پیوز قدیمی
از توی دیوارای تالار هافلپاف
- تولد نقش
- 1396/07/21
- آخرین ورود
- پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
- عضویت
- 1385/12/25
- پستها
- 1511
هافلپافی های اصیل وارد اتاق کریچر شدند . جن پیر باز هم با صدای خر و پف وحشتناکی خوابیده بود. بورگین گفت : " بیچاره بقیه مدیرا چطوری می خوابن ؟ "
هافلپافی ها از اتاق کریچر خارج شدند و به سالن اصلی خوابگاه مدیران رفتند. یک دوربین در سمت دیگر سالن بود که بورگین در دفعه اول به ان دقت نکرده بود. دوربین در حال چرخش بود. هافلپافی ها اصیل صبر کردند و به محض اینکه جهت دوربین برگشت همه وارد اتاق گاوصندوق شدند. بجز پیوز و ارنی ، پیوز پرواز کرد و خودش را به بالای دوربین رسوند و یک کاغذ سیاه رنگ روی دریچه دوربین چسباند. سپس رفت و در سمت چپ در اتاق گاو صندوق ایستاد. ارنی وسط سالن ایستاد و حواسش را به همه طرف جمع کرد اما چشم پیوز فقط به اتاق عله بود.
--- داخل اتاق گاوصندوق ---
درک گفت : " خوب اریکا ، تو متخصص باز کردن قفل های جادویی هستی ! زود باش باید زود این صندوق رو باز کنیم ! "
اریکا گفت : " بله ، من سعی می کنم با راه ها و ورد های تخصصی اون رو باز کنم ، گلیزا باریکوسیون ، بریتاسیوس ، قفلیسا بازیوس
"
اریکا : " نمی فهمم چرا باز نمیشه با این ورد های پیشرفته ، من دیگه پیچیده تر از این ورد بلد نیستم ! آهان یه لحظه وایسا : گریسیوس ماکاکیوس "
اریکا با تعجب گفت : " ای بابا ، یه لحظه وایسا آلوهامورا ! باز شد
"
لودو یک کیف متوسط از جیبش بیرون کشید و گفت : " اون نقشه رو پیدا کن و بذار توی این ! "
همان لحظه پیوز از دیوار داخل آمد و گفت : " کوییرل با شلوار بیجامه و عروسک خرسش داره میاد ، به شدت مسلحه
"
هافلپافی ها از اتاق کریچر خارج شدند و به سالن اصلی خوابگاه مدیران رفتند. یک دوربین در سمت دیگر سالن بود که بورگین در دفعه اول به ان دقت نکرده بود. دوربین در حال چرخش بود. هافلپافی ها اصیل صبر کردند و به محض اینکه جهت دوربین برگشت همه وارد اتاق گاوصندوق شدند. بجز پیوز و ارنی ، پیوز پرواز کرد و خودش را به بالای دوربین رسوند و یک کاغذ سیاه رنگ روی دریچه دوربین چسباند. سپس رفت و در سمت چپ در اتاق گاو صندوق ایستاد. ارنی وسط سالن ایستاد و حواسش را به همه طرف جمع کرد اما چشم پیوز فقط به اتاق عله بود.
--- داخل اتاق گاوصندوق ---
درک گفت : " خوب اریکا ، تو متخصص باز کردن قفل های جادویی هستی ! زود باش باید زود این صندوق رو باز کنیم ! "
اریکا گفت : " بله ، من سعی می کنم با راه ها و ورد های تخصصی اون رو باز کنم ، گلیزا باریکوسیون ، بریتاسیوس ، قفلیسا بازیوس
"اریکا : " نمی فهمم چرا باز نمیشه با این ورد های پیشرفته ، من دیگه پیچیده تر از این ورد بلد نیستم ! آهان یه لحظه وایسا : گریسیوس ماکاکیوس "
اریکا با تعجب گفت : " ای بابا ، یه لحظه وایسا آلوهامورا ! باز شد
"لودو یک کیف متوسط از جیبش بیرون کشید و گفت : " اون نقشه رو پیدا کن و بذار توی این ! "
همان لحظه پیوز از دیوار داخل آمد و گفت : " کوییرل با شلوار بیجامه و عروسک خرسش داره میاد ، به شدت مسلحه
"
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...


) م... من باید برم سر پستم ... خوش ... خوش بگذره!
صورتش حاکی از این بود که هیچ حرفی از جملات بورگین را متوجه نشده است ، پس بدون هیچ حرفی از کنار بورگین رد شد و در میان تاریکی سیه فام خونه گم شد.
مرده شورت رو ببرن بورگین! مثلا اونجا میلیون ها سیستم امنیتی داشت و یک سگ 4000000000000000000000 سر (

من میدونم! یک جوری به بورگین میگم صحنه رو درست کنه با خود ما بیاد!
!!!!
اوهوم ... خیلی ...


بله بله!خوب نامزد که ندارین؟...
میگما ققی جون ! بیا بریم ! فکر کنم شر خر های عله باشن طلبای عله رو میخوان!





حالا گورتو گم کن میخوام برم منو مدیریت یک حالی به این حزبی ها بدم ، حسابی پشتم بد گفتن!
مگر همچین چیزی امکان داره؟ من جون تو رو میخو...
آها فهمیدم! اون قرصاتونو دادم دست اون کریچر وسواسی ، دوباره همه رو شسته به خورد شما داده!

