شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
در واپسین روزهای این دوره، هنگامی که دیوارهای هاگوارتز هنوز از جادویی زنده و جاری لبریز هستند، ما در برابر درگاهی ایستادهایم که با ارادهمان در دل این قلعه شکل گرفت؛ درگاهی زادهی اراده، گناه و حقیقت. آنسوی این آستانه، جهنم بهعنوان آیینهای زنده جریان داشت؛ جایی که هر انتخاب، هر لغزش و هر تصمیم، شکل میگرفت و شما را به ذات حقیقیتان نزدیکتر میکرد.
شما از این در عبور کردید؛ برخی با تردیدی آرام، برخی با عطشی سوزان، و برخی با جسارتی که در دل تاریکی رشد میکند. گناههایی که به شما سپرده شد، ابزار شکلگیری بودند؛ راهی برای کنار زدن نقابها و لمس حقیقت درونی. ما شاهد بودیم که چگونه هر یک از شما، به شیوهی خود، با این مسیر همراه شدید و آن را به بخشی از وجودتان بدل کردید.
اکنون زمان آن رسیده که این چرخه به نقطهی پایانی خود برسد. شعلههایی که مسیر جهنم را روشن میکردند آرام میگیرند، زمزمههای آنسوی در به سکوتی عمیق فرو میروند، و شکاف میان جهانها با ارادهی ما جمع میشود. این در، که با فرمان ما گشوده شد، اکنون نیز با همان فرمان بسته میشود.
بستهشدن این در، مسیر گناه را از میان برنمیدارد؛ گناه در انتخابهای شما جریان دارد، در تصمیمهایی که میگیرید، در حقیقتهایی که میپذیرید و در مسیری که برای خود میسازید. اکنون هر یک از شما، در دل همین جهان، ادامهی این مسیر را شکل خواهید داد و آن را به اوج خواهید رساند.
پس این را در خاطر نگه دارید: در جهنم تا اطلاع ثانوی بسته شده است. هر زمان که ارادهای همسنگ با ارادهی ما برخیزد و گناه بار دیگر به ابزاری برای شناخت بدل شود، این در میتواند دوباره گشوده شود. تا آن زمان، در سایهها رشد کنید و قدرت خود را به نهایت برسانید. ما نظارهگریم.
برگزیدگان جهنم (افرادی که هفتخوان سالازار را به پایان رساندهاند):
در هر چهار پست، توانستی شخصیت آیلین را در قالب جهان کتابهایی که در کانالت معرفی میکنی بازآفرینی کنی و با تکیه بر مثالهایی از دیگر شخصیتها، پردازش او را پیش ببری. این شیوه، خلاقانه و هوشمندانه بود و خواندنش برای ما لذتبخش.
با بسته شدن درهای جهنم به روی هاگوارتز، فعلاً گناهی به تو واگذار نخواهد شد؛ اما این به معنای ترک گناه نیست. گناه کن، و از آن لذت ببر.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1405/1/4 16:01:28
من یک فرشته نیستم و تا روز مرگم نیز نخواهم بود. من خودم هستم.
درود جناب اسلیترین! وقتتون بخیر... این گناه اول بنده... امیدوارم مورد پسند شما باشه.
فقط خواستم که توضیحی درباره این گناه بدم؛ هرکاری کردم نتونستم مختصر بنویسم. برای همین نوشته طولانی شد. بعد، این اتفاقات قبل از مرگخوار شدن تلما بوده؛ شاید بهعنوان تاریک ترین ورژن اون نشه بهش نگاه کرد، ولی زمانی بوده که برای اولین بار با حقیقت شخصیت خودش و تاریکی درونش روبرو میشه. جایی که برای اولین و اخرین بار از خودش میترسه.
صدای سالازار اسلیترین:
تلما،
بیاعتمادی تو به انسانها بیدلیل نیست. آنچه در آن دهکده بر سر خانوادهات آمد، با حضور سی نفر که ویرانی بهبار آوردند، دلیل محکمیست که اعتماد را از ریشه بخشکاند. از اینکه تاریکترین خاطرهات را برای ما آشکار کردی خرسندیم؛ آتشی که افروختی، نزدیکی خاصی میان روح ما و تو ایجاد کرد، چرا که ما نیز درکی کامل از چنین خشونتی و ضرورت آن داریم.
با بسته شدن درهای جهنم به روی هاگوارتز، فعلاً گناهی به تو واگذار نخواهد شد؛ اما این به معنای ترک گناه نیست. گناه کن، و از آن لذت ببر.
درود! جناب آقای اسلیترین، درحالی که نسبت به تعداد افرادی که به اینجا رفت و آمد میکردن یکسری شک و شبهه هایی درونم شکل گرفت و کنجکاو شدم، اینجا رو پیدا کردم. بی زحمت یه دوتا گناه هم واسه ما کنار میزارین؟ مچکرم!
صدای سالازار اسلیترین:
تلما،
از یک ساحرهی جادوی سیاه چون تو، جز تردید و شک به درگاه جهنم انتظار دیگری نداریم. اگرچه از انتخابت، آنهم برخلاف خاندان اصیل زادت، برای پیوستن به گریفیندور خشنود نیستیم و بیتردید زیر نظر آموزشهای سیاه ما میتوانستی به مراتب بالاتری دست یابی، اما به انتخابت احترامی محدود میگذاریم.
برویم سراغ مأموریت:
گناه اول: بهعنوان نخستین مأموریت، به تاپیک «گریف تیوی!» برو و گزارشی داستانی از تاریکترین لحظهی زندگیات روایت کن؛ لحظهای که به تاریکترین نسخهی ممکن از خودت نزدیک شدی، شاید آنقدر تاریک که حتی خودت نیز از آن ترسیدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/11/1 21:15:52
منظور ما از «دو پست» در آن تاپیک این نبود که یک موضوع واحد را، که میتوانست در قالب یک پست ارسال شود، به دو بخش تقسیم کنی و جداگانه منتشر نمایی. دو پستی که در دفترچه خاطرات هاگوارتز ارسال کردهای، در عمل یک پست محسوب میشوند و بهعنوان دو گناه مستقل قابل پذیرش نیستند.
در نتیجه، به همان تاپیک بازگرد و گناه دومت را با همان موضوع کلیای که پیشتر به تو داده شده بود، اما اینبار متفاوت از گناه اولت، ارسال کن. در پست نخست، به این ویژگی رسیدی که جینی به ماگلها و جادوگرانی که به او آسیب زدهاند، واکنش متقابل نشان میدهد. این پرورش شخصیت فراتر از آن چیزی بود که در کتابها دیدهایم و دقیقاً درست انجام شد.
اکنون انتظار داریم یک خصوصیت دیگر از جینی را نیز به ما نشان بده؛ خصیصهای که لزوماً سیاه یا سفید نباشد. میتواند علاقهاش به لاکپشتها باشد، شیفتگیاش به موسیقی رپ، یا هر ویژگی دیگری که ذهن خلاق تو برای جینی میسازد.
پس از انجام این مرحله، به اینجا بازگرد تا گناه سوم نیز به تو واگذار شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/11/1 21:08:47
میدان نبرد عبادتگاهم است نوک شمشیر کشیشم است رقص مرگ دعایم است ضربه مرگبار ازادی بخشم است
آیلین از همین ابتدا، دهان کاتیا را بسته بود تا حرف نا به جایی نزند.
درود جناب سالازار. راستش، من دنبال جایی بودم که بتونم از این سردرگمی بیرون بیام؛ یه مرلین خیر دادهای گفت بیام اینجا. یه ماموریت لطف میکنین؟
صدای سالازار اسلیترین:
آیلین،
در جهنم، میان تغییر چهرهها تفاوتی قائل نمیشویم؛ چرا که روح را یکی میدانیم. در نهایت این روح توست که، فارغ از نام و قالب، خود را به ما خواهد رساند. از همین رو، گناه چهارمی که زمانی به ریگولوس بلک سپرده شد و ناتمام ماند، این بار با اندکی تغییر به تو واگذار میشود.
گناه چهارم: چه در کانال جوتیوب قلعه هاگوارتز و چه در قالب جادوگران پلاس (به انتخاب خودت)، کانالی برای آیلین پرنس بساز و چهار پست در آن منتشر کن. در این پستها باید عناصر شخصیتی و ویژگیهای درونی آیلین را بهروشنی نشان بدهی و پرورش دهی؛ برای نمونه، بیتفاوتی ظاهریای که به خودخوری عمیق ختم میشود، کمرویی افراطی در سادهترین تعاملها، ناتوانی در بیان احساسات، و حساسیتی پنهان نسبت به آدمهای فرسوده، ضعیف و کودکان.
جادوآموزان هاگوارتز توجه داشته باشید که گذرگاه جهنم فقط تا پایان بهمنماه امسال از هاگوارتز باز خواهد بود. در نتیجه، اگر مایل به انجام مأموریتهای شخصی از این دست هستید، تا این تاریخ فرصت ثبت درخواست خود را دارید. پس از پایان این مهلت، درِ ورودی جهنم و امکان گناه کردن، به دستور سالازار اسلیترین بزرگ، برای مدتی نامشخص بسته خواهد شد.
برای توضیحات بیشتر درباره نحوه عملکرد این تاپیک، به اینجا مراجعه کنید.
سلاااااام جناب سالازار! اینم از گناه یک گناه دو گناه سه گناه چهار گناه پنج گناه شش ببینید جناب سالازار ما هم یه مقدار گاهییی وقتا ممکنه جلومونو نبینیم و با سر بریم تو وسایل. گاهی هم از زوایای دیگه به قضایا مینگریم ولی خب با اینکه معمولا به کار میاد ولی خب بعضی وقتا دردسر سازه و... و برای بار هزارم همیشه هرجور کتاب بخوای پیشم هست کتاب بچگونه بگیر تااااااا تاریخ هاگوارتز .
صدای سالازار اسلیترین:
لیلی لونا پاتر،
اگر بخواهیم بر اساس پستهایت سه صفت اصلی برای شخصیتت در نظر بگیریم، اینها خواهند بود: دستوپاچلفتی بودن، ابتکاری که گاهی نتایج درخشان دارد و گاهی فرصتهای طنزآمیز برای سوژهها میسازد، و در نهایت کتابخانهای بیپایان از هزاران جلد که هر زمان به دانشی نیاز باشد میتوان به سراغ لیلی رفت تا کتاب مورد نظر را از قفسههایش بیرون بکشد. این سه ویژگی جذاباند؛ همانها را حفظ کن، پرورش بده و در سوژهها جا بینداز. اکنون برای ما بسیار آسان است که پستی با حضور لیلی بنویسیم، زیرا میدانیم کدام خصوصیات کلیدی او را میسازند و چگونه میتوانیم از آنها بهره ببریم.
به تو تبریک میگوییم که به آخرین مأموریت رسیدهای. این کار هر کسی نیست؛ تنها بهترینها میتوانند تا اینجا پیشروی کنند و تو دومین نفری هستی که به این موفقیت دست یافتهای.
برویم سراغ مأموریت:
گناه هفتم:
برای این مأموریت، از محدودهی هاگوارتز بیرون برو و هفت پست دربارهی لیلی بنویس؛ اما اینبار لیلی بزرگسال، کسی که از هاگوارتز فارغالتحصیل شده و اکنون میخواهد در دنیای اجتماعی جادوگران زندگی کند. روابطش با ساحرهها و جادوگران دیگر را روایت کن، شغلی برایش انتخاب کن و درگیر مسائل گوناگون زندگی بیرون از مدرسهاش شو. میتوانی او را به وزارتخانه ببری و در نقش کارآگاه امتحان کنی، در محفل ققنوس و ارتش سفیدی فعالش کنی، به کوچه دیاگون بفرستی برای خرید، یا حتی در لندن او را درگیر پروژهی کاشت موی لرد ولدمورت کنی. آنچه گفته شد صرفاً مثال است؛ همانطور که ابتکار یکی از ویژگیهای کلیدی توست، از آن استفاده کن و پستهایی زیبا و خلاقانه در دنیای بیرون از هاگوارتز بیافرین. انتخاب انجمن و تاپیکها آزاد است (بهجز انجمنهای هاگوارتز).
ضمناً، چون گناه هفتم تو در شهریور آغاز شده، در هر صورت شامل جوایز و رنکهای مسابقهی تابستانی خواهی شد، حتی اگر مأموریتهایت در مهر به پایان برسد؛ بنابراین عجلهای در کار نیست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/26 16:58:55
به تو تبریک میگوییم که پنج مأموریت نخست را با موفقیت پشت سر گذاشتی. پستهای ادامهدارت روان و منطقی پیش میرفتند، ریتم داستان را بیش از حد تند نکردی و در عین حال بیاثر هم ننوشتی؛ در مجموع توانستی سوژه را به شکلی حسابشده کمی به جلو برانی، که دقیقاً همان چیزی است که از تو انتظار داریم.
در شخصیتپردازی لیلی، لازم است شجاعانهتر عمل کنی و چند خصوصیت کلیدی و داستانهای مشخص را به شکلی شفافتر در نوشتههایت بیاوری. منظور این است که وقتی لیلی وارد داستان میشود، خواننده بتواند فوراً حدس بزند که کدام واکنشها یا رفتارهای شاخص را از او خواهد دید. برای مثال، در همین پستها وقتی از سیبل تریلانی استفاده کردی، او مشغول پیشگویی بود؛ این ویژگی کاملاً شفاف و پذیرفتهشده است و همه میتوانند راحت به آن تکیه کنند. تو نیز باید چنین خصوصیتهایی برای لیلی بسازی تا هم خودت و هم دیگران بتوانید آسانتر به شخصیتت متصل شوید و از آن بهره ببرید.
برویم سراغ مأموریت:
گناه ششم: در دو مأموریت پایانی دیگر محدود به انجمنهای هاگوارتز نخواهی بود و حتی ما تاپیکها را هم مشخص نمیکنیم. این بار آزاد هستی هر انجمن و هر تاپیکی را در سراسر ایفای نقش انتخاب کنی و در آن شش پست ارسال نمایی. چیزی که میخواهیم در این شش پست ببینیم، سه خصوصیت کلیدی شخصیت توست. لازم نیست همهی آنها در هر پست بیایند، اما دستکم یکی از این خصوصیتها باید کاملاً شفاف و برجسته در نوشتههایت دیده شود.
پس از اتمام، با ذکر اینکه این سه خصوصیت کلیدی را چه انتخاب کردهای، لینک پستهایت را برای دریافت گناه پایانی در اینجا قرار بده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/21 13:16:57
جناب تال، از دعوت دو نفر به گناه برای منافع شخصی خودت لذت بردیم. یعنی دو نفر رو گول زدی که گناه کنن و تازه همه اینها رو هم برای پیشرفت سیرکت استفاده کردی؛ همین طمع شخصیات مزهاش رو برای ما چند برابر میکنه. پستهای قشنگی بودن و از خوندنشون لذت بردیم.
گناه سوم: از نحوه نوشتن گناه دومت خیلی لذت بردیم و عجیب نیست اگر برات بگیم که ما حتی از شما هم خودخواهتریم؛ برای همین خودت و راوی داستانهایت رو مجبور میکنیم باز هم بیشتر برامون بنویسین. این بار نیازی نیست که حتماً افراد دیگه رو به گناه دعوت کنی و حتی نیازی نیست پست تکی باشه. فقط میخواهیم رابطه آقای تال رو در سه پست با این شخصیتها ببینیم: گابریلا پرنتیس (جهنمآموز و دختر ما) – ریگولوس بلک – گلرت گریندلوالد. سه نفر از سه گروه مختلف. هر کدوم از این روابط باید در تاپیک گروه خودشون در انجمن سرسرای چهارگانه نوشته بشن: یعنی گابریلا در یک تاپیک ریونی، ریگولوس در تاپیک هافلی و گلرت در تاپیک اسلیترینی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هیبرنیوس مالکولم در 1404/6/19 7:59:18 ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/6/21 13:03:41