جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

31 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26 مهمانان 5 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

یک عدد تازه وارد کوچک

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: یک عدد تازه وارد کوچک
ارسال شده در: دیروز ساعت 22:05
نمایش جزئیات
آفلاین
به پاکت بیشتر نگاه میکنم .
خب من از کجا جادوگر، حرفه ای ، غیر سال اولی پیدا کنم؟

شاید اون مردی که درست سمت راسته .

اول شکلات داغ رو تا ته میخورم

بعد میدوم پیش صاحب کافه .

:" کوچه دیاگون کجاست؟چطوری برررمم؟》

صاحب کافه زل زد ، پلک زد ، خندید .

:" گامل زاده ای؟ دنبالم بیا .》

خب ... اگه می‌فهمیدم باید از دیوار رد بشیم
دنبال این نمی‌رفتم

_ بیخیال آقا لباسم کثیف میشه

البته مثل اینکه اجباری بود

افرادی که لایک کردند

کسی که دستش به کمد لاحاف نمیرسه
پاسخ: یک عدد تازه وارد کوچک
ارسال شده در: دیروز ساعت 21:21
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
گابریل تیت با خوشحالی داشت از شکلات داغی که کافه‌چی بی‌موی خموده‌ی خوش‌خنده‌ی نیش‌باز قوزبلند برایش سِرو کرده بود ذره‌ذره می‌نوشید و از ویوی خوش‌منظر کوچه‌ی لندن‌نشان ماگل‌ها لذت می‌برد که ناگهان جغدی سرمه‌ای رنگ وارد کافه شد و یکراست روی میز، کنار ماگ شکلات داغش فرود آمد تا نامه‌ای خاکستری جلویش قرار بدهد و بدون گرفتن تشویقی پرواز کند و برود.

گابریل با خود گفت:
- اوه یعنی یکی صدای ذهن منو شنید و راه رسیدن به دیاگون رو برام فرستاد؟!

پس با ذوق و شوق زایدالوصفی پاکت نامه را باز کرد و کاغذی را از آن بیرون کشید که با دستخطی بسیار زیبا رویش نوشته بود:

نقل قول:

به شهر بزرگ لندن خوش آمدی!

ای دختر پانزده ساله‌ای که آمده‌ای به مدرسه‌ی جادوگری بروی و برای خودت جادوگر بزرگی بشوی، شهرداری لندن افتخار دارد میزبان حضور پرانرژی شما باشد!

هر چقدر دوست داری در شهر لندن برای خودت گشت و گذار کن. اینجا همه‌چیز برای تجربه کردن در اختیار توست! می‌توانی به جاهای مختلف بروی و با استفاده از گزینه‌ی "پاسخ" در همان مکانی که دوست داری بنویسی تا بخوانیم و کیف کنیم!

اگر دوست داری می‌توانی از بزرگ‌ترین جادوگر دوست‌دار جادوگران راهنمایی بخواهی، یا از هم‌گروهی‌های یکی از یکی باحال‌ترِ هافل‌پاف که قدم به قدم مثل کوه پشتت خواهند بود کمک بگیری.

گلرت گریندلوالد




گابریل تیت نامه را چند بار خواند و با خودش فکر کرد باید چیزی در ادامه بنویسد؟ به سراغ گزینه‌ی "پاسخ" برود؟ او باید بالاخره راهی برای رسیدن به کوچه‌ی دیاگون پیدا می‌کرد...

افرادی که لایک کردند

زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
یک عدد تازه وارد کوچک
ارسال شده در: دیروز ساعت 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
توی خیابون های لندن راه میرم.
که راحت میشه اون پاتیل درزدار نام رو پیدا کرد
میرم که تو یهو مخم جرقه میزنه ....

راه رو کی نشونم میده؟ چطوری برم کوچه دیاگون؟

راستی برای دختر ۱۵ ساله ی سال اولی ردا دارن؟

چقدر باید برام کوتاه شه؟

یکی بیاد منو ببره کوچه دیاگون

* نشستن روی صندلی پاتیل درزدار و سفارش دادن شکلات داغ خنک *

هر کی آمد آمد. نیومد همینجا میمونم

پ . ن : ببخشید اگه بی مزه بود》
کسی که دستش به کمد لاحاف نمیرسه