلی بودجه می خواهد
آمبریج : راستشو بخواهید من هم بودجه دارم کم میارم.. معونت خیلی خرج داره
کرام : شرط میبندم همشو میدی واسه خودت رای موافق میخری
آمبریج : اهم چیزی گفتی کرام ؟
کرام : نه !
گیلدروی : آره .. پیژامهئ کم کم داره گرون .. ا نه چیزه .. یعنی مردم من از تورم خیلی ناراحتند .
هرمیون : هی هی .. واستین ببینم .. این طرح برای بهتر کردن روابط ماگل ها و اصیل زاده ها ....
هری: خوب حالا کیا موافقند که مالیات را برای بودجه برداریم ؟
کرام آمبریج آبرفورٍ مانیا دارکی و گیلدی و هری دستاشون را میبرند بالا
هری: تصویب شد !
کریچر و هرمیون :
-----
دو روز بعد .. همه مقابل برد بودجه واستادند ..
هری میاد تو
مانیا : هری تو که به بودجه ی من اضافه نکردی !!!
بقیه ی نماینده ها : مال ما اگه کم نشده زیاد نکردیش !
هری: ا چیزه دیدم .. مالیات ها را بگذارم جزو غیر قابل پیش بینی ها بهتره !!
نماینده ها :
کریچر : آقا من فرجام میخواهم
ملت : اون که دادگاهه
کریچر :آهان بازشماری
هری : باشه باشه ..
کیا با طرحی که کریچر داد موافقند ؟
همه ی نماینده ها بجز : هری گیلدی و کرام دستشون رو میبرند بالا
گیلدی : دارکی .. دستت را بنداز
دارکی : چرا ؟!!
گیلدی : بابا ناسلامتی ما دارکیم ها !
دارکی : خوب ؟ که چی ؟
گیلدی : خوب خنگ .. می خواهند به ماگل ها کمک کنند .
دارکی : آهان ..از اون لحاظ؟
دستشو میندازه
هری خوب 5 به 4 با طرح کریچر موافقت میشه
کرام : چه طور ؟ ما که 8 نفر بیشتر نبودیم ؟
هرمیون : خوب گودریکم اومده دیگه
کرام: من اعتراض دارم !!
هری: اعتراض وارد نیست ختم جلسه !
کرام :
هرمیون وکریچر : :joke:
هرمی : هی ویکتور .. جمله ی nام سری پی جی ان به بی نهایت میل میکنه تو به طور کلی واگرایی
کرام : هرمیون .. هدفت از این حرفایی که میزنی چیه ؟ چه مقصودی را دنبال میکنی ؟ ........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: مجلس
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 بهمن 1383 15:11
نمایش جزئیات
آفلاین
صبح روز بعد...

هری: خوب پیرو شکایاتی در مورد تصویب قانون جدید مبنی بر...

کرام: بگو...پاتر!!!

هری: خب بله... عده ای اعتقاد دارن که حمل چوب جادو کمترین و

عادی ترین حق یک جادوگره و اگه بخواد برای اونم مجوز و ازین جور

کاغذ بازی ها باشه...یه ذره...

گیلدی: یه ذره چی...هری؟!

هری: خوب بحر حال نا راضی بودن دیگه...

هری یاد دیروز عصر میفته که از مجلس خارج شده بود...

فلاش بک...



کریچر: خوب حالا چیکار کنیم؟؟؟

هری: کی بود حرف زد؟!

کریچر: من بودم...

هری: ...خوب کسی نظر نداره؟؟؟

هرماینی: خوب من فکر میکنم بهتره محدودیت طلسمی ایجاد کنیم...

کرام: چی ایجاد کنیم؟!

کریچر: من منظورشو فهمیدم... منظورش این بود که...خانمها

حجابشونو رعایت کنن...نه؟؟؟

هرماینی: ... نه! من منظورم این بود که اجرای یه سری طلسمها

رو تو مکان های عمومی محدود کنیم!

گیلدی: فکر بدی نیس...یعنی خوبه ...هرکی موافقه دستش بالا...

گیلدی:

هرماینی:

هری:

کرام:

هری:...خوب...تصویب شد.

کریچر: هی...وایسین من ...

کرام: تنها کاری که باید بکنیم اینه که به بالا بگیم تا طلسمهایی که

محدودمیشن مشخص...

کریچر:

تق...تق...تق...

هری: باز دوباره این آمبریجه...بفرمایین.

در باز میشه...

هرماینی:

کرام:

گیلدی:

کریچر:

هری: گریفندور!!!

گودریک گریفندور وارد میشه...

پنج دقیقه بعد در حالی که همه از خلسه در اومدن...

هری: جناب گریفندور...کاری داشتین!

گریفندور: سریع برم سر اصل مطلب...من میخوام بعنوان نماینده

رسمی گروه گریفندور فعالیت کنم...

هری:متوجه نمیشم...

گریفندور: همون طوری که سلایترین توسط اشخاصی مثل دالاهوف

و دارکی اینجا خونه داره منهم میتونم بعنوان نماینده گریفندور فعالیت

کنم ...

کرام: مثلا چه فعالیتی؟!

گریفندور: من نظرمو از طرف تمام گریفندوریها ( بجز ونایی که خودشون

تو مجلسن) اعلام میکنم...

-------------------

ادامه... موافقید ؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجلس
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 بهمن 1383 11:20
نمایش جزئیات
آفلاین
هري: جلسه رسميه
امروز مي خوايم در مورد سنت مانگو صحبت کنيم
آمار کسايي که به انجا مراجعه مي کنن خيلي بالا رفته
مردم هم ديگه رو با طلسم هاي نا بخشودني طلسم ميکنن
الان مشکلي که هست عدم تطابق بيمار ها با ظرفيت بيمارستان
حالا نظر شما چيه؟
گيلدي: تختها رو زياد تر مي کنيم
هري: نمي شه مشکل جا داريم
کرام: خوب يک بيمارستان ديگه مي زنيم
هري: ما تو همين يکيش هم مونديم بودجه نداريم
هرميون: بودجه که داريم
هري: اون مال امور پيش بيني نشده اس
هرميون: خوب اين هم پيش بيني نشده ديگه
هري: نخير من از اول پيش بيني کرده بودم
کريچر: تختها رو سه طبقه و بيشتر بسازيم
هري: مي شه تو صحبت نکني
هري: خوب من پيشنهاد ميکنم يک سري قوانين وجود داشته باشه که هر کي به راحتي طرف مقابل رو طلسم نکنه
مثلا بيان و از ما مجوز حمل چوب جادو بگيرن
و ما در مقابل امضاي يک موافقت نامه براش مجوز صادر مي کنيم
نماينده: خوبه
هري: تصويب ميشه
پايان جلسه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: مجلس
ارسال شده در: دوشنبه 5 بهمن 1383 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
مجلس
*******
همه نشستن کارت بازی میکنن
سیریوس از در وارد میشه:اهم...اهم...
هری:21
دارکی:یکی این دولوروس رد کنه
گیلدوری:قبول نیست هری جز زد
هری: پول بده بیاد
حاجی:
سیریوس:ففففففففففم(دماغش بالا میشکه)
کریچر:کارت
سیریوس:بابا من اعتراض دارم
هری:وارد نیست
سیریوس:کی من بابا من آخره 21 بازم چی میگی
هری:بیخیال بگو
سیریوس یه طومار از جیبش در میاره :بنده به عنوان نماینده صنف های قاتلان مزدوران اراذل اوباش و.... اعتراض نامه خود را بدین جهت به شما علام میکنم
1نبود سرویس تمیز و راحت بهداشتی(طولانی بودن صف آن)
2نبود مکانی برای تفریحات سالم که مارا به تفریحات نا سالم میکشد
3نبود کادر فنی خوب برای تمیز کردن رفت روب سلول هایمان
4نبود وسایل ارتباطی از قبیل اینترنت تلفن فکس و...
5نبود راهی در رو برای فرار ما در مواقع ضروری
6....
7....
10000.نبود پارکی آبی در روزهای تابستان
10001نداشتن بیمه مسکن عمر مرگ و....
قابل به ذکر که این متن به صورت خلاصه به شما ارائه داده شده
ودر آخر بیانیه خود را با یک شعر به پایان می رسانم
این مجلس شوراست
سرتاسر کلاست
رییس این مجلس
یک بچه ی سر به هواست
لای لای لای لای......
همه با هم
مردم:لای لای لا لای لای لایلا
به به! قربونت نفستون دوباره
همه:لای لای لای

هری: دادگاه رسمی ست
کریچر:به علت نبود بودجه کافی تمامی موارد ذکر شده درتوان مجلس نمی باشد مجلس با این بودجه کم تنها پاسخگوی یکی از این موارد میباشد و آن احداث راهی برای فرار مجرمین است که رییس وزات راه وترابری این یا آن پرزه را به عهده میگیرد
هری:دادگاه 21 ... نه یعنی رسمیست
سیریوس:خوب چیکارنم رسمی
هری:شما به 20 سال زندان در آزکبان محکومیت با 187 رای موافق 18 رای مخالف و27 رای بی طرف تصویب شد به دیوانه سازان بگید بیان
ملت:دیوانه ساز ماچش کن... یک ماچه آبدارش کن
هری:دادگاه رسمی ست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: مجلس
ارسال شده در: چهارشنبه 30 دی 1383 10:55
نمایش جزئیات
آفلاین
مجلس علنی است
دالاهوف:من به عنوان نماینده ی ارتش جادوی سیاه حق دارم که......
پاتر:بگو دالاهوف!
دالاهوف:من میگم که باید دورگه ها نابود بشوند!
گیلدروی:اعتراض دارم جناب رئیس!!
پاتر:اعتراض وارد نیست!
گیلدروی:
پاتر:ادامه بده دالاهوف!
دالاهوف:خب داشتم میگفتم که ما باید کاری کنیم که دورگه ای که یک رگش از مشنگ هستش نابود کنیم ...چون اینها هستند که ننگ جامع ی جادوگری هستند!
ملت سیاه: دالاهوف...دالاهوق..دالاهوف.....
ملت سفید:مرگ بر دالاهوف....مرگ بر دالاهوف...مرگ بر دالاهوف.....
پاتر:ساکت...ساکت....
گیلدروی:اعتراض دارم جناب رئیس!!
پاتر:اعتراض وارده.....بفرمائید!
گیلدروی:اگه دورگه ها از میان ما از بین بروند پس من که یک سه رگم و بقیه که فشفشه و سه رگه هستند چی کار کنند!
سه رگه ها: گیلدروی...گیلدروی...گیلدروی...
دورگه ها: گیلدروی...گیلدروی...گیلدروی....
اصیل زاده ها:مرگ بر گیلدروی..مرگی بر گیلدروی...
دالاهوف:ما برای این میخواهیم دو رگه ها و سه رگه ها در بین ما نباشند که جامعه ی جادوگری از هر نوع گزندی پاک بشه!!
دالاهوف:و اصیل زاده ها فقط باشند!نه شما سه رگه ها!!
اصیل زادگان:زنده باد...دالاهوف..زنده باد دالاهوف....
گیلدروی:یعنی به نظر شما ما باید از بین بریم!؟؟!!
دالاهوف:متاسفانه بله...عزیزم
گیلدروی:هیچ کی ما سه رگه ها رو دوست نداره!!
پاتر:گیلدروی خودتو لوس نکن...اینجا مجلسه!!
گیلدروی:ببخشید...قربان!
پاتر:باید رای گیری کنیم دالاهوف!
دالاهوف:قبول!
پاتر:حالا چه کسانی موافقند که دورگه ها و سه رگه ها و فشفشه ها و.... از بین برند!؟؟!؟!؟
نیمی از نمایندگان مجلس موافقت کردند!
پاتر:حالا چه کسانی موافق نیستند؟!!؟!؟
نیمی از نمایندگان مجلس مخالفت کردند!
پاتر:حالا چی کار کنیم؟!؟!؟!
((پاتر تصمیم نهایی را گرفت))
پاتر:ادامه ی این بحث به جلسه ی بعد موکول میشود!
خوش آمدید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجلس
ارسال شده در: چهارشنبه 30 دی 1383 08:19
نمایش جزئیات
آفلاین
هری: امروز آمبریج هست یا نه
نماینده ها: نه
هری: خوبه
از اون جایی که مجلس اون هم از نوع مجلس ما خیلی کارش درسته و خیلی قویه ما وزیر سحر و جادو رو استیضاح میکنیم
کرام: رو چه حسابی
هری: رو این حساب که کار مجلس استیضاحه
هرمیون: حالا به چه بهونه ای
هری: اون باید پاسخ گو باشه که
این همه مدت این جا رو به امان کی ول کرده رفته
از رو چه حسابی مرلین شده نمایندش
برنامه های آیندش رو چرا معرفی نمی کنه
حالا اومده که مثلا چی
بوق .....بوق
حاجی: یکی این رو بگیره
هری: حالا موافقید
نماینده ها:
ادامه در دفتر وزیر سحر و جادو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کريچر در 1383/10/30 8:38:55
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: مجلس
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 دی 1383 20:56
نمایش جزئیات
آفلاین
اعضای حاضر در مجلس : هری - هرمیون - کریچر - گیلدروی - آبرفورٍث - مانیا
اعضای تحمیل شده به مجلس : آمبریج دلورس و جین
هری: خوب موضوع امروز حقوق کارمندان وزارتخونس
آمبریج : اهم اهم اهو ..
هری: بله؟
آمبریج : من فکر میکنم اول باید به طرح من رسیدگی بشه .. طرح قبلی که به ازای هر اهم بندازیم آزکابان زیاد خوب نیست .. من پیشنهاد میدم طرحو عوض کنیم .. به ازای هر واوِ هووم باید جمله ی "اگر یک بار دیگ بگم هووم یک احمق زبون نفهم هستم ." را صرف کند .
هری: ... کیا موافقند ؟
نماینده ها : ....(سکوت)
آمبریج : خوب خوبه .. پس هیچ کی اعتراض نداره ... این رای تصویب میشه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: مجلس
ارسال شده در: شنبه 26 دی 1383 12:45
نمایش جزئیات
آفلاین
هری: جلسه شروع میشه
امروز دو تا موضوع داریم اولیش ادامه ی کار ابرفورث هست
ابرفورث: من فانتزی هستم نه ابرفورث
هری: خوب بابا رفته واسه من جراحی پلاستیک کرده
هری : میخوای به کارت ادامه بدی فانتزی
ابرفورث: اره من قلبم برای مردم محروم میزنه
هری: معلومه

هری: حالا به موضوع دوم یعنی عضویت آمبریج میپردازیم
هری: کیا مخالف ورود اون هستند
همه ی نماینده ها دستاشون میره بالا
هری: حالا کیا موافقن
آمبریج دستش رو میبره بالا و به هری اشاره میکنه که دم در رو نگاه کنه
هری به در نگاه میکنه و چند تا دیوانه ساز خوش تیپ دست به سینه میبینه
هری: پس با ورود آمبریج موافقت میشه
هری: حالا میخوای چی کار کنی
آمبریج باید فکر کنم ببینم نماینده ی کیا بشم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: مجلس
ارسال شده در: جمعه 25 دی 1383 23:24
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا وارد مجلس شد و دید آمبریج نشسته اونجا و داره با موبایلش ور میره
مانیا:
آمبریج:خوبه یکی پیدا شد سلام خانم مانیای جوان
مانیا:سلام خانم آمبریج
آمبریج:خوب من تصمیم دارم نماینده این مجلس بشم
مانیا:کسی جلوتون رو نگرفته
آمبریج:خوب چه جوری بشم؟
مانیا:بگرد نماینده یه چیز خوب پیدا کن
آمبریج:راستی شما ها دیشب نشستین سینما یک نگاه کردین؟
مانیا:نه بابا سینما یک چیه رفته بودیم هالی ویزارد یه فیلم ساختن ضد پاتر
آمبریج:راست میگی؟من ندیدمش...
مانیا:بیا بشین برات تعریف کنم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجلس
ارسال شده در: جمعه 25 دی 1383 09:48
نمایش جزئیات
آفلاین
صب روز بعد

آمبریج رو به عکس مامانش: اهم اهم اهم...من امروز باید عضو اون مجلس بشم...هر جوری شده..مامان..نمی زارم تو گور بلرزی! دخترت به مقام و قدت خواهد رسید...مواهاهاهاها!

در مجلس

آمبریج: اهم ...اهوومم...هنوز هیچ کی نیومده..خوب من یه کم اینجا ها وول می خورم...
دیرینگ دیرینگ دیرینگ...
آمبریج موبایلشو در میاره: چقده موبایلم یخ کرده!بله؟! بله؟!
-بیکار...اخه.....ادم....(بقیه حرفا رو نمی شد بشنویم!")
آمبریج:اهم اهم اهم...بله من می دونم..شما یه کم صبر کنید...به زودی براتون غذا می فرستم...منتظر باشید...
تق...(مکالمه تموم شد)
آمبریج: پس چرا هیچ کی نمیاد..حتما دیشب سینما 1 دیدن..هنوز خوابن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.