جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 16:28
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:مايكل ديگوري
نسبت:برادر سدريك ديگوري
جنس:مذكر
سن:16 سال
گروه:هافلپاف
لقب:لرد حلقه ها
ويژگي هاي ظاهري:قد بلند.خوشتيپ مثل برادرم
رنگ مو:قهوه اي
رنگ چشم:قهوه اي
كوييديچ:عالي
چوب دستي:25 سانتي متر از چوب درخت بلوط.داراي موي تك شاخ.
چوب جارو:آذرخش
توانايي ها:در هر كاري كه بتوونم اوونو انجام بدم به خووبي اوونو انجام ميدم.
علاقه مندي ها:اذيت چو به خاطر گشتن با هري وفراموش كردن
برادرم سدريك و انتقام از لرد ولدمورت به علت كشتن برادرم.
اطلاعات اضافي:داراي حلقه ي عشق هستم براي همين به من لرد حلقه ها مي گن.

آواتار و شناسه نمایشیت با شخصیتت هماهنگی نداشت...شناسه رو من درست کردم آواتارم خودت عوض کن...تاییده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 21:56:50
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
نام کامل:جولی گرنجر
نسبت:خواهر هرمیون
گروه:گریفیندور
معرفی کوتاه: ساله در هاگوارتز درس می خونم.در درسهایم موفق هستم.در کوییدچ موفق نیستم.چوب جادمو از پر ققنوس هست.به اندازه هرمیون با هری صمیمی نیستم ولی باهاش جورم.
میشه دیگه ایندفعه تاییدم کنید

قبوله ، ولی ویژگیهای فردیتو هماهنگ کن...فقط و فقط هم فارسی اطلاعات بده ، و بنویس !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 21:49:56
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
برادرای محترم...شرمنده من هی مزاحمتون میشم....بنده کی گفتم که من میخوام برم هافل!!!!!!!!!!....منو چرا بردین هافل!!...بیخیال!!>مااااااااااااااااااااااا!...من چی کاره بیدم!!...اگر زحمتی نیست من رو به حالت اولیه برگردونید ....جان ماااااااااادرت!!!.....ماااااااااااااااااا...این الان یعنی چه!!!!!؟

گویا زحمتش کشیده شده قبلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 15:54:10
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 19:08
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم..... منم بعد از مدتی تفکر به این نتیجه رسیدم که بیام درخواست بدم بلکه قبول بشه

نام کامل: آنجلینا جانسون
گروه: گریفیندور

خصوصیات کلی:دختری قد بلند با موهای پر پشت و زیبا . مهمترین خاطره ای که برای من از هاگوارتز باقی مونده کوئیدیچ هستش که از وقتی سال دوم بودم به عنوان مهاجم در تیم گریفیندور بازی میکردم.یادش بخیر ..عجب دورانی بود .در طول دورانی که بازیکن{ نه کاپیتان} بودم تونستیم که 1 بار جام کوئیدیچ رو ببریم وقتی که من سال پنجم بودم, و توی آخرین مسابقه با شکست اسلیترین قهرمان شدیم. سال ششم که بودم مسابقه سه جادوگر توی هاگوارتز برگزار شد و منم اسمم رو توی جام آتش انداختم ولی قبول نشدم . بالاخره به سال هفتم یعنی آخرین سال تحصیلم در هاگوارتز رسیدم و چیزی که منو در تابستون ذوق زده کرد مدال براق کاپیتانی کوئیدیچ بود که با پست جغدی برام فرستاده بودن .تیم رو با یک برنامه هدفمند جلو میبردم که آخر اولین مسابقه مون که با اسلیترین بود به خاطر اینکه 3 تا از بازیکنام با اسلیترینی ها درگیر شده بودن به دستور اون زنیکه بدجنس آمبریج محروم شدن و مجبور شدم که با 3 تا بازیکن سطح پایین تیم رو دوباره راه بندازم و هر چند که به دروازه بانمون امید زیادی نداشتم تونستیم که در آخرین مسابقه برنده بشیم و به این ترتیب در تنها سال کاپیتانیم تیم رو قهرمان کنم که خودش افتخار بزرگیه.

باشه...میتونی شناسه ت رو تغییر بدی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رومیلدا وین در 1384/8/15 22:23:53
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 15:51:03
The Death Prophet is coming to U

Enemies of the heir beware
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 18:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نام كامل:هري پاتر
سن:15
جنس:مرد
نام گروه:گريفندور
علايق:صميمي شدن با جيني-كشتن ولدمورت
رنگ چشم:سبز
رنگ مو:مشكي
محل زندگي:هاگوارتز
سال تولد:1991/06/31
اطلاعات اضافي:خود هري هستم
ظاهر كلي:هيكل ورزشكاري و مناسب براي كوييديچ
كوييديچ:عالي
چوب دستي:24cmو از درخت بلوط و ساخته شده از دم ققنوس
ويژگي اخلاقي:مي توانم عشق بورزم
نام مستعار:همون هري
توانمنديها:كشتن مالفوي با ورد سكتو سمپرا(البته اگر اسنيپ سر نرسد)




تو رو به ريش مرلين اين دفعه ديگه قبول كنيد

این شخصیت رو گرفتن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/15 19:23:38
ویرایش شده توسط harry potter 2002 در 1384/8/15 19:49:50
ویرایش شده توسط کریچر در 1384/8/16 7:16:08
به وبلاگم سر بزنيد.نظر يادتون نره!
هري پاتر و قبرستان جادوگران
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 18:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :جاناتان اسنیپ
گروه:اسلیترین
معرفی کوتاه :از آشنایان و ارادتمندان سوروس اسنیپم از هری متنفرم.همراه با سوروس دو سال در محفل بودیم و الان هم در خدمت لرد سیاهیم.به جادوی سیاه هم علاقمندم

معرفیت و شخصیت جالب نیست نمیشه هم تو محفل باشی هم مرگ خوار

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1384/8/16 7:15:07
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشید ولی نمیدونستم دوباره باید معرفی شخصیت کنم یا نه.
به هر حال:
نام کامل:اما رابینسون
گروه:گریفیندور
معرفی کوتاه :پدرم یک پزشک است که در سنت مانگو کار میکند و مادرم هم یک ماگل است.از یاران وفادار گریفیندور هستم و تا قبل از این که به هاگوارتز بیایم در یکی از کالج های لندن به اصرار مادرم تحصیل میکردم(که چیزی جز پزشکی یاد نگرفتم)و بعد هم نامه ی هاگوارتز به دستم رسید و در هاگوارتز با شخصی به نام فرانک آشنا شدم و فعالیت خودم رو در وایت تورنادو آغاز کردم.

ممنون.امید وارم اگه دو باره قراره تایید بشه بشه چون نگرانم.من این شخصیت رو خیلی دوست دارم.
آها یه چیز دیگه:
ربط این شخصیت به کتاب به این طریق است:خاندان رابینسون پزشک خانوادگی پاتر ها.

عیب نداره...قبوله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 15:47:52
قدرت فقط 13 و عشق فقط 3 و نفرت فقط 23

Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 16:59
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : بلاتریکس
2- سن : 27
3- تاریخ تولد : 1978
4- جنس : مونث
5- تحصیلات :سطوح عالی جادوگری
6- رنگ چشم : سیاه
7- گروه : اسلایترین
8- مو : سياه
9- ظاهر کلی : بسیار خوش قیافه ولی بی رحم و سنگ مانند.
10- نام مستعار: بلا
11- کوییدیچ : من معتقدم که کارایی مهم تر کوییدیچ هم هست. مثلا از بین بردن ماگلای بدبخت.
12- چوب جادو : 30 سانت از چوب آبنوس همراه با ریسه ی قلب اژدها
13- دسته جارو : ندارم
14- علاقه ها: اجرای نفرین کروشیو روی گند زاده ها
15 - توانمندیها : لژیلیمانسی پیشرفته
16- معرفي كوتاه: بلاتریکس لسترانج،از خاندان اصیل بلک، با مردی به نام لسترانج ازدواج کردم ولی اون در درگیری با سفیدها، کشته شد. در 17 سالگی به جادوی سیاه روی آوردم و با رفتن ولدمورت به زندان افتادم. بعد به کمک کراوچ آزاد شدم و الان از یاران خالص لرد تاریکی هستم.
-----------------------------------------
اگر تایید شد، بعدش اسم و آواتارمو عوض می کنم.

فکر نکنم مشکلی باشه تائید مشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1384/8/16 7:12:54
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . من هرنا گرنجر هستم و نسبت دوری با هرمیون دارم(خواهرشم). 15 سال سن دارم و در گریفیندور هستم. سیریوس و کوییدیچ هم جز علایق ذاتی من هستند

معرفیت ضعیفه...ضمنا خواهر هرمیون تایید نمیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1384/8/16 15:45:02
...aghelane ashegh sho
Re: معرفی شخصیت
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 16:37
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:لیلی اونز
گروه:گریفیندور
عضو:محفل ققنوس
متولد:16 آپریل 1960
رنگ چشم:کسی هست که ندونه؟مثل یکی دونه م .به زیبایی ومهربونی اون.
دسته جارو:تا اونجایی که یادمه جیمزرو یا تو هوا رو جاروش میدیدم. یا رو زمین در حالیکه اون گوی مسخره تو دستاش بود.سر کلاسا که اصلا نمیومد . جالب اینجاس همیشه هم در درساش موفق بود . فکر میکنم سیریوس یه جورایی جوابارو بهش میرسوند.
کوییدیچ:خوشم نمیاد. فوتبال ماگلها رو بهش ترجیح میدم.ولی بازی هری رو میپسندم.پیش خودمون بمونه بازی جیمز هم بد نبود.
چوبدستی:به نظر من نوع چوبدستی مهم نیست. مهم تکنیک استفاده از اونه که خیلیها ازداشتنش بی بهره ن.
معرفی کوتاه:لطفا نذارین این قسمتو پسرم هری بخونه ...زمانی که من و جیمز تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم اصلا فکر نمی کردیم تا این حد بچه مون معروف بشه و باعث افتخار من و باباش بشه ولی به چه قیمتی ؟ای کاش میمردم و این سختیهایی که خودم با دست خودم برای پسر گلم ایجاد کردم نمی دیدم.همه ش تقصیر منه که هی به جیمز اصرار میکردم من دوست دارم بچه دار شم. آخه همه ش صبح تا شب با این سیریوس دنبال یللی تللیهاشون بودن. ومن تنهای تنها کنج خونه مون تو دهکده گودریک می نشستم. ریموس یادته؟ به نظر تو من حق نداشتم؟تو که اونارو خوب میشناختی ....اواخرجولای بود که هری به دنیا اومد.یادته چقدر خوشگل بود؟...

بعدش من و باباش تصمیم گرفتیم سیریوس رو به عنوان پدر خونده ش انتخاب کنیم. حدودایه سال بعد غروب 31 اکتبر بودکه ولدمورت که پیشگویی رو شنیده بود.به خونه ما اومد.جیمز مثل یه جادوگر واقعی باهاش جنگید ولی متاسفانه اون اتفاقی که نباید بیفته افتاد و پدر بچه م....

ولدمورت که ازقدرتهای جادویی جیمز سخت جا خورده بود . اومد که هری منو بکشه. به منم پیشنهاد کرد که زندگیمو بهم می بخشه. ولی اون اصلا فکر نمی کرد که با یه ساحره طرفه و قدرتهای خاص اون مثل عشق که اکثر جادوگراو به خصوص مرگخوارا ازش بی بهره ن. من باهاش جنگیدم مثل یک ساحره واقعی همونطور که سه بار دیگه هم اینکارو کردم.وهیچ وقت ازش شکست نخوردم.میدونید چرا؟چون اگه اودا کداورا رو که براش ضد طلسمی وجود نداره ازش بگیرین هیچه.

جادوی باستانی آلبوس به موقعش نتیجه داد و یه بار دیگه ثابت کرد که با نیروی عشق میشه مرگخوارارو شکست داد.هری من! هری عزیز من! که خون منو باباش تو رگاش جریان داره.افسون ولدمورت رو به سمت خودش برگردوندو...خب دیگه بیشتر از این توضیح نمیدم چون این قسمت آخرشو از سیریوس وقتی پیش ما اومد شنیدم.

ببینید زرزروس خیلی سعی میکنه پسر منو بچزونه .دلیلشم واضحه .اون فکر میکنه در معجون سازی یه استعداد ویژه س .در صورتیکه اصلا هم اینطور نبود .همه میدونن که من نورچشمی هوراس تو کلاساش بودم . و اسنیپ نمی تونست با این قضیه کنار بیاد.الان که فکر میکنم میبینم جیمز و سیریوس حق داشتند تو هاگوارتز مسخره شکنن و هر بلایی که دلشون خواست سر این عوضی بیارن. باید حقو به اونا میدادم.اگه من زنده می موندم می تونستم استعداد بالقوه هری رو تو این درس شکوفا کنم.ولی...

جملات ماندگار:"اول تو آینه موی چرب خودتو ببین بعد پسرمنو بچزون "
خب دیگه فکر نمی کنم معرفی بیشتر از این لازم باشه چون به قدر کافی من و پسرم مشهور هستیم.

Con tanti auguri.Mille grazie signore lupin.Buona fortuna


با این که ناقص بود ولی تائید میشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1384/8/16 7:12:24