کلاس مراقبت از موجودات جادویی با تدریس پروفسور لیسا تورپین و پیوز در ترم 21 هاگوارتز برگزار میگردد.
برنامهی کلاس
جلسه اول » چهارشنبه، 14 تیر
جلسه دوم » چهارشنبه، 28 تیر
جلسه سوم » چهارشنبه، 11 مرداد
جلسه چهارم(آخر) » چهارشنبه، 25 مرداد
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
كلاس مراقبت از موجودات جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/25
تولد نقش: 1395/04/30
آخرین ورود: دوشنبه 22 خرداد 1396 15:31
از: زیر یه درخت کهن سال
پستها:
53

تکلیف اول:
دانش آموزان داشتند در جنگل ممنوعه قدم میزند و به دنبال یک حیوان چهار ستاره می گشتند!
-خوب! بچه ها بیاید گروه های دو تا دو تا تشکیل بدیم!خوب بزار ببینم چند نفریم یک، دو ،سه...سیزده خوب ! یک نفر باید تکی باشه.کی میخواد؟
-پرفسور میشه من تکی باشم؟
-آم خوب باشه هایدی تو میتونی تکی باشی.خوب حالا برید و با یک موجود چهار ستاره رام شده برگردید.
هایدی هم مثل بقیه رفت دنبال یه موجود چهار ستاره بگرده.
نیم ساعت بعد:
-ای بابا همه یکی پیدا کردن رام کردن من بدبخت هنوز یکی پیدا نکردم.اه.
در همین هین...
-وای خدا این مار دیگه چیه؟ چرا ایقد زشته؟ نگاه تو رو خدا اگه شب بود که من با این رنگ سیاهش نمیدیدمش. حالا چجوری رامش کنم؟
مار همین طور به هایدی نزدیک میشد و نیش هاش رو آماده کرد که هایدی رو نیش بزنه.هایدی هم چوب دستی شو برداشت و حالت دفاعی گرفت.دیگه مار داشت خیلی نزدیک میشد و هایدی هم چاره ای جز این نداشت که از چوب دستش استفاده کنه
-وینگاردین لوی اوسا.
و مار رفت توی هوا و بین زمین و هوا شناور موند.
-ای بابا این گوشت رو کجا گذاشتم که بدم به این مار نوش جون کنه رام بشه؟ مار حیا کن رام شو.اه.
بعد از سه دقیقه :
-آها اینا گوشته بیا بیا بخور ماری.
بعد از اینکه هایدی گوشت رو به مار داد مار آروم شد و هیچ کاری نکرد.
-آها بگو بدبخت دو سال بوده غذا نخورده بوده. خوب حالا من که دوست ندارم بهش دست بزنم همینطور میبرمش.
-پرفسور اینو من رام کردم.
-چیو رام کردی تو که چیزی تو دستت نیست.
-پرفسور دوست نداشتم بهش دست بزنم رامش کردم با جادو آوردمش.
-آها آره خوب با چی رامش کردی؟
-با گوشت!
-خوب آفرین نمره ی کامل رو گرفتی. میتونی مار رو ول کنی و بری.
-چشم.
و مار رو ول کرد و رفت.
تکلیف دوم:
خوب جانور همون نام دیگر حیوانات هست. جانور به کسی می گن که عقل و شعور ندارد و از نظر انسان ها آن ها یی که عقل ندارد به آنها لقب جانور را میدهند.
تکلیف سوم:
غول برفی
پا گنده
چشم قرمز
تکلیف چهارم:
اسم اون جانور گرگینه هست.
اینا هم لقباشه:
گرگ نما
گرگ انسان
دانش آموزان داشتند در جنگل ممنوعه قدم میزند و به دنبال یک حیوان چهار ستاره می گشتند!
-خوب! بچه ها بیاید گروه های دو تا دو تا تشکیل بدیم!خوب بزار ببینم چند نفریم یک، دو ،سه...سیزده خوب ! یک نفر باید تکی باشه.کی میخواد؟
-پرفسور میشه من تکی باشم؟
-آم خوب باشه هایدی تو میتونی تکی باشی.خوب حالا برید و با یک موجود چهار ستاره رام شده برگردید.
هایدی هم مثل بقیه رفت دنبال یه موجود چهار ستاره بگرده.
نیم ساعت بعد:
-ای بابا همه یکی پیدا کردن رام کردن من بدبخت هنوز یکی پیدا نکردم.اه.
در همین هین...
-وای خدا این مار دیگه چیه؟ چرا ایقد زشته؟ نگاه تو رو خدا اگه شب بود که من با این رنگ سیاهش نمیدیدمش. حالا چجوری رامش کنم؟
مار همین طور به هایدی نزدیک میشد و نیش هاش رو آماده کرد که هایدی رو نیش بزنه.هایدی هم چوب دستی شو برداشت و حالت دفاعی گرفت.دیگه مار داشت خیلی نزدیک میشد و هایدی هم چاره ای جز این نداشت که از چوب دستش استفاده کنه
-وینگاردین لوی اوسا.
و مار رفت توی هوا و بین زمین و هوا شناور موند.
-ای بابا این گوشت رو کجا گذاشتم که بدم به این مار نوش جون کنه رام بشه؟ مار حیا کن رام شو.اه.
بعد از سه دقیقه :
-آها اینا گوشته بیا بیا بخور ماری.
بعد از اینکه هایدی گوشت رو به مار داد مار آروم شد و هیچ کاری نکرد.
-آها بگو بدبخت دو سال بوده غذا نخورده بوده. خوب حالا من که دوست ندارم بهش دست بزنم همینطور میبرمش.
-پرفسور اینو من رام کردم.
-چیو رام کردی تو که چیزی تو دستت نیست.
-پرفسور دوست نداشتم بهش دست بزنم رامش کردم با جادو آوردمش.
-آها آره خوب با چی رامش کردی؟
-با گوشت!
-خوب آفرین نمره ی کامل رو گرفتی. میتونی مار رو ول کنی و بری.
-چشم.
و مار رو ول کرد و رفت.
تکلیف دوم:
خوب جانور همون نام دیگر حیوانات هست. جانور به کسی می گن که عقل و شعور ندارد و از نظر انسان ها آن ها یی که عقل ندارد به آنها لقب جانور را میدهند.
تکلیف سوم:
غول برفی
پا گنده
چشم قرمز
تکلیف چهارم:
اسم اون جانور گرگینه هست.
اینا هم لقباشه:
گرگ نما
گرگ انسان
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما فرزندان هلگا
در کنار هم و باهم
پیشرفت میکنیم
کمک میکنیم
متحد میشویم
و
هافلپاف را میسازیم.
در کنار هم و باهم
پیشرفت میکنیم
کمک میکنیم
متحد میشویم
و
هافلپاف را میسازیم.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/11
تولد نقش: 1395/04/14
آخرین ورود: سهشنبه 22 خرداد 1403 18:37
از: روی جارو
پستها:
140

1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز).
- تکلیف امروز اینه که برید و یک موجود چهار ستاره پیدا کنید، رام کنید و پیش من بیارید. تا آخر کلاس هم بیشتر وقت ندارید. کسایی که پیدا و رام کردن 60 امتیاز میگیرند وکسایی هم که نتونستن 60 امتیاز از گروهشون کم میشه.
بعد دستش را داخل جیبش کرد وساعت جیبی طلایی رنگش را بیرون آورد. رو در اورد.
- برید دیگه. تا نیم ساعت دیگه باید برگردید.
بچه ها همه به سمت جنگل دویدند.
آلیشیا تنها بود و کسی دور و برش نبود. کمی ترسید ولی با خودش گفت:
- بهتر از اینه که که کسی باهام بود و حوصلمو سر میبرد.
همین طور شاخه ها را کنار میزد تا چیزی پیدا کند که بتواند آن را رام کند. شاخه ی بوته ای را کنار زد و ناگهان صدایی شنید.
- اه اه، بنداز شاخه رو. خوابیدیما!
آلیشیا از ترس جیغی کشید و افتاد روی زمین. اما پس از چند ثانیه به آرامی بلند شد. سریع چوبش را از زیر ردایش بیرون کشید و با یک طلسم نوک آن را روشن کرد و به سمت منبع صدا گرفت.
-اه نکن! کورم کردی!
-تو... تو چی هستی؟!
آن موجود که به نظر میرسید عصبی شده است، از زیر بوته ها بیرون آمد.
-چی میخواهی دختر جون؟!
الیشیا نگاهی به آن جانور انداخت. خیلی عجیب بود... نیم تنه ی پایینش اسب بود و نیم تنه بالا به شکل انسان.
-چرا تعجب کردی؟ من یه سانتورم.
بعد به آرامی خم شد و صورتش را مقابل صورت آلیشیا قرار داد.
- چی میخواهی؟ چرا مزاحم من شدی؟!
الیشیا حسابی ترسیده بود.
- خب... خب من میخوام شما رو رام کنم.
بعد هم لبخند مکش مرایی زد.
-هه... منو رام کنی؟! تو نمیتونی منو رام کنی.
بعد به سمت آلیشیا قدم برداشت، طوری که آلیشیا به آرامی یک قدم عقب رفت.
-راستش ما باید برای تکلیف مدرسه، یه موجود چهار ستاره رام کنیم. خب من که نمیخوام واقعا شما رو رام کنم. الکی فقط برای اینکه یه نمره ای بگیرم... همین و بس!
-چرا باید قبول کنم؟ به من چی میرسه؟
الیشیا دستی به چانه خود کشید و سپس گفت:
-خب خب... هرچی تو دوست داشته باشی وبخوای.
بعد نگاه مظلومانه ای به سانتورانداخت.
-خب دلم برات سوخت. یه سوال میپرسم، فقط یه سوال و اگه جواب صحیح بدی، همراه با دلیل، قبول میکنم و باهات میام.
الیشیا سرش را با تردید تکان داد. هیچ ایده ای نداشت که یک سانتور ممکن است چه سوالی بپرسد.
-سانتور ها کوته فکر هستن یا انسان ها؟ چرا؟
بعد با اخم به آلیشیا زل زد. آلیشیا سعی کرد افکارش را منظم کند. بعد کم کم یادش آمد که در یکی از کتاب های درسی اش مطلبی در این مورد ذکر شده است، پس به سرعت گفت:
- آدم ها! چون شما ها علم پیشگویی از روی ستاره ها رو دارید.
- آره درسته. فقط اینو بدون که من رام نشدم. دلم برات سوخت!
سپس همراه با آلیشیا به سمت دفتر پروفسور استرجس به راه افتاد.
وقتی وارد شدند استرجس را دیدند که بسیار در فکر است و یک لیوان قهوه هم بر لب دارد.
- پروفسور، من موفق شدم!
استرجس به ناگهان از فکر و خیال بیرون آمد و به محل ایستادن آلیشیا و سانتور نگاه کرد. اما با دیدن سانتور قهوه پرید توی گلویش. آلیشیا همین که خواست برود سمت استرجس، با فریاد وی متوقف شد.
- به من نزدیک نشو! به خاطر پریدن قهوه تو گلوم هزار امتیاز کم میشه از گریفیندور. این جونور رو هم ببر سریعتر!
البته سانتور علاقه چندانی به "جانور" خطاب شدن نداشت. بنابراین به سرعت یک سوت زد و سایر رفقایش را خبر کرد. سپس آنها استرجس را روی کول خود گرفتند و بردندش به اعماق جنگل تا با وی "آمبریج بازی" کنند.
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
اساسا به چیزی که جان داشته باشه جانور میگویند.جانور حتما نباید حرکت کند .یکی از مشخصه ترین صفات جانوران نفس کشیدن است.پس چیزی جانور حساب میشود که نفس بکشید.پس گل وگیاه نیز جزو جانوران هستند.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
پاگنده وغول بزرگ برفی
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه میباشد استاد
لقب ها
1. گرگ دیس
2. گرگ آدم
3. گرگ نما
- تکلیف امروز اینه که برید و یک موجود چهار ستاره پیدا کنید، رام کنید و پیش من بیارید. تا آخر کلاس هم بیشتر وقت ندارید. کسایی که پیدا و رام کردن 60 امتیاز میگیرند وکسایی هم که نتونستن 60 امتیاز از گروهشون کم میشه.
بعد دستش را داخل جیبش کرد وساعت جیبی طلایی رنگش را بیرون آورد. رو در اورد.
- برید دیگه. تا نیم ساعت دیگه باید برگردید.
بچه ها همه به سمت جنگل دویدند.
آلیشیا تنها بود و کسی دور و برش نبود. کمی ترسید ولی با خودش گفت:
- بهتر از اینه که که کسی باهام بود و حوصلمو سر میبرد.
همین طور شاخه ها را کنار میزد تا چیزی پیدا کند که بتواند آن را رام کند. شاخه ی بوته ای را کنار زد و ناگهان صدایی شنید.
- اه اه، بنداز شاخه رو. خوابیدیما!
آلیشیا از ترس جیغی کشید و افتاد روی زمین. اما پس از چند ثانیه به آرامی بلند شد. سریع چوبش را از زیر ردایش بیرون کشید و با یک طلسم نوک آن را روشن کرد و به سمت منبع صدا گرفت.
-اه نکن! کورم کردی!
-تو... تو چی هستی؟!
آن موجود که به نظر میرسید عصبی شده است، از زیر بوته ها بیرون آمد.
-چی میخواهی دختر جون؟!
الیشیا نگاهی به آن جانور انداخت. خیلی عجیب بود... نیم تنه ی پایینش اسب بود و نیم تنه بالا به شکل انسان.
-چرا تعجب کردی؟ من یه سانتورم.
بعد به آرامی خم شد و صورتش را مقابل صورت آلیشیا قرار داد.
- چی میخواهی؟ چرا مزاحم من شدی؟!
الیشیا حسابی ترسیده بود.
- خب... خب من میخوام شما رو رام کنم.
بعد هم لبخند مکش مرایی زد.
-هه... منو رام کنی؟! تو نمیتونی منو رام کنی.
بعد به سمت آلیشیا قدم برداشت، طوری که آلیشیا به آرامی یک قدم عقب رفت.
-راستش ما باید برای تکلیف مدرسه، یه موجود چهار ستاره رام کنیم. خب من که نمیخوام واقعا شما رو رام کنم. الکی فقط برای اینکه یه نمره ای بگیرم... همین و بس!
-چرا باید قبول کنم؟ به من چی میرسه؟
الیشیا دستی به چانه خود کشید و سپس گفت:
-خب خب... هرچی تو دوست داشته باشی وبخوای.
بعد نگاه مظلومانه ای به سانتورانداخت.
-خب دلم برات سوخت. یه سوال میپرسم، فقط یه سوال و اگه جواب صحیح بدی، همراه با دلیل، قبول میکنم و باهات میام.
الیشیا سرش را با تردید تکان داد. هیچ ایده ای نداشت که یک سانتور ممکن است چه سوالی بپرسد.
-سانتور ها کوته فکر هستن یا انسان ها؟ چرا؟
بعد با اخم به آلیشیا زل زد. آلیشیا سعی کرد افکارش را منظم کند. بعد کم کم یادش آمد که در یکی از کتاب های درسی اش مطلبی در این مورد ذکر شده است، پس به سرعت گفت:
- آدم ها! چون شما ها علم پیشگویی از روی ستاره ها رو دارید.
- آره درسته. فقط اینو بدون که من رام نشدم. دلم برات سوخت!
سپس همراه با آلیشیا به سمت دفتر پروفسور استرجس به راه افتاد.
وقتی وارد شدند استرجس را دیدند که بسیار در فکر است و یک لیوان قهوه هم بر لب دارد.
- پروفسور، من موفق شدم!
استرجس به ناگهان از فکر و خیال بیرون آمد و به محل ایستادن آلیشیا و سانتور نگاه کرد. اما با دیدن سانتور قهوه پرید توی گلویش. آلیشیا همین که خواست برود سمت استرجس، با فریاد وی متوقف شد.
- به من نزدیک نشو! به خاطر پریدن قهوه تو گلوم هزار امتیاز کم میشه از گریفیندور. این جونور رو هم ببر سریعتر!
البته سانتور علاقه چندانی به "جانور" خطاب شدن نداشت. بنابراین به سرعت یک سوت زد و سایر رفقایش را خبر کرد. سپس آنها استرجس را روی کول خود گرفتند و بردندش به اعماق جنگل تا با وی "آمبریج بازی" کنند.
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
اساسا به چیزی که جان داشته باشه جانور میگویند.جانور حتما نباید حرکت کند .یکی از مشخصه ترین صفات جانوران نفس کشیدن است.پس چیزی جانور حساب میشود که نفس بکشید.پس گل وگیاه نیز جزو جانوران هستند.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
پاگنده وغول بزرگ برفی
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه میباشد استاد
لقب ها
1. گرگ دیس
2. گرگ آدم
3. گرگ نما
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1395/5/5 18:49:59
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1395/5/5 19:43:56
ویرایش شده توسط آلیشیا اسپینت در 1395/5/5 19:43:56
تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/06/02
تولد نقش: 1394/06/02
آخرین ورود: شنبه 14 اسفند 1395 17:48
از: تو خوابگاه ریونکلاو
پستها:
128

1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
از اونجایی که مونیکا تا حالا خیلی هارو رام کرده بود و رام کردن یک موجود چهار ستاره کاری براش نداشت.
مونیکا روی چمن های سبز پررنگ جنگل ممنوعه نشست و با خودش گفت:بیخیال اگه موجود چهار ستاره ای بخواد رام بشه خودش میاد پیش من
متاسفانه ذهن مونیکا مشغول تکرار کردن صد باره ی جملات بالا بود و متوجه صدایی که از پشت سرش شنیده می شد نداشت
و همین فرصت کم کافی بود تا آن موجود چهار ستاره که البته دارای چهار ستاره و نیم با جای خواب بود به او نزدیک شود
در این قسمت مونیکا گشنش میشه و برمیگرده تا یه خیار از تو کوله پشتیش در بیاره که اونو میبینه
-
- :pashmak:
-یه حلزون؟ینی موجود دیگه ای نبود؟
-$#@&^&$#$4#4#%$^55^%^&^)*^&%^%$؟
-جان؟
حلزون با نگاهی که مشخص بود نگاه همیشگی اش نیست گفت:$#@&^&$#$4#4#%$^55^%^&^)*^&%^%$؟
مونیکا که باز هم منظور حلزون غولپیکر را نفهمیده بود با این فرمت
تصمیم گرفت که این حلزون را که خود جای خواب هم داشت را رام کند
-رام شو.
-
-نمیشنوی میگم رام شو.
حلزون که حالا با این حالت
به مونیکا نگاه می کرد ناگهان کلمات انسانی را یاد گرفت و گفت:بینیم با :vay:
من رام شم به نظر تو من خیلی وحشیم؟اگه وحشی بودم که تا الان داشتی در روده ی چپم هضم میشدی
مونیکا با لبخندی گفت:حالا که خودت رام هستی بیا تا بریم من نمره مو بگیرم بعدشم تو برو خونت منم میرم پی درسام باشه؟
حلزون که متوجه ماجرا شده بود تصمیم گرفت ک لج کند و برای گرفتن نمره نیاید پس سریع رفت تو لاکش و از همون تو اعلام کرد که نمیاد مونیکاهم که به این حرف ها راضی نمی شد و اصلا مایل به از دست دادن نمره اش به خاطر اون حلزونه نبود
طنابی را که معلوم نبود از کجا وارد رول شده بود را برداشت و حلزون را با آن بست و زور زد تا حلزونه رو بکشه همینجور که به کشیدن ادامه می داد لاک حلزونه هم روی زمین کشیده می شد و داشت خط میوفتاد
حلزونه سریع اومد بیرون و متوجه شد برای اینکه لاکش خط نیوفته باید با مونیکا همکاری کنه پس سریع به دنبال مونیکا راه افتاد
کم کم که هوا داشت تاریک می شد و دانش آموزان هم از جنگل بیرون می آمدند تا حیوانات خود را نشان بدهند اول از همه سپتیما بود تسترال خود را نشان داد و بعد از گرفتن نمره سریع به سمت قلعه راه افتاد
نفر بعدی لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی!
بود که با یتی خودش اومده بود تا نمره بگیره
متاسفانه چون اسمش در لیست کلاس جا نشده بود نمره و ادامه فامیلی اش را به صفحه بعد منتقل کردند
نفر بعد آرسینوس بود که به دلیل بلند کردن استاد از پای درخت به شدت مواخذه شده و حالا کاملا ساکت بود نمره شو گرفت و خیلی مودب به سمت قلعه حرکت کرد(به این حالت:
)
بعدش هم لینی بود که بدون دردسر و مشکل نمره رو گرفت و اونم رفت
حالا نوبت مونوک بود کمی جلو رفت
پروفسورشون گفت:نام ؟
-مونیکا
-نام خانوادگی؟
-ویلکینز
-حیوون؟
-حلزون چهار ستاره و نیمه با جای خواب.اهم استاد میشه بگین نمره م چنده؟
-نه زود برو حال و حوصله ندارم بعدا بهت میگم برو
مونیکا که کاملا راضی بود با حلزونه خداحافظی کرد و بعدش به سمت قلعه راه افتاد
پایان :aros:
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
جانوران موجوداتی زنده هستند . در دنیای غیرجادوگری به آدم هایی که بد رانندگی می کنند لقب هایی مانند خر ،گاو و الاغ و... را می دهند که همه آنهاجانورند جانوران به دودسته انسانی وحیوانی تقسیم می شوند یک مورد هم وجود داره به نام گرگ نما که بینشونه و در حقیقت خنثی است
مورد هایی دیگر هم که واقعا جانورند را ذکر میکنم برای مثل :تک شاخ اسب دریایی خر پرنده و....
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
پاگنده(ینی سایز پاهاش یکم بزرگه
)
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه
لقب ها:
1. گرگ دیس
2. گرگ نما
3. گرگ آدم
(دستخت لینی بد بود خودم نوشتم)
از اونجایی که مونیکا تا حالا خیلی هارو رام کرده بود و رام کردن یک موجود چهار ستاره کاری براش نداشت.
مونیکا روی چمن های سبز پررنگ جنگل ممنوعه نشست و با خودش گفت:بیخیال اگه موجود چهار ستاره ای بخواد رام بشه خودش میاد پیش من
متاسفانه ذهن مونیکا مشغول تکرار کردن صد باره ی جملات بالا بود و متوجه صدایی که از پشت سرش شنیده می شد نداشت
و همین فرصت کم کافی بود تا آن موجود چهار ستاره که البته دارای چهار ستاره و نیم با جای خواب بود به او نزدیک شود
در این قسمت مونیکا گشنش میشه و برمیگرده تا یه خیار از تو کوله پشتیش در بیاره که اونو میبینه
-
- :pashmak:
-یه حلزون؟ینی موجود دیگه ای نبود؟
-$#@&^&$#$4#4#%$^55^%^&^)*^&%^%$؟
-جان؟
حلزون با نگاهی که مشخص بود نگاه همیشگی اش نیست گفت:$#@&^&$#$4#4#%$^55^%^&^)*^&%^%$؟
مونیکا که باز هم منظور حلزون غولپیکر را نفهمیده بود با این فرمت
تصمیم گرفت که این حلزون را که خود جای خواب هم داشت را رام کند-رام شو.
-
-نمیشنوی میگم رام شو.
حلزون که حالا با این حالت
به مونیکا نگاه می کرد ناگهان کلمات انسانی را یاد گرفت و گفت:بینیم با :vay: من رام شم به نظر تو من خیلی وحشیم؟اگه وحشی بودم که تا الان داشتی در روده ی چپم هضم میشدی
مونیکا با لبخندی گفت:حالا که خودت رام هستی بیا تا بریم من نمره مو بگیرم بعدشم تو برو خونت منم میرم پی درسام باشه؟
حلزون که متوجه ماجرا شده بود تصمیم گرفت ک لج کند و برای گرفتن نمره نیاید پس سریع رفت تو لاکش و از همون تو اعلام کرد که نمیاد مونیکاهم که به این حرف ها راضی نمی شد و اصلا مایل به از دست دادن نمره اش به خاطر اون حلزونه نبود
طنابی را که معلوم نبود از کجا وارد رول شده بود را برداشت و حلزون را با آن بست و زور زد تا حلزونه رو بکشه همینجور که به کشیدن ادامه می داد لاک حلزونه هم روی زمین کشیده می شد و داشت خط میوفتاد
حلزونه سریع اومد بیرون و متوجه شد برای اینکه لاکش خط نیوفته باید با مونیکا همکاری کنه پس سریع به دنبال مونیکا راه افتاد
کم کم که هوا داشت تاریک می شد و دانش آموزان هم از جنگل بیرون می آمدند تا حیوانات خود را نشان بدهند اول از همه سپتیما بود تسترال خود را نشان داد و بعد از گرفتن نمره سریع به سمت قلعه راه افتاد
نفر بعدی لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی!
بود که با یتی خودش اومده بود تا نمره بگیرهمتاسفانه چون اسمش در لیست کلاس جا نشده بود نمره و ادامه فامیلی اش را به صفحه بعد منتقل کردند
نفر بعد آرسینوس بود که به دلیل بلند کردن استاد از پای درخت به شدت مواخذه شده و حالا کاملا ساکت بود نمره شو گرفت و خیلی مودب به سمت قلعه حرکت کرد(به این حالت:
)بعدش هم لینی بود که بدون دردسر و مشکل نمره رو گرفت و اونم رفت
حالا نوبت مونوک بود کمی جلو رفت
پروفسورشون گفت:نام ؟
-مونیکا
-نام خانوادگی؟
-ویلکینز
-حیوون؟
-حلزون چهار ستاره و نیمه با جای خواب.اهم استاد میشه بگین نمره م چنده؟
-نه زود برو حال و حوصله ندارم بعدا بهت میگم برو
مونیکا که کاملا راضی بود با حلزونه خداحافظی کرد و بعدش به سمت قلعه راه افتاد
پایان :aros:
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
جانوران موجوداتی زنده هستند . در دنیای غیرجادوگری به آدم هایی که بد رانندگی می کنند لقب هایی مانند خر ،گاو و الاغ و... را می دهند که همه آنهاجانورند جانوران به دودسته انسانی وحیوانی تقسیم می شوند یک مورد هم وجود داره به نام گرگ نما که بینشونه و در حقیقت خنثی است
مورد هایی دیگر هم که واقعا جانورند را ذکر میکنم برای مثل :تک شاخ اسب دریایی خر پرنده و....
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
پاگنده(ینی سایز پاهاش یکم بزرگه
)4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه
لقب ها:
1. گرگ دیس
2. گرگ نما
3. گرگ آدم
(دستخت لینی بد بود خودم نوشتم)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
만 까마귀 발톱
با ارزش ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست.
Only Raven
با ارزش ترین گنجینه ی هر انسان هوش سرشار اوست.
Only Raven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

1.
لینی شروع به قدم زدن تو بخش محافظت شدهی جنگل ممنوعه که پروفسور پادمور ترتیب داده بود میکنه. با هر قدمی که برمیداشت منتظر بود یه جانور عظیمالجثهی مخوف چهارستاره جلوش بپره و با خورده شدنش دلی از عزا در بیاره.
لینی که از بس راه رفته بود و موجودی رو ندیده بود کلافه شده بود، رو تکه سنگ بزرگی میشینه و با دقت به اطراف خیره میشه.
- پس چرا حیوون من نمیاد.
برای دقایقی لینی با فرمت still waiting به انتظار کشیدن ادامه میده. تا اینکه صدای عجیبی توجهشو به خودش جلب میکنه. اوه نگران نشین! خبری از یه جونور عجیب نیست، صدای غار و غور شکم لینی بود!
لینی خم میشه و از کولهپشتیش دو تا موز برمیداره. یکیشو میخوره و در همین حین مشغول کندن اسم خودش رو پوست موز میشه. همون موقع صدای خشخشی از لا به لای بوتهای که کنارش قرار داشت بلند میشه. لینی با وحشت پرشی میکنه و به حالت تدافعی چوبدستیشو به سمت بوتههای متحرک میگیره.
- یه ماهی غول پیکر.
لینی با دیدن موجود عجیبی که بدنش سرتاسر از فلس پوشیده شده بود و جلوی بوته ایستاده بود، چند قدم به عقب میره.
- نه تو که ماهی نیستی. میمونی؟ چرا اینقد زشت و قناصی(قناس؟)... عه غواص؟
لینی مطمئن بود که اون جونور زبون آدمیزاد رو نمیفهمه، اما نمیدونست چرا احساسش بهش میگفت غواص(!) به وضوح معنی کلمه زشت و صد البته قناص(قناس؟) رو فهمیده بود. چون حالا با نگاه خشنی مستقیم بهش زل زده بود.
لینی با ترس آب دهنشو قورت میده و به سرعت شروع به جستجو در مغزش میکنه.
راه مقابله با اون چی بود؟ ناگهان موزی که گوشهای افتاده بود چشمکی به لینی میزنه و همین کافیه تا لینی تمام توضیحات مربوط به غواص رو به یاد بیاره.
خب البته راه مقابله با غواص پرتاب کردن خیاری که اسمت روش حک شده بود، اما لینی جز موز و مقادیری گیاه سبز رنگ در اطرافش، چیز دیگهای برای دفاع نداشت.
ریونکلاوی که باشی، میدونی یه موجود جادویی با موزی که توسط گیاهان جادویی سبز شده گول نمیخوره و اونو خیار فرض نمیکنه. در نتیجه نه تنها نجات پیدا نمیکنی، بلکه به خاطر پرتاب موز تو کلهش عصبانیتر میشه و درجا قورتت میده و جان به جانآفرین تقدیم میکنی.
بنابراین لینی راه هوشمندانهی دیگهای رو به دنبال میگیره. لینی نگاه وحشتزدهشو مدام بین غواص که حالا حالت هجومی به خودش گرفته بود و آماده حمله بود، و موزی که رو زمین افتاده بود سوئیچ میکنه.
حتما لازم نیست آدم باشی تا بفهمی وقتی مدام به یه چیز زل میزنی و آهسته بهش نزدیک میشی، احتمالا وسیلهایه که در لحظه به کارت میاد و جونتو نجات میده. غواص داستان ما هم ازین قضیه مستثنی نبود. در یک لحظهی مثلا هیجانی، لینی و غواص جفتشون به سمت موز ولو شده هجوم میبرن.
لینی که به موز نزدیکتر بود، بلافاصله پاشو دراز میکنه و لگدی به موز میزنه. موز به دو قدماونطرفتر پرتاب میشه و توی چالهی کوچیکی میفته. لینی دوباره به بهونهی بدست آوردن موز شروع به دویدن میکنه. غواص هم به سرعت به سمت موز میره و بنا به قصد خاص لینی، غواص زودتر به موز میرسه. خم میشه و...
- ها ها ها! تو گول خوردی. نمیدونی در این لحظه چقد قیافهت دیدنی شده! وای نگاش کن.
خم شدن حرکتی بود که یک غواص هرگز در زندگی خودش نباید انجام میداد! از عواقب خم شدن غواص، خالی شدن آبیه که تو سوراخ کلهش قرار داره. بدون آب که بشه، ذخیره انرژیش هم به پایان میرسه و یه موجود له بیشتر نمیشه.
غواصِ خمشدهی داستان ما، با صدای گرومپی پخش زمین میشه و زبونش از دهنش میفته بیرون. لینی با خونسردی جلو میاد، غواصو از گردن میگیره و با خودش حمل میکنه.
دقایقی بعد با دیدن پروفسور پادمور که مشغول تماشای حیوانات رام شدهی سایر دانشآموزا بود، دواندوان جلو میره.
- بفرمایین پروفسور! براتون یه غواصو رام کردم.
استر با تعجب نگاهی به غواص فلکزدهای که تو دست لینی بود میندازه و میگه:
- اینو رام کردی یا کشتیش؟
2.
تعریف جانور تو دورههای مختلف متفاوت بوده. اول میگفتن هرکی بتونه رو دوپاش راه بره آدمیزاده و سایرین جانور هستن. بعد دیدن بعله نشانکا و پرپرکا و همه پا شدن به لطف جنا اومدن خودشو آدمیزاد بنامن. فهمیدن گند زدن! بعد گفتن خب باشه، هرکی بتونه حرف بزنه آدمیزاده بقیه حیوون. باز دیدن غولای غارنشینی که دو کلوم از جنها یاد گرفته بودن اومدن ادعای انسانیت میکنن. مجددا فهمیدن شاهکار کردن!
بعدش گفتن خب باشه، هرکی هوشمندی لازم برای درک قوانینو داشته باشه اون آدمیزاده، بقیهرم میذاریم تو دسته حیوانات.
خب به نظر میرسه که فعلا این مورد پسندیدهترین تعریفه. اینطوری مانتیکورا و ابوالهول و... که قادر به تکلم هوشمندانهای هستن، بازم تو دسته حیوانات باقی موندن چون کافیه بری جلوشون، میخورنت و قانون سرشون نمیشه. (البته ابوالهول لطف میکنه زندگیتو به یه چیستان متصل میکنه)
3.
معروف به غول برفی و پاگنده.
4.
گرگینهها!
از القابشون میتونم به گرگدیس، آدم گرگ، گرگ آدم و گرگنما اشاره کنم.
اصلنم از رو برگهی جیگر نگاه نکردم.
لینی شروع به قدم زدن تو بخش محافظت شدهی جنگل ممنوعه که پروفسور پادمور ترتیب داده بود میکنه. با هر قدمی که برمیداشت منتظر بود یه جانور عظیمالجثهی مخوف چهارستاره جلوش بپره و با خورده شدنش دلی از عزا در بیاره.
لینی که از بس راه رفته بود و موجودی رو ندیده بود کلافه شده بود، رو تکه سنگ بزرگی میشینه و با دقت به اطراف خیره میشه.
- پس چرا حیوون من نمیاد.

برای دقایقی لینی با فرمت still waiting به انتظار کشیدن ادامه میده. تا اینکه صدای عجیبی توجهشو به خودش جلب میکنه. اوه نگران نشین! خبری از یه جونور عجیب نیست، صدای غار و غور شکم لینی بود!
لینی خم میشه و از کولهپشتیش دو تا موز برمیداره. یکیشو میخوره و در همین حین مشغول کندن اسم خودش رو پوست موز میشه. همون موقع صدای خشخشی از لا به لای بوتهای که کنارش قرار داشت بلند میشه. لینی با وحشت پرشی میکنه و به حالت تدافعی چوبدستیشو به سمت بوتههای متحرک میگیره.
- یه ماهی غول پیکر.

لینی با دیدن موجود عجیبی که بدنش سرتاسر از فلس پوشیده شده بود و جلوی بوته ایستاده بود، چند قدم به عقب میره.
- نه تو که ماهی نیستی. میمونی؟ چرا اینقد زشت و قناصی(قناس؟)... عه غواص؟

لینی مطمئن بود که اون جونور زبون آدمیزاد رو نمیفهمه، اما نمیدونست چرا احساسش بهش میگفت غواص(!) به وضوح معنی کلمه زشت و صد البته قناص(قناس؟) رو فهمیده بود. چون حالا با نگاه خشنی مستقیم بهش زل زده بود.
لینی با ترس آب دهنشو قورت میده و به سرعت شروع به جستجو در مغزش میکنه.
راه مقابله با اون چی بود؟ ناگهان موزی که گوشهای افتاده بود چشمکی به لینی میزنه و همین کافیه تا لینی تمام توضیحات مربوط به غواص رو به یاد بیاره.
خب البته راه مقابله با غواص پرتاب کردن خیاری که اسمت روش حک شده بود، اما لینی جز موز و مقادیری گیاه سبز رنگ در اطرافش، چیز دیگهای برای دفاع نداشت.
ریونکلاوی که باشی، میدونی یه موجود جادویی با موزی که توسط گیاهان جادویی سبز شده گول نمیخوره و اونو خیار فرض نمیکنه. در نتیجه نه تنها نجات پیدا نمیکنی، بلکه به خاطر پرتاب موز تو کلهش عصبانیتر میشه و درجا قورتت میده و جان به جانآفرین تقدیم میکنی.
بنابراین لینی راه هوشمندانهی دیگهای رو به دنبال میگیره. لینی نگاه وحشتزدهشو مدام بین غواص که حالا حالت هجومی به خودش گرفته بود و آماده حمله بود، و موزی که رو زمین افتاده بود سوئیچ میکنه.
حتما لازم نیست آدم باشی تا بفهمی وقتی مدام به یه چیز زل میزنی و آهسته بهش نزدیک میشی، احتمالا وسیلهایه که در لحظه به کارت میاد و جونتو نجات میده. غواص داستان ما هم ازین قضیه مستثنی نبود. در یک لحظهی مثلا هیجانی، لینی و غواص جفتشون به سمت موز ولو شده هجوم میبرن.
لینی که به موز نزدیکتر بود، بلافاصله پاشو دراز میکنه و لگدی به موز میزنه. موز به دو قدماونطرفتر پرتاب میشه و توی چالهی کوچیکی میفته. لینی دوباره به بهونهی بدست آوردن موز شروع به دویدن میکنه. غواص هم به سرعت به سمت موز میره و بنا به قصد خاص لینی، غواص زودتر به موز میرسه. خم میشه و...
- ها ها ها! تو گول خوردی. نمیدونی در این لحظه چقد قیافهت دیدنی شده! وای نگاش کن.

خم شدن حرکتی بود که یک غواص هرگز در زندگی خودش نباید انجام میداد! از عواقب خم شدن غواص، خالی شدن آبیه که تو سوراخ کلهش قرار داره. بدون آب که بشه، ذخیره انرژیش هم به پایان میرسه و یه موجود له بیشتر نمیشه.
غواصِ خمشدهی داستان ما، با صدای گرومپی پخش زمین میشه و زبونش از دهنش میفته بیرون. لینی با خونسردی جلو میاد، غواصو از گردن میگیره و با خودش حمل میکنه.
دقایقی بعد با دیدن پروفسور پادمور که مشغول تماشای حیوانات رام شدهی سایر دانشآموزا بود، دواندوان جلو میره.
- بفرمایین پروفسور! براتون یه غواصو رام کردم.

استر با تعجب نگاهی به غواص فلکزدهای که تو دست لینی بود میندازه و میگه:
- اینو رام کردی یا کشتیش؟

2.
تعریف جانور تو دورههای مختلف متفاوت بوده. اول میگفتن هرکی بتونه رو دوپاش راه بره آدمیزاده و سایرین جانور هستن. بعد دیدن بعله نشانکا و پرپرکا و همه پا شدن به لطف جنا اومدن خودشو آدمیزاد بنامن. فهمیدن گند زدن! بعد گفتن خب باشه، هرکی بتونه حرف بزنه آدمیزاده بقیه حیوون. باز دیدن غولای غارنشینی که دو کلوم از جنها یاد گرفته بودن اومدن ادعای انسانیت میکنن. مجددا فهمیدن شاهکار کردن!
بعدش گفتن خب باشه، هرکی هوشمندی لازم برای درک قوانینو داشته باشه اون آدمیزاده، بقیهرم میذاریم تو دسته حیوانات.
خب به نظر میرسه که فعلا این مورد پسندیدهترین تعریفه. اینطوری مانتیکورا و ابوالهول و... که قادر به تکلم هوشمندانهای هستن، بازم تو دسته حیوانات باقی موندن چون کافیه بری جلوشون، میخورنت و قانون سرشون نمیشه. (البته ابوالهول لطف میکنه زندگیتو به یه چیستان متصل میکنه)
3.
معروف به غول برفی و پاگنده.

4.
گرگینهها!

از القابشون میتونم به گرگدیس، آدم گرگ، گرگ آدم و گرگنما اشاره کنم.
اصلنم از رو برگهی جیگر نگاه نکردم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
دانش آموزان به چهره استرجس که در مقام استاد مراقبت از موجودات جادویی در آنجا حاضر شده بود، نگاه کردند. البته استرجس به چهره آنها نگاه نکرد و بسیار آنها را ضایع کرد. در واقع استرجس یک نگاه به خورشید خشمگین انداخت که با لجبازی تمام نشسته بود وسط آسمان آبی و گرمایش را همچون پتک میکوباند روی سر ملت.
استرجس وقتی نتوانست روی خورشید را کم کند، نگاهی به داخل جنگل ممنوعه انداخت.
حتی با وجود آنکه درختان جلوی جنگل را گرفته بودند، او میتوانست حس کند که در جنگل از تابش آفتاب در امان هستند و البته جنگل بسیار دنج، زیبا، جادار، مطمئن و به همراه هزاران جوایز نقدی و غیر نقدی دیگر میباشد.
در نتیجه، استرجس پس از یک محاسبه ساده دو دو تا، پنج تا، با صدای بلندی رو به دانش آموزان کلاس گفت:
- جمع کنید بریم جنگل!
- پروفسور، شما نسبتی با دامبلدور دارید؟
برای استرجس به اندازه یک میلیونوم ثانیه طول کشید تا متوجه منظور دانش آموز شود، پس غر غر کنان گفت:
- منظورم این بود که بریم برای شناسایی حیوانات داخل جنگل، و اینکه اگر کسی بتونه یه جانور چهار ستاره رو رام کنه و بیاره پیش من، پنجاه امتیاز، به اضافه شام اضافی دریافت میکنه! تو رو هم نمیدونم از کدوم گروهی، به همین خاطر پنجاه امتیاز از هر چهار گروه کسر میکنم!
- راستش من از گروه کاربران مهمان هستم پروفسور.
استرجس:
استرجس چهره پوکرفیس خود را تغییر داد و سپس آن کاربر مهمان را از صحنه محو ساخت. پس از آن، آنها به سوی جنگل ممنوعه به راه افتادند.
دقایقی بعد:
استرجس با آرامش تمام در زیر سایه یک درخت نشست. دانش آموزان هم دور او حلقه زدند. اما استاد درس مراقبت از موجودات جادویی بدون کوچکترین نگاهی به چهره های آنان گفت:
- جمع کنید برید دیگه! کسی هم اگر بدون جانور رام شده برگشت، حذف شناسه میشه!
دانش آموزان با تمام سرعت دویدند و در افق های دوردست جنگل محو شدند!
استرجس هم از درون کیفی که همراه خود داشت، تکه ای پیتزا بیرون آورد و بر دهان گذاشت.
- اوووم... خوشمزس!
همان لحظات، قسمت دیگری از جنگل:
آرسینوس به آرامی شاخه یک درخت را از جلوی نقابش کنار زد و شاخه دیگری را از کراوات سرخش کند، او به محض تهدید استرجس مبنی بر حذف شناسه کردن ملت، با تمام سرعت دویده بود و حتی نمیدانست در آن لحظه کجای جنگل است. به همین دلیل نگاهی به چپ و راست انداخت تا کسی آنجا نباشد، سپس با تیمم بر خاک پاک جنگل که از خون شهدای هاگوارتز سرخ شده بود، منوی مدیریت را جیب ردای سیاهش بیرون کشید.
او با لبخندی منوی مدیریت را روشن کرد و نقشه جنگل ممنوع را روی آن آورد، به همراه محل زندگی تک تک جانورانش البته. پس از آن، آرسینوس نیشش را باز کرد، پشتش را به دوربین کرد و از درون جیب ردایش یک نقاب به شکل خنده ترولی بیرون آورد و رفت به دنبال جانور مورد نظرش...
ساعتی بعد، آرسینوس در حالی که خودش را محض رضای جانور چهار ستاره در گل پلکانده بود و مقادیری برگ درخت هم چسبانده بود به خودش، به آرامی از لا به لای برگ درختان به محوطه خالی مقابلش نگاه کرد و آن جانور را دید...
یک تکشاخ سیفید میفید و زیبا بود که ایستاده بود و با یال نقره ای بلندش عشوه گری میکرد.
- مونثه پس. فهمیدم چیکار کنم.
آرسینوس همزمان با گفتن این حرف، به وسیله دکمه های منوی مدیریت، یک لباس اسب تکشاخ برای خود ظاهر کرد که البته کراوات سرخی با راه راه های سیاه از جلوی گردنش آویزان بود.
او لباس های تکشاخ را پوشید و به آرامی جلو رفت. به محض آنکه توجه تکشاخ ماده را جلب کرد، چشمکی زد، سپس چرخید، دمی تکان داد و حرکت کرد به داخل درخت ها...
تکشاخ ماده حس کرد که این یک چراغ سبز است و او شوهری پیدا کرده و بالاخره از ترشیده شدن خود جلوگیری کرده، بنابراین ناگهان شیهه باوقاری کشید و چهار نعل تاخت دنبال آرسینوس در لباس اسب!
آرسینوس با دیدن این صحنه به شدت هول کرد و خودش هم دوید. همانطور که میدوید ناگهان حس کرد که بوی پیتزا به مشامش میخورد. البته آرسینوس اصولا بویی حس نمیکرد، ولی خب بوی پیتزا که بو نیست، بوی پیتزا یک لایف استایل است و به همین دلیل آرسینوس به سادگی به سوی آن جذب شد.
دویدن آرسینوس با استشمام بوی پیتزا به حالت چهار نعل شد و اسب تکشاخ دیگر هم برای جلوگیری از ترشیده شدنش چهار نعل به دنبال آرسینوس دوید.
آنها آنقدر دویدند تا ناگهان آرسینوس با دیدن استرجس و پیتزایی که او در حال به دندان کشیدنش بود، زد روی ترمز و خط ترمز بسیار عمیقی هم به جا گذاشت که موجب کسر شدن هزار امتیاز از گریفیندور، به جرم تخریب اموال عمومی شد.
به محض ترمز گرفتن و ایستادن آرسینوس، استرجس خود را از جلوی او کنار کشید و اسب تکشاخ بخت برگشته هم زد روی ترمز که نتیجه اش شد برخورد با آرسینوس یکی شدن آرسینوس و خودش با درخت مقابلشان.
آرسینوس به سرعت کراوات لباس اسبی اش را گره زد به گردن اسب تکشاخ.
- رام شد پروفسور. نمره من رو بدید برم که کار زیاد دارم.
- رامش کردی، ولی نمره میخوای؟ همین که به خاطر بلند کردن من از زیر درخت ازت نمره کم نمیکنم برو مرلینو شکر کن.
- مرلین رو شکر.
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
جانور اصولا به موجودی گفته میشود که درک و شعور اطاعت و اجرای قوانین را دارا نمیباشد. برای مثال آکرومانتیولا، مانتیکور و گرگینه ها (در شکل انسانی خود) با وجود آنکه کاملا هوشمند میباشند و قابلیت تکلم را دارند، به دلیل خوی درنده و وحشی خویش در دسته جانوران قرار گرفته اند.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
1. پا گنده
2. غول برفی
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه میباشند پروفسور.
لقب ها:
1. گرگ دیس
2. گرگ آدم
3. گرگ نما
دانش آموزان به چهره استرجس که در مقام استاد مراقبت از موجودات جادویی در آنجا حاضر شده بود، نگاه کردند. البته استرجس به چهره آنها نگاه نکرد و بسیار آنها را ضایع کرد. در واقع استرجس یک نگاه به خورشید خشمگین انداخت که با لجبازی تمام نشسته بود وسط آسمان آبی و گرمایش را همچون پتک میکوباند روی سر ملت.
استرجس وقتی نتوانست روی خورشید را کم کند، نگاهی به داخل جنگل ممنوعه انداخت.
حتی با وجود آنکه درختان جلوی جنگل را گرفته بودند، او میتوانست حس کند که در جنگل از تابش آفتاب در امان هستند و البته جنگل بسیار دنج، زیبا، جادار، مطمئن و به همراه هزاران جوایز نقدی و غیر نقدی دیگر میباشد.
در نتیجه، استرجس پس از یک محاسبه ساده دو دو تا، پنج تا، با صدای بلندی رو به دانش آموزان کلاس گفت:
- جمع کنید بریم جنگل!
- پروفسور، شما نسبتی با دامبلدور دارید؟

برای استرجس به اندازه یک میلیونوم ثانیه طول کشید تا متوجه منظور دانش آموز شود، پس غر غر کنان گفت:
- منظورم این بود که بریم برای شناسایی حیوانات داخل جنگل، و اینکه اگر کسی بتونه یه جانور چهار ستاره رو رام کنه و بیاره پیش من، پنجاه امتیاز، به اضافه شام اضافی دریافت میکنه! تو رو هم نمیدونم از کدوم گروهی، به همین خاطر پنجاه امتیاز از هر چهار گروه کسر میکنم!

- راستش من از گروه کاربران مهمان هستم پروفسور.

استرجس:

استرجس چهره پوکرفیس خود را تغییر داد و سپس آن کاربر مهمان را از صحنه محو ساخت. پس از آن، آنها به سوی جنگل ممنوعه به راه افتادند.
دقایقی بعد:
استرجس با آرامش تمام در زیر سایه یک درخت نشست. دانش آموزان هم دور او حلقه زدند. اما استاد درس مراقبت از موجودات جادویی بدون کوچکترین نگاهی به چهره های آنان گفت:
- جمع کنید برید دیگه! کسی هم اگر بدون جانور رام شده برگشت، حذف شناسه میشه!

دانش آموزان با تمام سرعت دویدند و در افق های دوردست جنگل محو شدند!
استرجس هم از درون کیفی که همراه خود داشت، تکه ای پیتزا بیرون آورد و بر دهان گذاشت.
- اوووم... خوشمزس!

همان لحظات، قسمت دیگری از جنگل:
آرسینوس به آرامی شاخه یک درخت را از جلوی نقابش کنار زد و شاخه دیگری را از کراوات سرخش کند، او به محض تهدید استرجس مبنی بر حذف شناسه کردن ملت، با تمام سرعت دویده بود و حتی نمیدانست در آن لحظه کجای جنگل است. به همین دلیل نگاهی به چپ و راست انداخت تا کسی آنجا نباشد، سپس با تیمم بر خاک پاک جنگل که از خون شهدای هاگوارتز سرخ شده بود، منوی مدیریت را جیب ردای سیاهش بیرون کشید.
او با لبخندی منوی مدیریت را روشن کرد و نقشه جنگل ممنوع را روی آن آورد، به همراه محل زندگی تک تک جانورانش البته. پس از آن، آرسینوس نیشش را باز کرد، پشتش را به دوربین کرد و از درون جیب ردایش یک نقاب به شکل خنده ترولی بیرون آورد و رفت به دنبال جانور مورد نظرش...
ساعتی بعد، آرسینوس در حالی که خودش را محض رضای جانور چهار ستاره در گل پلکانده بود و مقادیری برگ درخت هم چسبانده بود به خودش، به آرامی از لا به لای برگ درختان به محوطه خالی مقابلش نگاه کرد و آن جانور را دید...
یک تکشاخ سیفید میفید و زیبا بود که ایستاده بود و با یال نقره ای بلندش عشوه گری میکرد.
- مونثه پس. فهمیدم چیکار کنم.

آرسینوس همزمان با گفتن این حرف، به وسیله دکمه های منوی مدیریت، یک لباس اسب تکشاخ برای خود ظاهر کرد که البته کراوات سرخی با راه راه های سیاه از جلوی گردنش آویزان بود.
او لباس های تکشاخ را پوشید و به آرامی جلو رفت. به محض آنکه توجه تکشاخ ماده را جلب کرد، چشمکی زد، سپس چرخید، دمی تکان داد و حرکت کرد به داخل درخت ها...
تکشاخ ماده حس کرد که این یک چراغ سبز است و او شوهری پیدا کرده و بالاخره از ترشیده شدن خود جلوگیری کرده، بنابراین ناگهان شیهه باوقاری کشید و چهار نعل تاخت دنبال آرسینوس در لباس اسب!
آرسینوس با دیدن این صحنه به شدت هول کرد و خودش هم دوید. همانطور که میدوید ناگهان حس کرد که بوی پیتزا به مشامش میخورد. البته آرسینوس اصولا بویی حس نمیکرد، ولی خب بوی پیتزا که بو نیست، بوی پیتزا یک لایف استایل است و به همین دلیل آرسینوس به سادگی به سوی آن جذب شد.
دویدن آرسینوس با استشمام بوی پیتزا به حالت چهار نعل شد و اسب تکشاخ دیگر هم برای جلوگیری از ترشیده شدنش چهار نعل به دنبال آرسینوس دوید.
آنها آنقدر دویدند تا ناگهان آرسینوس با دیدن استرجس و پیتزایی که او در حال به دندان کشیدنش بود، زد روی ترمز و خط ترمز بسیار عمیقی هم به جا گذاشت که موجب کسر شدن هزار امتیاز از گریفیندور، به جرم تخریب اموال عمومی شد.
به محض ترمز گرفتن و ایستادن آرسینوس، استرجس خود را از جلوی او کنار کشید و اسب تکشاخ بخت برگشته هم زد روی ترمز که نتیجه اش شد برخورد با آرسینوس یکی شدن آرسینوس و خودش با درخت مقابلشان.
آرسینوس به سرعت کراوات لباس اسبی اش را گره زد به گردن اسب تکشاخ.
- رام شد پروفسور. نمره من رو بدید برم که کار زیاد دارم.

- رامش کردی، ولی نمره میخوای؟ همین که به خاطر بلند کردن من از زیر درخت ازت نمره کم نمیکنم برو مرلینو شکر کن.

- مرلین رو شکر.

2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
جانور اصولا به موجودی گفته میشود که درک و شعور اطاعت و اجرای قوانین را دارا نمیباشد. برای مثال آکرومانتیولا، مانتیکور و گرگینه ها (در شکل انسانی خود) با وجود آنکه کاملا هوشمند میباشند و قابلیت تکلم را دارند، به دلیل خوی درنده و وحشی خویش در دسته جانوران قرار گرفته اند.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
1. پا گنده
2. غول برفی
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
گرگینه میباشند پروفسور.
لقب ها:
1. گرگ دیس
2. گرگ آدم
3. گرگ نما
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: چهارشنبه 14 آبان 1404 19:41
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
- سلام و درود فراوان بر تو یتی!
- سلام لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی!
چندین ماه قبل، بر فراز رشته کوه های هیمالیا:
- ما اکنون باید چه کار بکنیم؟
- حااارااا واکا حاکاواواوا!

- چه قدر دقیق توضیح دادید... دنگ ترجمه بنمای!... چه قدر جالب، حقیقتا جنابتان تمایل به تناول این جنابان را دارای می باشید!
- واواااااا!

- ظاهرا بسیار شدید نیز تمایل دارید.... هاق هاق هاق!
- حوکه واکا ویی؟

- آه... خیر مسئله چندان مهمی نمی باشد، خودتان را ناراحت ننمایید.
- واکا واکا! واکا ویی؟
- حال که اصرار می نمایید... آری، این جانب از فرط بی درآمدی بدین سرای آمده ایم که خود ماجرایی مفصل را دارای می باشد، هاق هاق هاق!
- ووکه واکه!
- طول می کشد ها، گرسنه تان می گردد.
-ووکه!
- خب ماجرای از آن جای شروع شد که اینجانب دانستیم مردی عنکبوت گون می باشیم و ...
ربع ساعت بعد:
- آری و ما گفتیم، سیتا، لکن به فریادی بلند گفتیم! اینجا گفته اند که نمی شود فریاد کشید و خطر سقوط بهمن موجود می باشد!
یتی با حرکت سر تایید کرد.
- لکن سیتا راهش را بگرفت و با عمو جانش به دیار هندوستان باز بگشت و اینجانب نیز راهی این کوهستان گشتیم.
ناگهان بغض یتی بترکید و لادیسلاو را در آغوش بگرفت، او لادیسلاو را محکم در آغوش بگرفت و با هق هقی ضعیف گفت:
- نووکه نه کوو واکن واکن که کناووو!
- چی... خیر ما دیگر قصد تشکیل خانواده نداشته و ... دختر خاله گرامی آخر چرا؟!
زمان حال:
لادیسلاو در حالی که از دور برای یتی دست تکان می داد، در حالی که دست یک یتی کوچک را گرفته بود، رفت تا در مسیر کوه نوردان کمین کند...
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
موجود جانداری که، تنها بر اساس غریزه رفتار می کنند. آن ها صرفا جاندارانی هستند که تنها نیاز به رفع نیازهای اوّلیه جسمانی دارند. این دسته جانداران بعضا دارای احساسات می باشند و شرایطی که باعث شود آنان برخلاف غریزه و در جهت احساس عمل کنند، بسیار کم است و این مورد بیشتر در سگ سانان و برخی گونه های خاص که آنان را حیوان خانگی می نامند، صادق است.
در دنیای جادویی تعریف این موضوع به میزان درک موجود از جادو بستگی دارد.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
یتی نام تبتی این موجود است که در اصل می شود آن را بزرگ پا یا پاگنده نامید. این موجود بیشتر با ترول های کوهستانی اشتباه گرفته می شود. از نام های دیگر او می شود مرد برفی را نیز نام برد. یک نام دیگر او Sasquach می باشد که گمان می کنم ساسکواش تلفظ می گردد. این موجودرا علاوه بر ترول ها با ژیگانتوپیتکوس که موجودی باستانی، انسان نما ومنقرض شده از گونه پریماتها میباشد مشابه دانستهاند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
-هی هاگرید امروز کجا می ریم؟
-جنگل ممنوعه.
-اینو که می دونم منظورم اینه که موضوع درسمون چیه؟
-می خوام طبقه بندی موجودات را براتون توضیح بدم.
-طبقه بندی؟
-اره بعضی حیوونا نسبت به توانایی ها شون و خطراتشون و ... دسته بندی می شند.مثلا رو در رویی با ببر یا شیر برابر است با مرگ که این حیوانات ۵ستاره هستند.
-چه با حال!
-خوب حالا برو تو خوابگاه تا عصر.
-باشه خدافظ .
-مواظب خودت باش.
کلاس درس:
-بچه ها از این طرف.
دراکو:بازم با یک غول دو رگه کلاس داریم .!
-خفه شو مالفوی!
-بسه دیگه بچه ها..
-بدلیل خطر ناک بودن موجودات ۵ستاره با موجودات ۴ستاره اشناتون می کنم .
-این یک تستراله که جزو چهار ستاره ها محسوب می شود ،باید رامشون کنید چون با جادوگر ها میونه خوبی ندارند و خودشونو صاحب جنگل می دونند .بنابر این باید با انها به طرز اهانت امیزی رفتار نشه و خیلی هم تو کار هاشون دخالت نکرد.و از انها هم تعریف و تمجید بشه .حالا کی می خواد با این تسترال ارتباط دوستانه برقرار کنه؟
-من!
-دراکو تو نمی ...
-من می تونم.
-باشه خودت خواستی !
دراکو به تسترال نزدیک شد و دستش را جلو برد اما بدلیل اینکه تسترال ها در تشخیص افراد مهارت خاصی دارند درکو را با لگد به زمین انداخت و همه (مخصوصا هری)به او خندیدند.
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
جانوران موجوداتی زنده قادر به حرکت تنفس،تغذیه و تولید مثل هستند.که شامل انسان،حیوان و گیاه می شوند.در خشکی، اقیانوسو اسمان زندگی می کنند که به دسته های :مهره داران،پستانداران،خزندگان،پرندگان،ابزیان،موجودات جادویی،تک سلولی ها و سخت پوستان تقسیم می شوند.
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
مرد برفی،میگو،گیا درد،بیگفوت،ساسکواش،از گونه های ژیگانتوپیتکوس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/07
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: دوشنبه 11 مرداد 1400 20:30
از: یک جایی!
پستها:
3574

جلسه دوم مراقبت از موجودات جادویی
صدای خنده ی بچه های کلاس از داخل راهرو شنیده میشد ! گویا خبر نداشتند که چه اتفاقی افتاده است ! استرجس همراه با دسته های کاغذ وارد کلاس شد و همزمان به دانش آموزان نگاهی انداخت !
خنده بر لبان لینی وارنر خشک شده بود ! کسی منتظر او نبود بلکه منتظر باروفیو بودند!
چشمان هکتور نیز گشاد شده بود !
استر کاغذ هارو بر روی میز گذاشت و گفت:
20 امتیاز از همه کسر میشه تا دیگه انقدر شلوغ نکنین ! صداتون تا راهروی پایینی هم میاد !
20 امتیاز از ریونکلاو بیشتر کسر میشه تا لینی دیگه تعجب نکنه !
لینی :
استرجس اهمیتی به چهره ی لینی نداد و گفت :
25 امتیاز هم از هکتور و اسلاترین کسر میشه تا دیگه چشاشو گشاد نکنه
هکتور :
باز هم استرجس اهمیتی نداد و ادامه داد :
خب استاد قبلی این درس یعنی باروفیو عزیز انصراف دادن و از این لحظه من تدریس این درس رو به عهده میگیریم و در خدمتتون هستم !
بوم .... شپلخ...
هاگرید با سر و صدای زیاد وارد کلاس شد و گفت:
استاد باروفیو ببخ.....د بیا
استر سرش را بلند کرد و نفس بلندی کشید و گفت:
هاگرید جان پسرم چند تا کم کنم هم خدا راضی باشه هم بنده ی خدا ؟
هاگرید دهانش را باز کرد که حرف بزنه ولی....
ااا..اه اه...
آرسی یک مگس با تیر کمون پرت کرد تو دهنش
_ به خاطر حرکت محشر آرسی فقط 30 تا کم میکنم از گریفیندور
آرسی :
(این که باز کم کرد !)
استر به هاگرید اشاره کرد که بنشیند و ادامه داد :
خب برای این جلسه یک سوال از شما دارم کی میدونه جانور چیست ؟
همه به همدیگه نگاه میکردن و کسی پاسخی نداد به همین دلیل استر باز هم ادامه داد ...
_دسته بندی جانوران به پنج دسته تقسیم میشه که بر طبق سازمان نظارت بر موجودات جادویی از یک ستاره تا پنج ستاره رو شامل میشه ! که البته رو به رو شدن با موجودات پنج ستاره یعنی خود مرگ ! البته موجودات چهار ستاره هم اگر تخصص نداشته باشید منجر به مرگتون یا آسیب دیدگی بسیار شدید خواهد شد !
تمامی موجودات در دنیای جادویی دسته بندی شدن و هیچ موجودی در این کره خاکی وجود نداره که شامل دسته بندی نباشد ! یک شخص هم جزو این دسته بندی هستش !
هری آرام گفت : جالبه !
_ خب برای این جلسه فکر میکنم کافی باشه لطفا تکالیف زیر را تکمیل کنین و برای جلسه بعد با خودتون بیارید !
1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
صدای خنده ی بچه های کلاس از داخل راهرو شنیده میشد ! گویا خبر نداشتند که چه اتفاقی افتاده است ! استرجس همراه با دسته های کاغذ وارد کلاس شد و همزمان به دانش آموزان نگاهی انداخت !
خنده بر لبان لینی وارنر خشک شده بود ! کسی منتظر او نبود بلکه منتظر باروفیو بودند!
چشمان هکتور نیز گشاد شده بود !
استر کاغذ هارو بر روی میز گذاشت و گفت:
20 امتیاز از همه کسر میشه تا دیگه انقدر شلوغ نکنین ! صداتون تا راهروی پایینی هم میاد !
20 امتیاز از ریونکلاو بیشتر کسر میشه تا لینی دیگه تعجب نکنه !
لینی :
استرجس اهمیتی به چهره ی لینی نداد و گفت :
25 امتیاز هم از هکتور و اسلاترین کسر میشه تا دیگه چشاشو گشاد نکنه

هکتور :
باز هم استرجس اهمیتی نداد و ادامه داد :
خب استاد قبلی این درس یعنی باروفیو عزیز انصراف دادن و از این لحظه من تدریس این درس رو به عهده میگیریم و در خدمتتون هستم !
بوم .... شپلخ...
هاگرید با سر و صدای زیاد وارد کلاس شد و گفت:
استاد باروفیو ببخ.....د بیا

استر سرش را بلند کرد و نفس بلندی کشید و گفت:
هاگرید جان پسرم چند تا کم کنم هم خدا راضی باشه هم بنده ی خدا ؟
هاگرید دهانش را باز کرد که حرف بزنه ولی....
ااا..اه اه...
آرسی یک مگس با تیر کمون پرت کرد تو دهنش

_ به خاطر حرکت محشر آرسی فقط 30 تا کم میکنم از گریفیندور
آرسی :
(این که باز کم کرد !)استر به هاگرید اشاره کرد که بنشیند و ادامه داد :
خب برای این جلسه یک سوال از شما دارم کی میدونه جانور چیست ؟
همه به همدیگه نگاه میکردن و کسی پاسخی نداد به همین دلیل استر باز هم ادامه داد ...
_دسته بندی جانوران به پنج دسته تقسیم میشه که بر طبق سازمان نظارت بر موجودات جادویی از یک ستاره تا پنج ستاره رو شامل میشه ! که البته رو به رو شدن با موجودات پنج ستاره یعنی خود مرگ ! البته موجودات چهار ستاره هم اگر تخصص نداشته باشید منجر به مرگتون یا آسیب دیدگی بسیار شدید خواهد شد !
تمامی موجودات در دنیای جادویی دسته بندی شدن و هیچ موجودی در این کره خاکی وجود نداره که شامل دسته بندی نباشد ! یک شخص هم جزو این دسته بندی هستش !
هری آرام گفت : جالبه !
_ خب برای این جلسه فکر میکنم کافی باشه لطفا تکالیف زیر را تکمیل کنین و برای جلسه بعد با خودتون بیارید !
1-یک رول کوتاه در مورد رام کردن موجودات 4 ستاره بنویسید ! (فضا سازی در این رول نویسی بسیار اهمیت دارد ) (20 امتیاز)
2-جانور چیست ؟ (5 امتیاز) (پاسخ های دارای منطق نیز امتیاز داده میشود و حتما نیاز به پاسخ دقیق نیست)
3-یتی یک جانور چهار ستاره است نام های دیگر آن را ذکر کنید ! (پاسخ باید صحیح باشد) (5 امتیاز)
4-در تدریس ذکر شد که یک شخص (انسان) جزو دسته بندی جانوران ذکر شده است نام شخص یا لقب های وی چیست ؟ (پاسخ صحیح باشد)(5 امتیاز)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/04/12
تولد نقش: 1396/01/03
آخرین ورود: شنبه 21 مرداد 1396 17:15
از: محصولات لبنی میش استفاده کنید!
پستها:
191

نمرات
یک توضیحی اوّل بدم شما ره ... نمره دهی توی کلاس و نمره دهی توی مسابقه در روستای ما متفاوت هسته. ممکنه اگر خود من داور یک دوئلی باشم و دو تا از پستهای این کلاس در اون شرکت کنن کسی که نمرهی کمتر ره گرفته برنده بشه. پس نمرات ره مقایسه نکنید. در نمرات فقط چیزهایی که مطلقاً درست یا غلط هسته ره لحاظ کردم و جذّابیت داستان ره که سلیقه ای هسته به عنوان آپشن اضافه در نظر گرفتم یعنی اگر پستی خیلی قوی باشه یک نمرهی مثبت اضافهای ره گرفته.
اسلیترین: 27
کنت الاف: 28
املا/دستور/نگارش: یک مورد غلط املایی/تایپی ره داشتی و یک مورد تغییر لحن پست بین کتابی و محاورهای. (-2)
محتوا: یک مورد پیچوندن درخواست اصلی ره داشتی که قرار بود قدرت جادویی ره ره برای جانور کشف کنی ولی ویژگیهای عادّی که این داره ره نوشتی. عنصر تخیّلی که میخواستم ره نداشتی. (-5)
یک موردم همینطور نصیحتی میگم و توی نمرهی تو اینه ره تأثیر ندادم: وقتی تلمیح ره استفاده میکنی، یا باید از همه فهم بودن سورس اطمینان داشته باشی، یعنی انقدر معروف باشه که احتمال این که کسی نفهمه منظور تو چی هسته خیلی کم باشه، یا باید طوری این کار ره بکنی که اگر طرف سورس تو ره دیده/شنیده/خونده باشه، تلمیح تو ره بفهمه و حال کنه و اگر ندیده/نشنیده/نخونده باشه، اصلاً توجّهش جلب نشه که تو چیز دیگهای ره اشاره کردی. مثلاً یک انیمه یا یک آهنگ متال سورسهای مناسبی برای تلمیح آشکار نیستن چون افراد خاصّی انیمه ره میبینن یا متاله ره گوش میدن، امّا مثلا استفاده از لهجه «بررهای» ره میشه انجام داد چون کمتر فرد ایرانیای هسته که حدّاقل پنج دقیقه از اینه ره ندیده باشه. ایناره کلّاً در مورد اون کارتونی که در رولت استفاده کردی گفتم که از قضا تصادفاً یکی تیتراژش ره چند روز پیش به من نشون داده بود ... در غیر اینصورت منظور توره نمیفهمیدم.
نجینی: 30
املا/دستور/نگارش: یک مورد علامتگذاری اشتباهه ره داشتی که اینه ره لحاظ نمیکنم تا به پاپا نگی ... باشه؟
(باز چی شده.)پاراگراف بندی و ظاهر پست: اوّل پست تو تجمّع شکلکش زیاد هسته و تمام جملات از دم شکلکه ره دارن که این چشمه ره
(-2)محتوا: یک مورد پیچوندن درخواست اصلی ره داشتی که قرار بود قدرت جادویی ره ره برای جانور کشف کنی ولی ویژگیهای عادّی که این داره ره نوشتی. عنصر تخیّلی که میخواستم ره نداشتی. (-5) به نظر من ایدههای طنز تو کلّاً خیلی جالب هسته، اینه ره هم میشه توی رولت دید هم توی سوال دو. با مقداری تمرین میتونی پرورش این ایدهها ره هم تقویت کنی و نویسندهای در سطح اسطورههای روستای ما بشی. (+2)
پانسی پارکینسون: 22
املا/دستور/نگارش: متأسّقانه شما کلّ نمرهی این بخش رو از دست دادین (-5) چون به سبک چت کردن تایپ کردین. این پیشرفت تکنولوژی هرچقدر خوبی داشته، نابود کردن شیوهی نگارش درست رو هم در برداشته و خیلیها املای صحیح رو کلّاً فراموش کردن. چند مورد از ایرادات املایی: «به»، «که»، «بخوان»، «دیگه»، «یه»، «چند تا»، «فکر» و ...
ضمناً بهتره به جز دیالوگها، از ادبیات کاملاً محاورهای استفاده نکنیم.
پاراگراف بندی و ظاهر پست: بین پارگرافها دو بار اینتر ره بزن تا اینها از هم جدا بشن. یا بین دیالوگ و پاراگراف بعدیش. (-2)
محتوا: یک مورد پیچوندن درخواست اصلی ره داشتی که قرار بود قدرت جادویی ره ره برای جانور کشف کنی ولی ویژگیهای عادّی که این داره ره نوشتی. عنصر تخیّلی که میخواستم ره نداشتی. جغدها توی دنیای جادویی این ویژگی ره داشتن! (-5)
یک مورد استفاده از لغات خارج عرف داشتی که اینه ره در نظر نمیگیرم ولی ما اینجا اینقدر صریح عرف ره زیر پا نمیگذاریم و حتّیالامکان قابل چاپ (!) مینویسیم.
یک مورد دیگر هم بی دقّتی به خواستهی سوال داشتی که در سوال دوّم به قسمت «اجتماعی سیاسی» توجّه ره نکردی. (-1)
در پایان اینه ره بگم که نگاه نکن که نمرهی تو خوب به نظر نمیرسه، کلّ مواردی که گفتم با یک ویرایش کوتاه برطرف میشه و رعایتشون کار سختی نیسته که نیاز به مهارت یا تمرین داشته باشه. فقط دقّته ره میخواد.
گریفیندور: 34
آرسینوس جیگر: 35
املا/دستور/نگارش: یک مورد جمله بندی شیری ره داشتی (زبان مارمولک به سرعت جمع شد و مارمولک را هم بالا کشید. مارمولک هم مستقیما رفت) یک مورد غلط املایی (جلّ الخالق) (-2)
محتوا: کلّا طنز توره دوست داشتم، لبخنده ره ره روی لبهای خوانندههای خوب توی خونه آورد! (+3)
آلیشیا اسپینت: 29
املا/دستور/نگارش: چند مورد فاصله گذاری غلط ره داشتی، مثلا حرف ربط «و» ره به کلمه بعدی چسبوندی. همچنین در علامتها هم فاصله صحیح ره رعایت نکردی. علامت هایی مثل نقطه، ویرگول، تعجّب و ... به کلمهی قبلی میچسبن و با کلمهی بعدی فاصله دارن. علامتهای چندتایی مثل ؟؟ درست نیستن. یک علامت سوال کافیه. (-3) یک سری موارد نادرست هم هستن که در موردش سختگیری نمیشه مثلا نیمفاصله که چون بعضی کیبردها ندارنش خیلیها در جای لازم ازش استفاده نمیکنن یا تشدید که معمولا مثل اعرابگذاری ازش صرف نظر میشه ... اون ها به کنار امّا دیگه استفاده از «ا» به جای «آ» درست نیست با این که مثل مواردی که گفتم یک مقدار مرسوم شده.
یک مورد هم تغییر لحنه ره داشتی. (-2) برای قسمتهایی که دیالوگ نیستن یک لحن ثابت انتخاب کن و در طول پست تغییرش نده. بعضی جاهای پستت به لحن کتابی نزدیک میشد و بعضی جاها فاصله میگرفت. پیشنهاد من اینه که کتابی نوشته بشه امّا این مورد سلیقهایه. مهم اینه که تغییر نکنه و البته کاملاً شکسته و محاورهای هم نباشه ... مثل چت کردن!
محتوا: یک مورد بی دقّتی به خواستهی سوال داشتی که در سوال دوّم به قسمت «اجتماعی سیاسی» توجّه ره نکردی. (-1)
لوییس ویزلی: 35
فقط یک مورد علامتگذاری اشتباه بود که اینه ره صرف نظر کردم. (چی؟...)
هری پاتر:33
محتوا: یک مورد پیچوندن درخواست اصلی ره داشتی که قرار بود قدرت جادویی ره ره برای جانور کشف کنی ولی هیچ نیروی خاصّی ره نداشت! فقط تشابه اسمی ره داشت. عنصر تخیّلی که میخواستم ره نداشتی. (-5)
طنز تو هم لبخنده ره روی لبای خوانندههای توی خونه آورد. (+3)
آلبوس دامبلدور: 35
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
I'm sick of psychotic society somebody save me

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
