تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
40 کاربر(ها) آنلاین هستند (30 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
36
مهمانان
|
4
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
3 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/14
تولد نقش: 1393/03/16
آخرین ورود: چهارشنبه 20 خرداد 1394 09:11
از: اتاق ضروریات
پستها:
18

نام:هیونا بلک
گروه:هافلپاف
جنسیت:زن
خون:اصیل
پاترونس:اسب نر
نوع چوب جادو:چوب درخت سرو با موی اسب تک شاخ.23 سانتی متر
نوع چوب جارو:آذرخش
ویژگی ظاهری و اخلاقی:چشم و مو مشکی با موهای صاف .مهربون.حساس.احساساتی.جدی.به موقع عصبی و افسردم به موقع شاد
داستان زندگی:منو خواهرم باهم زندگی میکنیم و نمیدونیم چه شکلی فامیلیمون بلکه.مارو مشنگا بزرگ کردن و ارث هایی از جدمون برامون رسیده.هم سن و سال هری پاتر و دوستانشیم اما خواهرم بزرگتره.خدمتکارمونم جادوگره...
دوست عزیز این شخصیتی که شما برداشتید در داستان هری پاتر نبوده. اگه میخواید شخصیت ساختگی بردارید، باید اولاً یه معرفی شخصیت کامل و جامع بنویسید و بعد از اون 2 ماه به صورت مشروط وارد ایفا بشید و شخصیت خودتون رو به بقیه بشناسونید.
راه دیگه اینه که می تونید از لیست شخصیت های ایفای نقش یه شخصیت انتخاب کنید و یه معرفی انجام بدید.
تأیید نشد.
موفق باشید.
گروه:هافلپاف
جنسیت:زن
خون:اصیل
پاترونس:اسب نر
نوع چوب جادو:چوب درخت سرو با موی اسب تک شاخ.23 سانتی متر
نوع چوب جارو:آذرخش
ویژگی ظاهری و اخلاقی:چشم و مو مشکی با موهای صاف .مهربون.حساس.احساساتی.جدی.به موقع عصبی و افسردم به موقع شاد
داستان زندگی:منو خواهرم باهم زندگی میکنیم و نمیدونیم چه شکلی فامیلیمون بلکه.مارو مشنگا بزرگ کردن و ارث هایی از جدمون برامون رسیده.هم سن و سال هری پاتر و دوستانشیم اما خواهرم بزرگتره.خدمتکارمونم جادوگره...
دوست عزیز این شخصیتی که شما برداشتید در داستان هری پاتر نبوده. اگه میخواید شخصیت ساختگی بردارید، باید اولاً یه معرفی شخصیت کامل و جامع بنویسید و بعد از اون 2 ماه به صورت مشروط وارد ایفا بشید و شخصیت خودتون رو به بقیه بشناسونید.
راه دیگه اینه که می تونید از لیست شخصیت های ایفای نقش یه شخصیت انتخاب کنید و یه معرفی انجام بدید.
تأیید نشد.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 22:57:06
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/15
تولد نقش: 1393/04/16
آخرین ورود: یکشنبه 29 شهریور 1405 18:55
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست!
پستها:
1125

[quote]
پاسخ به معرفی
نام:انی شرلی
جنسیت:دختر
خون:اصیل
گروه.گریفدور
ویژگی ظاهری:موهای قرمزوچشم های قهوه ای
روشن
ویژگی اخلاقی:عاشق سفردررویا روی همه چیزاسم می گذاره بادوستانش مهربان است.
خانواده رادوست دارد.به سختی هاکنارمی اید.خوش بین است.عاشق کتاب.فداکار بامحبت
خوش اخلاق وخیلی شیطون!همیشه دردسردرس می کنه درست مثل جیمزپاتر.وقتی یه کاری می کنه به بهترین نحوانجام می ده.صبور.هیچ وقت جانمی زنه.راستگو،کینه بهدل نمی گیره.جمله های عاطفی زیلدی می گه. :zogh:
خانواده:پدرومادرش می میرندوبه پروشگاه می روندوبه فرزندخانوادگی قبولش می کنند.
چوب :ازچوب درخت خاس وعالی ترین پرققنوس
نوع چوب جارو:اذرخش
پاترنوس :گوزن.
عادت:اسم گذاری روی اشیاء،حرف زدن با درختان.
حیوان دست اموز:جغدودرخانه بچه گربه
درود
به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کنید:
1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولیها از اینطرف: کلاه گروهبندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید.
تأیید نشد.
پاسخ به معرفی
نام:انی شرلی
جنسیت:دختر
خون:اصیل
گروه.گریفدور
ویژگی ظاهری:موهای قرمزوچشم های قهوه ای
روشن
ویژگی اخلاقی:عاشق سفردررویا روی همه چیزاسم می گذاره بادوستانش مهربان است.
خانواده رادوست دارد.به سختی هاکنارمی اید.خوش بین است.عاشق کتاب.فداکار بامحبت
خوش اخلاق وخیلی شیطون!همیشه دردسردرس می کنه درست مثل جیمزپاتر.وقتی یه کاری می کنه به بهترین نحوانجام می ده.صبور.هیچ وقت جانمی زنه.راستگو،کینه بهدل نمی گیره.جمله های عاطفی زیلدی می گه. :zogh:
خانواده:پدرومادرش می میرندوبه پروشگاه می روندوبه فرزندخانوادگی قبولش می کنند.
چوب :ازچوب درخت خاس وعالی ترین پرققنوس
نوع چوب جارو:اذرخش
پاترنوس :گوزن.
عادت:اسم گذاری روی اشیاء،حرف زدن با درختان.
حیوان دست اموز:جغدودرخانه بچه گربه
درود
به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کنید:
1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولیها از اینطرف: کلاه گروهبندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید.
تأیید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 15:48:56
جزئیات کاربر

نام: لیلی لونا پاتر
شخصیت: لجباز ، اهل کل کلِ! ، به این سادگیا از حرف خودش نمیگذره ، اگه دلخور شه سعی میکنه نشون نده و فاصله میگیره ، شدیدا مغروره طوریکه که براش سنگین تموم میشه اگه شخصیتش خرد شه ، احساساتیه ولی بروز نمیده ، زورش زیاده چون باید به عنوان دخترِ هری پاترِ مشهور جلوی بعضی هم گروهیاش وایسه! ، از هر چیز مرموزی خوشش میاد به شدت و خیال پردازه.
جنسیت: دختر
سن: 15
ظاهر: موهای بلند و قرمز ، چشمای قهوه ای ، چشماش برق شیطنت دارن و اگه بهشون دقت کنی عمیقن! ، معمولا موهاشو با یه کشِ سبز دُم اسبی میبنده ، قدش نسبتا کوتاهه
خون: پاتر!
پاترونوس: شیر
چوب دستی: چوب سرو که وسطش موی اسب تک شاخه
گروه: اسلایترین
جارو: جاروهای آلبوس بهش میرسن! :|
حیوون خونگی: اژدها دوس داره ولی خب نگهداریش سخته! :D
پیشینه : دختر هری و جینی پاتر ، بچه گیشو تو زمین کوویدیچ گذرونده و عاشق این بازیه ، همیشه جاروی جیمز یا آلبوسُ کش میره ، یه مدت یه دوست خیالی مشنگ داشت ، با همه ی دور و بریاش جور میشد و راحت بود.
تأیید شد.
شخصیت: لجباز ، اهل کل کلِ! ، به این سادگیا از حرف خودش نمیگذره ، اگه دلخور شه سعی میکنه نشون نده و فاصله میگیره ، شدیدا مغروره طوریکه که براش سنگین تموم میشه اگه شخصیتش خرد شه ، احساساتیه ولی بروز نمیده ، زورش زیاده چون باید به عنوان دخترِ هری پاترِ مشهور جلوی بعضی هم گروهیاش وایسه! ، از هر چیز مرموزی خوشش میاد به شدت و خیال پردازه.
جنسیت: دختر
سن: 15
ظاهر: موهای بلند و قرمز ، چشمای قهوه ای ، چشماش برق شیطنت دارن و اگه بهشون دقت کنی عمیقن! ، معمولا موهاشو با یه کشِ سبز دُم اسبی میبنده ، قدش نسبتا کوتاهه
خون: پاتر!
پاترونوس: شیر
چوب دستی: چوب سرو که وسطش موی اسب تک شاخه
گروه: اسلایترین
جارو: جاروهای آلبوس بهش میرسن! :|
حیوون خونگی: اژدها دوس داره ولی خب نگهداریش سخته! :D
پیشینه : دختر هری و جینی پاتر ، بچه گیشو تو زمین کوویدیچ گذرونده و عاشق این بازیه ، همیشه جاروی جیمز یا آلبوسُ کش میره ، یه مدت یه دوست خیالی مشنگ داشت ، با همه ی دور و بریاش جور میشد و راحت بود.
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:51:34
دلیل: تأیید
دلیل: تأیید
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/14
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: دوشنبه 24 خرداد 1395 11:37
از: ت نمیگذرم!! هیچ وقت!!
پستها:
59

نام: ویکتوار ویزلی
شخصیت: مهربون, مغرور و یه دنده, به خاطر رگ پریزادیش معمولا کسی نمی تونه بهش نه بگه, لجباز , کاریو که باید انجام بده انجام می ده , عاشق خیال پردازی , وقتی تصمیمی می گیره ازش مطمئنه, دیر صمیمی میشه ولی دوستاش براش مهم تر از زندگی ان, اسیب پذیر, یه ارامش ذاتی داره که خیلی کم به خشم منجر میشه ولی خشمش چیزی نیس که کسی دوس داشته باشه ببینه!
حنسیت: دختر
سن: 16
ویژگی های ظاهری: بلوند, ظریف و ریزه میزه, چشماش عسلی ان ولی خب اگه خشم پریزادیش رو بشه یا وقتایی که احساساتش زبونه بکشه چشماش ابی میشن, نگاه گیرا, تونگاه اول به خاطر نوع ایستادن یا حالت نگاهش خجالتی به نظر میاد.
خون: ویزلیه دیگه!
پاترونوس: دلفین
گروه: گریفیندور
چوبدستی: از چوب بلوط با ریسه ی قلب اژدها
جارو: ویکی و جارو؟؟ ویکی فقط تفننی کویدیچ بازی میکنه! اونم معمولا از تدی جارو قرض می گیره!
حیوان خونگی: یه جغد کوچیک بند انگشتی به اسم پوتی !
پیشینه: ویکی (دختر بیل ویزلی و فلور دلاکور) از بچگی به خاطر این که تنها بلوند بین دخترای ویزلیا بود یه کم احساس دور بودن از جمعو داشت ولی با این حال عزیز مادربزرگش بود. تا قبل از این که تدی بره مدرسه, یعنی یه سال قبل از رفتن ویکی, تدی و ویکی دوستای خوبی بودن اما ازون موقع به بعد رابطشون تبدیل به کل کل شد و این موضوع با رفتن ویکی به مدرسه بیشتر شد. تا این که سال پنجم با هم صمیمی شدن اما این موضوع تا وقتی که جیمز مچشونو تو ایستگاه کیگنزکراس گرفت مسکوت موند. جدا ازین موضوعات ویکی به عنوان فردی که میشه روش حساب کرد بین بچه ها معروفه و بچه ها واسه حل مشکلاتشون معمولا با ویکی دردودل میکنن.
تأیید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی.
شخصیت: مهربون, مغرور و یه دنده, به خاطر رگ پریزادیش معمولا کسی نمی تونه بهش نه بگه, لجباز , کاریو که باید انجام بده انجام می ده , عاشق خیال پردازی , وقتی تصمیمی می گیره ازش مطمئنه, دیر صمیمی میشه ولی دوستاش براش مهم تر از زندگی ان, اسیب پذیر, یه ارامش ذاتی داره که خیلی کم به خشم منجر میشه ولی خشمش چیزی نیس که کسی دوس داشته باشه ببینه!
حنسیت: دختر
سن: 16
ویژگی های ظاهری: بلوند, ظریف و ریزه میزه, چشماش عسلی ان ولی خب اگه خشم پریزادیش رو بشه یا وقتایی که احساساتش زبونه بکشه چشماش ابی میشن, نگاه گیرا, تونگاه اول به خاطر نوع ایستادن یا حالت نگاهش خجالتی به نظر میاد.
خون: ویزلیه دیگه!
پاترونوس: دلفین
گروه: گریفیندور
چوبدستی: از چوب بلوط با ریسه ی قلب اژدها
جارو: ویکی و جارو؟؟ ویکی فقط تفننی کویدیچ بازی میکنه! اونم معمولا از تدی جارو قرض می گیره!
حیوان خونگی: یه جغد کوچیک بند انگشتی به اسم پوتی !
پیشینه: ویکی (دختر بیل ویزلی و فلور دلاکور) از بچگی به خاطر این که تنها بلوند بین دخترای ویزلیا بود یه کم احساس دور بودن از جمعو داشت ولی با این حال عزیز مادربزرگش بود. تا قبل از این که تدی بره مدرسه, یعنی یه سال قبل از رفتن ویکی, تدی و ویکی دوستای خوبی بودن اما ازون موقع به بعد رابطشون تبدیل به کل کل شد و این موضوع با رفتن ویکی به مدرسه بیشتر شد. تا این که سال پنجم با هم صمیمی شدن اما این موضوع تا وقتی که جیمز مچشونو تو ایستگاه کیگنزکراس گرفت مسکوت موند. جدا ازین موضوعات ویکی به عنوان فردی که میشه روش حساب کرد بین بچه ها معروفه و بچه ها واسه حل مشکلاتشون معمولا با ویکی دردودل میکنن.
تأیید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:49:01
دلیل: تأیید
دلیل: تأیید
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/09
آخرین ورود: شنبه 14 تیر 1393 23:40
از: ته قلبم بهت میگم : دوست دارم
پستها:
52

نام:ایگنوتیوس پورال
گروه:هافلپاف
جنسیت:مرد
سن :15
خون:اصیل زاده
پاترونس:تک شاخ
نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر
نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین
حیوان خانگی :عقاب طلایی
ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب ، خوش اخلاق
داستان زندگی :
هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .
تأیید شد.
گروه:هافلپاف
جنسیت:مرد
سن :15
خون:اصیل زاده
پاترونس:تک شاخ
نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر
نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین
حیوان خانگی :عقاب طلایی
ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب ، خوش اخلاق
داستان زندگی :
هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:45:25
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/09
آخرین ورود: شنبه 14 تیر 1393 23:40
از: ته قلبم بهت میگم : دوست دارم
پستها:
52

نام:ایگنوتیوس پورال
گروه:هافلپاف
جنسیت:مرد
سن :15
خون:اصیل زاده
پاترونس:تک شاخ
نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر
نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین
حیوان خانگی :عقاب طلایی
ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب
داستان زندگی :
هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .
دوست عزیز شما اول باید در تاپیک کلاه گروهبندی پست بزنی تا گروهبندی بشی.
موفق باشی.
تأیید نشد.
گروه:هافلپاف
جنسیت:مرد
سن :15
خون:اصیل زاده
پاترونس:تک شاخ
نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر
نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین
حیوان خانگی :عقاب طلایی
ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب
داستان زندگی :
هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .
دوست عزیز شما اول باید در تاپیک کلاه گروهبندی پست بزنی تا گروهبندی بشی.
موفق باشی.
تأیید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط kasra.potter.magic در 1393/3/13 23:36:53
ویرایش شده توسط kasra.potter.magic در 1393/3/13 23:38:45
دلیل: قبلیش نوشته ها رنگی و زشت بود واسه همین گفتم مثل بقیه کنم بهتره
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/14 0:25:10
دلیل: پاسخ
ویرایش شده توسط kasra.potter.magic در 1393/3/13 23:38:45
دلیل: قبلیش نوشته ها رنگی و زشت بود واسه همین گفتم مثل بقیه کنم بهتره
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/14 0:25:10
دلیل: پاسخ
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/07
تولد نقش: 1395/12/12
آخرین ورود: شنبه 14 اسفند 1395 17:53
از: هاگوارتز
پستها:
27

نام:آنتونی
نام خانوادگی:گلدشتاین
جنسیت:مرد
سال تولد:1980
سن:34
مو:طلایی و بور
رنگ چشم:آبی
خون:خالص
چوب دستی:چوب بلوط و دو شاخ موی دم تک شاخ
جارو:نیمبوس 1600
خانواده:گلدشتاین
گروه:ریونکلاو
عضو ارتش:آلبوس دامبلدور
آنتونی هم سن و سال هری پاتر است بهترین دوستان او مایکل گوشه و ترنس بوت هستند او یکی از ارشد ها و ناظران راونکلاو است که اولین بار در قسمت هری پاتر و محفل ققنوس ظاهر شد یعنی زمانی که هری پاتر درحال سوار شدن به قطار بودن که مالفوی و دوستانش برای به دام انداختن هری پاتر کمین کرده بودن که او هری پاتر را نجات داد و به هری خبر داد.
تأیید شد.
نام خانوادگی:گلدشتاین
جنسیت:مرد
سال تولد:1980
سن:34
مو:طلایی و بور
رنگ چشم:آبی
خون:خالص
چوب دستی:چوب بلوط و دو شاخ موی دم تک شاخ
جارو:نیمبوس 1600
خانواده:گلدشتاین
گروه:ریونکلاو
عضو ارتش:آلبوس دامبلدور
آنتونی هم سن و سال هری پاتر است بهترین دوستان او مایکل گوشه و ترنس بوت هستند او یکی از ارشد ها و ناظران راونکلاو است که اولین بار در قسمت هری پاتر و محفل ققنوس ظاهر شد یعنی زمانی که هری پاتر درحال سوار شدن به قطار بودن که مالفوی و دوستانش برای به دام انداختن هری پاتر کمین کرده بودن که او هری پاتر را نجات داد و به هری خبر داد.
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/12 16:54:27
دلیل: تأیید
دلیل: تأیید
آنتونی گلدشتاین ریونکلاوی
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/07
تولد نقش: 1395/12/12
آخرین ورود: شنبه 14 اسفند 1395 17:53
از: هاگوارتز
پستها:
27

چون اطلاعات کافی از جادوگران باقیمانده ریونکلاو هیچ جا نبود من از خودم نوشتم
نام:هری
نام خانوادگی:گلدشتاین
گروه:ریونکلاو
رنگ مو:قهوه ای روشن
رنگ چشم:آبی
جارو:نیمبوس 2000
سن:18سال
چوبدستی:یه چوب بلوط با مو اسب تکشاخ و قلب اژدها بخاطر دو مغزه بودنش یه نوع ابر چوبدستیه به خاطر همین لرد هم دنبالشه
ویژگی اخلاقی:مهربان احساساتی و باهوش
هری با پدرش و مادرش یعنی جک گلدشتاین و هرمیون گلدشتاین زندگی میکرد که که یه روزی که هاگوارتز بود آلبوس دامبلدور کنارش کشید و خبر مرگ مادرش به دست لرد سیاه زمانی که پدرش خرید بوده رو بهش داد هری داد میزد و گریه میکرد آلبوس وقتی افسردگی هری رو دید پدرش جک گلدشتاین رو تو هاگوارتز مشغول کرد.
هری دوست نزدیک و طرفدار باوفای هری پاتر است اون همیشه کنار هری بوده و دوبار نزدیک بوده کشته شه ولی با چوب دستیش لرد رو زد و از اون روز به بعد لرد با اون دشمنه اون یکی از باهوشای ریونکلاو است
دوست عزیز این شخصیتی که شما برداشتید در داستان هری پاتر نبوده. اگه میخواید شخصیت ساختگی بردارید، باید اولاً یه معرفی شخصیت کامل و جامع بنویسید و بعد از اون 2 ماه به صورت مشروط وارد ایفا بشید و شخصیت خودتون رو به بقیه بشناسونید.
راه دیگه اینه که می تونید از لیست شخصیت های ایفای نقش یه شخصیت انتخاب کنید و یه معرفی انجام بدید.
تأیید نشد.
موفق باشید.
نام:هری
نام خانوادگی:گلدشتاین
گروه:ریونکلاو
رنگ مو:قهوه ای روشن
رنگ چشم:آبی
جارو:نیمبوس 2000
سن:18سال
چوبدستی:یه چوب بلوط با مو اسب تکشاخ و قلب اژدها بخاطر دو مغزه بودنش یه نوع ابر چوبدستیه به خاطر همین لرد هم دنبالشه
ویژگی اخلاقی:مهربان احساساتی و باهوش
هری با پدرش و مادرش یعنی جک گلدشتاین و هرمیون گلدشتاین زندگی میکرد که که یه روزی که هاگوارتز بود آلبوس دامبلدور کنارش کشید و خبر مرگ مادرش به دست لرد سیاه زمانی که پدرش خرید بوده رو بهش داد هری داد میزد و گریه میکرد آلبوس وقتی افسردگی هری رو دید پدرش جک گلدشتاین رو تو هاگوارتز مشغول کرد.
هری دوست نزدیک و طرفدار باوفای هری پاتر است اون همیشه کنار هری بوده و دوبار نزدیک بوده کشته شه ولی با چوب دستیش لرد رو زد و از اون روز به بعد لرد با اون دشمنه اون یکی از باهوشای ریونکلاو است
دوست عزیز این شخصیتی که شما برداشتید در داستان هری پاتر نبوده. اگه میخواید شخصیت ساختگی بردارید، باید اولاً یه معرفی شخصیت کامل و جامع بنویسید و بعد از اون 2 ماه به صورت مشروط وارد ایفا بشید و شخصیت خودتون رو به بقیه بشناسونید.
راه دیگه اینه که می تونید از لیست شخصیت های ایفای نقش یه شخصیت انتخاب کنید و یه معرفی انجام بدید.
تأیید نشد.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/12 11:25:04
آنتونی گلدشتاین ریونکلاوی
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/05
آخرین ورود: دوشنبه 20 مرداد 1393 14:53
از: همه جوگیر ترم !!! اینو میدونم !!!
پستها:
83

نام : نویل لانگ باتم
گروه : گریفیندور
خون : اصیل
نوع چوب جادو :از جنس درخت مو با مغز ریسه ی قلب اژدها 22 سانتی متر مناسب برای افسون
نوع چوب جارو : آذرخش( که توی انبار خاک میخوره )
رنگ مو و چشم : هردو قهوه ای تیره ( موهاش روشن تره )
خصوصیات : فردی بلند قد ، دست و پا چلفتی که فقط در درس گیاهشناسی نمره میگیره ، مهربان با قدرت سخنرانی بالا
شغل : استاد گیاهشناسی هاگوارتز
فرزند آلیس و فرانک لانگ باتم
همسر : هانا آبوت
حیوان خانگی : وزغ
داستان زندگی : پدر و مادرم به علت فشار زیاد طلسم شکنجه گر در سنت مانگو بستری هستند و من به این دلیل با مادر بزرگم زندگی میکنم .
سال اول ، دوم ، سوم و چهارم را بی دردسر گذراندم ولی در سال پنجم عضو گروه آد شدم هرچند پیشرفت چندانی نداشتم ولی با اجرای افسون خلع سلاح همه را متعجب کردم و با استعداد کمی که داشتم همراه با هری به وزارت خانه رفتم و گوی پیشگویی را شکستم .
سال ششم هم بی دردسر بود . در سال هفتم ناگینی مار ولدمورت را با شمشیر گودریک گریفیندور کشتم و حالا بعد از 19 سال استاد گیاهشناسی هستم .
تأیید شد.
خوش اومدی.
گروه : گریفیندور
خون : اصیل
نوع چوب جادو :از جنس درخت مو با مغز ریسه ی قلب اژدها 22 سانتی متر مناسب برای افسون
نوع چوب جارو : آذرخش( که توی انبار خاک میخوره )
رنگ مو و چشم : هردو قهوه ای تیره ( موهاش روشن تره )
خصوصیات : فردی بلند قد ، دست و پا چلفتی که فقط در درس گیاهشناسی نمره میگیره ، مهربان با قدرت سخنرانی بالا
شغل : استاد گیاهشناسی هاگوارتز
فرزند آلیس و فرانک لانگ باتم
همسر : هانا آبوت
حیوان خانگی : وزغ
داستان زندگی : پدر و مادرم به علت فشار زیاد طلسم شکنجه گر در سنت مانگو بستری هستند و من به این دلیل با مادر بزرگم زندگی میکنم .
سال اول ، دوم ، سوم و چهارم را بی دردسر گذراندم ولی در سال پنجم عضو گروه آد شدم هرچند پیشرفت چندانی نداشتم ولی با اجرای افسون خلع سلاح همه را متعجب کردم و با استعداد کمی که داشتم همراه با هری به وزارت خانه رفتم و گوی پیشگویی را شکستم .
سال ششم هم بی دردسر بود . در سال هفتم ناگینی مار ولدمورت را با شمشیر گودریک گریفیندور کشتم و حالا بعد از 19 سال استاد گیاهشناسی هستم .
تأیید شد.
خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/11 0:26:07
شاید وجودم به خیلی ها ارامش نده . . .
ولی همین که حضورم حرص خیلی هارو در میاره . . .
بهم انگیزه خیلی بالایی میده . . .
ولی همین که حضورم حرص خیلی هارو در میاره . . .
بهم انگیزه خیلی بالایی میده . . .
نام:ملیندابویین
گروه:هافل پاف
جنسیت:زن
خون:اصیل
پاترونس:ببر
نوع چوب جادو:چوب درخت بلوط،باریسه قلب اژدها،مناسب برای دوعل.32سانتی متر
نوع چوب جارو:گلوله آتشین
ویژگی ظاهری واخلاقی:قدمتوسط، موهای مشکی بلند.رنگ چشم:سیاه.
سریع عصبانی میشه سریع ناراحت میشه بعدبه زودی هم خوب میشه
داستان زندگی:ملیندااول دختربسیار شادابی بودوهمیشه لبخندمیزد.یه برادر داشت که اونوخیلی دوست داشت وبه همراه پدرومادرش توجنگ مرد.ملیندا ازاون به بعدهمیشه مشکی پوشیدو عاشق جادوی سیاه بود.خیلی کم لبخند میزدودوست داشت یه مرگ خوار باشهو انتقامش روازکسایی که مادرپدرشو کشتن بگیره.حالااون تولندن خونه ی مارسیا بویین پیش خالش زندگی میکنه که خالشم عاشق جادوی سیاهه.
این خیلی بهتر شد.
خوش اومدی.
تأیید شد.
گروه:هافل پاف
جنسیت:زن
خون:اصیل
پاترونس:ببر
نوع چوب جادو:چوب درخت بلوط،باریسه قلب اژدها،مناسب برای دوعل.32سانتی متر
نوع چوب جارو:گلوله آتشین
ویژگی ظاهری واخلاقی:قدمتوسط، موهای مشکی بلند.رنگ چشم:سیاه.
سریع عصبانی میشه سریع ناراحت میشه بعدبه زودی هم خوب میشه
داستان زندگی:ملیندااول دختربسیار شادابی بودوهمیشه لبخندمیزد.یه برادر داشت که اونوخیلی دوست داشت وبه همراه پدرومادرش توجنگ مرد.ملیندا ازاون به بعدهمیشه مشکی پوشیدو عاشق جادوی سیاه بود.خیلی کم لبخند میزدودوست داشت یه مرگ خوار باشهو انتقامش روازکسایی که مادرپدرشو کشتن بگیره.حالااون تولندن خونه ی مارسیا بویین پیش خالش زندگی میکنه که خالشم عاشق جادوی سیاهه.
این خیلی بهتر شد.
خوش اومدی.
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کتی* در 1393/3/10 16:12:54
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/11 0:26:42
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/11 0:26:42
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج