سرژ در كنار پرفسور كوييرل در آزمايشگاه مخوفي ايستاده ، از شيشه هاي آزمايشگاهي دود هاي سياه و قرمزي بيرون مياد و در محفظه شيشه اي پشت آنها يك مارمولك هست كه سرش بزرگ و كوچيك ميشه!
سرژ:سلام بر شما همه طرفداران باناموسي ، در اين برنامه به معرفي يكي از امپول هاي كه در آينده منجي جامعه ميشود ميپردازيم...
كوييرل با ريش پرفسوريش يك پاتيل كوچك رو هم ميزنه...
سرژ:همانطور كه ميدانيد تنها معضل رول پلينگ ، بينامسوي نويسي هست و اگر بيناموسي نويسي حذف شود خود جي كي رولينگ هم ميايد در سايت بخاطر رول پلينگ خوب عضو ميشود ، تنها دليل افت رول بيناموسي نويسي هست ، واي كه چقدر افرادي مثل سرژ و ققي و حميد و بقيه بيناموس نويس ها باعث شدند سايت خراب بشه و اصلا فهميدم!! دليل افت رول پلينگ وجود همين ها هست ، و همينها بودند كه به اين اعضاي تازه وارد بيناموسي نويسي ياد دادن ، الان نيروگاه هاي انرژي پسته اي ما غير فعال شده ،وضع بازار خرابه و جوانان كار ندارند ، تهيه مسكن غير ممكنه و از اين جور بدبختي ها تمام دليلش همين بيناموس نويس ها هستند و پرفغسور كوييرل براي بهتر شدن جامعه و گند زداي بيناموس ها دست به اختراعي شديد زدند..پروفسور خودتون ادامه بديد!!
كوييرل با تريپ پروفسوري: بنده به اين نتيجه رسيدم كه بايد كلا بيناموسي را از ريشه خشك كرد و براي همين «آمپول ب.ك» را با مشقت و تلاش فراوان از شيره دماغ سوسكي كه در دهان گرگينه له شده و مخلوطي از ريش هاي بيناموس ها ساختم! اين آمپول پنج ثانيه بعد از تزريق در شخص تمام حواس بيناموسي شخص را از بين برده و باعث ميشود ديگر شخص اصلا فكر بيناموسي نكند چه برسد به بيناموسي نويسي و البته روي انواع موجودات از كوچك تا بزرگ امتحان كردم و الان جلوي شما هم امتحان ميكنم
دست ميكنه تو امامش و از لاش دو تا مورچه نر و ماده بيرون مياره
كوييرل: بله اين دو مورچه اي كه ميبينيد همسايه ها از دست سر صداي اين دو مورچه آسايش نداشتند و حالا ببينيند چه كارشان ميكنم
و آمپول رو به هر دو مورچه تزريق ميكنه
دو مورچه به هم نگاه ميكنند:
و بعد هر كدام از هم فاصله ميگيرند و ميروند به خانه خودشانتصوير عوض ميشه جنگلي رو نشون ميده كه دو تا اژدهاي غول پيكر مجارستاني در قفسي در حال نزديك شدن به هم هستند ، كوييرل و سرژ هم پايين قفس تير كمون به دست ايستادن و آماده شليك آمپول هاي ب.ك هستند! داخل قفس يك ميز تحرير و اجاق گاز بزرگ هست!!
اژدهاي نر:

اژدهاي ماده:

كوييرل: يك..دو سه...آتش
تو تا آمپول به سمت اژدهاي نر و ماده شليك ميشه و در بدن آنها فرو ميره...پنج ثانيه بعد
دو اژدها نسبت به هم:

اژدهاي نر به سمت ميز تحرير ميره و چند تا پوشه در مياره و به كارهاي اداري ميرسه
اژدهاي ماده هم به سمت اجاق گاز ميره و غذا ميپزه
اژدهاي نر: خيووو وهووو عذا تهوووو....
اژدهاي ماده: ويوو؟ نيمووو خساهههت پزووو شيخموو تيهو...
(ترجمه:
-زن ، من عذا ميخوام
-چي؟ نيم ساعت صبر كن شكم گنده)
كوييرل:

سرژ:بله همانطور كه ديديد بعد از تزريق آمپول اين دو اژدها هم عاقل ميشوند و به كارهاي روزمره خود ميپردازند و زندگي خوب و خوشي دارند...منتظر مجوز رسمي از اداره بهداشت هستيم تا اين آمپول هارا به همه تزريق كنيم تا جامعه يك دست باناموس شود...تا برنامه بعد ، ريشم نگه دارتان
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

مرگخوار عزیزتون سرژ!!!؟
بله سرز..کسی که توانست بزرگترین جاسوسیها رو به من بکنه و خدمت بزرگی رو برای من انجام بده
....من به سرژ افتخار میکنم!!!
...فقط یک چیز میگم و میرم:آوداکداورا!!
...تصویر بردار از پشت دوربین رو به ولدی: