جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  112 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  249 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  200 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 11 تیر 1384 10:00
نمایش جزئیات
آفلاین
فيلم توليدي ستاد انتخاباتي سركار خانم : دكتر ونوس!
به نام خدايي كه خالق زيبايي است و زيبايي ها را دوست دارد!
"تنها ونوس ست كه مي ماند"

بيگانه پيكچرز تقديم مي كند!
======================
صفحه ي نقاله ي روزنامه در حال حركت و .... روزنامه ي مختلف روي تصوير:

پيام امروز
هري پاتر: اگر ونوس بيايد، من سايت رو بهش تحويل مي دم!

طفره زن
گيلدي:
ونوس، عشق من! مبارزه ي ما عشقي نيست!

جام جم
هاشمي رفسنجاني:
ونوس!، آبجي ما چاكريم!

شرق
معين:
ونوس،زني از جنس اصلاحات!


الشرق الوسط (عرب زبان)
الونوس ! هذا شيئ عجيب! (=ونوس! ساعت چنده؟)

ايندي پندنت (چاپ كوالالامپور)
All people in the world : venus we are cut!
روز نامه ي ايندي پندنت به نقل از مردم جهان:
ونوس! ما بريديم! (= كف بر)

======================================
بيگانه: بله! اين تيتر چند روزنامه ي مهم هفته بود كه از نظرتون گذشت! حالا صحبتي هم داشته باشيم با سركار خانم دكتر ونوس!
======================================
تصوير و نوس با صداي محمد نوري:
به مردي گراي و به سازندگي/ به بالندگي و به آزادگي!
به سازي انجمن را پايدار / به لطف اين زن و خداوندگار!
----------------- دفتر گيلدي ----------------------
كلوز آپ از ونوس
:
با سلام خدمت همه ی دوستان مخصوصا ساحره های بسیاااااااار عزیزم!

بيگانه: خوب من مي رم سر اصل مطلب، سوالاتم رو شروع مي كنم! البته با اجازه از شما كه وقت تون رو به من داديد!

ونوس:خواهش می کنم!

بيگانه: بالاخره چون مردم مي خوان بدون كه وقتي به شما راي مي دن شما رو يه كم بشناسن، خانواده و گذشتتون رو بشناسم ، هر چقدر كه صلاح مي دونيد توضيح بديد!

ونوس:من از بهمن سال دوهزار و خورده ای وارد جمع گرم جادوگران شدم و بعد از مدتی مدرک شفادهندگیمو از دست خود بانو لسترنج تحویل گرفتم!کلا بعد از اون موقع شفادهنده بودن تاثیر زیادی رو من گذاشت...سالن اسلیترین و خانواده ام رو ترک و زندگیمو وقف مردم کردم!

بيگانه: در مورد سوال اول كه مي خوام وارد سياست هاي كلي تون بشم! خيلي از هوادار ها و راي دهنده ها مي خوان بدونن كه شما در مورد روابط سايت هاي خارجي! و اين اساسا آيا ما با "ماگل نت" ارتباط برقرار مي كنيم يا نه!

ونوس:با توجه به این که من خواهر وزیر اسبق بودم... هر هفته بلیط مجانی برای سفر به کشورهای خارجی(همون سایت خودمون!) برام می فرستادن...خب من همیشه به ماگل نت سر می زنم و از مسئولینش قول گرفتم که در صورت وزیر شدن در آینده ای بسیار نزدیک چندتا شعبه ی ونوس برگر رو در بخش های مختلف کشورشون دایر کنم!

بيگانه: خوب در مورد حضور خانم ها در سايت و اينكه وزارت شما تا چه حد مي تونه به اين امر تحقق بده؟

ونوس: من با چندی از سابقه داران صحنه ی سیاست مشورت کردم...و قرار شده در صورت رسیدن به وزارت...درست نیمی از مسئولین دولت رو از ساحره ها ی لایق انتخاب کنیم...یعنی مثلا در شورای ویزنگاموت برابر هر جادوگر یک ساحره حضور داره!

====================================
فيلمي از خونه ي ونوس!
ونوس بقل حوض نشسته و داره تو تشت رخت مي شوره! و گيلدي:
ضعيفه! پس شوم ما كو؟
ونوس: صدا تو بيار پايين! برو خودت يه چيزي كوفت كن! من ديگه مي خوام آزاد باشم! من تو رو اصلاح مي كنم! من براي همه اصلاحات مي آرم!
++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بچه ي ونوس و بيگانه لبه ي استخر نشستن و بيگانه سوال مي كنه:
شما شب ها شام چي مي خورين!
_ ما؟ بگم؟ بگم؟ ما شام... چيزه... خجالت مي كشم!
بيگانه: خونتون سونا يا جكوزي و استخر ندارين؟
_ ما؟ نداريم كه! كو؟ كجاست؟ ما استخر نداريم! جكوزي هم پشت آشپز خونه نيستش تازشم ....خجالت مي كشم!
===================================
بيگانه: در مورد اينكه اگر شما به وزارت برسين كابينه ي شما ، معاونين و بقيه، چه كساني خواهند بود؟

ونوس:من سعی می کنم از همه ی کاندید های حاضر برای وزارت در کابینه م استفاده کنم...به هر حال هر کدوم از این کاندیدا ها ایده ها و نظراتی شایسته ی توجه دارند که الان برای به دوش کشیدن مسئولیت وزارت داوطلب شدن!
بقیه کابینه ی من...افراد حاضر در کابینه ی وزیر قبلی هستند...چون من همیشه به تجارب دیگران احترام می گذارم و برای کسب رضایت مردم به مشاوره های آنها احتیاج دارم!

بيگانه: ما شنيديم بعضي از مديران و وب مستر ها "جي اف" هاشون رو با كابل مي زنن! البته در حد يه شنيده است در اين مورد چه نظري دارين؟

ونوس: این قضیه مال خیلی وقت پیشه...خوشبختانه با وجود کلاس های آمادگی دفاعی در باشگاه بدنسازی سه دسته پارو و حمایت بی دریغ اعضای آداس این موضوع کاملا ریشه کن شده!

بيگانه: در سال بعد كه سايت رو تحويل وزير بعدي مي ديد چه تغييراتي صورت گرفته!

ونوس: فکر می کنم اون موقع وزارت خونه رو کاملا تخصصی کرده باشم...و شورای ویزنگاموت هم راه افتاده باشه!
البته من کاملا نمی تونم وزارت خونه رو تبدیل به ایده آل خودم کنم...بنابراین مسلما وزیر بعدی هم می تونه وزارت خونه رو به سطحی کاملا بالا تر از اون چیزی که من در نظر دارم برسونه!

===================================
عكس هاي ونوس با:
+گراوپي: هاگر! هاگر! ونوس كو؟

+با حاجي داركي:
النكاح سنتي !

+با خانوادش!
(از چپ به راست:پدربزرگ دارکی...مادربزرگش(به علت آتش بست از گفتن اسم معذوریم!) برادر رودی...زن برادرش پرمیس...بابا سالازارش....ونوس....دایی سالازارش....دختر دایی و زن برادرش مانیا...برادرش شیکم...زن برادرش جینی...دختر خاله ش هرمیون و ...(بقیه تو عکس جا نشدن!))
===================================
بيگانه: هيئت ها و احزابي كه از شما حمايت كردن كدوم هان؟
ونوس:
+ جمعيت زنان مبارز:
مك گونگال: ونوس زني است كه اگر وزير بشه من قول ميدم كه ... اجازه بدين .... اگر ايشون بياد من قول ميدم كه ما جزو سه سايت اول سرچ در دنيا بشيم!

+ جمعيت هنرمندان:
استاد علي معلم: اين كه شاعر ميگه: "مردي مي آيد ز خورشيد" غلط آقا! فردي مي آيد! نه مردي! فردي مي آيد و اون هم يه زن! از تبار خدايگان! الهه ي زيبايي ، آقا! از كوه المپ!آقا!

+استديو هاي هاليويزارد:
بيگانه: من به شخصه اگر توليد در ها رو افزايش ندين! هاشا مي كنم!

===================================
گزارش گر در ميان مردم:
شما به كي راي مي دين؟
+ من راي نمي دم ، اصلا از اولش هم مشخصه كه "ونوس" وزير ميشه!

+ راي ما فقط دكتر ونوس!

+ آقا راه حل اين مملكت يه نفره و بس! كار رو بدين دست خانم ها ببينين چي مي شه!
===================================
بيگانه: مبارزه ي شما و آقاي گيلدروي در صحنه ي انتخابات به زندگي شخصي تون صدمه اي وارد نمي كنه؟

ونوس:خوب شد این سوال رو پرسیدین...چیزهایی که در مورد من و پروفسور لاکهارت گفته می شه فقط یه شایعه ست...که فکر می کنم از زمان جشن یول بال و وقتی که من دعوت ایشون رو برای همراهی پذیرفتم شروع شد...بعد از اون موقع ما در هالی ویزارد فقط جفت هنری بودیم و جا داره همین جا از ایشون به خاطر این که لطف کردن و در فیلم
تبلیغاتی من بازی کردن تشکر کنم!

================================

بيگانه در آخر حرف خاصي كه با كابران داريد رو بزنيد و ديگه
مزاحم تون نشيم!

ونوس:من به شما قول می دم که سایتو از بی در و پیکری در بیارم...و برای هر تاپیک حداقل سه تا در و برای هر در ده تا سوراخ کلید بزارم تا عبورو مرور راحت و از ایجاد ترافیک های داخلی جلوگیری بشه!
از این که وقتی رو برای دیدن فیلم تبلیغاتی من اختصاص دادید ممنونم!
===================================
استاد بنان:

بااااااااااااز ! اي الهه ي ناز! ......با دل من بساااااااااز
كين غم جانگداز........ برود به فناااااااا

.......باااااز مي كنم دست ياري به سويت دراز.......

=- صداي ونوس: من دست ياري شما را براي سازندگي و آباداني در سايت مي فشارم! به اميد هوايي تازه تر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1384 20:36
نمایش جزئیات
آفلاین
گروه ویژه: عملیات نجات

فیلمی از Half-Blood Prince Entertainment

زمان اکران: هر وقت که رایانه دورگه درست شد!

با هنرمندی:

گیلدروی لاکهارت***حاجی دارک لرد***شاهزادۀ دورگه***بیگانه***ویکتور کرام و...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Head of Detection and Confiscation of Counterfeit Pants Office
Emperor's Spokesman
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 3 تیر 1384 11:14
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
شرکت فیلمسازی جنوب تقدیم میکند

جزیره فرشتگان (کشتی جادوگر 2)

دوبله و پخش از موسسه فرهنگی و هنری جادوی هفتم.
بازیگران:
گیلدروی لاکهارت در نقش رئیس فرشتگان
آلبوس دامبلدور در نقش جادوگر
ویکتور کرام در نقش ویکتور
گراپ در نقش غول شب
ونوس در نقش ملکه فرشتگان
فلور دلاکور در نقش فرشته مهر

نویسنده و کارگردان: مرلین کبیر

تصویر تیغه آفتاب از پشت درختان جزیره فرشته مهر خلیج را نشان میدهد. ناگهان نور آفتاب تبدیل به فرشته مهر میشود (لباس سفید با چهره ای مهربان)
خارجی - ساحل جزیره
جادوگر (در حالیکه مشغول جمع آوری چوب برای آتش است) : ای فرشته مهر خلیج! آیا تو را عشق من در دل نیفتاد؟
فرشته مهر: زودباش آتیش رو درست کن که حوصله این حرفای عاشقونه رو ندارم...
ویکتور با یک بغل چوب به سمت آنها می آید.
ویکتور: اینجا هوا خیلی گرمه... بهتر نیست بعد از غذا سوار کشتی بشیم و بریم؟
فرشته مهر: میخواین منو تنها بذارین؟
جادوگر: نه.. تو عشق من می باشی! تو را تنها نخواهم گذاشت!
ویکتور: من واقعا حوصله ام سر رفته است.. شما هم با ما بیایید.
فرشته مهر: من بدون اجازه رئیس فرشتگان حق ندارم از جزیره خارج شوم
جادوگر: کجاست این رئیستون!
فرشته: در جزیره ای نه چندان دور از اینجا.. جایی نزدیک به تنگه هرمز
ویکتور: اما ما از آنجا گذر کرده ایم و چیزی ندیده ایم..
فرشته: باید شب از آنجا بگذرید و غول شب را شکست دهید..

داخلی - شب - داخل کشتی
جادوگر: من به سمت جزیره خواهم رفت. حتی اگر تو نیایی
ویکتور: من شما را تنها نخواهم گذاشت

صبح زود.. امواج خروشان بر تنه کشتی ضربت میزدند...

ویکتور (در حالیکه با دوربینی مشغول تماشای جلو بود): دیگه چیزی نمونده تا تنگه... حداکثر 12 ساعت..
جادوگر: الان چیزی نمیبینی؟
ویکتور: آی کیو!! میگم 12 .... ببخشید... منظورم این بود که دقت کنید.. میگویم 12 ساعت مانده...

12 ساعت بعد.. هوا تاریک...
بومب شترق!!
ویکتور: چه خبر شده؟
غول شب سر از دریا بیرون می آورد و به آنها مینگرد: هاگر!! تو هاگر؟؟
ویکتور: نه دیالوگت این نیست.. بگو میخورمتون...
گراپ : میخورم!!! بومبا!!!
ویکتور (با عجله به سمت جادوگر میرود) : چیزی بگو.. حرفی بزن... کاری بکن!!!
جادوگر از جا برمیخیزد و دستانش را به سمت غول میگیرد و میگوید: آسلامیوس!!
ویکتور:
نور بنفشی از دستان جادوگر خارج و به غول شب برخورد میکند و وی در آب می افتد... ناگهان هوا روشن میشود و جزیره ای نمایان می گردد.
جادوگر: هی اونجا ره!
ویکتور: تا بحال همچین جزیره ای ندیده بودم!
کشتی در کنار جزیره پهلو میگیرد و از آن پیاده میشوند..
ویکتور: حال چه کنیم؟
جادوگر: بهتر است به دنبال رئیس فرشتگاه بگردیم..
موهاهاهاها چه کسی جرئت کرده به این جزیره پا بگذاره؟
جادوگر : من جرئت کردم.
صدا: موهاهاها.. وقتی یکم تنفس مصنوعی نوش جان کردی! میفهمی به چه کسی طرف هستی...
:bigkiss: :bigkiss:
جادوگر و ویکتور غش میکنند.

نور آفتاب در چشم جادوگر فرو میرود و از جا برمیخیزد.. به دریا نگاه میکند...

جادوگر (در حالیکه پاچه هایش را بالا زده و پایش تا زانو در آب فرو رفته) : کشتیمان را دزدیدند
صدایی لطیف به گوش رسید: نگران نباشید.. در دست فرشتگان است..
ویکتور: تو کی هستی؟
صدا: من ونوس هستم! ملکه فرشتگان..
ویکتور: زن من میشی؟
جادوگر: ویکتور الان وقت این چیزا نیست.. فرشته مهر مهمتره باید بریم اجازشو از گیلدی.. منظورم رئیس فرشته ها بگیریم..
ویکتور: اونجا رو.. پشت سرت مواظب باش!!!

ادامه در کشتی جادوگر 3

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Great Merlin در 1384/4/3 11:58:03
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: جمعه 3 تیر 1384 05:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بيگانه دريايي!!
شاهکار ديگري از ويکتور کرام

تصویر تغییر اندازه داده شده

با همکاري استوديو جنوب!!!
با شرکت:
کرام!!
بيگانه
هري
ابرفورث

آهنگساز:سلنديون-ابرفورث!!!
تهيه کننده:کرام-مرلين
-----------------------------
((فيلم تايتانيکو که ماشلا همه ديدين!!....صحنه غرق شدن جک رو مجسم کنيد!))
کشتي در حال غرق شدنه!!!....بيگانه به زور کرامو ميرسونه به يک در که رو آب شناور بوده!!!
بيگانه:ويکي!!..تو همينجا باش جات امنه!!!
کرام:نه بيگي!!من بدون تو نميتونم زنده باشم!!!تو بيا اين رو
بيگانه:نه..من دارم يخ ميزنم!!!...کار من تمومه!!
کرام :بيگي!!!
دستاي بيگانه..کرامو رها ميکنه!!و بيگانه تو اب داره غرق ميشه
آهنگ بلند ميشه!!
evry night in my dreams ..i see you..i feel you.....that is how i know you...go on
far across....the distance and spaces....between us you have...come to show you go on!!!..
near far..wherever you are..i belive that my heart does go on
.......
بيگانه غرق ميشه..کرام از ناراحتي فريادي ميکشه و با مشت ميزنه به در!!!
يهو در واژگون ميشه و کرام ميفته تو آب!! و بيگانه عصباني سرشو از آب مياره بيرون و ميگه:نامرد!!..بذار دو دقيقه از غرق شدنم بگذره!!بعد
کرام:مگه من چيکار کردم؟!!
بيگانه:با مشت ميزني به در ديگه!!!نميفهمي اين احساس داره!!...تازه تورو داره نجات ميده!!!با مشت ميکوبي بهش؟
کرام رو به دوربين: ببخشيد!!!خوب شد!!
بيگانه:باشه!!!ديگه تکرار نشه!!باي تا روز قيامت!!!
آهنگ دوباره بلند ميشه!!....ولي اينبار فرق ميکنه!!
evry night in my dreams ..i see door!!..i feel door!!.....that is how i know it...go on!!
----
چند سال بعد
کرام:اي خدا!!!بيگي خدا بگم چيکارت نکنه!!!مگه نگفتم بايد گردنبندو بذاري تو جيباي کتم؟
بيگانه:آره..ولي مسئله اين بود ..کته رو توي اتاق جدا گذاشته بودي!!!...منم گردنبنده رو تو کت گذاشتم ديگه!!!
کرام:ببين!!...اين همه ساله داريم اين کشتي رو ميگردم!!هنوز پيداش نکردم!!!تازه فيلم هم نصفه مونده!!!
بيگانه:راست ميگي!!!...خيلي مشتاقم اون صحنه نقاشي رو رو صحنه سينما ببينم!!!!
کرام رو به دوربين: دوباره داري شروع ميکني!!!....من نفهميدم به جاي اينکه تو فيلمنامه يه ساحره رو هنرپيشه مقابلت کني..منو انتخاب کردي!!!
بيگانه:اينطور هيجانش بيشتره!!!!....تازه اون صحنه نقاشيه عالي دراومده!!!
کرام:بايد تو همون صحنه که غرق شدي واقعا خفت ميکردم!!!
بيگانه:تنها راش اينه که هممون با هم بريم برگرديم!!!
----
چهار غواص شبانه خودشونو به آب ميزنن..کرام و بيگانه..همرا هري و ابرفورث!!!!
ابرفورث:ويکتور...کوچکترين بلايي سرمون بياد..خفت ميکنم!!!!
کرام:ايشالا که بلا سرمون نمياد
هري:ولي با بودن اين حتما مياد!!!
بيگانه:
گروه ميرسه به کشتي
ابرفورث:ويکتور تو با بيگانه برو اونطرف...من و هري هم از اينور ميريم..اگه گردنبندو پيدا کردين پيام شخصي بفرستيد!!!
هري:اينو!!!منظورش اينه که خبر بديد!!!
کرام:باشه!!!

کرام با بيگانه دارن ميرن...يهو از جلو يه کوسه سر ميرسه!!!
کرام ميپره يه گوشه!!!
کرام:بيگانه بيا اينور!!..نرو طرفش!!...ميخوردتا!!
بيگانه با علاقه مشغول نگاه کردن کوسه ميشه.....کوسه همچنان داره پيش مياد...نزديک ميشه...نزديک ميشه...که ناگهان!!!
بيگانه از تو جيبش يه کيسه درمياره!!!رو به دوربين ميکنه و ميگه:هميشه ارزوم بوده به موجودات درياي غذا بدم!!!
در کيسه رو باز ميکنه و کيسه رو پرت ميکنه طرف کرام!!!
کرام متوجه ميشه که داره از کيسه چيزي خارج ميشه...بله خون!!!!
کوسه که خونو احساس ميکنه...به طرف کرام هجوم مياره!!!...فرياد کرام بلند ميشه!!!

هري:صداي چي بود؟
ابرفورث:حتما صداي گربه بوده!!..چيزي نيست!!
هري:آيکيو!!..گربه زير دريا چيکار ميکنه؟!!!!
ابرفورث خودشو نميبازه!!:گربه ماهي که داريم!!!!
هري:راست ميگي ..يادم نبود!!!
ابرفورث:ويکتور گفت...کته رو کجا جا گذاشته؟....تو اتاق؟
هري با سر علامت مثبت ميده....و ميگه:اتاق 346
ميرسن به اتاق مورد نظر...در اتاقو باز ميکن.....ميبينن يه پري درياي زيبارو اونجا رو مبل نشسته و داره کتاب ميخونه!!!
ابرفورث چشماشو ميبنده:اهم!!...خواهرم ميشه حجابت روحفظ کني؟!!ما اينجا يه چند دقيقه کار داريم!!!
چشماشو باز ميکنه...ميبينه هري رفته روپاهاي پري دريايي نشسته و داره براش کتاب ميخونه!!!!
ابرفورث: هري!!!...از جونت سير شدي؟....نميدوني نميد بفهمه پدرتو در مياره؟!!!
هري:بيخيال!!!...زير آب نميدم کجا بود!!!!
ابرفورث ميبينه هري راست ميگه....شروع ميکنه از تجارب زندگيش براي پريه تعريف کردن!!!
يهو در باز ميشه و بيگانه مياد تو!!!
بيگانه:ميبينم سخت مشغولين!!!!......بيچاره کرام که جونشو فدا کرد تا اين ماموريتو به پايان برسونه!!!
ابرفورث:بعضي وقتا تفريح لازمه!!!.....راستي هر چي گشتيم ..کتي اينجا نديديم!!!
هري:راست ميگه!!!
بيگانه:گردنبند چطور؟!!!
ابرفورث:نه اونم نديدم!!!
بيگانه:پس معلومه هنوز سر به زيرين!!!
ابرفورث و هري همزمان گفتند:منظور!!!؟
بيگانه:چون گردنبند رو گردن پري دريايست!!!
هري و ابرفورث:اره..پيداش کرديم!!!!...هورا!!
بيگانه:راستي!!!....يه چيز ديگه!!!
ابرفورث:ديگه چي؟
بيگانه:آقا بفرماييد تو!!!
يه مرد دريايي وارد اتاق ميشه!!....از عصبانيت..سرخ شده!!!....قمه رو از جيباش ميکشه بيرون:آي نفس کش!!!
ميفته به جون هري و ابرفورث!!
در اون گير و دار...بيگانه از پري درياي خواهش ميکنه گردنبندو بهش پس بده!!!....پري هم قبول ميکنه!!!

پايان
-----------------------
تيتراژ:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 19:14
نمایش جزئیات
آفلاین
این تقصیر من بود که اول تبلیغ فیلمو زدم
از دوستان خواهشمندم دیگه تبلیغ فیلمو نزن!!
خود فیلم رو بزنن
از همگی به خاطر همکاریشون متشکرم!!
با تشکر کرام!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 19:07
نمایش جزئیات
آفلاین
استودیو فیلمسازی سرزمین میانه تقدیم میكند:
ارباب تاریكی ها١
با شركت:سام وایز _ هری پاتر _ سرژ تانكیان _گیلیدی
و با هنر مندی:
سوسك
تیزر تبلیغاتی:
در انتهای دنیا جایی فراتر از تصور شما محدوده ایست مخصوص تاریكی ها:
ارباب:هیچ كس فكرشم نمیتونه بكنه كه من همچین قدرتی داشته باشم.ها ها ها
گروهی ٥ نفره تلاش میكنند تا تاریكیها را عقب نشانند.
سام:بچه ها عجله كنید فرصتی نمونده!!
تنها یك فرصت باقی مانده:
گیلیدی:بوی خیانت به مشامم میخوره!!
یكی از یاران ناپدید میشود:
سرژ:راستی بچه ها سوسك كجاست؟
در سراشیبی كوهی مخوف لانه دارد.
آیا میتوان جلودار قدرت ارباب بود؟
آیا میتوان قدرت او را نابود كرد؟
بچه ها سوسك مرده !!
٣٢ june امسال در سینماهای سراسر دنیا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 15:05
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
تیزر تبلیغاتی فیلم کشتی جادوگر 2


شرکت فیلمسازی جنوب تقدیم میکند.
جزیره فرشتگان (کشتی جادوگر 2)

جادوگر: هی اونجا ره!
ویکتور: تا بحال همچین جزیره ای ندیده بودم!

چه میگذرد؟ جزیره ای پنهان... جایی که هیچ کس آن را ندیده!

جادوگر (در حالیکه پاچه هایش را بالا زده و پایش تا زانو در آب فرو رفته) : کشتیمان را دزدیدند

انگار کسی وجود ندارد.. اما...

ویکتور: اونجا رو.. پشت سرت مواظب باش!!!

جزیره فرشتگان! فیلمی مهیج و تماشایی پر از جلوه های ویژه! محصولی از شرکت فیلمسازی جنوب.. دوبله و پخش از موسسه فرهنگی و هنری جادوی هفتم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 13:50
نمایش جزئیات
آفلاین
موسسه فرهنگی، هنری مبارزه با «باجامه پارتی» تقدیم میکند:
پسرک سیگار فروش!!!

اخطار: این فیلم بسیار عاطفی بوده و تماشای آن به هیچ عنوان به بیماران قلبی توصیه نمیشود!

با شرکت...
هری پاتر در نقش پسرک سیگار فروش
نمید در نقش دخترک کبریت فروش
=========================
تاریکی شب همه جا را فرا گرفته بود... به جز هری که کنار جوی آب نشسته بود و زانوهایش را بغل کرده بود، هیچ کس آن اطراف نبود! هری هنوز یکی از سیگارهایش را نفروخته بود و تا زمانی که آن را نمیفروخت، اجازه بازگشت به خانه را نداشت!
بعد از چند دقیقه که کسی در خیابان گذر نکرد، بلند شد و شروع کرد به قدم زدن، که شاید بتواند یک نفر را پیدا کند و آخرین سیگارش را بفروشد!
بعد از مدتی راه رفتن در کوچه های خلوت و تاریک، دختری را دید که درست مثل چند دقیقه قبل خود هری، نشسته به دیوار تکیه داده بود و زانوهایش را بغل کرده بود!
هری نزدیک تر رفت و بالای سر دخترک ایستاد! دخترک سرش را بالا آورد و به چشم های هری خیره شد: «تو رو به ریش مرلین قسم، یه کبریت بخر!!! دونه آخرشه!»
تا به حال هیچ کس چنین ملتمسانه با هری صحیت نکرده بود... دخترک هم مثل خود هری، فقط یک کبریت دیگر داشت! دل هری برای دخترک سوخت... دلش میخواست هر طور که شده به دخترک کمک کند! پرسید: «اسمت چیه؟»
دخترک به آرامی پاسخ داد: «نمید»
چه اسم زیبایی! هری تا به حال چنین اسم زیبایی نشنیده بود! اسم دخترک، همانند چهره اش، واقعا زیبا بود!
هری دستش را داخل جیبش کرد و سه نات، که حاصل تمام زحمات امروزش بود را بیرون آورد:«کبریتت را میخرم»
نمید با چهره ای متعجب به هری نگاه کرد و گفت: «ولی اینکه خیلی بیشتر از قیمت یه دونه کبریته»
هری احساس میکرد که صدای نمید روحش را نوازش میدهد! هیچ جوابی نداد و در عوض دستش را دراز کرد و دست نمید را گرفت و او را از زمین بلند کرد! چه دستان نرم و لطیفی...
هری نات هایش را به دخترک داد و کبریت را از او گرفت!سیگارش را از جیبش درآورد و با کبریتی که از نمید گرفته بود آن را روشن کرد! سیگارش را در گوشه دهانش جای داد و به نمید نگاه کرد... انتظار داشت نمید با لبخندی که حاکی از تحسین و رضایت است نگاهش کند، اما نمید به هری نگاه نمیکرد و در عوض به جایی، پشت سر او خیره شده بود! هری برگشت و الاغی را دید که به آن ها نگاه میکرد! هری احساس میکرد که الاغ به سیگاری که در گوشه دهانش بود نگاه میکند! از فکری که به ذهنش رسیده بود خندید، اما با دیدن الاغ که تغییر شکل داد و به مردی خوشپوش و خوش چهره تبدیل شد، خنده اش تبدیل به حیرت شد!
هری آن مرد را میشناخت... گیلدروی لاکهارت بود! یکی از مشهورترین و محبوب ترین افراد شهر...
گیلدروی به سمت هری رفت، سیگار را از دهانش خارج کرد و در جوی آب انداخت! سپس به دوربین رو کرد و با لبخند گفت: «جوانان عزیز، نکنید این کار را!!! سیگار شما را خراب میکند! سیگار پیش زمینه اعتیاد است! به وضعیت کنونی هری نگاه کنید و عبرت بگیرید! من در دولت آینده تا جایی که در توانم باشد، با سیگار و اعتیاد مبارزه خواهم کرد و به وضعیت کودکان خیابانی سر و سامان خواهم داد!»
هری و نمید هم زمان شروع به دست زدن برای گیلدروی کردند! گیلدروی که از حس اتحاد و همکاری آن دو جوان و همچنین رابطه پروانه ای آن ها خوشحال شده بود، رویش را از دوربین برگرداند و به هری و نمید گفت: «شما دو جوان عزیز نیز با من بیایید تا به وضعیت شما سر و سامان دهم و در شکوفایی استعدادهایتان کمکتان کنم! شما سزاوار کارهایی بهتر از فروش سیگار و کبریت هستید!»
هری و نمید در حالی که هیچ کدام، باورشان نمیشد که ناگهان چنین مرد درستکار و مهربانی سر راهشان ظاهر شده باشد و زندگیشان را نجات داده باشد، پشت سر گیلدروی لاکهارت راه افتادند و در تاریکی شب ناپدید شدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 1 تیر 1384 18:01
نمایش جزئیات
آفلاین
((تا اوجايي كه من فهميدم برايه فيلم درست كردن بايد اول تبليغ كنيم..نه؟من همينكارو كردم..اگه كاره اشتباهي كردم ببخشين))


دوم دوم.....دوم بودوم دوم بودوم بودوم...استديو خواهران رنراو تقديم ميكند..سوسك....سوسكي نابه كار.....سوسك شدن يا سوسك نشدن؟....مسئله اين است......برنده جايزه بهترين جلوهايه بيجه...پر از مفاهيم فلسفي.....فلمي كاملا جدي وبدور از هر نوع طنز مسخره....فيلمي بحث انگيز......

خلاصه داستان:اول فيلم بسيار كسل كننده سپري ميشود...ولي بين همين دقايق سخناني هست از شاخك سوسك كه دارايه منطقي نوين است....منطقي عادل....همه چيز خوب پيش ميرود...كه ناگهان.......

منتقدين نقد هايه زيادي از اين فيلم كردند مثلا ...
كرام:فيلمي كاملا چرند...بي محتوه.....كه در همان صحنه اول همه ره زيره سوال برده...برايه فيلمنامه نويس اين داستان متاسفم....
گيليدي:...حالم بهم خورد...يه صحنش هم خنده دار نبود..آخه مگه ميشه عادم اينقدر جدي؟..من كه فقط 3 ساعت از وقتم هدر رفت....كاملا تقليدي....هافلپاف سالاري توش موج ميزد....مزخرفات...
هري پاتر:..من نظري ندارم...فقط ميگم بهتره اين فيلم رو نيبينين....
خوده فيلمنامه نويس((سرژ يونسكو)):من كاري با منتقدين ندارم...من مينويسم و تاثيره خودمو ميزارم....حالا چه خوشتون اومد چه نيومد...شما هم مثل شخصيت هايه فرعي همين داستان شدين.

با اين وجود فروشه اين فيلم همه رو به حيرت متحير كرد.....بعضي ها وقتي از اين فيلم فارق شدند گفتند:احساس ميكنم ميخوام بال در بيارم...((يا)) آدم يه پوسته زخيم داشته باشه خوبه..نه؟

قسمتهايي از فيلم((همون تيزر)):
سرژ:- سوسك دو تا شاخ داره....پس هر چيزي كه دوتا شاخ داشته باشه سوسكه...
زاخارياس:- كرگدن هم دوتا شاخ داره....
سرژ:- خب پس اونم سوسكه....
شيو:- صبر كن ببينم...كرگدن آسيايي دوتا شاخ داره...ولي كرگدن آفريغايي يك شاخ داره...
ويا قسمتي ديگر:
سرژ:- هري اين مريضيه...تو داري مريض ميشي...تمامه اينها مريض شدن..
وباز قسمتي ديگر:
سرژ با ناباوري به بالا نگاه كرد و يك سوسك بزرگ با چشمهايه قرمز كه مردمك عمودي را داشت ديد....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 1 تیر 1384 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
فيلم زيباي((بيگانه دريايي!!)) به زودي از استوديو كرام پيكچرز!!!!با كمك استوديو جنوب!!!!

اولين فيلم كرام پيكچرز!!در طي دو ماه اخير!!!
-------------------------
-------------------------
صحنه هايي از تيزر فيلم!!!

ميكشد!!!....به پيش ميرود!!!هيچ كس جلودارش نيست!!..به دنبال خونريزيست!!!

اون يه كوسه اس!!!..نه...نهنگ سفيده!!...اون تيناروزوسه!!!.....

كرام:امكان نداره!!!
ابرفورث:فرار كنيد!!!!
هري:باز اين!!!.....كارمون تمومه!!!

هيچ راه فراري نيست!!!
اميدي وجود ندارد!!!
او در پي شماست!!!...پشت سرتان است!!!...پشت در!!!..ميخواهد حمله كند!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!