نام: لرد ولدمورت
تاریخ تولد: ۳۱ دسامبر ۱۹۲۶
گروه: اسلیترین
نژاد: دورگه
چوبدستی: چوب سرخدار، سیزده و نیم اینچ، با مغز پر ققنوس.
پاترونوس: ندارد.
حیوان همراه: نجینی
سمت: رهبر مرگخواران
ویژگیهای ظاهری:لرد ولدمورت ظاهر چندان انسانیای ندارد. پوستی به سفیدی گچ، صورتی کشیده، سوراخهای بینی باریک و مارمانند و چشمانی قرمز دارد. موهایش کاملاً از بین رفتهاند و تغییراتی که سالها استفاده از جادوی سیاه در ظاهرش ایجاد کرده، باعث شده شباهت بسیار کمی به تام ریدل جوان داشته باشد.
اما همیشه اینطور نبوده. تام ریدل در جوانی پسری خوشچهره، مرتب و با موهای مشکی بود و ظاهر و رفتار آرامش باعث میشد بهسادگی اعتماد دیگران را جلب کند. اگر تصویر آن دانشآموز محبوب اسلیترین را کنار لرد ولدمورت امروزی بگذارید، شاید تشخیص اینکه هر دو یک نفرند آسان نباشد.
ویژگیهای شخصیتی:قدرت احتمالاً مهمترین مفهوم در زندگی ولدمورت است. از همان کودکی متوجه شد با دیگران متفاوت است و خیلی زود یاد گرفت از این تفاوت برای ترساندن و کنترل اطرافیانش استفاده کند. با بزرگتر شدنش، تعریف قدرت هم برای او بزرگتر شد. دیگر فقط کافی نبود کسی نتواند به او آسیب بزند. ولدمورت همیشه میخواست بیشتر بداند، بیشتر بتواند و در نهایت از تمام کسانی که ممکن بود مقابلش قرار بگیرند قدرتمندتر باشد.
غرور بسیار زیادی دارد و بهسختی میتواند بپذیرد کسی در زمینهای از او برتر است. شکست را فراموش نمیکند و بخشیدن هم معمولاً یکی از اولین گزینههایش نیست. با این حال برخلاف چیزی که ظاهر امروزیاش نشان میدهد، همیشه برای کنترل دیگران به ترس و شکنجه احتیاج نداشته است. تام ریدل جوان فردی خوشصحبت، مؤدب و بسیار ماهر در تأثیر گذاشتن روی دیگران بود. هنوز هم اگر لازم بداند، ولدمورت میتواند بهجای تهدید مستقیم از همین توانایی استفاده کند.
اعتماد برای او مفهوم محدودی دارد. مرگخواران میتوانند وفادار باشند، مفید باشند یا حتی جایگاه ویژهای نزد او پیدا کنند، اما ولدمورت علاقهای ندارد خودش را محتاج کسی ببیند. از نگاه او نیاز داشتن به دیگری، یعنی بخش کوچکی از کنترل خودت را در اختیار او قرار دادن.
او نگاه بسیار تحقیرآمیزی به ماگلها و ماگلزادهها دارد و بر برتری خون جادویی تأکید میکند. با این حال خودش فرزند مادری جادوگر و پدری ماگل است، موضوعی که علاقه چندانی به یادآوری آن ندارد. ولدمورت به میراث مادری خود و نسبتش با سالازار اسلیترین افتخار میکند و ترجیح داده نام و گذشته پدر ماگلش را همراه با نام «تام ریدل» پشت سر بگذارد.
یکی از معدود چیزهایی که ولدمورت واقعاً از آن میترسد مرگ است. برای کسی که تمام زندگیاش را صرف افزایش قدرت کرده، پذیرفتن اینکه در نهایت نیرویی وجود دارد که همه جادوگران بدون استثنا در برابرش شکست میخورند ساده نیست. علاقه او به جاودانگی و ساخت هورکراکسها نیز از همینجا شکل گرفت.
زندگینامه:تام مارولو ریدل در آخرین روز سال ۱۹۲۶ به دنیا آمد. مادرش، مروپ گانت، از آخرین بازماندگان خاندان گانت و از نوادگان سالازار اسلیترین بود. پدرش، تام ریدل، یک ماگل بود که پیش از تولد فرزندش مروپ را ترک کرد. مروپ مدت کوتاهی پس از زایمان از دنیا رفت و تام دوران کودکیاش را در یک یتیمخانه ماگلی در لندن گذراند.
از همان کودکی مشخص بود که تام شبیه بقیه نیست. بدون اینکه بداند جادو چیست میتوانست اشیا را حرکت دهد، حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد و برای ترساندن یا آزار بچههای دیگر از تواناییهایش استفاده کند. حتی عادت داشت بعضی وسایل قربانیهایش را بهعنوان یادگاری نگه دارد. نخستین کسی که ماهیت واقعی تواناییهایش را برایش توضیح داد آلبوس دامبلدور بود؛ کسی که برای تحویل نامه هاگوارتز به یتیمخانه آمد.
تام در هاگوارتز وارد گروه اسلیترین شد و خیلی زود به یکی از درخشانترین دانشآموزان مدرسه تبدیل شد. باهوش، بااستعداد و مورد علاقه بسیاری از استادان بود و در همان سالها شروع به تحقیق درباره گذشته خانوادهاش کرد. این جستوجو در نهایت او را به خاندان گانت، سالازار اسلیترین و تالار اسرار رساند.
کشف اینکه پدرش یک ماگل بوده چیزی نبود که تام با علاقه بپذیرد. او بیش از پیش خودش را با میراث اسلیترینیاش تعریف کرد، نام پدرش را کنار گذاشت و هویت جدیدی برای خودش ساخت: لرد ولدمورت.
پس از پایان هاگوارتز، ولدمورت سالها به جستوجوی جادوهای ناشناخته و ممنوعه پرداخت. ظاهرش به مرور تغییر کرد و جادویش قدرتمندتر شد. در همین دوران گروهی از جادوگران را به دور خود جمع کرد که بعدها با نام مرگخواران شناخته شدند.
ولدمورت اکنون رهبر مرگخواران است و اعضای این گروه مستقیماً تحت فرمان او فعالیت میکنند. مأموریتها، برنامهها و تصمیمهای اصلی مرگخواران در نهایت به او میرسد و معمولاً انتظار دارد دستوراتش بدون سؤال اجرا شوند.
هدفهای ولدمورت در طول سالها تغییر کردهاند، اما یک چیز تقریباً همیشه ثابت مانده است: میل او به قدرت. قدرت جادویی، قدرت بر دیگران و در نهایت قدرت بر چیزی که هیچ جادوگری نتوانسته کاملاً از آن فرار کند.
مرگ.
تایید شد.