لرد سیاه و آلبوس دامبلدور تصمیم میگیرن گروه جدیدی رو تشکیل بدن...گروه جدید(ققنوس خوارها) مخلوطی از محفل ققنوس و گروه مرگخوارها خواهد بود.مرگخوارها که مدتهاست بیکارن، آگهی مربوط به عضویت گروه رو میبینن و تصمیم میگیرن برای ثبت نام مراجعه کنن....اعضای محفل ققنوس هم همین تصمیم رو میگیرن و دو گروه جلوی ساختمان محل عضویت، با هم مواجه میشن!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-هی شماها اینجا چیکار میکنین؟

-هی خودتون اینجا چیکار میکنین؟

-اول ما پرسیدیم!

-خب بعدش هم ما پرسیدیم...که چی؟اصلا ما مجبوریم به شماها جواب بدیم؟
-خب میتونین جواب ندین...ولی مسئولیت عواقبش با خودتونه.
-عواقب!!!مثلا چی میشه؟ممکنه کچل بشیم؟!

-هی...اگه یک بار دیگه درباره...
در میان جر و بحث مرگخواران و محفلی ها دو نفر از اعضای دو گروه مخالف با نگاهای عاشقانه به هم خیره شده بودند.
-ریگولوس اون نگاههاتو درست میکنی یا بزنم درستت کنم؟

-جسیکا اصولا نگاهی که ما به مرگخوارا میکنیم این نباید باشه!
روفوس با عصبانیت جلوی جسیکا را که سعی میکرد وارد ساختمان شود گرفت.
-هی کجا؟مگه ندیدی ما زودتر رسیدیم؟
ریگولوس که کمی غیرتی شده بود دست روفوس را کنار کشید.
-روفوس...با یه خانم محترم مودبانه تر صحبت کن...ایشون خودشونم میدونن که ما زودتر رسیدیم و باید قبل از اونا وارد بشیم.

چشمهای جسیکا از شدت خشم برقی زد.نگاه تهدید آمیزش را به ریگولوس دوخت.
-کی گفته؟!مهم نیست کی زودتر رسیده.مهم اینه که من اول وارد میشم و میخوام ببینم کی جرات میکنه جلوی منو بگیره!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









) هر دو نفر را از پا در آورد. در حالی که هر دو روی نیمکتی می نشستند رو به یکدیگر کردند.
دار و دسته ی تو کجان ریشی؟


خب خسته نباشی!