جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

89 کاربر(ها) آنلاین هستند (69 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
86 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

صندوق‌های رأی باز است

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

روز رأی‌گیری

۱۵ و ۱۶ مهر

از میان سه نامزد نهایی، وزیر بعدی سحر و جادو را انتخاب کنید.

ورود به صندوق رأی
  • ۳پوستر انتخاباتی دابی

    دابی

  • ۵پوستر انتخاباتی سیبل تریلانی

    سیبل تریلانی

    به نفعش انصراف دادند

    • مرلین
    • تلما هلمز
  • ۶پوستر انتخاباتی پرنتیس گاتو

    پرنتیس گاتو

    به نفعش انصراف دادند

    • هوریس اسلاگهورن
    • نیکلاس فلامل

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 3 کاربر مهمان
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دیروز ساعت 15:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام: دنیلا داولیش

رده‌ی خونی: دورگه؛ پدری اصیل و مادری ماگل‌زاده. با این وجود، دنیلا علاقه‌ای به صحبت کردن درباره‌ی این موضوع نداره.

گروه هاگوارتز: گریفیندور

جبهه: مرگخوار؛ خونواده‌اش مخالف سرسخت لرد سیاه بودن، ولی دنیلا دقیقاً خلاف اون‌ها فکر می‌کرد. البته شاید یه بخشیش هم فقط برای این بود که با والدینش مخالفت کنه...

حیوان خانگی: یه مرغ مینا به اسم «قارو». پرنده‌ای باهوش، فضول و البته زبون‌دراز که عاشق تقلید صدای آدم‌های اطرافشه و گاهی هم چیزهایی رو تکرار می‌کنه که دنیلا اصلاً دوست نداره بقیه بشنون.

ویژگی‌های ظاهری: دنیلا دختری نسبتاً ظریف و کوچیک‌جثه‌ست. موهای تیره‌اش تا بالای شونه‌هاش می‌رسه و معمولاً بدون اینکه خیلی برای مرتب کردنشون تلاش کنه، دور صورتش ریختن. چشم‌های تیره و درشتش بیشتر از هرچیزی توی صورتش به چشم میان. معمولاً آروم و خونسرده و لباس‌های ساده و تیره رو ترجیح میده؛ کلاً پوشش چیز چندان مهمی براش نیست.

ویژگی‌های شخصیتی: دنیلا آدم نسبتاً واقع‌بینیه و به این راحتی‌ها شوکه نمی‌شه یا احساساتش فوران نمی‌کنه. ظاهرش اعتمادبه‌نفس داره، ولی ته وجودش هنوز همون دختربچه‌ایه که فکر می‌کنه کافی نیست. از اینکه ضعیف یا شکننده به نظر برسه متنفره، برای همین حتی وقتی چیزی ناراحتش می‌کنه، سعی می‌کنه طوری رفتار کنه که انگار اصلاً براش مهم نیست.

البته دنیلا یه مشکل کوچیک هم داره... حسادت. نه از اون مدل‌های خیلی ضایع، بلکه از نوع پنهانش. ولی اگه کسی نمره‌ی بهتری بگیره، بیشتر مورد توجه قرار بگیره، چیز قشنگ‌تری داشته باشه یا حتی الکی ازش تعریف بشه، ممکنه دنیلا یه‌دفعه خیلی ساکت بشه. حتی گاهی به چیزهایی حسادت می‌کنه که خودش هم نمی‌فهمه دقیقاً چرا باید بهشون حسودی کنه. بدتر اینکه خودش از حسود به نظر رسیدن بدش میاد، پس معمولاً سعی می‌کنه همه‌چیز رو با یک جمله‌ی «مگه چی‌شده که من بخوام بهش حسادت کنم؟» جمع کنه.

زندگی‌نامه: دنیلا توی خونواده‌ای بزرگ شد که «بهترین بودن» انتخاب نبود؛ یه جور اجبار بود. والدینش از بچه‌هاشون انتظار زیادی داشتن و برادر دنیلا، «ادوین»، معمولاً همون کسی بود که این انتظارات رو برآورده می‌کرد. ادوین فقط دو سال از دنیلا بزرگ‌تر بود، ولی مقایسه شدن با اون از همون بچگی بخشی از زندگی دنیلا شد.

وقتی ادوین موفق می‌شد، تشویقش می‌کردن؛ ولی دنیلا باید عالی می‌بود. با وجود تمام تلاش‌هاش، هیچ‌وقت بهترین جادوآموز، بهترین ساحره، بهترین دوست یا حتی بهترین فرزند نشد. هیچ‌کس مستقیم بهش نگفته بود «بی‌عرضه‌ای»، ولی رفتار همه باعث شده بود خودش کم‌کم همین حس رو پیدا کنه.

بعد از فارغ‌التحصیلی از هاگوارتز، مثل تموم اعضای خانواده‌اش توی وزارت سحر و جادو استخدام شد. ولی طولی نکشید که از این انتخاب پشیمون شد و تصمیم گرفت که این بار برخلاف انتظارات والدینش عمل کنه. اما نتیجه‌ی این کار، ناامیدی خانواده‌اش شد.
هیچ چیز بعد از اون روز مثل سابق نشد و والدینش اون رو نبخشیدن؛ و دنیلا زندگی مستقل خودش رو آغاز کرد.

حالا دنیلا ۲۲ سالشه، ولی گذشته هنوز ولش نکرده. هر موفقیتی که بقیه به دست میارن، حتی چیزهای کوچیکی که شاید برای یه آدم معمولی اصلاً مهم نباشه، می‌تونه دوباره اون حس ناکافی بودن رو توی وجودش زنده کنه. دنیلا به خیلی چیزها حسادت می‌کنه؛ حتی چیزهایی که خودش هم می‌دونه ارزش حسادت کردن ندارن. فقط ترجیح میده هیچ‌کس نفهمه.


شناسه‌ی قبلی: @تلما هلمز



@دنیلا داولیش
تایید شد.
ویرایش شده توسط دنیلا داولیش در 1405/7/15 16:16:15
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1405/7/15 16:18:59
جدیداً خیلی دنبالمی...
نکنه بهم حسودیت می‌شه؟
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 مهر 1405 00:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

@مورفین گانت

یه پست زدی هر دو خط یه بار این سیبیل ما رو آتیش زدی! 70 تا نوتیف اومد. اصلا فرستنده نوتیفم سوخت! من خیکی زشت سیبیلو بود؟ من تهش سیبیلو بودم. اونم وسیله کسب و کار و اتصاله.
دسترسیتو دادم ولی چون حرف از گروه نزدی دسترسی گروهو فعلا ندادم. اونم اگر خواستی باز سیبیل ما رو آتیش بزن نوتیفش بیاد دسترسی رو بدم.

خوش هم برگشتی!


عه! گروه دل‌بخواهیه؟! یعنی لازم نیست استخونام تا ابد تو اسلیترین بمونه و بپوسه؟! خب پس از اونجایی که من نواده‌‌ی اصیل عله‌پاتر کبیرم لطفا دسترسی گروه مدیرانو بهم بدین.
چت‌باکس کو سیبیل؟ دسترسی چت‌باکسم بدین و به نفعتونه که چت‌باکس حذف نشده باشه وگرنه کل سایتو چت‌باکس می‌کنم.

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1405 13:37
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نام: لرد ولدمورت

تاریخ تولد: ۳۱ دسامبر ۱۹۲۶

گروه: اسلیترین

نژاد: دورگه

چوبدستی: چوب سرخدار، سیزده و نیم اینچ، با مغز پر ققنوس.

پاترونوس: ندارد.

حیوان همراه: نجینی

سمت: رهبر مرگخواران


ویژگی‌های ظاهری:

لرد ولدمورت ظاهر چندان انسانی‌ای ندارد. پوستی به سفیدی گچ، صورتی کشیده، سوراخ‌های بینی باریک و مارمانند و چشمانی قرمز دارد. موهایش کاملاً از بین رفته‌اند و تغییراتی که سال‌ها استفاده از جادوی سیاه در ظاهرش ایجاد کرده، باعث شده شباهت بسیار کمی به تام ریدل جوان داشته باشد.

اما همیشه این‌طور نبوده. تام ریدل در جوانی پسری خوش‌چهره، مرتب و با موهای مشکی بود و ظاهر و رفتار آرامش باعث می‌شد به‌سادگی اعتماد دیگران را جلب کند. اگر تصویر آن دانش‌آموز محبوب اسلیترین را کنار لرد ولدمورت امروزی بگذارید، شاید تشخیص اینکه هر دو یک نفرند آسان نباشد.


ویژگی‌های شخصیتی:

قدرت احتمالاً مهم‌ترین مفهوم در زندگی ولدمورت است. از همان کودکی متوجه شد با دیگران متفاوت است و خیلی زود یاد گرفت از این تفاوت برای ترساندن و کنترل اطرافیانش استفاده کند. با بزرگ‌تر شدنش، تعریف قدرت هم برای او بزرگ‌تر شد. دیگر فقط کافی نبود کسی نتواند به او آسیب بزند. ولدمورت همیشه می‌خواست بیشتر بداند، بیشتر بتواند و در نهایت از تمام کسانی که ممکن بود مقابلش قرار بگیرند قدرتمندتر باشد.

غرور بسیار زیادی دارد و به‌سختی می‌تواند بپذیرد کسی در زمینه‌ای از او برتر است. شکست را فراموش نمی‌کند و بخشیدن هم معمولاً یکی از اولین گزینه‌هایش نیست. با این حال برخلاف چیزی که ظاهر امروزی‌اش نشان می‌دهد، همیشه برای کنترل دیگران به ترس و شکنجه احتیاج نداشته است. تام ریدل جوان فردی خوش‌صحبت، مؤدب و بسیار ماهر در تأثیر گذاشتن روی دیگران بود. هنوز هم اگر لازم بداند، ولدمورت می‌تواند به‌جای تهدید مستقیم از همین توانایی استفاده کند.

اعتماد برای او مفهوم محدودی دارد. مرگخواران می‌توانند وفادار باشند، مفید باشند یا حتی جایگاه ویژه‌ای نزد او پیدا کنند، اما ولدمورت علاقه‌ای ندارد خودش را محتاج کسی ببیند. از نگاه او نیاز داشتن به دیگری، یعنی بخش کوچکی از کنترل خودت را در اختیار او قرار دادن.

او نگاه بسیار تحقیرآمیزی به ماگل‌ها و ماگل‌زاده‌ها دارد و بر برتری خون جادویی تأکید می‌کند. با این حال خودش فرزند مادری جادوگر و پدری ماگل است، موضوعی که علاقه چندانی به یادآوری آن ندارد. ولدمورت به میراث مادری خود و نسبتش با سالازار اسلیترین افتخار می‌کند و ترجیح داده نام و گذشته پدر ماگلش را همراه با نام «تام ریدل» پشت سر بگذارد.

یکی از معدود چیزهایی که ولدمورت واقعاً از آن می‌ترسد مرگ است. برای کسی که تمام زندگی‌اش را صرف افزایش قدرت کرده، پذیرفتن اینکه در نهایت نیرویی وجود دارد که همه جادوگران بدون استثنا در برابرش شکست می‌خورند ساده نیست. علاقه او به جاودانگی و ساخت هورکراکس‌ها نیز از همین‌جا شکل گرفت.


زندگی‌نامه:

تام مارولو ریدل در آخرین روز سال ۱۹۲۶ به دنیا آمد. مادرش، مروپ گانت، از آخرین بازماندگان خاندان گانت و از نوادگان سالازار اسلیترین بود. پدرش، تام ریدل، یک ماگل بود که پیش از تولد فرزندش مروپ را ترک کرد. مروپ مدت کوتاهی پس از زایمان از دنیا رفت و تام دوران کودکی‌اش را در یک یتیم‌خانه ماگلی در لندن گذراند.

از همان کودکی مشخص بود که تام شبیه بقیه نیست. بدون اینکه بداند جادو چیست می‌توانست اشیا را حرکت دهد، حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد و برای ترساندن یا آزار بچه‌های دیگر از توانایی‌هایش استفاده کند. حتی عادت داشت بعضی وسایل قربانی‌هایش را به‌عنوان یادگاری نگه دارد. نخستین کسی که ماهیت واقعی توانایی‌هایش را برایش توضیح داد آلبوس دامبلدور بود؛ کسی که برای تحویل نامه هاگوارتز به یتیم‌خانه آمد.

تام در هاگوارتز وارد گروه اسلیترین شد و خیلی زود به یکی از درخشان‌ترین دانش‌آموزان مدرسه تبدیل شد. باهوش، بااستعداد و مورد علاقه بسیاری از استادان بود و در همان سال‌ها شروع به تحقیق درباره گذشته خانواده‌اش کرد. این جست‌وجو در نهایت او را به خاندان گانت، سالازار اسلیترین و تالار اسرار رساند.

کشف اینکه پدرش یک ماگل بوده چیزی نبود که تام با علاقه بپذیرد. او بیش از پیش خودش را با میراث اسلیترینی‌اش تعریف کرد، نام پدرش را کنار گذاشت و هویت جدیدی برای خودش ساخت: لرد ولدمورت.

پس از پایان هاگوارتز، ولدمورت سال‌ها به جست‌وجوی جادوهای ناشناخته و ممنوعه پرداخت. ظاهرش به مرور تغییر کرد و جادویش قدرتمندتر شد. در همین دوران گروهی از جادوگران را به دور خود جمع کرد که بعدها با نام مرگخواران شناخته شدند.

ولدمورت اکنون رهبر مرگخواران است و اعضای این گروه مستقیماً تحت فرمان او فعالیت می‌کنند. مأموریت‌ها، برنامه‌ها و تصمیم‌های اصلی مرگخواران در نهایت به او می‌رسد و معمولاً انتظار دارد دستوراتش بدون سؤال اجرا شوند.

هدف‌های ولدمورت در طول سال‌ها تغییر کرده‌اند، اما یک چیز تقریباً همیشه ثابت مانده است: میل او به قدرت. قدرت جادویی، قدرت بر دیگران و در نهایت قدرت بر چیزی که هیچ جادوگری نتوانسته کاملاً از آن فرار کند.

مرگ.


تایید شد.
ویرایش شده توسط دولورس آمبریج در 1405/7/13 13:54:53
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1405 01:13
نمایش جزئیات
آفلاین
گریک اولیوندر:

شغل: صاحب و وارث کسب و کارِ چوبدستی‌سازی و فروشگاه چوبدستیِ اولیوندر
گروه: ریونکلاو
اصالت: دورگه

صاحب مغازه اولیوندر و سازنده بهترین چوبدستی های دنیا.

تقریبا همه توی انگلستان و خیلی از جادوگران خارجی
او را میشناسند. خانواده های متعددی نسل اندر نسل چوبدستی هایشان را از این مغازه و شاید از پدر او، یا از خود او گرفته اند.

جالب اینجاست که چوبدستی های هردوی ولدمورت و هری پاتر را خودِ گریک به آنها فروخته است، و این دو چوبدستی هردو ریشه‌ی پر ققنوس از یک ققنوسِ واحد دارند. همین باعث ارتباط بخصوصِ چوبدستی های هری و ولدمورت است.

به عقیده‌ی آقای اولیوندر، از آنجایی که ولدمورت کارهای بزرگی کرد("درسته، کاهای وحشتناکی کرد، ولی کار های بزرگی بودند") پس از هری هم میشد انتظار کار های بزرگ داشت.

آقای اولیوندر انسان بی آزار و مهربان و ساکت و حدودا تودار و پیچیده‌ایست.
عمر طولانی‌اش را صرف و وقف ساختن هرچه بهتر و عالی‌تر چوبدستی هایش کرد و معتقد بود چوبدستی‌‌ارشد(elder wand) واقعی است و سعی میکرد چوبدستی‌هایی که میسازد از جهت قدرت و دقیق بودن به آن نزدیک شوند.

آقای اولیوندر معتقد بود این جادوگر نیست که چوبدستی را انتخاب میکند، بلکه چوبدستی خودش صاحبش را برمیگزیند. گاهی اوقات به‌گونه‌ای یک چوبدستی را به گوشش نزدیک میکرد و گوش میداد که انگار منتظر بود حرف بزند. از اینجا بر می‌آید که اولیوندر معتقد بود که چوبدستی درجه‌ای از فهم و شعور را در حد خودش دارد.

انسان جالبی‌است.
جا دارد بیشتر راجع به زندگی و گذشته‌اش بدانیم و ببینیم و بشنویم.
بعلاوه با آن ذهن فوق العاده‌ای که او داشت، باید منتظر کار‌های جدیدتر و چوبدستی‌های خلاقانه‌تر، دقیق‌تر و قوی‌تر میبودیم.


@گریک الیواندر
تایید شد.
یادت باشه هر وقت خواستی می‌تونی برگردی و نکات بیشتری اضافه کنی.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/13 1:48:16
l "The Wand chooses the Wizard, Mr. Potter. " l


Me-
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1405 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
من می‌خواستم برم گفتگو با مدیران ولی ترسیدم گم بشم و از طرفی هم بچه‌های بالا گفتن که اگه دسترسیاتو میخوای باید بیای معرفی شخصیت کنی.

لذا ابتدا برای بار ان میلیونم شخصیت خودم را تحت عنوان مورفین گانت فرزند ماروولو به شماره شناسنامه‌ی ۶۶۶ صادره از بخش سالازارآباد لیتل‌هنگلتون معرفی می‌کنم و سپس آنچه از وقایع ناگواری که در جزایر بالاک بر من رفت را شرح داده و طبق دستور مدیران محترم سایت اقدامات برخی افراد معلوم‌الحال را گزارش می‌نمایم.

اینجانب داشتم نان و ماستم را می‌خوردم که عده‌ای نابکار کت و کول مرا بسته و بنده را به جزایر بالاک تبعید نمودند. اینجانب به مدت یک سال در جزایر جز نارگیل و اسطخودوس غذایی برای ادامه‌ی حیات نمی‌یافتم و تنها دوستم یک توپ کوافل بود که با خونم برایش چشم و دهن کشیده بودم و متاسفانه در طوفان ۳ ماه پیش بادش خالی شده و غرق شد.
اما با وجود شرایط اسف‌باری که داشتم ناگهان امید درخشیدن گرفت و هوریس سیبیل که داشت با کشتی خصوصی کلوپ اسلاگهورن از آنجا رد میشد مرا دید و نجاتم داد تا بیایم و وزیر شوم و مملکت را نجات دهم ولی متاسفانه یک هفته‌ای در برنامه‌ی سفر تاخیر ایجاد شد و الان که رسیدم دیدم ثبت‌نام وزارت تمام شده فلذا نمی‌توانم ثبت‌نام کنم، پس امیدی هم به نجات مملکت نیست و ارزش گالیونتان روزبه‌روز بیش‌تر سقوط خواهد کرد. حالا شاید اگر سیبل تریلانی که به طرز عجیبی برخلاف دوران دانش‌آموزیش که یک دختر خیکی و زشت و سیبیلو بود، خوشگل شده، رای بیاورد بتواند سرعت سقوطتان را کم کند ولی سقوط حتمی است چون آن همه ورد و جادوی جوانی باز هم نتوانسته سبیل آن عجوزه‌ی پیر را حذف کند و اصلا سیبل سیبیل زمان دانش‌آموزی ما معروف بود و اصلا هوریس از سیبل یاد گرفت چجوری سیبیل بگذارد.

خلاصه که از بحث اصلی دور نشویم. من در مدتی که در جزایر بالاک بودم تنها به جغدخانه‌ای بی‌جغد دسترسی داشتم که لاطائلاتی به شرح زیر بر دیوارش نقش بسته بود که از بیکاری حفظش کردم و حالا آمده‌ام تا به متن این دستور عمل کنم.

عنوان این متن بود: امنیت شما در جغدخانه

و توضیحش این بود:

نقل قول:
بخش پیام شخصی در جادوگران برای ایجاد ارتباط سالم میان کاربران با تمام رده‌های سنی طراحی شده است. گفت‌وگوهای خصوصی شما محترم و محرمانه‌اند، اما اگر کاربری رفتاری داشت که باعث ناراحتی، فشار، یا احساس ناامنی شما شد، حتماً آن را به مدیریت گزارش دهید.


بله. کاربری رفتاری داشت که باعث ناراحتی، فشار، یا احساس ناامنی من شد که آمده‌ام تا آن را به مدیریت گزارش دهم.

نقل قول:
در صورت دریافت گزارش، تیم مدیریت می‌تواند برای بررسی و حفظ امنیت کاربران، محتوای گفتگو را بررسی کند. این گزارش‌ها کاملاً محرمانه باقی می‌مانند و هویت گزارش‌دهنده محفوظ خواهد شد.


نیازی نیست. خودم پیامشو همینجا کپی می‌کنم.

نقل قول:
اگر کسی از شما درخواست اطلاعات شخصی، عکس، راه ارتباطی خارج از سایت (مثل تلگرام یا اینستاگرام)، یا از شما خواست موضوعی را «بین خودتان نگه دارید»، بهتر است محتاط باشید و در صورت احساس ناراحتی گزارش کنید.


آخرین ارتباط خارج از سایت من با این ملعون برمی‌گردد به زمان یاهومسنجر که البته همان موقع هم احساس ناراحتی در لوزالمعده‌ام داشتم آقای مدیر! صبح‌ها هم که بیدار می‌شوم تا نیم ساعت سرم ذق‌ذق می‌کند. طبیعیه؟

نقل قول:
لازم نیست مطمئن باشید اتفاق بدی افتاده؛ اگر فقط احساس کردید چیزی درست نیست، همان برای گزارش به مدیریت کافی است.


مطمئن نیستم اتفاق بدی افتاده ولی وقتی یک سال مرا بی‌هیچ گناهی به جزایر بالاک می‌فرستند تا به ثبت‌نام وزارت نرسم تا کودتای ننگینشان را ادامه دهند احساس می‌کنم چیزی درست نیست.

نقل قول:
هر عضوی (فارغ از دستاوردها یا سوابقش در سایت) که با ایجاد مزاحمت برای دیگر کاربران از این بخش سوءاستفاده کند، از ادامه‌ی فعالیت در سایت جادوگران منع خواهد شد.

حفظ امنیت، آرامش و احترام شما در جادوگران اولویت ماست.


خیلی ممنونم از اولویت شما. پس لطفا ادامه‌ی فعالیت مدیران دلورس آمبریج و کورنلیوس فاج را فارغ از دستاوردها و سوابقشان در سایت به استناد پیام زیر که از طرف دلوی مزاحم به جغدخانه‌ی من ارسال شده و پیام بعدیش از فاج خائن، منع نمایید.

نقل قول:
مورفین عزیز؛
دسترسی های شما از ایفای نقش جادوگران، به دلیل عدم فعالیت و عدم حضور در سایت گرفته شد. اگر روزی برگشتی و خواستی فعالیتت رو از سر بگیری، فقط کافیه معرفی شخصیتت رو توی تاپیک معرفی شخصیت بفرستی تا دوباره دسترسی هاتو بهت برگردونم.


می‌بینید چطور مسخره‌ام می‌کند؟! مرا فرستاده بالاک بعد می‌گوید بیا در معرفی شخصیت پست بزن! من حتی به تماس با ما دسترسی نداشتم! اگر هوریس از آنجا رد نمیشد و نجاتم نمی‌داد ممکن بود یک ممد پاتر شخصیت مورفین را بگیرد و محفلی و فعال مبارزه با چیز بشود! آن هم با شخصیت مورفین! :بغض:

این هم پیام فاج ملعون که طبق معمول نقش پلیس خوب رو بازی می‌کند خائن خنجر از پشت‌زنِ حزب بادِ همیشه همدست دلو!:

نقل قول:
درود بر چیزکشِ اعظم!

پیام دادم یه عذرخواهی بکنم که به اشتباه شناسه‌ت رو بسته بودن به جای این که دسترسیت رو از ایفا بگیرن.
البته کسی چه می‌داند، شاید دوباره یه بارِ مورفین آورده بودین و گرفتنتون!
دانگ هم همچنان سلام می‌رسونه!


می‌بینید؟!
اعتراف از این واضح‌تر؟!
سند از این محکم‌تر؟!
به جای گرفتن دسترسی به اشتبااااااااااه فرستادیمت بالاک تا به ثبت‌نام وزارت نرسی و بتونیم مملکتو هاپولی کنیم!

لذا با توجه به شواهد و قرائن از محضر مدیریت محترم درخواست اشد مجازات برای این دو ملعون معلوم‌الحال را دارم. با تشکر

ویرایش:
الان دیدم زیر اسمم به جای دسترسی نوشته ماگل! :بغض:
ای بلاکش مورفین! :گریه:
کجایی سالازار که ببینی به تنها نواده‌ی ذکور اصیلت انگ ماگل چسبوندن! :گریه‌ی شدید مورفین و حضار:

-------
@مورفین گانت

یه پست زدی هر دو خط یه بار این سیبیل ما رو آتیش زدی! 70 تا نوتیف اومد. اصلا فرستنده نوتیفم سوخت! من خیکی زشت سیبیلو بود؟ من تهش سیبیلو بودم. اونم وسیله کسب و کار و اتصاله.
دسترسیتو دادم ولی چون حرف از گروه نزدی دسترسی گروهو فعلا ندادم. اونم اگر خواستی باز سیبیل ما رو آتیش بزن نوتیفش بیاد دسترسی رو بدم.

خوش هم برگشتی!
ویرایش شده توسط سیبل تریلانی در 1405/7/13 1:01:35

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 20:27
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آملیا سوزان بونز

پاترونوس: روباه

بوگارت: مرگ عزیزانش.
آملیا بیشتر از مرگ خودش، از دست دادن آدم‌هایی که دوستشون داره می‌ترسه. اگه با بوگارتش روبه‌رو بشه، احتمالاً یکی از اعضای خانواده یا آدم‌های نزدیکش رو می‌بینه که مرده. چیزی که این صحنه رو براش سخت‌تر می‌کنه اینه که شاید احساس کنه می‌تونسته جلوی اتفاق رو بگیره ولی نتونسته.

حیوان خانگی: حیوان خانگی نداره.
نه اینکه از حیوانات خوشش نیاد؛ اتفاقاً دوستشون داره، ولی با توجه به کار و مسئولیت‌هایی که داره، فکر می‌کنه نگهداری از یه حیوان ممکنه براش سخت باشه. ترجیح می‌ده وقتی مسئولیت یه موجود زنده رو قبول می‌کنه، واقعاً بتونه بهش رسیدگی کنه.

سرگرمی‌ها و علایق:
آملیا از اون آدم‌هایی نیست که فقط برای پر کردن وقتش دنبال سرگرمی باشه. بیشتر چیزهایی رو دوست داره که یا چیزی بهش یاد بدن یا ذهنش رو درگیر کنن.
کتاب خوندن، مخصوصاً دربارهٔ تاریخ جادو و قوانین جادویی، یکی از علاقه‌های اصلیشه. به تحقیق کردن هم خیلی علاقه داره و اگه موضوعی ذهنش رو درگیر کنه، ممکنه ساعت‌ها دنبال اطلاعات مختلف بگرده تا بالاخره به جواب برسه.
حل معما و پرونده‌های پیچیده، یاد گرفتن چیزهای جدید، نجوم و تماشای آسمون هم جزو علاقه‌هاشه.
از طرف دیگه، گفت‌وگوهای طولانی با آدم‌هایی که دوستشون داره رو هم خیلی دوست داره؛ مخصوصاً وقتی بحثی باشه که مجبورش کنه از زاویهٔ دیگه‌ای به یه موضوع نگاه کنه.

اجتناب و تنفرات:
آملیا از دروغ و تظاهر خیلی بدش میاد. همین‌طور از آدم‌هایی که بدون اینکه اطلاعات کافی داشته باشن، خیلی راحت دربارهٔ بقیه قضاوت می‌کنن.
آدم‌های متعصب هم معمولاً جزو کسانی هستن که ترجیح می‌ده ازشون فاصله بگیره؛ مخصوصاً افرادی که حتی وقتی با دلیل و مدرک روبه‌رو می‌شن، باز هم حاضر نیستن نظرشون رو تغییر بدن.
خودش سعی می‌کنه قبل از قضاوت کردن دربارهٔ یه نفر، همهٔ جوانب قضیه رو بررسی کنه. البته گاهی همین موضوع باعث می‌شه زیادی فکر کنه و یه مسئلهٔ ساده رو بیشتر از چیزی که هست پیچیده کنه.
از طرف دیگه، آملیا چندان با وابستگی شدید عاطفی راحت نیست. برای خودش استقلال خیلی مهمه و دوست داره آدم‌های نزدیکش هم شخصیت و زندگی مستقل خودشون رو داشته باشن.

ویژگی‌های شخصیتی:
آملیا آدم دقیق، کنجکاو و مستقلیه و یه مقدار هم کمال‌گراست.
قبل از اینکه دربارهٔ چیزی تصمیم بگیره، معمولاً سعی می‌کنه از چند زاویه بررسیش کنه. برای همین ممکنه بعضی وقت‌ها زیادی فکر کنه و تصمیم گرفتن براش طول بکشه.
خیلی به استقلال فکری اهمیت می‌ده. اگه همهٔ اطرافیانش یه نظر داشته باشن ولی خودش احساس کنه یه جای کار می‌لنگه، صرفاً برای اینکه با بقیه هماهنگ باشه نظرش رو عوض نمی‌کنه.
با اینکه آدم منطقی‌ایه، احساساتش هم قویه؛ فقط خیلی راحت اون‌ها رو به بقیه نشون نمی‌ده. اگه به کسی اعتماد کنه، اون شخص براش واقعاً مهم می‌شه و در مواقع سخت پشتش می‌ایسته.

ویژگی‌های ظاهری:
آملیا ظاهر مرتب و نسبتاً رسمی‌ای داره و معمولاً لباس‌هایی می‌پوشه که ساده و شیک باشن. علاقه‌ای نداره با ظاهرش توجه زیادی جلب کنه.
چهره‌اش جدی و نگاهش نسبتاً نافذه. وقتی کسی باهاش صحبت می‌کنه، معمولاً با دقت گوش می‌ده و حواسش به جزئیات حرف‌های طرف مقابله.
یه عادت خاصش هم اینه که اگه وسط حرف‌های کسی متوجه یه تناقض بشه، معمولاً همون لحظه چیزی نمی‌گه. چند لحظه صبر می‌کنه و بعد یه سؤال خیلی دقیق می‌پرسه؛ طوری که طرف مقابل بفهمه آملیا از همون اول متوجه موضوع شده بوده.
در نگاه اول ممکنه کمی جدی، سخت‌گیر یا حتی سرد به نظر بیاد، ولی آدم‌هایی که خوب می‌شناسنش می‌دونن که در واقع نسبت به آدم‌های مورد علاقه‌اش خیلی عاطفی و حمایتگره.


@آملیا سوزان بونز
تایید شد.
یادت باشه هر وقت خواستی می‌تونی برگردی و نکات بیشتری اضافه کنی.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/12 21:21:52
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 20:22
نمایش جزئیات
آفلاین

حتما! 
پس این دفعه من این رو جوری نوشتن می‌شم که انگار خودت این شعر رو سرودن کردی.

از کهکشان اومدن شد زمین بی بال پرواز
مثل شهاب اومدن شد از آسمون با یه راز

برداشتن کرد اون بچه رو بعد شدن شد قصه‌مون آغاز
رابستن

تو شهر چرخیدن می‎شه و ایسگا شدن می‎شه با یه اشاره
توی فضایی احمق بودن هم نظیر نداشتن می‌شه

شوخ و احمق، کند و آبی، ضعیف و ترسو
رابستن

اگر خواستن می‎شی که بازم احمقانه‌تر نوشتن بشم، بهم گفتن شو.

سلام کردن می‌شم. ⁦⁩ من دوباره برگشتن شدم. از شعری که براتون نوشتن کردم خوشتون اومدن شد؟ همه‌ش کار خودم بودن شد. این مدت که نبودن شدم روی نوشتن شعر و داستان کلی کار کردن شدم.

دلتون برام تنگ شدن شده نه؟ مطمئن هستن می‌شم که شدن شده. مگه شدن می‌شه که کسی برای این فضایی کله‌کدو دلش تنگ نشدن بشه. این مدتی که نبودن شدم چیکارا کردن شدین؟ به من فکر کردن می‌شدین نه؟ حق داشتن می‌شین. حتما با خودتون گفتن می‌شین که این مدت که رابستن نبود می‌شده، داشتن می‌شده چیکار کردن می‌شده نه؟ باید بهتون گفتن بشم که هیچ‌کار. همون کارهایی که قبلا کردن می‌شدم. بهترین پدر دنیا بودن. کل وقتم رو صرف بچه گذروندن می‌کردم. کلی با هم سفر کردن شدیم. کلی خاطره ساختن شدیم. واقعا دوست داشتن می‌شم که خاطراتمون رو براتون تعریف کردن بشم. همه‌جور خاطره‌ای بودن می‌شه ولی اینجا وقت کم بودن می‌شه. حتما سر وقت این کار رو کردن می‌شم.

حس کردن می‌شم که برای الآن کافی بودن می‌شه. مراقب خودتون بودن بشین. ⁦⁩ 

@رابستن لسترنج 

تایید شدن کردم. خوش برگشتن شدی. ⁦⁩

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/12 21:10:36
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/12 21:24:15
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 12 مهر 1405 18:14
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :گودریک
نام خانوادگی :گریفیندور
کارهای مهم :جزو چهار بنیانگذار هاگوارتز
سلاح:شمشیر گریفیندور
قابلیت های سلاح:هر چیزی که قوی ترش کند جذب می‌کند
گروه:گریفیندور
(همچنین کلاه گروه بندی متعلق به گودریک گریفیندور بوده است)
بزگترین نقطه قوت:گودریک بیش از هر چیز به شجاعت، دلیری، جسارت، جوانمردی و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی اهمیت می‌داد.
از جمله کارهای او می‌توان به مخالفت با اسلیترین در باره با اینکه خانواده های جادویی ارجعیت دارند به افراد ماگل زاده بود که این اختلاف به جایی رسید که موجب شد که سالازار اسلیترین هاگوارتز را ترک کند
در بازه شمشیر او نیز می‌توان گفت که جنس آن ار نقره است و بر دسته آن سنگ هایی وجود دارد د هر چه را که باعث قویتر شدن آن بشود جذب می‌کند
او همچنین یک دوئل گر بسیار ماهر بود
کلاه گروه‌بندی نیز مطعلق به گریفیندور بوده است که به دلیل پیر شدن موسسان برای گروه بندی و انجام جادو خاصی بر کلاه موجب شد که مراسم کلاه گروه‌بندی ایجاد شود و کلاه بر سر فرد گذاشته شود تا او را به گروه مناسب هدایت کند


---
@Qazwsxedc
این شناسه چند روز پیش توسط ایشون گرفته شده، بنابراین لطفاً یک شخصیت دیگه از بین شخصیت‌های گرفته‌نشده انتخاب کن.
و جهت یاداوری، به این نکته توجه کن که شخصیت‌هایی گرفته‌شده محسوب می‌شن که «لینک‌دار» شده باشن و ستاره و توضیحات جلوی اون‌ها (در صورت وجود) قهوه‌ای شده باشه. همون‌طور که می‌بینی، بیشتر شخصیت‌ها هنوز خالی هستن؛ البته ممکنه بعضی شخصیت‌ها، مثل گودریک گریفیندور، به‌تازگی گرفته شده باشن و هنوز فرصت ویرایش لیست پیش نیومده باشه.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط آدنا دنیس در 1405/7/12 18:47:25
ویرایش شده توسط آدنا دنیس در 1405/7/12 20:48:19
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1405 10:14
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :مالی ویزلی (نام پیش از ازدواج: پروئت / Prewett)

تاریخ تولد: ۳۰ اکتبر ۱۹۵۰

خواهر و برادر:گیدئون پروئت (Gideon Prewett)، فابین پروئت (Fabian Prewett)

همسر:آرتور ویزلی (Arthur Weasley)

فرزندان: بیل، چارلی، پرسی، فرد، جرج، رونالد، و جینی ویزلی.

پاترونوس:یک گوسفند (نمادِ مهربانی، محافظت از گله و خلوص)

گروه: گریفیندور (Gryffindor)

بوگارت:جسدِ اعضای خانواده‌اش؛ او بزرگترین ترس خود را دیدنِ عزیزانش در وضعیت بی‌جان می‌داند که نشان‌دهنده‌ی عمقِ وابستگی عاطفی اوست.

چوب‌دستی:۱۲ اینچ، چوب گیلاس، هسته قلب اژدها. (چوب گیلاس نشان‌دهنده‌ی قدرتِ درونی و هسته‌ی قلب اژدها بیانگر وفاداری و قدرت طلسم‌های اوست.)

حیوان خانگی: یک گربه خانگی (که در محیطِ شلوغِ خانه، تنها پناهِ آرامِ اوست.)

سرگرمی‌ها و علایق:آشپزیِ جادویی (با استفاده از طلسم‌های خانگی)، بافتنی با میل‌های اتوماتیک، مدیریتِ بی‌نقصِ خانه (با وجودِ هفت فرزند)، مطالعه در مورد تاریخچه‌ی خانواده‌های اصیل، و رسیدگی به باغچه‌ی پر از گیاهان مفید.
اجتناب و تنفرات:تنفر از هرگونه کثیفی و بی‌نظمی در خانه، بیزاری از رفتارهای بی‌پروای دوقلوها که جانشان را به خطر می‌اندازد، تنفر عمیق از جادوی سیاه و کسانی که به ارزش‌های خانواده توهین می‌کنند.
ویژگی‌های شخصیتی:مالی زنی است که در عینِ صبوریِ مادرانه، در مواقعِ حساس دارای اقتداری مثال‌زدنی است. او کمال‌گرا، بسیار وظیفه‌شناس و به شدت وفادار است. قدرتِ کلام و خشمِ او در دفاع از عزیزانش می‌تواند حتی جادوگران تاریک را مرعوب کند. او ترکیبی از یک مدیرِ خانگیِ موفق و یک جنگجویِ نترس در میدانِ نبرد است.
ویژگی‌های ظاهری:قد متوسط، چهره‌ای گرم و صمیمی با کک‌ومک‌های صورت که در لحظاتِ عصبانیت رنگ عوض می‌کند. موهای قرمزِ پرپشت (به سبکِ ویزلی‌ها) که معمولاً با نظمِ خاصی بسته شده‌اند. لباس‌های او همیشه مرتب و کاربردی است، چرا که او همیشه در حالِ مدیریتِ اموری است که نیاز به تحرکِ بالا دارد.

زندگی‌نامه:مالی پروئت پس از ازدواج با آرتور ویزلی، زندگی خود را وقفِ پرورشِ هفت فرزندِ با استعداد کرد. او در دورانِ جنگ‌های جادوگری نه تنها به عنوان یک مادر، بلکه به عنوان یک پشتیبانِ بزرگ برای محفل ققنوس عمل کرد. او در نبردِ هاگوارتز با ایستادن مقابل بلاتریکس لسترنج، شجاعتِ خود را به اثبات رساند و نشان داد که عشقِ مادری، قدرتمندترین جادوی جهان است. او اکنون به عنوانِ بزرگِ خانواده‌ی ویزلی، نمادِ استقامت و عشق در دنیای جادوگری شناخته می‌شود.


@مالی ویزلی
تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی گریفیندور هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/7/11 11:54:38
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 10 مهر 1405 15:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:کتی
نام خانوادگی:کتی بل
پاترونوس:نامعلوم
علاقه مند به پرواز با جارو و همچنین مهاجم تیم گریفیندور در زمان کاپیتان بودن الیور وود،آنجلینا جانسون و هری پاتر
گروه:گریفیندور
ویژگی اخلاقی:مهربان،عادل و شجاع
عضو ارتش دامبلدور
شرکت در جنگ هاگوارتز
بوگارت:نامعلوم
زندگی نامه:
کتی بل در زمان درس خواندن در هاگوارتز،از سال دوم در تیم کوییدیچ گریفیندور به عنوان مهاجم قبول شده بود.او همچنین در زمان کاپیتان بودن الیور وود،آنجلینا جانسون و همچنین هری پاتر به عنوان مهاجم در کوییدیچ باقی ماند و موجب پیروزی گریفیندور شده بود.
کتی بل دختری مهربان و عادل بود و حتی به هری پاتر در زمانی که کاپیتان بود یادآوری کرد که به خاطر دوستی او را در تیم قبول نکند و فقط اگر بازی کردن او خوب بود او را در تیم بپذیرد.
متاسفانه کتی بل در سال آخر درس خواندن در هاگوارتز توسط مادام رزمرتا که به دست نفرین فرمان بری دریکو مالفوی در دستشویی بانوان به اون گردنبد نفرین شده داده شده بود،با نفرین فرمان بری به سوی هاگوارتز می‌رفت تا گردنبند را به مدیر هاگوارتز در آن دوره یعنی آلبوس دامبلدور بدهد زیرا دریکو مالفوی قصد داشته است که مدیر هاگوارتز را به قتل برساند.
کتی بل در طول راه هاگزمید به هاگوارتز دستش به گردنبند نفرین شده خورده شده است و جادوی سیاه قدرتمندی باعث شده بود اون چندین ماه در سنت مانگو بستری شود زیرا مادام پامفری در هاگوارتز توان بهبود بخشی کامل اورا نداشت.

تایید شد.
@هلما.جادوگر
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون می‌ده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. هم‌چنین از حالا به تالار خصوصی گریفیندور هم دسترسی داری.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط آدنا دنیس در 1405/7/10 15:37:04

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.