هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۹:۰۶ یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
#1

روی چه شی یا حیوونی این طلسم رو اجرا می کنید و چرا؟ (۳نمره)


ای دنیاااا

کجایی جوانی دیگر خبری از درس های سیاه نیست . دیگر کسی نیست که به و وجدان های سیاه تمرین بدهد .

آسمان ها رعد برق بزنید و تا ... ناگهان گلرت از خواب و خیال به بیرون پرید .

گلرت طبق معمول باید به کلاس های نه چندان جالب و کسل کننده ی هاگوارتز میرفت .

امروز باید به کلاسی میرفت که برای او از بقیه کلاس های هاگوارتز جالب تر و سرگرم کننده تر بود . کلاس طلسم های باستانی
بعد از تکالیف پروفسور ملانی مدت خیلی زیادی کارت به فکر فرو رفت تا شی مورد نظر خود را که برایش ارزشمند است و مهم را پیدا کند که ناگهان فکری به ذهنش رسید . کت قدیمی و با ارزشش از پوست مار و محتویات داکسی


چه واکنشی نشون میدید؟ چه بحثی باهاش خواهید کرد؟ سوال جوابتون با شی یا حیوونی که به حرف آوردید رو برام بنویسید. مکالمه جالب تر، نمره بهتر. (۷نمره)

کارت وقت را تلف نکرد به سمت اتاقش رفت و کت زیبا و ارزشمندش را ورداشت و سپس به سمت حیاط رفت تا طلسم را روی آن اجرا کند .

کتش را با تمام با لطافت و به آرامی برداشت نفس عمیقی کشید و اماده انجام کارش شد و طلسم را روی آن اجرا کرد .

چند دقیقه بعد از اجرا طلسم که برای گلرت چند سال طول کشید کت به حرف آمد .

- حی تو مو سفید چکارم داری بزار به کارم برسم .

- کار مگه تو کاریم داری جز اینکه تو تن من باشی ؟
- پاره بشه این آستین که نمک نداره پس فکر کردی چی ؟اینهمه کنارت بودم تو تنت بودم تو هر شرایطی پیشت بودم . از همه چیز در امانت دادم .

- کتی عزیز ببخشید کت عزیز ارامش خودتو حفظ بکن من قصد بدی نداشتم . و گرنه تو از همه چیز برام ارزشمند تری .

- واقعا راست میگی تراریخته .

- اسم من گلرت هست . تو میتونی به هم بگی گل باشه دیگه نگی تراریخته باشه گلم .

- برا من نرخ تعیین میکنی برم اما اسرارتو لو بدم . بگم اونبار ....

گلرت در زمانی مناسب با طلسم خونساساز قبل از هر پیامدی کت را خفه میکند .


نتیجه اخلاقی: هیچ وقت با یک کت بحث نکنید .



پاسخ به: دادسرای عمومی جادوگران
پیام زده شده در: ۲۰:۱۷ شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹
#2
توقع هر چیزی را میتوانی از مرگخواران داشته ولی میلک شیک را نه .

- ماما ،ما میلک شیک میخوام .
- اژی مامان این چه در خواستی هست که میکنی ؟ تازه تو از کجا میدونی میلک شیک چی هست ؟

- ماما از اینجا .

ناگهان بقیه مرگخوار ها توجه شان به تابلو نوشته شده جلب میشود . نقل قول:
ایا میلک شیک می خواهید ایا از میلک شیک خوشتان می آید. پس به مغازه ی ما بیایید تا از میلک شیک های ما نوش جان بفرمائید .


تمام مرگخواران لحظه به لحظه با لعنت فرستادن به جد و آباد صاحب مغازه میلک شیک ها لعنت می فرستادند .

که ناگهان چشم اژی به ماشینی در نمایشگاه ماشین ها میخورد و با فریاد من اون ماشین رو میخوام رو به مرگخوار ها میکند .


ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۲ ۲۰:۳۴:۴۲
ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۲ ۲۱:۳۰:۱۲


پاسخ به: کلاس اصول تغذبیه و سلامت جادویی
پیام زده شده در: ۱۵:۴۷ شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹
#3
تکلیف جلسه سوم
کلاس اصول تغذیه و سلامت جادویی

با تدریس: پروفسور مروپ گانت



همیشه مرلین در حال فکر بود . همیشه قبل از هر کاری فکر میکرد و سعی در بزرگ نشان دادن خودش داشت . ولی یک مشکل موجود داشت.

تکالیف پروفسور گانت گلرت از هر دیدی که به قضیه نگاه می کرد تکلیف پروفسور گانت را مزخرف میدید.
آخر چطور یکی از جادوگر سیاه تاریخ باید آشپزی می کرد . آخر آن هم برای پروفسور بی ریخت که هی دم از زمان سالازار می کرد .

گلرت بعد از مدتی فکر تصمیم گرفت چنان آشی برای پروفسور گانت درست کند که نیم وجبش چربی سالازار باشد .
تا با یک تیر دو نشان بزند.هم انتقام را از گانت ها بگیرد و هم اعتراض خودش را به همچین مدیریتی نشان دهد .

پس تصمیم گرفت در روزی که خانواده ی ریدل ها در خانه نیستند از آشپز خانه استفاده کند .

فردا

بعد از مطمعن شدن از رفت اعضای خانواده و مرگخوار ها با استفاده از جادوی خودش در جادو های سیاه تمام دفاعیات مروپ را دفع کرد و وارد آشپز خانه شد .

با کتاب جدیدی که درباره ی جادو های سیه تهیه کرده بود شروع کرد به اشپزی.

موقع اشپزی

کتاب آشپزی را از کلایش در می آورد و شروع به خواندن میکند .
نقل قول:
اش پز گرامی : مواد لازم سه عدد عن تسترال، ۲ عدد میوه های گندیده ی مروپ ، کالباس های گندیده فنر گری بک ، ات و اشغال دم خانه ی ریدل ها ، و هر اتا اشغالی که دم دستت اومد بریز .


سپس شروع به تهیه کردن مواد اولیه کرد و بعد از آماده کردن آنها شروع به خواندن بقیه دستور عمل کرد .

نقل قول:
مداد لازم یه مقدار زهر ما را در کاسه بریزید و سپس عن تسترال به آن اضافه کنید مقداری آن را هم بزنید تا حل شود سپس از میوه گندیده ی مروپ به آن اضافه کنید . بگذارید مقداری بماند و سپس بقیه ات و اشغال ها را به آن اضافه کنید . و بگذارید در تا سر بیاید و سپس به آن کس بدهید .


سپس مشغول آماده کردن عن تسترال و بقیه مواد را اضافه کرد و وقتی آماده شد از خانه ی ریدل به هاگوارز رفت و آن را در دفتر ماروولو گذاشت تا کلک آن را بکند



پاسخ به: بحث های سر میز غذا
پیام زده شده در: ۱۲:۰۰ شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹
#4
اما شانس چیزی نیست که همیشه باهات یار باشه . و همیشه کار ها به خوبی پیش نمیره.
بر خلاف انتظار مامور های بیشتری در انتظار غافلگیری بودند که اگر از مخفیگاه بیرون امدی با انواع تفنگ ها آبکشت کنند و برایشان فرقی نداشت جادوگر باشی یا ادم معمولی.

زاخاریاس که توانست مامور ها را ببیند با اشاره دست دست که شباهتی به پانتومیم نداشت سعی در باخبر کردن بقیه محفلی ها داشت .

اما بی شک زاخاریاس یا بقیه محفلی ها فسفر لازم برای درک حرکت های زاخاریاس را نداشنتد.
پس زاخاریاس با دادی بلند سعی در با خبر کردن بقیه کرد .
- هی میگم این کودن هاهاااا اوجا هستن .

- بقیه محفلی بعد از با خبر شدن از قصد زاخاریاس وهمچنین یورش مامور ها همگی با پرشی در کیف رفتند .
ولی بی خبر از اینکه ماموران اساک را با ساک ریئس جمهور اشتباه گرفته اند .


ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۲ ۱۲:۳۹:۳۵


پاسخ به: بحث های سر میز غذا
پیام زده شده در: ۱۹:۲۷ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹
#5
اما پیدا کردن زاخاریاس به همین سادگی هم نبود . در کاخی که وسعت آن به اندازه هاگوارتز یا بزرگ تر بود . پیدا کردن زاخاریاس عین پیدا کردن تسترال تو اصطبل خانه ی ریدل بود .

هاگرید و آرتور در کاخ سفید مشغول پیدا کردن زاخاریاس شدند . اما به هر جا که سر می زدند تمام مشنگ ها از قد و قواره ی هاگرید و ندیده تکنولوژی یعنی ار تور تعجب میکردند .

بعد از کلی گشت گذار در کاخ سفید هاگرید تصمیم گرفت از خانمی که لباسی لی و شلوار لی پوشیده است و کلی ارایش کرده است سوال بپرسد .

- حانم یه کت کله که کلمه ی ناظر مدام ور زبونشه رو ندیدید .

- خدا مرگم بده چه هیکلی داره . إ إ إ همون آقای خوش تیپ رو میگید که داشت مصاحبه میکرد . که گفت میاد ناظر بچه های من میشه .

- خوش تیپ ؟

- اره اونجاست .

هاگرید و آرتور غافل از اینکه زاخاریاس خودش را به نامزد رییس جهموری آمریکا اعلام کرده است به دنبال او می روند .



ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۲۰:۰۲:۵۳


پاسخ به: دنیای وارونه
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹
#6

- فرزندان روشنایی کسی فکری در بساط خود دارد ؟

-

- فرزندان روشنایی ؟

-

ناگهان از بین محفلی ها چهره جنگجو پدیدار شد .
و ان چهره کسی نبود سر کادوگان و اسب کوتوله اش .

- بگو بابا جان کاری داشتی ؟

- من حریف می طلبم .
- اما بابا جان ما مشکلات بزرگتری از حریف طلبیدن داریم .

- إ إ إ ببخشید این مال یه سوژه دیگه بود . ما باید یه عملیات انجام بدیم . من سعی میکنیم با اسبم بقیه اسب ها رو راضی کنیم بزن و شما باید حواس بقیه افراد رو پرت کنید .
-ولی یک مشکلی وجود داره .

- چه مشکلی ؟

-


ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۹:۰۹:۵۲


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۵۳ جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۹
#7
سلام پروفسور



پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)


اولش با خودم فکر کردم و گفتم باید موجود بزرگی رو انتخاب کنم تا مورد تحسین بقیه قرار بگیرم .
چون من یکی از بد ترین جادوگران سیاه دوران هستم و دوست دارم مورد توجه قرار بگیرم و از این کار برای اهداف شومم استفاده کنم .

با تمام حواسم به سمت بزرگ ترین قفس رفتم و ملافه روی اونو برداشتم . و تنها چیزی نبود جزحیوانی کوچیک به نام داکسی .



2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)


داکسی حیوانی موذی و شیطانی هست که همیشه ازش برای اهداف شیطانی استفاده میشه و حیوان حرف گوش کنی نیست .

اولش بحثمون از نابود کردن تمام مشنگ های عالم و حکومت بر اون ها شروع شد . بعد از مدتی با ما برترین ابر خبیث دنیا در مورد روش کشتن مشنگ و کشتن جادو گر ها اختلاف پیدا کرد . و سعی کرد با سم خودش منو آلوده کنه . که مورد خشم من قرار گرفت .


3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)

معمولا این موجودات شوم از حیوانات قدرتمند تر از خودشون تغذیه می کنند . که من از تخم های نجینی مار ولدمورت استفاده کردم که بعد خوردن آنها هنوز اشتها بزرگی داشت که مانند سال اول مورد خشم خودم قرار دادم کروشیو ای نوش جانش کردم .


4. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)


اره اولش یه ذره بیهوش بود که چیز خاصی نبود ولی بعدش که بهوش اومد سعی در انتقام داشت که باز همون سر نوشت . اخه این چه موجود بی خودی هست .


5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)


ما همیشه اعتراض داریم ما قویترین جادوگر دنیاییم و غیر این عرضی نیست . چرا همچین موجود کوچیکی باید تو قفس ما باشه . بدم داکسی ها بخورنت .










ویرایش شده توسط گلرت گریندل‌والد در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۳:۱۶:۴۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۴۷ پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۹
#8
گلرت گریندل والد

گلرت گریندل والد جادوگر سیاه برجسته ای بود که دامبلدور بخاطر شکست دادن او مشهور شد، اما او دوست سابق دامبلدور نیز بود. دو نوجوان در سال 1899 درست بعد از بیرون آمدن دامبلدور از هاگوارتز، با هم آشنا شدند.


معاني اسم

گلرت: احتمالاً اشاره به بیشاپ گلرت اهل بوداپست (1046-980) که در یک شورش ضد مسیحی در مجارستان شهید شد. یک تپه، غار و هتل چهار ستاره در بوداپست به یاد او نام گذاری شده است.

گریندل والد: یک دهکده کوچک در کوه های آلپ کشور سوییس است. این اسم همچنین می تواند به گرندل، هیولای غول مانند آنگلوساکسون در حماسه بیوولف اشاره داشته باشد. رولینگ نام گریندل والد را GRIN dell vald تلفظ می کند.




تاریخ تولد: 1883 (دو سال کوچکتر از دامبلدور) .


خانواده
تبار
: به احتمال زیاد اصیل زاده

خاله بزرگ: باتیلدا باگشات نویسنده کتاب تاریخ جادو (ی.م).

روابط: آلبوس دامبلدور در 17 سالگی عاشق او شد، ولی وقتی فهمید گلرت قادر به چه کارهایی ست «از او بسیار ناامید شد»





شکل ظاهري
مو: موی بور و مجعد تا شانه

خصوصیت بارز: نگاهی شاد و شیطانی




چوب جادوی فعلی:

جنس چوب: چوب درخت شاه بلوط
مغزی: ریسه ی قلب اژدها
طول چوب: 12.5 اینچ
انعطاف پذیری: سخت
مناسب برای: طلسم های آتشین و جادوی سیاه



چوبدستی، غیره
چوبدستی: ابرچوبدستی، یکی از سه یادگار مرگ که آن را از گریگورویچ دزدید.

مدرسه: دانش آموز درخشان در دورمشترانگ ولی در سال 1899 اخراج شد .

شغل: سعی کرد حکومت جادوگران بر مشنگ ها را بنا کند، ولی شکست خورد و تا آخر عمر زندانی شد.

دوران حبس: از 1945 تا 1998 در نورمنگارد، زندانی که برای زندانی های سیاسی خودش ساخته بود حبس شد .


شرح حال
گلرت دو سال از آلبوس دامبلدور کوچکتر و در نوجوانی بور بود، موهای موج دارش را تا شانه بلند می گذاشت و نگاهی شاد و شیطان در صورت او وجود داشت.

گریندل والد در موسسه دورمشترانگ دانش آموز ممتازی بود، ولی در سن 16 سالگی اخراج شد. در همان زمان تصمیم گرفت برای چند ماه به خارج از کشور سفر کند و با خاله بزرگش باتیلدا باگشات در دره گودریک زندگی کند . چون مجذوب افسانه یادگاران مرگ شده بود و می خواست محلی را که ایگناتیوس پاورل در آنجا مرده و دفن شده جستجو کند . در طول اقامت در دره گودریک، گلرت با آلبوس دامبلدور 18 ساله صمیمی شد و او را هم بسوی نقشه هایش برای سلطه جهانی کشاند. آنها با هم درباره حکومت جادوگران بر مشنگ ها «بخاطر منافع مهم تر» و اینکه چطور یادگاران مرگ یعنی ابرچوبدستی، شنل نامرئی و سنگ زندگی مجدد را پیدا کنند فرضیه بافی می کردند. ولی دوستی آنها فقط چند ماه دوام داشت؛ گریندل والد بعد از کشتن خواهر روانی دامبلدور در یک دعوا، گریخت و دامبلدور به حماقت خود پی برد .

گلرت در طول مدت به قدرت رسیدنش به عنوان یک جادوگر سیاه، زندانی بنام نورمنگارد ساخت تا مخالفانش را در آن نگه دارد. روی سردر این ساختمان نوشته شده بود «بخاطر منافع مهم تر».

نبرد نهایی تماشایی بین دامبلدور و گریندل والد در سال 1945، آخرین سال جنگ جهانی دوم و سالی که ولده مورت هاگوارتز را تمام کرد، به وقوع پیوست. در پایان، دامبلدور دوئل را برد و چوبدستی گریندل والد، یعنی ابرچوبدستی معروف یادگاران مرگ را گرفت. این نبرد آنچنان واقعه مهمی بود که در شکلات قورباغه ای دامبلدور از آن بعنوان یکی از سه چیزی که دامبلدور بخاطر آنها مشهوراست، نام برده شده. گریند والد در نورمنگارد زندانی شد و در آنجا ماند تا اینکه در سال 1998 از زندان گریخت.




توانایی ها:

جادوی سیاه:او از سنین نوجوانی در استفاده از جادوی سیاه مهارت داشت و در بزرگسالی به همه ی رموز آن مسلط گشت و به همین دلیل مورخین او را بزرگترین جادوگر سیاه تاریخ می نامند و عقیده دارند که شهرت ولدمورت بیشتر به دلیل معاصر بودن اوست.

دوئل: گلرت گریندلوالد را به خاطر پیروزیهای بسیارش بر جادوگران و ساحران قدرتمند تمام اروپا و نبرد تاریخی اش با دامبلدور(که سهمناکترین نبرد تمام دورانها بوده است) یکی از بزرگترین دوئلیستهای تاریخ میدانند اگرچه دامبلدور(به عنوان تنها دوئلیست بدون شکست تمام دورانها) در زمان اوج خود تنها ذره ای بر گریندلوالد برتری داشت که همین امر گلرت گریندلوالد را در زمره ی دوئلیستهای برتر چند قرن اخیر قرار میدهد.

نامریی: گلرت توانایی نامریی کردن خود بدون شنل نامریی را داشت که برای این کار فرد باید طلسم دیس ایلوژنمنت(disillusionment) فوق العاده قوی داشته باشد.

آکلومنسی:در بدترین شرایت ممکن نیز جادوگر قدرتمندی مانند لرد ولدمورت نتوانست با تمام توانی که مصرف کرد وارد ذهن گلرت بشود.

طلسم کروشیاتوس: این طلسم امضای گلرت گریندلوالد بوده و هست و قدرت هیچ جادوگر دیگری در اجرای آن با گلرت برابری نمیکند!



همراهان:

گلرت معمولاً کارهایش را به تنهایی پیش میبرد اما همیشه یک داکسی سمی که دو برابر داکسی های معمولی اندازه دارد نیز او را همراهی میکند.

شناسه قبلی. نیک بی سر



آفرین حالا درست شد!
تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۱ ۱۱:۱۳:۰۵






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.