جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

70 کاربر(ها) آنلاین هستند (61 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
67 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 5 کاربر مهمان
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: امروز ساعت 01:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من از اینکه داخل این گروه هستم راضی نیستم میخوام عوض کنم چطوری میشه عوض کرد اصلا امکانش هست؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دیروز ساعت 20:10
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی شکلبولت

کینگزلی شکلبولت جادوگری آرام، باتجربه و قابل‌اعتماد و از اعضای مهم محفل ققنوس بود. او سال‌ها در وزارت سحر و جادو و در ادارهٔ اجرای قوانین جادویی فعالیت کرد و به دلیل مهارت و تجربه‌اش، یکی از مأموران برجستهٔ وزارت به شمار می‌رفت.

در دوران بازگشت لرد ولدمورت، کینگزلی به محفل ققنوس پیوست و در مبارزه با مرگ‌خواران نقش مهمی داشت. او در چندین مأموریت محفل شرکت کرد و در نبرد هاگوارتز نیز در کنار نیروهای مدافع مدرسه جنگید.

کینگزلی فردی خونسرد، منطقی و مسئولیت‌پذیر است و معمولاً پیش از تصمیم‌گیری شرایط را به دقت بررسی می‌کند. او شجاع است، اما شجاعتش با بی‌احتیاطی همراه نیست و ترجیح می‌دهد در شرایط سخت با آرامش و منطق عمل کند.

پس از شکست ولدمورت، کینگزلی مدتی وزیر موقت سحر و جادو بود و سپس به عنوان وزیر سحر و جادو منصوب شد. او تلاش کرد وزارتخانه را پس از دوران سلطهٔ ولدمورت اصلاح کند و آن را به نهادی عادلانه‌تر تبدیل کند.

اطلاعات زیادی دربارهٔ کودکی و دوران تحصیل کینگزلی وجود ندارد و خانهٔ هاگوارتز او نیز در منابع رسمی مشخص نشده است.


تایید شد.
یادت باشه هروقت خواستی می‌تونی برگردی و نکات بیشتری اضافه کنی.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی هافلپاف هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/2 20:23:30
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 1 مهر 1405 22:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بهار قربانی
پاترونوس تک شاخ
علاقه به کتاب و سرگرمی
متنفر از تنهایی
حیوان خانگی جغد
ظاهر صورت گرد و لب هایی سرخ
شخصیت مهربان احساساتی و کمی خشن


سلام @بهار عزیز.
همونطور که تو ویرایش پست قبلی هم گفتم، اگه می‌خوای وارد ایفای‌نقش جادوگران بشی که هر آن‌چه در دنیای جادویی هری پاتر وجود داره رو پیاده‌سازی کرده تا بتونی حضور در این دنیای جادویی رو تجربه کنی، اینجا رو مطالعه کن. معرفی شخصیت در واقع مرحله سوم هست و تا وقتی دو مرحله قبلی رو انجام ندی، نمی‌تونی اقدام به معرفی شخصیت کنی کما این که باید حتما یک شخصیت از دنیای هری پاتر انتخاب کنی.

پس لطفا ابتدا به مرحله اول برو و براساس یکی از تصاویر کارگاه، داستانی در تاپیک کارگاه داستان‌نویسی ارسال کنی تا بتونی در مرحله دوم کلاه گروه‌بندی رو بر سر بذاری. از اونجا مرحله به مرحله راهنماییت می‌کنیم که در ادامه باید چی کار کنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/1 22:36:07
هرماینی گلینجر
ارسال شده در: چهارشنبه 1 مهر 1405 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بهار حاجی زاده
تک شاخ
علاقه به کتاب
کابوس تنهایی
حیوان گربه


سلام @بهار عزیز.
اگه می‌خوای وارد ایفای‌نقش جادوگران بشی که هر آن‌چه در دنیای جادویی هری پاتر وجود داره رو پیاده‌سازی کرده تا بتونی حضور در این دنیای جادویی رو تجربه کنی، اینجا رو مطالعه کن.

در مرحله اول باید براساس یکی از تصاویر کارگاه، داستانی در تاپیک کارگاه داستان‌نویسی ارسال کنی تا بتونی در مرحله دوم کلاه گروه‌بندی رو بر سر بذاری. از اونجا مرحله به مرحله راهنماییت می‌کنیم که در ادامه باید چی کار کنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/1 22:28:08
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 1 مهر 1405 18:38
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین

نام: هوریس اسلاگ‌هورن. البته اگه می‌خواین رسمی صدام کنین، پروفسور اسلاگ‌هورن مناسب‌تره. ولی هوریس هم بد نیست! دوستان نزدیک معمولاً هوریس صدام می‌کنن، دوستان خیلی نزدیک‌تر هم پروفسور.

گروه: اسلیترین.

پیشه: استاد معجون‌سازی؛ بازنشسته‌ی موقت؛ برگزارکننده‌ی مهمانی‌های غیررسمی با اهداف کاملا رسمی؛ متخصص تشخیص استعداد، با سابقه‌ی طولانی در تشخیص اینکه کدام استعداد ممکن است روزی به درد بخورد.

***

آدم‌ها، سرمایه‌های آینده

هوریس اسلاگ‌هورن اعتقاد دارد دنیا به دو دسته آدم تقسیم می‌شود؛ کسانی که ارزش آشنایی دارند و کسانی که هنوز ارزش آشنایی‌شان کشف نشده است. دسته‌ی سومی هم وجود دارد که ارزش آشنایی ندارند، اما ممکن است با دسته‌ی اول نسبت فامیلی داشته باشند؛ و این دسته، برخلاف تصور عمومی، بسیار مهم است.

او آدم‌ها را دوست دارد. واقعاً دوست دارد. فقط دوست داشتن او کمی شبیه نگهداری از یک باغ گیاه‌شناسی است. هرکس باید جای مشخصی داشته باشد، شرایط نگهداری‌اش معلوم باشد، میزان رشدش بررسی شود و ترجیحا در آینده میوه‌ای بدهد که بتوان آن را سر میز شام گذاشت. البته اگر گیاه خیلی زیبا باشد، حتی بدون میوه هم نگهش می‌دارد. اسلاگ هورن بی‌رحم نیست؛ صرفا برای عواطفش سیستم بایگانی دارد.

وقتی با کسی آشنا می‌شود، پیش از آنکه اسمش را به خاطر بسپارد، سعی می‌کند بفهمد چه کسی اسم او را به خاطر خواهد سپرد. این تفاوت کوچکی‌ست، اما در دنیای هوریس، تفاوت میان «آشنایی» و «رابطه‌ی ارزشمند» دقیقا همین‌جاست.

با این حال، او خودش را آدمی فرصت‌طلب نمی‌داند. از نظر او، فرصت‌طلب کسی‌ست که از فرصت استفاده کند بدون آنکه قبلا برایش برنامه‌ریزی کرده باشد. هوریس صرفا آینده‌نگر است. اگر امروز از یک دانش‌آموز بااستعداد تعریف می‌کند، برای این نیست که روزی وزیر شود و او را به یاد بیاورد. برای این است که اگر روزی وزیر شد، هوریس بتواند با صداقت بگوید: «من از همون اول گفته بودم این بچه یه چیزی از آب در میاد!»

و اگر وزیر نشد؟ خب، شاید پسرش وزیر شود...

استعداد، با چاشنی شجره‌نامه

اسلاگ هورن عاشق استعداد است. استعداد خالص، درخشان، کمیاب و ترجیحاً قابل تعریف‌کردن در جمع. او می‌تواند ساعت‌ها درباره‌ی نبوغ یک دانش‌آموز صحبت کند، به شرط آنکه در پایان صحبت، دست‌کم یک نفر دیگر هم بداند آن دانش‌آموز شاگرد او بوده است.

اما علاقه‌ی او به آدم‌های خاص، صرفا به خاطر قدرتشان نیست. هوریس از آدم‌هایی خوشش می‌آید که داستان دارند. آدمی که پدربزرگش فلان وزیر بوده، داستان دارد. آدمی که یک معجون ناشناخته ساخته، داستان دارد. آدمی که توانسته از یک موقعیت عجیب جان سالم به در ببرد و بعدا آن را با آب‌وتاب تعریف کند، احتمالاً داستان خیلی خوبی دارد.

او از آدم‌های معمولی هم بدش نمی‌آید. فقط معمولاً فراموش می‌کند آن‌ها را کجا دیده است. اگر کسی روزی به او بگوید: «پروفسور، من رو یادتون هست؟» هوریس با لبخندی گرم پاسخ می‌دهد: «البته که یادمه!» و هم‌زمان در ذهنش تمام سال‌های گذشته را مرور می‌کند تا ببیند این شخص احتمالا فرزند چه کسی بوده.

باشگاه اسلاگ

باشگاه اسلاگ، از نظر هوریس، صرفا یک جمع دوستانه نیست. یک محیط فرهنگی‌ست. یک حلقه‌ی علمی‌ست. یک شبکه‌ی ارتباطی‌ست. و در موارد خاص، یک شام بسیار خوب با دسرهای قابل قبول است.

او اعضای باشگاه را صرفا بر اساس نمراتشان انتخاب نمی‌کند. نمره خوب است، استعداد عالی‌ست، اما چیزی که واقعا اهمیت دارد این است که آدم موردنظر در آینده چه خواهد شد و چه کسانی احتمالا او را خواهند شناخت. هوریس به دنبال دانش‌آموزانی‌ست که نه‌تنها باهوش‌اند، بلکه آینده‌ی درخشانی دارند، خانواده‌ی جالبی دارند، استعداد عجیبی دارند، یا دست‌کم به شکلی غیرقابل توضیح همیشه در مرکز اتفاقات مهم قرار می‌گیرند.

باشگاه اسلاگ جایی‌ست که یک دانش‌آموز می‌تواند در یک شب کنار یک استاد برجسته، یک چهره‌ی بانفوذ، یک قهرمان ورزشی، یک مخترع جوان و فردی بنشیند که هوریس هنوز دقیقا نمی‌داند چه کاره است، اما مطمئن است روزی کسی خواهد شد. صندلی‌ها بر اساس قد، سن یا ترتیب ورود تعیین نمی‌شوند؛ بر اساس میزان احتمالیِ مفیدبودن در آینده تعیین می‌شوند.

هوریس در مهمانی‌هایش با مهربانی از همه استقبال می‌کند، اما مهربانی او درجات مختلفی دارد. برای بعضی‌ها نوشیدنی می‌ریزد، برای بعضی‌ها خاطره تعریف می‌کند، برای بعضی‌ها از دوران تحصیلشان می‌پرسد، و برای بعضی دیگر خودش شخصا صندلی می‌کشد. این آخری معمولا نشانه‌ی بسیار مهمی‌ست.

با این حال، باشگاه اسلاگ صرفا یک محل جمع‌آوری افراد بانفوذ نیست. هوریس واقعا از دیدن آدم‌های بااستعداد لذت می‌برد. او دوست دارد شاهد رشدشان باشد، از موفقیتشان تعریف کند، و بعدها با افتخار اعلام کند که «من از همون ابتدا متوجه شدم این بچه متفاوته!» اینکه این جمله معمولاً بعد از موفقیت فرد گفته می‌شود، صرفا یک مسئله‌ی زمانی‌ست.

باشگاه اسلاگ برای او چیزی میان یک انجمن علمی، یک مهمانی اشرافی، یک دفترچه‌ی تلفن بسیار گران‌قیمت و یک پروژه‌ی بلندمدت است. پروژه‌ای که هوریس هیچ‌وقت اعتراف نمی‌کند در حال مدیریت آن است.

ویژگی‌های ظاهری

هوریس اسلاگ هورن مردی‌ست که بدنش سال‌ها پیش تصمیم گرفته دیگر با عجله‌ی جهان همراه نشود. شکم برجسته، صورت گرد، سبیل مرتب و لباس‌هایی که همگی به شکلی مشکوک گران‌قیمت به نظر می‌رسند، حتی اگر واقعا گران‌قیمت نباشند. او از آن دسته آدم‌هایی‌ست که وقتی روی صندلی می‌نشیند، صندلی باید کمی درباره‌ی تصمیمات زندگی‌اش تجدیدنظر کند.

لباس‌هایش همیشه رسمی‌اند، اما نه آن‌قدر رسمی که کسی فکر کند قرار است کار کند. او به ظاهرش اهمیت می‌دهد، چون ظاهر برایش نخستین مرحله‌ی معرفی‌نامه است. از نظر اسلاگ هورن، آدم باید پیش از آنکه حرف بزند، به دیگران فرصت بدهد درباره‌اش تصور درستی پیدا کنند. اگر این تصور شامل ثروت، اعتبار و دسترسی به جمع‌های خوب باشد، چه بهتر.

او معمولا با حالتی راه می‌رود که گویی همین الان از یک جلسه‌ی بسیار مهم بیرون آمده، حتی اگر جلسه صرفا گفت‌وگویی ده‌دقیقه‌ای درباره‌ی این بوده که چرا چایخانه‌ی موردعلاقه‌اش شیرینی‌هایش را کوچک‌تر کرده است.

معجون‌سازی و سایر علایق خطرناک

هوریس اسلاگ هورن استاد معجون‌سازی‌ست، و این عنوان را با افتخار حمل می‌کند؛ چون معجون‌سازی تنها حوزه‌ای‌ست که در آن می‌توان مواد مختلف را با دقت ترکیب کرد و انتظار داشت نتیجه، برخلاف آدم‌ها، بی‌دلیل نظرش را عوض نکند.

او از معجون‌هایی خوشش می‌آید که نتیجه‌ی مشخص دارند. معجون عشق را دوست ندارد، چون معتقد است احساسات اگر قرار باشد با یک قطره مایع کنترل شوند، دیگر ارزش اجتماعی چندانی ندارند. معجون‌های تقویت‌کننده را دوست دارد، چون آدم‌ها را به نسخه‌ای تبدیل می‌کنند که احتمالا دعوت‌کردنشان به جمع‌های خوب راحت‌تر است. و معجون‌های انفجاری را نیز دوست ندارد، چون معمولا باعث می‌شوند کسی مجبور شود توضیح بدهد چرا سقف آشپزخانه پایین آمده.

با این حال، بزرگ‌ترین استعداد اسلاگ هورن در معجون‌سازی، نه در ساختن آن‌ها، بلکه در توضیح‌دادن ارزششان است. او می‌تواند یک شیشه‌ی مایع بی‌رنگ را چنان معرفی کند که شنونده احساس کند همین حالا باید آن را در وصیت‌نامه‌اش ثبت کند.

زندگی‌نامه

هوریس اسلاگ هورن سال‌ها در هاگوارتز تدریس کرد و در این مدت، به جای آنکه صرفا دانش‌آموز تربیت کند، مجموعه‌ای از خاطرات ارزشمند جمع‌آوری کرد. خاطراتی که بعضی‌هایشان مربوط به نبوغ دانش‌آموزان بود، بعضی مربوط به اشتباهاتشان، و بعضی صرفا مربوط به این بود که چه کسی در چه سالی چه کسی را به چه جمعی دعوت کرده بود.

او از آن استادانی نبود که بخواهد همه‌ی شاگردانش را یکسان دوست داشته باشد. عدالت برای او به معنای برابری نبود؛ به معنای آن بود که هرکس دقیقا به اندازه‌ی ارزش بالقوه‌اش مورد توجه قرار بگیرد. این فلسفه گاهی باعث می‌شد دانش‌آموزی که در معجون‌سازی نابغه بود، توجه ویژه‌ای دریافت کند، در حالی که دانش‌آموزی که صرفا آدم خوبی بود، مجبور شود کنار گلدان بنشیند و از خودش بپرسد آیا اخلاق نیکو واقعا کافی‌ست یا نه.

اسلاگ هورن چند بار بازنشسته شد، چند بار از بازنشستگی برگشت، و هر بار دلیلش را چیزی کاملا محترمانه عنوان کرد. یک بار گفت دلش برای تدریس تنگ شده. بار دیگر گفت نسل جدید به راهنمایی نیاز دارد. بار سوم گفت شرایط ایجاب می‌کند. حقیقت این بود که هیچ‌کدام از جمع‌های جادوگری بدون حضور خودش کیفیت لازم را نداشتند و او نمی‌توانست اجازه دهد جامعه‌ی جادوگری این‌چنین بی‌سرپرست بماند.

اکنون نیز هوریس همچنان همان مردی‌ست که اگر در جمعی حضور داشته باشد، احتمال اینکه کسی را بشناسد بیشتر از احتمال این است که کسی را نشناسد. و اگر کسی را نشناسد، احتمالا تا پایان شب کاری می‌کند که بشناسد. نه از روی کنجکاوی محض؛ از روی این اعتقاد که دنیا جای بسیار کوچکی‌ست و آدم هرگز نمی‌داند چه کسی فردا ممکن است وزیر شود.

البته اگر فردا وزیر نشود، باز هم اشکالی ندارد. شاید پس‌فردا بشود. هوریس برای آینده برنامه دارد. چند برنامه. برای بعضی آدم‌ها هم برنامه‌های بیشتری دارد. و اگر هیچ‌کدام جواب ندهند، باز هم همیشه می‌شود یک مهمانی گرفت و آناناس‌شکری تعارف کرد.


شناسه پیشین

تایید شد.

@هوریس اسلاگهورن 

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/1 20:34:10
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/1 20:48:33
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 1 مهر 1405 18:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام اسم شخصیت من ادنا پاتریج فراست هست. دختری با موهای بلند و موج دار نقره‌ای با چشمان کشیده و قد نسبتا بلند. چشماش همرنگ موهاشه، متولد سال 2007. ۱۹ ساله.
از خانواده‌ی خون اصیل که کاملا جادوگر بودند. یک خواهر و برادر کوچکتر از خودش داره که سه سال بعد وارد هاگوارتز میشن. شکلات قورباغه‌ای خیلی دوست داره.


---
معرفی شخصیتت در حال حاضر کمی کوتاهه و هنوز اطلاعات زیادی درباره‌ی خود اِدنا نداریم.
شخصیت‌پردازی توی جادوگران خیلی مهمه، چون قراره با این شخصیت داستان‌های قشنگ بنویسی و در کنار بقیه ایفای نقش کنی. بنابراین بهتره کمی بیشتر درباره‌ی ادنا بنویسی؛ مثلاً چند ویژگی اخلاقی و رفتاری براش مشخص کنی و کمی هم از زندگی، گذشته یا علایقش بگی تا شناخت بهتری از شخصیتت داشته باشیم.
فعلا تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/1 20:07:41
ویرایش شده توسط آدنا دنیس در 1405/7/1 20:09:11
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1405 21:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من مندی یا آماندا بروکلهرست هستم .
mandy brocklehurst
عضوی از گروه ریونکلاو
دو رگه بریتانیایی هستم و متولد ۱۳ سپتامبر ۱۹۷۹
ریشه اسم مندی از آماندا میاد که به معنی ارزش والای عشق و دوست داشتن هست . معنی فامیلی من براکلهرست میشه تپه جنگلی محل تجمع مورد علاقه گورکن ها
Brock به معنای گورکن
Hyrst تپه جنگلی
من بعد ها قراره که کارآگاه بشم
خصوصیات ظاهری : پوست برنزه
رنگ مو : قهوه ای تیره
رنگ چشم : خاکستری
قد متوسط و لاغر اندام
چوب دستی من از چوب نارون هستش و هسته ی اون ریسه ی قلب اژدها به اندازه ۱۳.۳ اینچ
پاترونوس من طاووس سفید

@مندی بروکل‌هرست
تایید شد.
توضیحی که همکارم به خوبی به نفر قبل داده بود برای تو هم صادقه. شخصیت پردازی توی جادوگران خیلی مهمه چون تو قراره با این شخصیت، داستان‌های قشنگ بنویسی و با دیگران ایفای نقش کنی. بنابراین بهتره جزئیات بیشتری به شخصیتت بدی و بهش بال و پر بدی! مثلا یه ویژگی براش بذاری که منحصر به فرد خودش باشه و یه اخلاق و رفتار مشخص براش تعیین کنی. من فعلا با ارفاق معرفیت رو تایید می‌کنم ولی به این موضوع خوب فکر کن و بعدا حتما برگرد و معرفیت رو دوباره بازنویسی کن.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/6/31 22:16:26
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1405 19:08
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : راجر دیویس
گروه : ریونکلاو
مشخصات ظاهری: قد بلند ،موی طلایی ،هیکل معمولی
وضعیت خون : دو رگه
ملیت : آلمانی مهاجر
مهارت : مهارت بالا در کوییدیچ و مهاجم و کاپیتان تیم کوییدیچ ریونکلاو
او دسترسی به نوعی جادوی خودکار دارد که مختص خودش است
تاریخ تولد : دهم ژوئیه ۲۰۱۳
عضو تیم کوییدیچ ریونکلاو و یکی از دانش آموزان برتر هاگوارتس
در ده سالگی با مادر جادوگر و پدر ماگل اش به بریتانیا مهاجرت کردند و در ۱۱ سالگی متوجه شد جادوگر است و به مدرسه هاگوارتس رفت وی کاپیتان تیم کوییدیچ ریونکلاو نیز هست
همچنین او به یک نوع خاص جادو دسترسی دارد که مثل ماشین آلات ماگل ها به طور پیوسته و خودکار انجام می‌شود برای مثال می‌تواند به طور همزمان چند خودکار را معلق کند و با آنها حرف یکسانی بنویسد البته این جادو هنوز ضعیف است و توانایی کنترل کامل أن را ندارد


تایید شد.
راجر عزیز، شخصیت پردازی توی جادوگران خیلی مهمه چون تو قراره با این شخصیت، داستان های قشنگ بنویسی و با دیگران ایفای نقش کنی. بنابراین، بهتره جزئیات بیشتری به شخصیتت بدی و بهش بال و پر بدی! مثلا یه ویژگی براش بذاری که منحصر به فرد خودش باشه و یه اخلاق و رفتار مشخص براش تعیین کنی. من فعلا با ارفاق معرفی‌ت رو تایید می‌کنم ولی به این موضوع خوب فکر کن و بعدا حتما برگرد و معرفی‌ت رو دوباره بازنویسی کن.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط دولورس آمبریج در 1405/6/31 19:31:54
ویرایش شده توسط دولورس آمبریج در 1405/6/31 19:42:22
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1405/6/31 19:44:53
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1405 16:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:نیمفدورا. دورا
نام خانوادگی: تانکس.لوپین.
وضعیت خون: دورگه. مادری جادوگر و پدری ماگل.
گروه : هافلپاف.
ملیت: بریتانیایی.
توانایی های ویژه : متامورفاگوس بودن. او میتواند شکل صورت خود و رنگ موهای خود را تغییر دهد.
نیمفادورا تانکس فرزند آندرومدا بلک - تانکس و ادوارد تانکس بود.
او کار آموز آلستور مودی بود و زیر نظر این شخص یک ارور با استعداد شد. یک عضو برجسته در محفل ققنوس.
او از اینکه بهش بگن نیمفادورا زیاد خوشش نمیومد و به بقیه می‌گفت که دورا یا تانکس صداش کنن. او به محافظت از دپارتمان اسرار کمک کرد.
بوگارت دورا از دست دادن توانایی های خود بود.
او عاشق رنگ موهای مختلف بود و همیشه از اینکه موهاش و تغییر بده خوشش میومد.
دورا با ریموس لوپین که یک گرگینه بود ازدواج کرد.
ریموس لوپین در دوران تحصیل خود در هاگوارتز عضو گروه مارادورز یا غارتگران بود که در آن جیمز پاتر ، سیریوس بلک و پیتر پتی گرو عضو بودن و ریموس دوست خوب آنها بود. دورا نیز با ریموس در دوران تحصیل در هاگوارتز دوست بود.
آنها ازدواج کردن و حاصل این ازدواج تئودور ادوارد لوپین ملقب به تد لوپین بود.
دورا و ریموس هری پاتر و پدر خوانده ی تد کردن.
سر انجام در جنگ بزرگ هاگوارتز دورا توسط خاله اش بلاتریکس لسترنج همراه با همسرش کشته شد.
فرزند این دو توسط مادربزرگش آندرومدا بزرگ شد.
تد هم ویژگی متامورفاگوس بودن دورا و به ارث برد و داخل گروه هافلپاف افتاد.

بستگان دور و نزدیک: آندرومدا بلک مادر.
بلاتریکس لسترنج و نارسیسا بلک خاله.
دلفینی ریدل دختر خاله و دراکو مالفوی پسر خاله.


@نیمفادورا تانکس
تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی هافلپاف هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/6/31 16:22:31
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1405 15:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه. بزرگواران این سدریک دیگوری تون اگه خواب هستن تشریف ندارن حال ندارن جسارتا من نقش ایشون رو بردارم؟ سدریک خوبی میشم ها

خب پس بریم برای معرفی
من سدریک دیگوری هستم
متولد
بین ۱ سپتامبر و ۳۰ اکتبر ۱۹۷۷ [
وضعیت خون
خون خالص
ملیت
بریتانیایی یا ایرلندی
عنوان(ها)
کاپیتان کوییدیچ [ 6 ]
جستجوگر [ 2 ]
بخشدار [ 7 ]
قهرمان سه جادوگر [ 2 ]
اطلاعات فیزیکی
گونه‌ها
انسان
جنسیت
مرد
رنگ مو
تیره قهوه ای فندقی
رنگ چشم
آبی خاکستری
اطلاعات مربوط به رابطه
اعضای خانواده
آموس دیگوری [ 5 ] (پدر)
مادر
الدریچ دیگوری (خویشاوند) † [ 10 ]
خانواده دیگوری
عاشقانه‌ها
چو چانگ
ویژگی‌های جادویی
بوگارت
لرد ولدمورت
چوب دستی
۱۲¼ اینچ، زبان گنجشک، موی تک شاخ


@سدریک دیگوری
متوجهم که به صورت تیتروار اطلاعات نسبتا زیادی از سدریک دادی، ولی ترجیح در اینه که در مورد ویژگی‌های ظاهری، شخصیتی و خلاصه‌ای از زندگی‌نامه‌ش با جملات توضیح بدی. با ارفاق زیاد تایید می‌کنم ولی لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیت بهتر و کامل‌تری از شخصیتت بده.

تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی هافلپاف هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/6/31 16:34:24

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.