جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

69 کاربر(ها) آنلاین هستند (52 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
68 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شدهٔ وزارت سحر و جادو

ثبت‌نام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده

مکان‌های مجاز فعالیت

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: امروز ساعت 00:20
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده





راستش روزی که نامه هاگوارتز به دستم رسید، یکی از اون روزهاییه که جزئیاتش هنوز توی ذهنم مونده. یادمه توی تالار اصلی قصر بودم؛ همون تالار بزرگ با سقف‌های بلند، پنجره‌های عظیم و نور سردی که از بین کوه‌ها می‌اومد و روی سنگ‌های سفید کف می‌افتاد. پدرم هم کنارم بود و طبق معمول با همون آرامش خاص خودش مشغول کارهای خودش بود.

صدای بال زدن جغد که پیچید، سرم رو بلند کردم. جغد اومد و نامه رو درست جلوی من انداخت. چند لحظه فقط به پاکت نگاه کردم؛ مُهر هاگوارتز رو که دیدم، تازه فهمیدم چی به دستم رسیده. راستش نمی‌دونم چرا، ولی اون لحظه یه حس عجیبی داشتم؛ انگار یه در تازه جلوی روم باز شده بود.

پدرم وقتی نامه رو دید، واقعاً خوشحال شد. حتی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم. از اون لبخندهای کوچیکی زد که فقط وقتی واقعاً خوشحال باشه روی صورتش میاد و گفت:
_ بالاخره نوبت تو هم رسید.

منم نامه رو باز کردم و شروع کردم به خوندنش. شاید از بیرون خیلی آرام به نظر می‌رسیدم، ولی توی سرم هزار تا سؤال می‌چرخید:
_ هاگوارتز چه شکلیه؟ قراره با چه آدم‌هایی آشنا بشم؟ چه چیزهایی اونجا یاد می‌گیرم؟ و اصلاً زندگی بیرون از این قصر و کوهستان قراره چه شکلی باشه؟

فکر کنم اون روز برای اولین بار فهمیدم، با اینکه قرن‌هاست این کوه‌ها خونه‌ی من بودن، شاید دنیا خیلی بزرگ‌تر از چیزی باشه که از پنجره‌های قصر می‌دیدم.

#روزی_که_جادو_شروع_شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Yeah...We will return to peak...


나한테 그렇게까지 잘해주지 마
... 그게 날 무섭게 해...🦊


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

شنیدم اینجا پول میدن چیزه یعنی اومدم براتون خاطره تعریف کنم:
این عکس زمانیه که نامه هاگوارتز اومد،ما جد در جد ریونکلاویی بودیم و خونمون شبیه یه کتابخونه خیلی بزرگ با ظاهر عمارت بود، یعنی همه جا کتاب بود.
اینجا من یازده سالم بود ولی همون زمانم، خوشتیپ و قد بلند بودم.(چشم نخورم)
اون پشت هم سپید، جغد خوشگلم( که هری از من اسکی رفت جغد سفید خرید ) هستش ، اون پشت هم عمارت بابا بزرگم ایناست.
از اون موقع همه میدونستیم من میفتم ریونکلاو از همه نشونه هام معلوم بود.
دلم واسه اون دوران تنگ شد.
#روزی_که_جادو_شروع_شد
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1405/7/11 20:12:04
اگر تا آخر خوندی افرین
اگر نه از اول بخون.کاریت ندارم ،آفرین


پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 19:26
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


یه وقتایی یه عکس ساده می‌تونه آدمو پرت کنه وسط یه عالمه خاطره. این یکی از هموناس؛ تصویر یکی از مهم‌ترین روزای زندگی من.

هنوز یادمه اون روز چه غوغایی توی خونه افتاده بود. یه جغد اومده بود و نامه‌ای رو تحویل داده بود که قرار بود مسیر زندگی منو عوض کنه. اسم هاگوارتز که روی نامه بود، برای چند ثانیه فقط بهش خیره شده بودم... و بعد، خب، طبیعتاً اولین واکنشم خیلی هم عمیق و فلسفی نبود. "بالاخره فهمیدن دخترای حسود بوبتان چشم دیدن زیبایی منو ندارن؟"
#روزی_که_جادو_شروع_شد
Lorsque le pouvoir de l'amour triomphera de l'amour du pouvoir, le monde connaîtra la paix.تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دیروز ساعت 00:03
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


امروز داشتم تو خاطراتم میچرخیدم ک یهو این عکس رو پیدا کردم. اینجا دقیقا اولین روزی بود که برای من جادو شروع شد. اولین روزی که نامه هاگوارتز به دستم رسید. تو خونه نشسته بودم و داشتم با مادام میو(همون گربه که تو عکس میبینید.) بازی میکردم که اون جغدی که تو عکسه اومد و نامه رو گذاشت تو بغلم. بابام جانی تریلانی خیلی بهم افتخار میکرد. مامانمم همینطور.
حالا نوبت شماست که خاطره روز دریافت نامه رو تعریف کنید و اگه ازش عکس دارید به اشتراک بذاریدش. همون روزی که نامه به دستتون رسید و فهمیدین جادو قراره شروع بشه.

#روزی_که_جادو_شروع_شد
تویی که داری این پیام رو میخونی... برات مرگی دردناک پیشگویی میکنم! مرگی با سوراخ شدن انگشتت با دوک... نه چیزه... با اولین چیزی که بهش دست میزنی!
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: پنجشنبه 8 آبان 1404 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من دوباره امدم بابت کاری که استریکس کرده متاسفم اون دیگه قول داده بچه خوبی باشه و از این کار ها نکنه و اگر هم بکنه خودش می داند چی میشه.

میدونین چرا تو جعبه میوه ها روزنامه میزارن؟ چون وقتی میوه ها تو انبارن حوصلشون سر نره

یه روز تو تیمارستان همه داشتن می‌پریدن بالا پایین، رییس تیمارستان ازشون می‌پرسه «چه تونه؟» می‌گن «ما سیب زمینیم داریم سرخ می‌شیم» می‌ره می‌بینه یکی نشسته رو زمین.پیش خودش می‌گه این حتما خوب شده. ازش می‌پرسه «چرا نشستی؟» می‌گه «من چسبیدم کف ماهی‌تابه»

میدونی کسی که ظهر بره حموم بجای شامپو به سرش چی میزنه؟ ناهار پو


خداحافظ لایک و کامنت یادتون نره.
بازنده کسی است که در انتظار معجزه می ماند

تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده سازد

باور کن همه به دنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند

خودت معجزه زندگی خودت باش

محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار

باورهای صحیح خود را تقویت کن

و به سوی موفقیت گام بردار
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: چهارشنبه 7 آبان 1404 14:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. لونا دلت جوک میخواد؟

لونا میدونی چرا یه فیل نمیتونه هیچوقت سوار دوچرخه بشه؟ اگه گفتی... وزن زیادش؟ نه. چون انگشت شست نداره زنگوله چرخ رو بزنه... دیرین دیرین دیرین دیرین.

لونا میدونی چرا یه فیل نمیتونه سربار بره؟ اگه گفتی... نه اینکه چون صرفا فیله... چون کف پاش صافه معاف میشه. هاهاهاها

لونا میدونی چرا یه مار نمیتونه سوار قطار بشه؟ اگه گفتی... چون ماره؟ نه. پا نداره سوار بشه؟ نه... چون مار که نمیتونه بلیت بخره. هاهاهاها

لونا میدونی چرا یه مار نمیتونه به جشن تولد بره؟ اگه گفتی... نه اینکه چون ماره ملت ازش میترسن... نه اینکه نمیتونه کادو تولد بگیره... چون دست نداره دست بزنه... هاهاهاها

خیلی خندیدید نه؟ همچین جوکایی از عمو آستریکس بر میادا... تا جوکایی دیگر بدرود.

پ‌ن: غلط کردم بانو لونا.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط آستریکس در 1404/8/7 20:24:41
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!


پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: چهارشنبه 7 آبان 1404 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام کی دلش جوک می خواهد؟

میدونین چرا آلمینیوما زنگ نمیزنن؟ چون شارژ ندارن


میدونی چرا لاکپشت ۱۰۰ سال عمر میکنه؟چون سرش تو لاک خودشه

میدونین چرا تو جعبه میوه ها روزنامه میزارن؟ چون وقتی میوه ها تو انبارن حوصلشون سر نره


فقط یادتون باشه من هر روز اینجا واسه ی شما عزیزان جوک می گذارم خداحافظ لایک و کامنت یادتون نره.
بازنده کسی است که در انتظار معجزه می ماند

تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده سازد

باور کن همه به دنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند

خودت معجزه زندگی خودت باش

محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار

باورهای صحیح خود را تقویت کن

و به سوی موفقیت گام بردار
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 آبان 1404 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من دوباره امدم.

میدونی اگ یه فیل بره بالا درخت چی میشه؟یه فیل از رو زمین کم می شه

میدونید اگه گوگل بمیره به بچه‌هاش چی میرسه؟گوگل ارث

می دونی اگه یه جادوگری که سوار جاروش شده و داره یه مسیری رو طی می کنه، خسته شه چی کار می کنه؟ از جاروش پیاده می شه، سوار طی می شه و یه مسیری رو جارو می کنه.





خداحافظ لیک و کامنت.
بازنده کسی است که در انتظار معجزه می ماند

تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده سازد

باور کن همه به دنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند

خودت معجزه زندگی خودت باش

محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار

باورهای صحیح خود را تقویت کن

و به سوی موفقیت گام بردار
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: دوشنبه 5 آبان 1404 18:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من امد ام با چند جوک دیگه.

می دانی وقتی ماهی ها غذا می خورن چی می شه؟ سفره ماهی می اید جمع اش می کند.

می دانی اگه توی کاسه مسی غذا بخوری چی می شه؟ مسی ناراحت می شه.

می دانی مریخیا به سیب زمینی چی می گن؟ می گن سیب مریخی


خداحافظ لایک و کامنت یاد تون نره.
بازنده کسی است که در انتظار معجزه می ماند

تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده سازد

باور کن همه به دنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند

خودت معجزه زندگی خودت باش

محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار

باورهای صحیح خود را تقویت کن

و به سوی موفقیت گام بردار
پاسخ: جادوگرام
ارسال شده در: یکشنبه 4 آبان 1404 21:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من امده ام با چند جوک بانمک.

می دانی چرا سر نمکدان سوراخ داره؟ برای اینکه نمک ها خفه نشن

می دانی چرا درخت ها جوک نمی گن؟ چون از درخت های بانمک چوب شور درست می کنند

می دانی فلش ها وقتی تعجب می کنند چی میگن؟ میگن واای حجمااام

خب برای امروز کافی است و لایک و کامنت یادتون نره خداحافظ.
بازنده کسی است که در انتظار معجزه می ماند

تا کسی از راه برسد و آرزوهایش را برآورده سازد

باور کن همه به دنبال رسیدن به آرزوهای خودشان هستند

خودت معجزه زندگی خودت باش

محدودیت های ذهنی ات را کنار بگذار

باورهای صحیح خود را تقویت کن

و به سوی موفقیت گام بردار

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.