جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  213 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 5 خرداد 1387 21:02
نمایش جزئیات
آفلاین
تصرف جادوگر تی وی توسط لرد و مرگخوارانش
بینندگان عزیز،شنوندگان عزیز،خانم ها و اقایان و تمامی جک و جونواران گرامی و محترم.به برنامه ما خوش آمدید.
امروز نیز با برنامه دیگری....پخخخخ...پووووخ...دیییینگ
_خب پس چی شد؟آی وای شروع شد؟دوربینا دارن از ما فیلم میگیرن؟هوش بلیز کلم خوب براقه؟بسیار عالی.
اوکی یک دو سه یک دوسه امتحان میکینم.... سلام و درود به تمامی سیاهان.اینجانب لرد ولدمورت اعلام میکنم که این شبکه ماله ما مرگخوارا شده و شما سفیدا هم هیچ غلطی نمیتونید بکنید.بیخودی هم سعی غلط کردن نکنید که بازم هیچ غلطی نمیتونید بکنید.چی؟کلم تو کادر نیست؟الان خوبه؟اوکی.
اینجانب من این روز خجسته و بسیار مبارک را بر تمامی مرگخواران و سیاهان عزیز تبریک گفته و حال،بعنوان اولین برنامه شبکه سیاه تی وی، سخنرانی پرمحتوا و مفید خود را بنمایش شما عزیزان سیاه و گذاشته و امیدوارم هر سفیدی که این را میبیند،ابتدا چشمانش همچون هدویگ گشتیده و بعد گرفتار سه جلسه کلاس خصوصی با دامبل بگردد.قابل توجه مرگخواران،سیاهان و مخصوصا پرسیان که فقط سفیدان انشاالله گرفتار اینا بشن.

لرد مکث کوتاهی کرد و بعد کاغذ پوست که انگار از پوست بارتی درست شده بود دراورد و شروع به خواندن کرد:
هدف ما مرگخواران پیروز از گرفتن این شبکه اولا جلوگیری از برنامهای بسیار و بس ارزشی با نام سفید و بابا بوده که جاسوسان ما گفته اند که یک مرگخوار با دامبل قرارداد بسته که این برنامه را بسازند. من بهیچ عنوان خبر ندارم کدام مرگخوار کودن و عاشق دامبلدور این خیانت را بما کرده.ما حتی اسم این مرگخوار مو قرمز رو هم نداریم.حتی نمیدانیم که این مرگخوار اسمش پرسی و فامیلش ویزلیه و حتی نمیدانیم که ایشون برای چی اینکارو کرده.
(پرسی همون وقت مرلین رو شکر گفت که لرد این چیزا رو نمدونست )
دوومین هدف ما که بلیز میگفت اول بگمش ولی بعد من گفتم اگر اول بگمش دومین نمیشه این است که ما مرگخواران باید درتمامی جهان ترس را بیاد ملت ،چه سفید چه ماگل و چه جانور،که البته منظور من از جانور هر جانوری بجز نجینی بوده است بیاوریم و باید کاری کنیم که آنها با روشن کردن تی وی خود صورت بسیار ترسناک مارا دیده و قدرت را ببینند.

و در آخر هم شما عزیزان بیکار بیخودی سعی بر گرفتن این شبکه را نداشته باشید که اگر سعی کنید خیلی بیکار میباشید و از زندگی نداشته خود سیر هستید.

با تشکر و به امید کور شدن چشمان شما سفیدان
کریشیو.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1387/3/5 21:05:04
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1387/3/6 20:41:35
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 01:29
نمایش جزئیات
آفلاین
حالا که دارم پست می‌زنم یه سری چیز پیش نوشت کنم.
1- پستای دنیس یکی نمی‌شه چون موضوعاش قابل چسبوندن به هم نیست. وگرنه دابل پست کردن اونم توی کمتر از 24 ساعت قابل قبول نیست.
2- پستای دنیس فکر کنم جزو آخرین پستایی باشه که صرفا برای ضایع کردن زده می‌شه و باهاش برخورد نمی‌شه. این یه اخطار بود.

====

صدای چرخش پره‌های هلیکوپتر و نوای دلنواز شعارهای مردمی شنیده می‌شه.

- وزیر اشتباهی، نمی‌خوایم ... نمی‌خوایم...
- وزارت زلزله، وزیر ضدفوتبال!
- هرچی درخت خیسه ....


نمای هلیکوپتری جمعیت در تلویزیون نمایشگاه داده می‌شه و گزارشگر در حالت زلف برباد رو به دوربین گزارش می‌کنه:
- سلام بینندگان عزیز همونطور که از این بالا دارید همراه من جمعیت رو می‌بینید تجمع میلیونی ملت جادوگر جلوی وزارت سحروجادو رو در راستای اعتراض به تایید صلاحیت متهم، مجرم، فراری ِ تحت تعقیب و کاندید وزارت، سیریوس بلک (Wanted : 10000$) شاهد هستیم.

پلاکاردهایی که روی اونها نوشته هایی مثل "استرجس حیا کن، مدیریتو رها کن"، "این چه وضعشه، مسئول باید عوض بشه"، "پادمور باید انجمن مدیرانو طی بکشه، وگرنه کارش به سنت مانگو می‌کشه" و باقی شعارهای چیپ دیده می‌شن، در دستان ملت قرار دارن.

جمعیت لحظه به لحظه به گاردهای امنیتی وزارت که تجهیز شده و آماده به آواداکداورا جلوی وزارت ایستاده بودن فشار میاوردن تا از این سد عبور کنن.

ناگهان از میان جمعیت ققنوسی برخیزش می‌کنه و شروع به سخنرانی می‌کنه:

- زنده باد اهورا حزبا.
من ققی کفیانی فرزند کفاله و از نوادگان ققینا کفی‌کلا هستم و به نمایندگی از حزب لیبرات دموکرات جادوگریالیستی و حزب لیبرات های دموکرات سراسر دنیای جادوگری و حزب نامساوی‌های توانی* به شما اعلام می‌دارم که ما از متهم جانی وحشی فراری اشتباهی، سیریوس بلک حمایت می‌کنیم و از شما می‌خواهیم که ...


ققی به دلیل پرتاب چند عدد گوجه گندیده و نگندیده اوج می‌گیرد و حرف خود را ناتمام رها می‌کند.

عده کمی از جمعیت جدا شده ه به طرفداری از ققی به خانه‌های خود می‌روند ولی جمعیت کثیری هنوز سعی در نفوذ به ساختمان وزارت و راز و نیاز با استرجس پادمور دارند!

هلیکوپر از منطقه دور می‌شود.
گزارشگر : خب این بود گزارش ما... بقیه گزارش در ساعت بعدی اخبار. مرلین نگهدارتون!

====


* حزب نامساوی‌های توانی به سرکردگی جيم رينر ملقب به جيمي بزرگتر‌مساوی گروهیست که معتقد است جادوگران برای همه به اندازه ای که من می‌گم!

پ.ن: پایان ِ تعلیق خراب کن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس‌ بلک در 1387/2/16 19:11:43
باز جویم روزگار وصل خویش...
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
نور افكن ها از قبل روشن بوده!

- با سلام خدمت دوستان عزيز. خوش حاليم كه بار ديگه در اين برنامه در خدمت شما هستيم. امروز در خدمت كار شناس عزيز برناممون هستيم تا در مورد قسمت دوم كورگن زشت صحبت كنيم. امروز قرار شده من زياد حرف نزنم. كارشناس برنامه حرف ميزنه!

بعد از سلام و اينا، كارشناس شروع ميكنه:
- اووم، اول ميخوام در مورد ارتباط بين قسمت اول و دوم گوركن زشت صحبت كنم. در قسمت اول هاگوارتز تموم شده بود و در قسمت دوم پرسي در زمان مديريت ايگور داشت به هافل ميرفت. خب اينا اصلا به هم هيچ ربطي نداره. پس لازم نبود كه به تقليد حتما اين فيلم دو قسمتي باشه. پرسي ميتونست فيلمشو به صورت جداگانه و با اسمي جدا بسازه. كار جالبي نبود.

مطلب بعدي پوستر فيلم بود. كارتون بود اون؟ اون اتوبوس مدرسه چي بود اون گوشه؟

چيز ديگه هم اين كه، نوشته شده بود:
نقل قول:
4- پرسی ویزلی در نقش عله نیلی !

يعني پرسي به جاي عله بازي ميكنه؟ عله كه تو فيلم نبود. اين نشون ميده فيلم ساز در طول عمرش يه فيلم هم نساخته. همه رو جابه جا نوشته. و سوال ديگه كه به وجود مياد اينه كه، چرا عله؟ يعني پرسي ميخواد بگه عله گولاخه منم گّلاخم؟ ربط اين دوتا چيه به هم؟ آيا پرسي عشق قدرته؟

حالا به قول دوستان اينا رو ولش بريم سر فيلم،
نقل قول:
لازمه یه سری چیزا رو در مورد هافلپاف

ببينم مگه چيزي در مورد هافل وجود داره كه اون ندونه؟ يا شايد هم داره دليل قانع كننده اي مياره براي سرك كشيدنش تو هافل؟ گمونم اين هم مثل قسمت اول يه جور اعتراف و نشون دادن ضعفه!
نقل قول:
دنیس : خوب ، واقعا بد کار میکنید ! همه شناسه هاتونو پیام شخصی کنید برام ، من خودم مینویسم و میفرستم !

يه پيشنهاد دارم. بهتر بود آخر اين جمله اضافه ميكردي من اسكلم، من خرم، من انقدر بيكارم كه ميشينم برا تك تك شما پست بنويسم. من اين چيزا انقد برام مهمه كه حاضرم شونصد تا پست بنويسم. جدا از اسكل بودن، خارق العاده هم هستم. چون اينقدر پست نوشتن از عهده كسي برنمياد جر خودم! در ساختن ديالوگ اصلا استعداد نداري.
نقل قول:
با مدیر مدرسه هماهنگ کرده ماندانگاس !

و مطلب جالب ديگه اينكه، اگه ما انقدر توانايي داريم كه با مدير هماهنگ كنيم، شما بوقيد. بريد بميريد.
مجري يهو ميپره وسط حرف يارو و ميگه: ببخشيد، ما؟
كارشناس به صورت ژانگولري لبحند ميزنه و ميگه:
- آره، من ماندانگاسم! (حالا فكر نكنيد من شناسه دادم به كسي ها، نه من دنيسم، خودم دارم مينويسم!)
مجري خوف ميكنه و يه وري از رو مبل ميفته پايين و ميميره!
دانگ ادامه ميده:
نقل قول:
دنیس : پستت زیاد خوب نبود ماتیلدا ، من خودم یه پستی نوشتم ، پیام شخصی میکنم برات ، اونو بفرست !

- حرف مفت هم بايد جوري باشه آدم به عقلش شك نكنه. آخه آدم بوقي، وقتي دنيس خودش تو كلاسا شركت نميكنه بوق خورده كه بياد پست برا كسي ديگه بنويسه؟ خوب باشناسه خودش ميزد ديگه! من واقعا برا مغزت متاسفم!

نقل قول:
دنیس : میگم دوستان ، ما که نتونستیم توی هاگوارتز کاری کنیم و قهرمان بشیم و به بدترین شکل ازش بیرون اومدیم با اون همه ادعاهایی که توی امضامون میکردیم ! میگم یه فیلمی بسازیم که توش ایگور و پرسی رو ضایع کنیم !

- بدترين شكل اين بود كه دو تا گروه كلا تو هاگوارتز باشه و آدم دوم بشه؟ فيلم هم كه پرده برداري بود. شما هم قبل از ضايع كردن ضايع هستي!
در ضمن كلنگ توهين آميز نبود و سروكارش فقط با يك نفر بود. ولي قسمت دوم گوركن زشت توهين و اهانت به تمام اعضا يك گروه بود كه جنبه و درك پايين فيلم ساز رو نشون ميده.
نقل قول:
دنیس : وقت تموم شده ملت ! آهــــــای ! بیاید رای بدید تو رو خدااااا !

- واااااااي تورو خدا!
نقل قول:
پسري كه با موهاي خرمايي، مياد جلو و ميگه:
- بهت بگم اگر این ملت مهربونن من خیلی خشنم و از کسی هم نمی ترسم!

- چرا حذف كردي نصف حرفامو؟ ها؟ بزار خودم بگم بقيه شو:
پرسی ویزلی یک گیریفی ... عشق قدرت، حذب باد، عشق نظارت، عشق دعوا، عشق افزایش پست به ارزشی ترین صورت ممکن و ...بازم بگم؟
هر كدومشو قبول نداري بيا ادعا كن!

و در آخر:
نقل قول:
خوبه ! آفرین دانگ ! تو خیلی خشنی و از کسی نمیترسی ، منم همینطورم ! ولی میبینی که من هستم ولی تو نمیتونی علنا باشی ! فقط یه هاله ضعیفی ازت وجود داره که چیزی به از بین رفتنش نمونده !! من هستم و خشن تر از تو ام ! خشونت من الان خیلی کارها میتونه بکنه ولی تو نه ! فقط متعلق به خودته !!

- فكر نكن همه مثل شما عشق قدرتن! اونم تو يه فضاي مجازي!!! چه قدرتي واقعآ . بپا ندزدنت قوي!(ك.پ.ر باي لودو) مطمئن باش هاله ي من به صد تا ديواري كه دور توئه و حفظت كرده مي ارزه.

مجري كه مرده بود هيچ، همه پشت صحنه اي ها هم فرار كرده بودن و دانگ هم راحت هر چي ميخواست گفت:
- يه سري نقل قول هست. اينا نشون ميده پرسي ميخواد فقط خودشو نشون بده. اينه وقار پرسي و گروهش:
نقل قول:
گريف با بهترین نویسنده هایی که در این گروه هستند

نقل قول:
پرسی ویزلی ، آرام تر و با وقار تر از همیشه

نقل قول:
بدون اینکه نگاهی به آن دو هافلپافی که چند ساعت گوشه ای از دفتر مدیریت ایستاده بودند و دعوت به نشستن نشده بودند کند

نقل قول:
تو گریف ، اعلانات جدید ، با کمک تابلوی اعلانات الکترونیکی اطلاع داده میشه


و در آخر هم يه چيزاي جالب تو اين فيلم بود بايد اشاره كنم. پرسي خيلي دوس داره هافلو بخونه و در ملا عام هم اينو اثبات ميكنه. چون ميدونم همه ملت جادوگران شناسه دارن تا بيان هافل، پس بياين ببينيد ديگه. راحت باشيد.

لينك پست در هالي ويزارد
و اين جمله:
هلگا : وای هاگوارتز که اصلا مهم نیست ! من برای قهرمانی کوییدیچ به دنیس ابر کاپیتان تبریک میگم !
دقيقا همين جمله از طرف هلگا در پست نوشته شده.
و لينك پست هلگا در هماهنگي هافلپاف

جمله:
ماندانگاس فلچر : ملت عزیز فقط تا 30 آذر فرصت دارید پست ارسال کنید وگرنه این ترم تیم کوییدیچی نخواهیم داشت .
لينك پست ماندانگاس در تيم كوييديچ هافلپاف
دقيقا همين جمله اومده تو پستش.

ما بقي جمله ها و ديالوگهاي اين فيلم كاملآ تخيليه و استعداد بالاي ايشون در چرند نويسي و چرت گفتن نشون ميده.

پستت فقظ ضعف نشون ميده و كه فقط با اين راه ميشه چيزي رو كه ميخواي اثبات كني. باشه تو گّلاخي! خوش باش.

دانگ از جا بلند ميشه و از كادر خارج ميشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدرت رولو ببين توي سبك من، تعظيم كرد توي دست من
پس تو هم بيا رول بزن با سبكم، ميخوام شاخ جوجه رولرا رو بشكنم


Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 11 فروردین 1387 22:08
نمایش جزئیات
آفلاین
نور افكن ها روشن ميشه!
مردي با كت و شلوار صورتي نشسته روي يه مبل گل منگلي و يه نفر هم روبروش نشسته. رداي مشكي بلندي پوشيده و اخمو به نظر ميرسه.
مرد كت صورتي بسيار سر خوش شروع به صحبت ميكنه:
- با سلام به خدمت تمامي بينندگان عزيز. ضمن تبريك سالي جديد، با يكي ديگر از برنامه هاي نقد 3 با شما همراه هستيم. امروز از يك مهمون عزيز دعوت كرديم تا به برنامه خودشون بيان تا در مورد فيلم جديدشون گپي بزنيم و دور هم باشيم، جناب كاركاروف، خيلي خوش اومديد!
كاركاروف صداشو صاف ميكنه و بدون توجه به مجري، رو به دوربين ميگه: سلام.
مجري ادامه ميده:
- بله، خيلي خوش اومديد. بدون هيچ حرف مفت ديگه اي يكراست ميريم سر فيلم جديدتون، گوركن زشت! ميشه اول از همه دليل اسم گذاري اين فيلم رو به ما بگيد؟
ايگور دهن كجي ميكنه و ميگه:
- در واقع اين اسم فقط يه جور تخليه اس! يه جور خالي كردن خودم. و البته از نظر من قشنگه.
- عجب. اين فيلم يهو شروع ميشه. اصلا اسم كارگردان و اينا كه توش نيومده و يهو بازيگرا شروع ميشن، و چيز جالبتر اينه كه يه نوآوري هست توش كه بازيگرا شماره دارن. جالب بود و البته بايد بگم كه از بازيگرايي كه نوشته بوديد فقط يكيشون كه خودتون باشيد توش بازي ميكرديد و مثلا بازيگر نقش پرسي يا مرلين و اينا اصلا نبودن. اين هم نوعي تخليه بود؟
ايگور عصباني ميشه و ميگه:
- آقا به تو چه مربوطه؟ وارد سوالاي حاشيه اي نشيد.
- بله ممنون. خب شروع ميكنيم.
نقل قول:
محیط هاگوارتز بسیار مرموز و گاهی اوقات ترسناک است اما این ترسناکی به هیچ وجه کسالت بار و یا احمقانه به نظر نمی رسد.

-منظورتون از اين توصيف چي بود؟ يعني شما واقعا فكر ميكنيد كه هاگوارتز خيلي خوب بود؟
- تعريف از خود نباشه بله!
نقل قول:
خوابگاه گریفندور در برج جنوبی قلعه و پشت تابلو بانوی چاق پنهان است و خوابگاه اسلیترین در راهرو های زیر زمینی و در پشت دیوار دخمه ای پنهان است و زیر دریاچه قرار دارد.

- شما فقط همين دو گروه رو نوشتيد؟ آيا اين درسته كه شما يه اسليتريني تعصبي هستيد و ميخوايد بريد گريف و بقيه گروهها رو آدم حساب نميكنيد؟
- اووم، وقت نداشتم بزارم سر چرت و پرت هاي ديگه. مهماشو گفتم!
- به به، به به! شما فقط در دو جمله از تصوير و دوربين و اينا صحبت كرده بوديد و بقيه فيلم تصويربرداري به امان خدا ول بود. به نظر من اين فيلم كيفيت پاييني داشت و فقط يه نوع تخليه بود، درسته؟
- بوق نزن مرتيكه!
- به به!
نقل قول:
دختر راونكلاو زيبايي بالاسر پرسي ايستاده و بسته اي در دست داره.پرسي به بالا نگاه ميكنه و به بسته خيره مي

- به نظر شما اين درسته؟ يعني شما واقعا فكر ميكنيد وقتي پرسي سرشو مياره بالا به بسته نگا ميكنه و دختر زيبا رو نگا نميكنه؟ خيلي بي انصافي!
- خواستم آدم شريفي نشونش بدم. آقا چرا وجه مردمو خراب ميكني؟
نقل قول:
ميخوام اعتراف كنم چون شايد تا چند روز ديگه تو اين دنيا نباشم.

- هووم، خدا نكنه! منظورتون اينه كه ممكنه بريد سراغ دامبل و اينا؟
- به تو چه!
- ممنونم!
نقل قول:
-عزيزان من..بهتره قوانين رو بخونين و بفهمين اين قوانين درسته!

- ببخشيد فكر ميكنم كه اشتباهي پيش اومده، چون كه پرسي ويزلي ميگفت ايگور به قوانين اعتنا نميكنه! پس؟
- داري رو اعصاب من راه ميري ها، كي گفته؟ كدوم آدمي اين دروغا رو گفته؟
نقل قول:
يكي از صميمي ترين دوستانم كه در جزاير بلاك به سر ميبرد به هاگوارتز اومد

- يك دوست از جزاير بالاك چجور ميتونه بياد هاگوارتز؟ شما فكر نميكنيد اگه عله كبير اين موضوع رو بفهمه قاط ميزنه؟ باب يكم كمتر شرح بدي اين چيزا رو!
- من نميدونم والا. اينو بايد از خودش پرسيد.
نقل قول:
عني دوستي ما ارزش يه ذره اين حركت رو نداره؟

- هووم! خب من نميدونم قضيه چي بوده، ولي ارزش دوستيتون اين وسط چي شد؟ چرا لوش دادي و حرفاشو اينجا گفتي؟ هوم؟ اين جمله يكجورايي ضعف خودتونو نشون ميده.
- گفتم كه اعترافه. اعتراف!
نقل قول:
-باشه!دامبلدور از مدرسه اخراج ميشه و 15 امتياز ازش كم ميشه!

- ببخشيد گمونم بالاتر يه نقل قول آوردم كه توش نوشته بود قوانين مشخصه! خب، پس چرا دروغ ميگي عزيز من؟ دامبل نبود و بايد ازش امتياز كم ميشد. چرا دروغ؟ بعد هم. تا جايي كه به ما خبر دادن، پرسي بهش گفته بود فورا استعفا بده و نميخوام ادمايي مثل تو هاگوارتز بمونن و اينا. اما امتياز رو بايد كم ميكردي ربطي به پارتي بازي نداره!
- ...........
- ممنون از جوابتون.
نقل قول:
يه عده ميرن هي به مدير گير ميدن و اذيتش ميكنن تا عصباني بشه و بقيه هم اعتراض ميكنن..اينجوري مدير عصبي ميشه و تصميم نادرست ميگيره!

- من به تهمت و اين چيزاش كار ي ندارم. چون فيلمه و اين چيزاش مهم نيست ولي... مدير اگه نتونه تصميم درست بگيره مدير نيست و اين يعني ضعفش!
نقل قول:
-پرفسور ويزلي بيايين اينجا..شما از هر مقامي دارين تو هاگوارتز اخراج هستيد.ممنون بابت كمكتون تا اينجا!

- هوووم. طبق مصاحبه اي كه با اقاي ويزلي داشتيم ايشون گفتن بيرون نشدن، بلكه خودشون رفتن. چون شما به قول هاتون پايبند نبودين و اينجور چيزا. در ضمن شايسته ميدونم يه نقل قول از دفتر اساتيد بكنم:
نقل قول:
شما هيچ نقشي تو هاگوارتز نداري.پس حرف بيخود نزن.يه كاري نكن تو انجمن هاگوارتز هر پستي زدي پاك كنم!!!!پس بيخيال

ايگور: شايعه اش آقا!
نقل قول:
ما تونستيم پرسي رو بيرون كنيم به لطف دوستان صميمي ايگور..حالا فقط يه كار ديگه مونده..من تمام تكاليف شما رو ويرايش ميكنم تا بالاترين امتياز رو بگيرين!

- هوووم. منظورتون از دوستان صميمي اينه كه چون بيرون از هاگوارتز دعوا كرده بوديد شده به لطف اونا؟ خب اينكه قبلش گفته بوديد تصميم خودم بود! و يه چيز ديگه. تو قوانين شورا نوشته بوديد كه ويرايش پست كه به سوژه كاري نداشته باشه مشكل نداره كه! يعني مشكل داشته؟
نقل قول:
بيخود ترم پيش اونو سرزنش ميكرد

- هووم. سرزنش؟ گمونم بهتره بگيم بدگويي. نه؟
- نميدونم از خودش بپرسيد.
- خب اقاي كاركاروف. به طور كل نظرتون در مورد اين فيلم چي بود؟ آيا ورد قبولتون بود؟
- حرفامو توش زدم و تخليه شدم و مهم تر از همه تلافي كردم و خوشحالم كه اينكارو كردم.
- فكر نميكنيد خودتون رو خز كرديد؟
- نه ابدا!
- اين درسته كه شما براي تلافي كردن راهكار جديد نداريد و هر كاري كه طرف مقابل ميكنه تكرار ميكنيد؟
- نه. ما كلي گولاخيم. البته من گولاخم. اون يكي گّلاخه!
- هووم. پس آيا شما كلنگ رو نقد ميكنيد؟
- خب تلافي چي شي؟
- شما الان گفتي تقليد نميكنم!
-
- خب خوشحاليديم از حضور شما. منتظر قسمت دوم گوركن زشت هستيم. موفق باشيد و بينندگان عزيز، مرلين نگهدار!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدرت رولو ببين توي سبك من، تعظيم كرد توي دست من
پس تو هم بيا رول بزن با سبكم، ميخوام شاخ جوجه رولرا رو بشكنم


Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 9 فروردین 1387 01:33
نمایش جزئیات
آفلاین
ترس!

دوربين و يه خبرنگار دختر جوان و خوشگل و مرتب و كلا رله به طرف يه پسر جوون خوشتيپ رله تر ميره.اينجاست كه تريلر فيلم پنجم(صحنه چو و هري)به وقوع پيوست ولي از پخش صحنه هاي آن معذوريم!

بعد از ساعت ها راز و نياز!

پسرك(!) كه راجر نام داشت در گوشه اي نشست و خبرنگار هم كه تازه يادش افتاده بود براي چي اونجاست شروع به حرف زدن كرد!!

-سلام جناب مدير..حالتون خوبه!؟
-سلام..من بايد با پرفسور كوييرل مشورت كنم كه حالم خوبه يا نه!.تا 13 فروردين صبر كنيد تا از مسافرت برگرده!
-اااا..خب ميخواستم نظرتون رو در مورد مشورت بگم!
-كلا مشورت كار بسيار خوبيه..بهتره كه همه با هم مشورت بكنن تا مثل سايت جادوگران مديرانش هماهنگي بالايي داشته باشن!
-خيلي خوبه..نظرتون در مورد كوييديچ چيه قربان؟
-كوييديچ؟يكي از انجمن هاي جادوگرانه كه من بايد با پرفسور كوييرل مشورت كنم و بعد نظرمو بگم.تا 13 فروردين صبر كنيد تا از مسافرت برگرده! !
-عجب!باشه موفق باشيد و سوال آخر..شما تو اين دنيا هيچ مشكلي نداريد!؟
-چرا عزيزم من خيلي تشنمه!
-اينم شد مشكل؟خب بريد آب بخوريد و مشكلتون حل بشه.
-نه نميشه..آخه بايد از پرفسور كوييرل اجازه بگيرم..از اول فروردين نيستن و بايد تا سيزدهم صبر كنم!

و خبرنگار به صورت از اونجا دور ميشه!اينقدر راه ميره كه به يه دختر مو قرمز خوشگل و دلربا ميرسه كه همينجور پسرا پشت سرش ميمردن و كلا پسر كش! !

-ببخشيد خانم..سلام!
-به به..سلام..چه خبر؟خوبين؟من خيلي بيزيم لطفا سريعتر مصاحبه كنين..در ضمن من امضا نميدم اصلا!
-ببخشيد يه سوال داشتم فقط..شما اين زيبايي رو از كجا آوردين و چرا اينقدر پسران براتون ميميرن!؟
-هممم..به نام خدا..ليلي اوانز هستم از تهران.والا من جوابي ندارم..بذارين پرفسور كوييرل بيان به شما جواب ميدن.
-عجب!

و در آخر برنامه با فونت قرمز يه سوال ظاهر ميشه!

چرا با نبود يه مدير بايد تمام كارهاي يه سايت بزرگ لنگ بمونه!؟

و تيتراژ و از اين حرفا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1387/1/9 2:03:02
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 9 فروردین 1387 00:02
نمایش جزئیات
آفلاین
شرکت والپیپر سازی اسمان رویا

شما از این به بعد می توانید با زدن یک پیام شخصی به من در خواست والپیپر ،کاغذ دیواری و یا تصویر دسکتاپ که همه یک معنی می دهند با موضوعی که خودتون دوست دارید بدید.والپیپر های شما تا 24 ساعت اینده به شما پیام شخصی می شود همچین این سازمان در اینده فعالیت های دیگری نیز خواهد داشت .
بیشتر والپیپر های ارسالی ما مربوط به سایت خواهد بود اما در مورد سایر موارد هم در خدمتیم

................................................................

برنامه ی عروسک سازی .شبکه ی پنج :به خانه بر میگردیم [font=Arial][b]

خانم مجری:خوب خانم گرنجر اول کمی در مورد هنر زیبای عروسک سازی توضیح بدید

هرمیون : توضیح خاصی ندارم

خانم مجری : خوب بلاخره یک سری در مورد وسایل عروسک سازی توضیح بدید .

هرمیون : حال ندارم

خانم مجری: خانم گرنجر اصلا چی شد که عروسک ساز شدید؟

هرمیون : به تو چه؟ عشقم کشید

خانم مجری: اهم ..خوب خانم گرنجر بهتره بی خیال صحبت های اضافه بشیم . امروز می خواین ساخت چه عروسکی رو اموزش بدید؟

هرمیون : مرلین

خانم مجری : بفرمایید !

هرمیون به سمت میز وسایل رفت و خمیر بازی رو برداشت و نگاهی بهش انداخت گفت : :no: با این خمیر نمی شه!

خانم مجری: الان براتون خمیر میارم.!راستی چرا با این نمیشه؟

هرمیون : چون این خیلی نرمه می چسبه به دستم حال ندارم برم دستمو بشورم

خانم مجری: بفرمایید این هم خمیر جدید

هرمیون: مرسی .خوب خوب خوب توجه کنید :
شما ابتدا خمیر رو برمی دارید .بعد ان را نرم می کنید طوری که به دستاتون نچسبه بعد ان را گرد گرد می کنید به شکل کله ی مرلین توجه کنید حسابی گرد شه چون کله ی مرلین گرد بوده.بعد مقداری پنبه یا خمیر سفید بر میدارید و ان را بدین صورت ...
هرمیون خمیر را به دست خانم مجری می دهد و میگوید: ببخشید حال ندارم یاد بدم می دم تو انجام بده من می گم تو چی کار کنی

خانم مجری: :no:
کارگردان از ان پشت داد می زنه : هی برنامه رو خراب نکن ازش بگیر تو انجام بده برنامه زندس من بعدش می دونم با این هرمیون .!

خانم مجری: از پشت اشاره می کنند که افتخار خمیر بازی رو قبول کنم .خوب بدید به من فقط شما بگید که من چی کار باید انجام بدم .
هرمیون : اوکی
10 دقیقه بعد

مجری: چرا دیگه هیچی نمی گین
هرمیون : خودت درست کن دیگه من حال ندارم
مجری در حالی که صدای خشم کارگردان رو میشنوه قبول می کنه و

1 ساعت بعد :

هرمیون عروسک رو از دست مجری قاپید و گفت : و این هم عروسک مررلین .! یاد گرفتید؟
مجری: این مرلینه؟
هرمیون : مرلین کپ همین بود استعدادت خیلی خوبه!
مجری : مرلین شکل خر بود ؟ گوشاش دراز بود؟
هرمیون : مررلین پیشرفته .! خوب دیگه من خیلی امروز حرف زدم باید برم خونه بخوابم

رو به مجریان: امیدوارم ساعات خوشی را داشته باشید و عروسک سازی رو از من یاد گرفته باشید

خدانگه دار!
بوقققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققق

پایان برنامه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 23:12
نمایش جزئیات
آفلاین
دودي بسيار خفن اتاق تاريكي را دربر گرفته بود و در پس اين دود زني با موهاي پرپشت و فرفري و عينكي ته استكاني و چشماني قورباغه اي به طرز اسرار آميزي روي گوي بلوريني خم شده بود و هر چه بيشتر به گوي نگاه ميكرد چشمانش قورباغه اي تر ميشد.گاهي نيز از خود صداهايي چون "آآآآآآآآآآآآآووووووو" و يا "يووووووووو" در مي آورد! هنگامي كه يكي از فيلم بردارها به سيبل تريلاني اشاره ميكند او سرش را از روي گوي بلند كرده،سعي ميكند وضعيت را عادي نشان دهد.

-اوووو...سلام بينندگان عزيز جادوگر تي وي. بار ديگر با يكي ديگر از برنامه هاي پيشگوييم اومدم تا استعداد وافرم رو در پيشگويي در خدمت شما قرار بدم.امروز هم مثل هميشه مهمون هاي جديدي داريم كه آيندشونو تاريك ميبينم. با اجازه لرد سياه اولين مهمون برنامه ام رو به استوديو دعوت ميكنم...سارا اوانز...

دو نفر از مرگخوار هاي لرد سياه سارا اوانز راكشان كشان به استوديو آورده و به طرز تهديد آميزي روي صندلي روبروي سيبل تريلاني مينشانند!

سيبل: اووووووووم...سارا اوانز...عضو محفل ققنوس...رييس الف لام...هوووم...چيز....يعني الف دال....
اووووووو...چشم درونم به من ميگه كه از ديدن من خوشحال شدي!...البته طبيعيه... هر كسي افتخار ملاقات پيشگوي بزرگي مثل من، نصيبش نميشه. خب سارا، بگو ببينم فرزندم...چي رو ميخواي بدوني؟

سارا: ميخوام بدونم چرا در حين انجام ماموريت من رو به زور گرفتين آوردين اينجا و ميخوام بدونم كي از اين اتاق بدبوي مخوف ميرم بيرون...

سيبل: هوووم...سوال خوبيه...سرنوشت فرزندم...حالا بذار وقايع آينده رو برات پيشبيني كنم...

سيبل تريلاني به آرامي روي گوي بلورين خود خم ميشود و كلماتي را زير لب تكرار ميكند...بعد از دقايقي سرش را بلند كرده و صورتش را به يك ميليمتري صورت سارا نزديك ميكند...

سيبل: سياهي فرزندم...سياهي...خونت رو پاك و سفيد نميبينم...يك سياهي در خونت هست...اين ميتونه ارثي باشه...ببينم...كسي از آشناهاي نزديكت احيانا يك سياه نيست؟

سارا: خب اين سياهي چي ميشه؟

صداي آرام سيبل به فرياد تبديل ميشه

سيبل:بزرگ ميشه...بله...دارم ميبينم...اووو....بزرگ ميشه اين سياهي...و به زودي تمام خون تو رو فرا ميگيره و....

سارا: و چي؟

سيبل:تو بزودي يه سياه ميشي عزيزم...تو بزودي به جمع مرگخوار هاي لرد سياه ميپيوندي...و الف دال هم بزودي به الف لام تغيير پيدا ميكنه....ارتش لرد ولدمورت...متاسفم

سارا:خب چيكار كنم؟

سيبل:كار زيادي از دستت بر نمياد...به نظ من بهتره قبل از اينكه سرنوشت تو رو به جنگ خودش دعوت كنه خودت با پاي خودت بري و درخواست مرگخواري بدي! حالا پاشو برو و بيشتر از اين وقت منو نگير...مهمون بعدي لطفا!

آلبوس سوروس توسط دو مرگخوار به استوديو آورده ميشود.ناگهان موهاي سيبل تريلاني تمام استوديو رو فرا ميگيرد و فيلم برداري قطع شده و پيام بازرگاني پخش ميشود.

پيام بازرگاني:

آيا موهاي شما زيادي پرپشت است؟ آيا موهاي شما فضاي زيادي را اشغال ميكند؟ از اسپري هاي مخصوص موهاي زيادي پرپشت استفاده كنيد. اين اسپري جادويي براي مدت كمي هم كه شده موهاي شما را يك جا جمع ميكند و ديگر موهاي شما باعث قطع فيلمبرداري نميشود. اسپري جادويي مو جمع كن محصول جديد شركت سيبلاني...دين دين

دوباره فيلم برداري شروع ميشود.

سيبل: هوووم...يك الف دالي ديگه...بذار ببينم....چي تو آيندت ميبينم...هووومم....اوووو...آآآآآآآآآآآ....يووووو.....ووووووو....

آلبوس سوروس:چي شد؟ چي ديدين؟

سيبل:دروغ فرزندم...در طالع تو يك دروغ بزرگ ميبينم كه امروز توسط من فاش ميشه!

آلبوس سوروس: چه دروغي؟

سيبل: نميدونم چطوري بگم...آه...گفتنش خيلي سخته ولي...راستش تو...تو...بچه آلبوس دامبلدور و سوروس اسنيپي!

آلبوس سوروس: ها؟

سيبل: بله بله...و الا چه دليل ديگه اي داره كه اسم تو آلبوس سوروس باشه؟ هان؟ چه دليلي فرزندم؟ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه...فرزند بيچاره من...پاشو از استوديو برو بيرون و بيشتر از اين من رو ناراحت نكن...

سيبل توسط روميزي اشكهايش را پاك كرده و دماغش را نيز پاك ميكند و تا برنامه بعدي براي تمام بينندگان جادوگر آرزوي آينده سياهي ميكند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آینده شما را سیاه میبینم...و سیاهی اوج زیباییست!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 3 فروردین 1387 22:55
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام بازرگانی ....
دیرین درین دینگ دینگ .... دیرینگ دین دریرین !!!

جادوگران ! ساحره ها ! فشفشه ها ! دانشمندان ! معجون سازان ! دانش آموزان هاگوارتس ! برای شما برنامه ویژه ای داریم !

اوباش عضو می پذیرد. اوراق عضویت اوباش با نام و غیرقابل انتقال به غیر بود و هیچگونه سودی برای شما ندارد

برای اطلاعات بیشتر به روزنامه های کثیرالانتشار مراجعه فرمایید !

اوباش عضو می پذیرد !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 26 اسفند 1386 21:40
نمایش جزئیات
آفلاین
میز گرد برسی سلامت تغذیه مرگخوار هان !!!

دوربین از بالای سقف استدیو به آرامی به سمت میز مربع شکلی که عده ای متخصص در ۵ گوشه آن جلوس نموده و در انتظار شروع برنامه و بحث پیرامون برسی سلامت تغذیه مرگخوار ها و همچنین معرفی الگو های تغذیه مناسب به افراد جادوگر برای ایجاد حد اکثر شرایط بهداشتی در دهان و دندان میباشند میرود .
در این بین انعکاس نور کله کچل یکی از متخصصین که ردای سیاهی پوشیده و یک روپوش سفید رنگ پزشکی بر روی آن به تن کرده باعث جلب توجه ببیندگان شده و توجه افراد را از فرد کنار دستی او که به شدت مشغول تخلیه تنقلات موجود بر روی میز که به عنوان دکر استفاده میشوند میباشد منحرف میکند.

شروع برنامه ::::::
مجری: با سلام خدمت شما بینندگان عزیز و شنودگان گرامی و خوانندگان محترم امروز قصد صحبت در مورد روش های مدرن تغذیه و تاثیر آنها بر روی سلامتی دهان و دندان افراد را داریم به همین دلیل از سرور گران قدر ارباب لرد ولدمورت به همراه آشپز خصوصی ایشان دعوت به عمل آمده تا در این برنامه حضور به هم رسانند

لرد: من هم خوشحالم که توانسته ام در این برنامه حاضر شوم و به سوالات تخصصی شما پاسخ داده سطح علم و معلومات عمومی و خصوصی شما افزایش دهم

آشپز مخصوص لرد سیاه: آقا عرض کردم خدمتتون که من مصاحبه نمیکنم .

مجری: خوب میریم سر صحبت اصلی خودمون . جناب لرد ممکنه عملا به ما نشون بدید روش های تغذیه ای جدیدی که شما به کار گرفتید چه تاثیراتی داره ؟ مهمترین تاثیر مثبتش چیه؟

لرد در حالی که از جاش بلند میشه و به سمت موجود نخراشیده ی ۳ متری که در آن سمت میز نشسته حرکت میکنه به آرامی زمزمه میکنه . : مانتی اون دهن گاشدت رو باز کن عمو مجری ببینه.

مانتی: مانتی مجری دوست داشت . گوشت مجری خوشمزه بود

دوربین روی دهان مانتی زوم کرده و لرد ولدمورت با چوب دستی خودش مشغول نشان دادن دندان های کاملا سفید و درخشان مانتی به ببیندگانه
لرد : مهمترین مزیت این رشه تغذیه علاوه بر تامین کامل ویتامین های بدن باعث سالم ماندن دندان های افراد میگردد . همان گونه که مشاهده مینمایید این پسر جوان که مدتی است از سرنوشت مادرش اطلعای در دست نیست و پدرش هم به بهانه مشغله های کاری این فرزند را به رفاموشی سپرده و این بچه رسما داره زیر بته پرورش پیدا میکنه باید الان تبدیل به موجودی با بیماری های دهان و دندان فراوانی میگردید ولی به لطف روش های تغذیه ای جدید ما از سلامت کامل دهان و دندان برخوردار است

::::::::::::::::آغاز پیام های بازگانی:::::::::::::::

این بخش به دلیل نمایش صحنه های بیناموسی شستشوی سر و بدن در حمام با استفاده از شام\وی سر و بدن بانوان سانسور گردید

::::::::::::::: پایان پیام های بازرگانی::::::::::::::::::::::

دوربین روی چهره لرد که در حال لبخند زدن میباشد و دندان های سفید و تمیزش را در معرض نمایش قرار داده است زوم کرده است

لرد: متاسفانه برای مجری مشکلاتی پیش اومده که مجبور شده بره سفر !!!!

تا برنامه بعدی خدا نگهدار

( مانتی به سمت فیلم بردار در حال حرکت اسشت)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 18 اسفند 1386 17:45
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه كودك جادوگر تي وي
مجري:سلام بچه هاي گل...حالتون خوبه؟
بچه ها:بلـــــــــــــــــــه
مجري:خوب بچه هاي گل...كي مي دونه امروز روز چيه...تو مي دوني؟
بچه:نه خـــــــــير!
مجري: تو چي؟
-نه خـــــــــير!
-نه خـــــــــير!
-نه خـــــــــير!
-نه خـــــــــير!
مجري:خوب بچه ها مي دونم كه شما روتون نمي شه جواب بدين...ولي كمرويي بده...شما بايد يه خورده پر رو باشين...
يه هو يه بچه مياد جلو مجري جيش مي كنه
مجري:خوب ببينين.مثل فرزند عزيزم هم پر رو نباشين
يكي از بچه ها:آقا پس چي باشيم؟
مجري:يه پسر خوب... خوب بچه ها شما وقتي پدرتونو مي بينين چه كارها مي كنين.
يكي از بچه ها: آقا ما مي زنيم تو گوشش
يكي ديگه:آقا ما چاقو مي كنيم تو كليه بابام
يكي ديگه:آقا ما هم پول از كيف بابامون دزدي مي كنيم
مجري: خوب بچه ها حرف نزنيد ديگه... حالا بريم كه با هم يه گوشه اي بشينيم برنامه بعدي رو با هم ديگه ببينيم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]تن�