بهبه ببین کی اینجا اومده! رون ویزلی معروف!
اول از همه یه عذرخواهی باید ازت بکنم به خاطر اینکه به دلیل مشغلههای دنیای ماگلی یه مقداری طول کشید تا بتونم اینجا جواب بدم بهت.
اما خبر خوب اینه که من پستهات رو چندبار خوندم و قسمتهای مختلفش رو بررسی کردم. حالا هم برات یه برنامه جذاب و خوب ترتیب دیدم که، علاوه بر اینکه بتونی نوشتههات رو بهتر بکنی، از ایفای نقش هم لذت ببری.
در مورد پستهایی که زدی، بزرگترین نقطه قوتی که میبینم اینه که سعی نمیکنی کوتاه بنویسی و عجلهای نداری که پستت رو تموم کنی. این خیلی خیلی خوبه. چون میتونی سرعت روایت داستانت رو توی یه حالت منطقی نگه داری.
و این رو هم دیدم که به داستان پستت اهمیت میدی. یعنی قبلش فکر میکنی و سعی میکنی یه داستان جذاب ارائه بدی. این نکته خیلی مهمیه، چون اصل نویسندگی همون داستانِ نوشتهس و بقیه چیزا کمک میکنن که خواننده راحتتر بتونه ارتباط برقرار کنه.
ولی خب قطعاً بقیه چیزها هم مهمه. در نتیجه من میخوام قبل از این که اولین تکلیفت رو بهت بگم، یه سری نکات رو برات توضیح بدم تا بتونه توی پستی که میزنی تمرینش کنی.
همیشه من توضیحاتم رو به دو قسمت برات تقسیم میکنم:
1. ظاهر پستت، نحوه نگارش و خوانا بودن.
2. داستان و نحوه روایت و پیشرفتش.
برای این جلسه خیلی نمیخوام اطلاعات زیادی بهت بدم و گیجت کنم. پس فقط چند نکته ظاهری، نگارشی رو بهت میگم که پستت خیلی خوشگلتر بشه و توی جلسات بعد روی قسمتهای دیگه کار کنیم.
اولین چیزی که میخوام بهت بگم در مورد دیالوگ نویسیه.
اصولاً دیالوگ نویسی دو حالت رایج داره.
مثال اول:
رون به سمت هری رفت. دستی روی شانهاش گذاشت و با لبخندی گفت:
- اشکالی نداره هری. با همدیگه درستش میکنیم.
مثال دوم:
رون به سمت هری رفت. دستی روی شانهاش گذاشت و با لبخندی گفت: «اشکالی نداره هری. با همدیگه درستش میکنیم.»
اما دقت کن که این دوتا رو بهتره که همزمان توی یه متن استفاده نکنه. یعنی تصمیم بگیر یا دو نقطه بزنی و بیای اول خط بعدی و با یه - شروع کنی دیالوگ رو، یا اینکه کلاً با همون حالت گیومه پیش برو. (که به شخصه پیشنهاد من حالت اوله.)
یه نکته خیلی مهم اینه که پرانتز به هیچ وجه توی دیالوگ استفاده نمیشه. یعنی هر توضیحی از حالات یا توصیفی داری که میخوای انجام بدی باید یا قبل شروع دیالوگ بگی و یا بعدش.
مثال غلط:
ردای سالازار را کشیدم و با التماس گفتم:«میشه واسم از اینا بخرید( به جاروها اشاره کردم)؟»
مثال درست:
ردای سالازار را کشیدم و در حالی که به جاروها اشاره میکردم، با التماس گفتم: «میشه واسم از اینا بخرید؟»
دومین چیزی که میخوام بیشتر بهش دقت بکنی، استفاده از علائم نگارشیه.
دقت کن که علائم نگارشی به کلمه قبل از خودشون میچسبن و از کلمه بعد از خودشون فاصله میگیرن.
مثال درست:
اون پنجره را باز کرد، نگاهی به بیرون انداخت و به سمت هری بازگشت!
مثال غلط:
او پنجره را باز کرد،نگاهی به بیرون انداخت و به سمت هری بازگشت !
توی مثال دوم هر دو علامت نگارشی اشتباه استفاده شدن.
البته یه استثناهایی هم مثل گیومه و پرانتز هستن که به کلمات داخلشون میچسبن و از کلمات و علائم نگارشی بیرونشون فاصله میگیرن.
خب تا اینجا فکر کنم کافیه، ولی ازت انتظار دارم توی پست جدیدی که میخوای بزنی اینا رو رعایت کنی.
اما برسیم به بحث شیرین تکلیف!
یه سر به پروژه بازسازی هاگوارتز بزن و یه پست اونجا بنویس.
داستانش اینه که سالازار بعد از مدتها به هاگوارتز که حالا تبدیل به مخروبه شده برگشته و تصمیم میگیره این مدرسه رو دوباره بازسازی کنه. اما ترجیح میده این کار رو به خود دانشآموزان بسپره و هر کسی هر قسمتی از هاگوارتز که بیشتر از همه دوست داره رو از نو بسازه.
حالا تو به عنوان رون ویزلی فکر کن و ببین کدوم قسمت رو میخوای بسازی و چه داستانی در پیش خواهی داشت؟ سعی کن از خلاقیتت و همینطور شناختی که از شخصیت رون داری یه موضوع جالب در بیاری.
یه نکته دیگه هم اینکه تاپیک تک پستیه و پست تو ربطی به پست بقیه افرادی که اونجا زدن نداره. باید پستت شروع و پایان خودش رو داشته باشه.
اگر سوالی هم داشتی برام جغد بفرست.
موفق باشی.