هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: من کیستم؟من چیستم؟
پیام زده شده در: ۱۹:۵۳ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#1

Ali

من چیستم؟

آخیش...عجب شانسی آوردما...آخ آخ آخ تو رو خدا پسره خنگ عقلتو به کار بنداز...جون من... نذار من بمیرم ....ایول...باریکلا سه تا برو جلو...آره خودشه همون.نه نه...من رو فدا نکن...تو رو خدا نــــــــــــــــــه......
مهره اسب بازی شطرنج که حالا تیکه پاره شده بود زیر لب به هری فحش می داد...


===============
من کیستم؟

آخریشه...باریکلا همین جوری.آره بکشش بکشش در نره...نه با چاقو راحت تره...ای بابا زجر کش نکنش...حالا بی رحمی به این چه...آهان خودشه سرشو بگیر...حالا بــــــبــــــــــــــــــر
هاگرید تازه داشت به دستیار جدیدش راسو کشتن رو یاد می داد...


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۱۹:۳۶ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#2

Ali

آلبرفورث تازه از راه رسیده بود.خسته بود ولی وقتی جمعیت زیاد رو جلوی تابلوی اعلانات در سالن اصلی هاگوارتز دید رفت نگاهی بیندازد.اولین چیزی که روی تابلو توجهش را جلب کرد کاغذ زیبایی بود که متفاوت بود.اینگونه نوشته شده بود:

"داوطلبان درس پیشگویی،امتحان چشم درونی جلو افتاده...روز 13 سپتامبر."


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: بحث راجع به معادل کلمات
پیام زده شده در: ۱۹:۲۷ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#3

Ali

گرگنده...هووم زیاد کلمه ای نیست که بشه روش حساب کرد... یعنی ما که وقتی گرگنده رو می بینیم یاد "لوپین که تغییر شکل میده" نمی افتیم.من پیشنهاد "گرگ نما" یا "انسان نیمه گرگ" رو دارم که کامل به ما نشون بده منظور از werewolf چیه...


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: به نظر شما R.A.B کیه؟
پیام زده شده در: ۲:۰۷ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#4

Ali

یا خدا...
هر کسی باشه آدمیه که خیلی قدرتمنده...مثل دامبلدور.کسی که همه مراحل اون غار رو رد کرده،جالبه...:
1.مرگ خواره(چون مرگ خوارا ولدمورت رو لرد سیاه خطتب می کنن)
2.کسیه که خوب از گذشته ولدمورت باخبره...کمتر کسی میدونه که ولدمورت هورکراکس(جاودانه ساز) داشته...


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: محل جاودانه ساز هاي بعدي ؟؟؟؟
پیام زده شده در: ۲:۰۵ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#5

Ali

یا خدا...
"جاهایی که به راحتی نشه پیداشون کرد...جاهایی که کسی به فکرش نرسه...جایی که فقط کسایی که از گذشته ولدمورت خیلی (اندازه خودش)آگاهن بدونن..."
دقیقا اولین جایی که هری باید بره یتیم خونه ست...نه برای هورکراکس(جاودانه ساز).بلکه برای اطلاعات از زندگی ولدمورت.
دفترچه و جاودانه ساز تو غار و انگشتر و خود ولدمورت که هیچ...
گنجینه راونکلا یا گریفیندور و جام هافلپاف و نجینی می مونن که پیدا کردن دو تای اولی مشکله...


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: گنجینه ریونکلا چه بود؟
پیام زده شده در: ۲:۰۵ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#6

Ali

دامبلدور المشکوک المجهول المرحوم که گفت:"یا گریفیندور یا راونکلا"حالا شماها کتابو بازنویسی کردین؟؟!!!!
هر چی می تونه باشه که البته یه نکته جالب ما داریم:
تمام هورکراکس ها(جاودانه سازها) که مال دسته ها بودن یه جورایی از شعر کلاه برگرفته شده بودن...کلاه از شجاعت گریفیندور میگه،شمشیر میاد...حتما اگه می خوایین بدونین چیه به شعر های کلاه گوش کنین(یعنی شعرا رو بخونین)


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: کتاب 6 با ترجمه ویلدا اسلامیه رو بخریم یا نه؟
پیام زده شده در: ۲:۰۴ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#7

Ali

کاش فقط افتضاح...من که اصل کتابو خوندم راحت میگم که بعضی جاها رو گند زده...واقعا وقتی ترجمه از طرف یکی از دوستام بهم رسید گفتم:"خدایا توبه"(تیکه طغرل بود حالا دیگه)مترجما واقعا تو ایران ضعیف کار می کنن...
عوام فریبی هم که اصلا تو همه جا هست(مخصوصا انتشارات تندیس)


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: "موزه جادو و تاریخ جادوگری"
پیام زده شده در: ۱:۳۳ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#8

Ali

کوییرل بنده خدا کوپالوتوس کرده بود...شون هم که از دریکی(دراکول خودمون) می ترسید عین کوییرل بود...لارا هم جلوتر ازهمه:ناسلامتی مردین ها!!!!!

یک ساعت بعد(دم در کافه)
شیخ آلبی که تازه داشت بیانیه رو تموم می کرد دید یکی در میزنه..
آلبی:پدر سوخته بی نزاکت...مگه بابات بهت یاد نداده نصفه شب جایی در نمی زنن؟؟؟
(درو باز کرد)...
آلبی:به به شون و خانوم بچه ها...کوچولو موچولوتونم که آوردین...(رو به کوییرل) کوچولو از این آب نباتا دوست داری؟؟؟(یه آب نبات سه کله بهش نشون میده)
شون:نه آلبی...ببین...(داشت ناخونشو می جوید)این یارو فک فامیلت رفته؟؟؟
آلبی:آره بابا...لارا چطوری؟؟؟خوش میگذره؟؟
لارا:شیخ آلبرفورث...شما به جرم دزدی از موزه باستان ما بازداشتین...هر حرفت میتونه علیه .....
همه:ماااااااااااااااا....
آلبی:بابا ما یه غلطی کردیم بیخیال...
شون:اعتراف می کنی آلبی؟؟
آلبی:آره بابا...منو باش گفتم جنبه داری...آخه دیگه یه دونه جاروی کثیف 50 ارزش داشت؟؟
همه:مااااااااااااااا....
شون:یعنی الماس دزدی کار تو نبود؟
آلبی:بابا یه چی بگو به گروه خونیم بخوره...ریش خودم...مگه دزدیدن؟
کوییرل:آره بابا...آلبی مطمئنی کار تو نبوده؟

آلبی:بابا حاضرم به جون مادرم هم قسم بخورم...برای اثبات حسن نیت،منم یه پایه و ستون کارآگاهی و پیداکردن دزد...اوکی؟
همه:اوکی...


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: اگر هرمیون معجون خوش شانسی خورده بود پس چطوری اینقدر راحت سرکار موند؟
پیام زده شده در: ۱:۰۲ سه شنبه ۵ مهر ۱۳۸۴
#9

Ali

اسنیپ بچه خوبیه بابا اذیتش نکنین...این دامبلدور المشکوک و المجهول المرحوم هستش که همه رو گذاشته سر کار...
هرمیون معجون شانس رو خورد ولی باور کردن یا نکردن حرف بقیه که شانس نمیشه...حالا اگر هم باور نمی کرد حرف اسنیپ رو،رفیقمون مجبور میشد یه کوچولو آسیب بهش بزنه(ای بابا چرا می زنی تو سرش...نزن...ااااا...نزن....باشه بابا کاریش نمی کرد).


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww


Re: من کیستم؟من چیستم؟
پیام زده شده در: ۱:۳۹ یکشنبه ۳ مهر ۱۳۸۴
#10

Ali

هذا التاپیک البسیار زیبا(الجمیل)..انا حالیتک(ماضی حال کردن)
"ددد ..... ددددد....دددد"
ولم کن بچه تخص...ای بابا ولم کن دیگه...عجب بچه پرروییه ها...هی می خواد کلاس بذاره.بابا همه دیدنت جون مادرت بذار برم.خیلی خوب بابا دختره هم دیدت دیگه.ای بابا امیدوارم خانم هوچ با جارو بزن تو سرت...بابا ولم کن بذار برم...مگه مریضی اذیتم میکنی؟؟؟
اسنیچ بالاخره از فرصت حواس پرتی جیمز به لیلی استفاده کرد و در رفت....


اونجا هم با آلبرفورث باشین...
ww






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.