شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد. نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد. مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و... ------------------------------------------------------------------------ و وقتی صدایی گفت: چی از جادو می دانی؟ غریبه که می دانست باید اسم رمز را بگوید گفت: جادو از آن ماست! در گشوده شد و غریبه بدون توجه به باز کننده در، وارد راهروی تاریک شد. ------------------------------------------------------------------ - لوموس! حال چهره ی مرد در زیر درخشش آن به وضوح دیده می شد. پوست صورتش چروکیده بود ، گویی که چندین سال از عمرش می گذرد اما صدایش مانند یک جوان 20 ساله گیرا بود. - دنبالم بیا !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»
ـ «خدا؟… دیوانه شدهای؟… کجا ست؟»
ـ «همین که میپرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد. نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد. مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و... ------------------------------------------------------------------------ و وقتی صدایی گفت: چی از جادو می دانی؟ غریبه که می دانست باید اسم رمز را بگوید گفت: جادو از آن ماست! در گشوده شد و غریبه بدون توجه به باز کننده در، وارد راهروی تاریک شد.
سلامی مجدد. اینم داستان. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد. نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد. مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این داستان بوده،لطفا نفر بعد این داستان رو هم در پست خود با استفاده کردن از کپی پیست قرار بده.
سلام به همه بروبچ این تاپیک هم مثل تاپیک های دیگست و باید رول توش زده بشه. با این تفاوت که در تاپیک های دیگه پستها بلند هست و اگر کسی زمان نداشته باشه نمیتونه بپسته. در این تاپیک من اول سه خط داستان میدم،نفر بعدی با اضافه کردن سه خط دیگر داستان رو ادامه میده. *داستان در پست بعد.