تصویر شماره 16 :
در آن لحظه جیمز پاتر جوان در ایستگاه کینگز کراس و از سکوی نه و سه چهارم عبور میکند و جلویش قطار قرمز رنگ هاگوارتز نمایان می شود. او وارد قطار میشود و در یک کوپه خالی مینشیند . دقایقی بعد پسری هم سن و سال خودش وارد کوپه شد.
پسر جوان : سلام اسم من سیریوس هست .
جیمز : سلام من هم جیمز هستم جیمز پاتر .
سیریوس : تو هم مثلا من اصیل زاده ای ؟ یعنی پدر و مادرت جادوگرن ؟
جیمز : آره هردو
سیریوس : راستی دوست داری تو چه گروهی بی افتی ؟ من کل خانواده ام تو اسلیترین بودن ولی من زیاد از اسلترین خوشم نمیاد .
در آن لحظه بود که صدای سوت بلندی آمد و قطار حرکت کرد
جیمز : من خیلی گیریفیندور رو دوست دارم مخصوصا از رنگش قرمز و زرد آتشی
بعد در کوپه باز شد و پسره لاغر و صورتی باریک و با لباس هایی نه چندان خوب وارد کوپه شد
پسر لاغر : سلام میتوانم اینجا بشینم ؟
سیریوس : آره حتما .اسم من سیریوسه و این دوستم جیمز هست اسم تو چیه؟
جیمز : سلام
پسر لاغر مینشیند و بعد می گوید : من ریموس هستم ریموس لوپین ولی ریموس صدام کنید
جیمز : باشه ریموس راستی داشتیم الان درباره گروه ها حرف میزدیم تو دوست داری تو کدوم گروه بی افتی ؟
ریموس : زیاد برام فرقی نداره
در آن زمان باران شروع به باریدن می کند و قطره های باران به شیشه های قطار می خورد
بعد صدای در کوپه می آید و ریموس در را باز می کند و خانمی با چرخ خوراکی می آید و می گوید : کسی چیزی نمی خواد ؟
ریموس سری تکان می دهد و میگوید نه ممنون
و جیمز می گوید : لطفا سه تا آب کدوی تگری
بعد رو به ریموس و سیریوس می کند و چشمکی می زند و میگوید مهمون من
بعد هر سه با کلی خند و شوخی شروع می کنند به خوردن آب کدو ها را خوردند .بعد از حوصله شان سر رفت که یه دفعه سیریوس گفت : کی میاد شطرنج جادویی بازی کنیم ؟
جیمز : من میام تو چی ریموس تو هم میای ؟
ریموس : نمی دونم شاید حالا فعلا شما بازی کنید چون من زیاد قوی نیستم
بعد چند بازی سیریوس بود که بیشتر بازی ها را برده بود .
دقایقی بعد سیریوس گفت : فکر کنم نزدیک هاگوارتز هستیم بهتر رده هایمان را بپوشیم
جیمز و ریموس گفتند : آره
بعد از آن این سه نفر بهترین دوستان هم شدند .
---
تایید شد.
مرحله بعد: ابتدا مطالعه معرفی گروههای چهارگانه هاگوارتز و سپس بر سر گذاشتن کلاه گروهبندی!