جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

41 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
39 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] قلم‌پر تندنویس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 13 مهر 1393 03:34
نمایش جزئیات
آفلاین
ممنون از همه که نظرات و حرفای نگفته شون رو زدن، خواهشا ادامه این صحبتا رو ..اگه حرفی هست.. ببرین تو همون وزنگاموت.
متاسفم یوان عزیز ه مصاحبه ات فراموش شد، از دوستان میخوام طی دو روز آینده اگه صحبتی در مورد مصاحبه ..نه ویزن و محفل و ریدل... دارن بنویسن چون دوشنبه مهمون بعدی معرفی میشه.

ای پستو با موبایل وسط سفر فرستادم، هر غلط تایپی داره، چشمپوشی کنین! :دی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 23:53
نمایش جزئیات
آفلاین
سام!

من اجازه می‌خوام خارج از ایفای نقشم، یه صحبتی داشته باشم اینجا و قطعاً اولین و آخرین پستم خواهد بود و اگر در جواب دوستانی که پستی دنباله‌ی این پست میزنن، جواب ندادم، حمل بر بی احترامی یا بی اعتنایی نشه.

چند تا مسئله هست که واقعاً دلم میخواد اینجا بیان کنم. نذارید به حساب منت گذاشتن. نذارید به حساب خود گولاخ پنداری یا هرچی. فقط بذارید به حساب حرفایی که.. نمیدونم.. درد و دل؟ حرف؟.. نمیدونم!

مسئله‌ی اول اینه که.. جادوکار کیه؟

جادوکار بودن، برای من، و تدی [ چون در جریان هستم] هیچوقت محدود به نقد کردن نبود. محدود به سوژه دادن توی آینه و کارگاه نبود. محدود به پیام شخصیامون حتی نبود!

جادوکار بودن ما، یه چیز کاملاً تموم مدت بود. نه! من یا تدی، گروه مرگخوارا رو جمع نکردیم یا هرچی. اصلاً به ما چه؟! گروه مرگخوارا خیلی قبل از ما منسجم و سازمان یافته بود. حالا این که دامبلدور اشاره میکنه از اعضای سابق محفل ققنوس ساخته شده، بحث جداییه که من اصلاً توش دخالت نمیکنم. فارغ از حق یا ناحق بودن صحبت دامبلدورمون.

اما این که بگیم صحبت من با مرگخوارا، محدود میشد به یه نقد، دو تا نقد، یا هرچی، من مخالفم! انصاف نیست! واقعاً نیست!

عزیزان من. چند بار تا حالا باهاتون توی مسنجر صحبت کردم؟ چند بار تا حالا در مورد شخصیت پردازیا با هم صحبت کردیم؟ چند بار تا حالا نقدتون رو توی مسنجر بهتون گفتم؟ نقاط ضعف و قوتتون رو توی مسنجر بهتون گفتم؟ کِی.. کِی تا به حال! جادوکار بودن من و تدی، محدود شد به نقدامون توی ویزنگاموت؟ انصافاً! مردونه!

ما جادوکارای تمام وقت بودیم. نه! منّت نمیذارم! من عاشق ویزن بودم همیشه. عاشق شخصیت پردازی. نقد کردن. یا هرچی! ولی این واقعیت زیر سؤال نمیره که هیچوقت فعالیتم محدود به یه انجمن نبوده!

دوم..

این بحث.. عمیقاً.. عمیقاً.. منو ناراحت میکنه.


"منطقه‌ی بی طرف ویزنگاموت!"

توی کودتا و جریان زمستون و تابستون بود که من با شناسه‌ی مروپی گانت، به شوخی، مدام اینو توی پستام تکرار میکردم. مدام!

ویزنگاموت، فارغ از بحث محفلی و مرگخواره. این بحث.. زشته! واقعاً ناراحت کننده س. به لودو هم گفتم، اینجا هم میگم! بیارید. ناظر مرگخوار بیارید. اصلا ما هیچ نقشی توی هیچ چیزی نداشتیم. ولی اینطوری ویزنگاموت رو خراب نکنین. کاری نکنین که تازه واردا بترسن که برن درخواست نقد بدن. مرگخوارا کمک نخوان چون شاید لرد ناراحت بشه. ویزنگاموت متعلق به اعضاست!

و این چیزیه که هرگز نباید فراموش بشه!

ممنونم.

ضمن تقدیم احترامات فائقه به تک تک افرادی که اسمشون اومده یا به نوعی مرتبطن با این پست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
بعد از مصاحبه قبلی هم جیمز سیریوس پاتر عزیز همین اظهارات یوآن رو با لحنی ملایم تر و بیانی آگاهانه تر مطرح کرده بودن.


آ آ! حرف تو دهن من نذار دادا.

اون پست رو پاک کردم که دقیقا این سوتفاهمی که الان برای تو پیش اومده پیش نیاد. تمام هدف من از اون پست این سوال از پاپاتونده بود که "به نظرت سفید بودن جادوکارها روی نقد هاشون تاثیری داره و مرگخوارها رو از ایفای نقش سیاهشون دور میکنه یا نه؟"

که اگر جواب پاپاتونده مثبت بود در جواب این سوال، باید بهش رسیدگی می کردیم حتما چون هیچکدوم از جادوکارها همچین چیزی رو نمیخواستن.
هر بار پست یه مرگخوار رو نقد کردم کیف کردم با نکات سیاهش. تشویقش کردم که پای ایفای نقشش مونده.

به هر حال من و پاپاتونده صحبت هامون رو کردیم توی خصوصی و اون گفت به نظرش نقد ها مسیری ندادن به تغییرایفای نقش سیاه مرگخوارها. مدارکش تو خصوصیام موجوده، خواسی برو ببین.

به هیچ عنوان تو اون پست هیچ جمله ای که کوچکترین شباهتی به دیدگاه یوآن داشته باشه وجود نداشت.
به هر حال پیشنهادم اینه که یوآن رو سرزنش نکنه کسی. احتمال میدم منظورش چیزی نیست که ما برداشت کردیم.

والسلام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 18:55
نمایش جزئیات
آفلاین
تام:

این که چیزی رو نفهمی کلا حرف عجیبیه با توجه به هوش و ذکاوتی که ازت انتظار می ره!

نقل قول:
نتیجتا این که گذشته یه کلیتی داره که در قدح اندیشه من هم موجوده و مصادره به مطلوب نشود لطفا!


من توی حرفام طی این جمله فکر کنم کامل براتون روشن کردم که راجع به چه زمانی دارم حرف می زنم. یوآن به تدی راجع حال حاضر نظری ابراز کرده بود و شما طی حرکتی قهرمانانه خواستی ربطش بدی به گذشته و تلویحا بگی شاید الان نقدای من رو بورس نیست ولی قبلا بوداا!!

منم خدمت شما رفیق قدیم عرض کردم که گذشته رو به نفع خودتون مصادره نکنید یه طرزی که کسی ندونه فکر کنه شما اینجا رو خلق کردی و بعد دیگران پا به عرصه ی زندگی گذاشتن.

تمام حرف من به شما این بود که گذشته برای شما نبود، نیست و نخواهد بود و مطلقا هیچ ربطی به حال حاضر نداشت کما این که فعالیت نقد شما و نقد من و نقد بر فرض سرپرست هافل تو تالار خصوصیش و ویزنگاموت کامل مشخصه و طبق اون امتیاز حال هم متعلق به ویزنگاموت بود و نه شما!

برای این گفتم مطلعم چون یک حافظه کامل و دقیق و جامعی در اختیار دارم که حرفهای نادرست قهرمانانه تغییرش نمیده. اون دو دسته نمادین رو هم برای همین خدمتتون نام بردم. شباهت گروه اول اینه که شما در از آب و گل در اومدن این اشخاص نقشی نداشتی و کسان دیگری بودند که زحمت کشیدن. شباهت گروه دوم هم دقیقا بر عکس گروه اول این بود که شما در پرورششون نقش ایفا کردید و مطلقا تصور نکن که منظورم اینه که خوانندگان خودشون دو گروه رو مقایسه کنن و نمره بدن!!

و این برای من روشن نشد که از کدامین آب و لا به لای کدامین گل می خواستم چه ماهی ای رو بگیرم و انگیزه م چیه و چرا همچین حرفی زدی چون تصور خودم این بود که جلوی ماهی گرفتن شما رو گرفتم.

بند آخر نوشته تون هم با کمال معذرت کاملا بی ربط بود. من و شما و سه جادوکار خبر داریم از وقایع یک سال با هم بودنمون و بچه ها خودشون حتی بهتر از شما خبر دارن که کلمه به کلمه ی حرفهای من به کدام رفتارها و کدام ماجراها ربط داره و این بی ارزش کردن کار جادوکارها از بی ربط ترین جمله های ممکن بود!

لودو:

اتفاقا باعث خوشحالی شد پست شما چون دنبال همین بودم.

نقل قول:
یه شفاسازی انجام بدم در مورد خودم ... من اولین نقد تاریخ زندگانیم رو پرسی ویزلی توی گریف نوشت اونم بدون این که درخواست بدم تکالیف هاگوارتزمو نقد کرده بود منم که بچه مچه ... اصن نخوندم نقدشو! و اولین نقدی هم که خودم درخواست دادم از رفیق عزیزت آسپ بود! توجه داری؟ و بعد از این دو مورد به ارباب روی آوردم ... اگه هم به فرض یک محفلی بنده رو تربیت کرده باشه اون آسپه!


حرف من در مورد گروه اول همین بود. امتیازی از هنر نویسندگی تو و امثالت به شخصی که این جمله "مرگخوارا رو من پرورش دادم" رو استفاده کرد نمی رسه.

برای صدمین بار خدمتتون عرض کنم که من جلوی این مصادره به مطلوب کردن ماسبق رو خواستم با حرفم بگیرم که خوشبختانه حرفت تاییدش کرد و مهم نیست بعدش چی بگی و من پای این حرف وایستادم و تام فکر نکنه امسال پارساله و من سکوت می کنم.

در مورد تفکرات پارانوییدی راجع به ویولت و جیمز حرفهایی که گفتی فقط بهت می گم که این ساخته ی ذهن شماست و داری بیش از حد بدبین میشی و سر این موضوع صد بار بحث کردیم.

و رفیق فراموشکار عزیز.. مرز بین مرگخوارانه و رفیقانه و مدیرانه حرف زدنت باید مشخص باشه. وقتی به عنوان یه مرگخوار حرف می زنی نمی تونی حرفای مدیریتی بزنی چون بی طرفی خودت رو زیر سوال می بری. و وقتی رفیقانه صحبت می کنی هم مدیرانه صحبت نکن چون بی طرفیت بازم دست خوش تردید میشه و من به شخصه شنوای حرفای این چنین نیستم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 18:06
نمایش جزئیات
آفلاین
با توجه به پست جادوکار اسبق عزیز ترجیح داده بودم سکوت کنم در مورد ویزن حرفی نزنم ولی آدم ریش دراز سفید مفیدو میبینه که یه جا معرکه گرفته تحریک میشه بره پشت سرش، صحبت کنه!

اول از دوست عزیزم دامبلدور تقاضا دارم یه توضیحی در مورد این مرگخوارایی که لیست کرده بگه چون ما هیچ ارتباطی نفهمیدیم و کلا گیج کننده بود! و ضمنا یه شفاسازی انجام بدم در مورد خودم ... من اولین نقد تاریخ زندگانیم رو پرسی ویزلی توی گریف نوشت اونم بدون این که درخواست بدم تکالیف هاگوارتزمو نقد کرده بود منم که بچه مچه ... اصن نخوندم نقدشو! و اولین نقدی هم که خودم درخواست دادم از رفیق عزیزت آسپ بود! توجه داری؟ و بعد از این دو مورد به ارباب روی آوردم ... اگه هم به فرض یک محفلی بنده رو تربیت کرده باشه اون آسپه! و اما یک بار هم از ویولت نقد خواستم که اولا مال دوران اخیر بود و فکر نمیکنم سطح نویسندگی من، بالا یا پایین، در این مدت شکل گرفته باشه و با اون یه نقد یهو طرقی کرده باشم! صرفا چون همیشه دوست دارم بهتر و جذاب تر از قبل بنویسم از افراد مختلفی نظرشونو میپرسم که ببینم با چیش حال کردن چیش نه! معمولا هم این منبع نظرخواهی خود اربابه.

میگذرم از این بحث شخصی و میرسم به ویزن.

زمانی که یه عضو عادی بودم برخلاف مرلین نقد خاصی به ویزن نداشتم و نظرم مساعد بود ... اما وقتی مدیر شدم اوضاع تفاوت میکرد، باید حواسم میبود که همه چی سر جاش باشه و بی عدالتی و حق و ناحقی صورت نگیره. فعالیت جادوکار ها از دید من عیب و نقصی نداشت و کاملا ایده آل بود نتیجتا برای این که این شائبه پیش نیاد که من هم متعصبانه و بی دلیل دارم از جادوکارا ایراد میگیرم و دلخوری پیش بیاد مشکلی که میدیدم رو به طور خصوصی با ویولت بودلر مطرح کردم. حرف این بود که دو تا جادوکار دیگه اضافه بشه و تیم بشه 4 نفره. مرگخوارا هم آمادن که به شما کمک برسونن تا نتیجتا هم خستگی مفرط شما کم بشه هم تعادل برقرار بشه. برداشت ویولت احتمالا همون بود که به نظر من سفید بودن جادوکارا رو عملکردشون تاثیری داره که ابدا این طور نیست. و به خاطر همین برداشت ساز رفتن کوک کرد که من دیدم حل کردن مشکل به از دست دادن این دو منتقد زحمتکش و دلسوز نمی ارزه و بیخیال شدم ... اما مشکلی که میگم چی بود؟ فکر کنم ویولت بتونه بیاد مهر تایید بزنه که من اون موقع، ینی قبل از این که شناسه ویولت مشکل دار بشه و بعدا هم حذف بشه، صحبت های یوآن و دامبلدور رو عنوان کرده بودم. با شناختی که از دوست "کم مروتـ"ـم ینی آلبوس داشتم میدونستم با این که حقیقت رو قبول داره، دوست داره کم فروغ بودن فعالیت کل گروه محفل (نه بعضی از اعضاش) رو با چنین ادعاهایی که "محفل داره مرگخوارارو پرورش میده" و این صحبت ها بپوشونه و برای اعضای نسبتا تازه واردی مثل یوآن عزیز هم این توهم پیش بیاد که گروه مرگخوارا با این همه سال سابقه فعالیت کم نوسان، دست پرورده ی محفله و زحمات این همه سال لرد که نه تنها برای اعضای گروه بلکه برای همه اعضای ایفای نقش وقت گذاشتن با بی انصافی نادیده گرفته بشه. همونطور که الان این اتفاق افتاده ... البته الان فقط مطرح شده ولی چنین تصوری در اذهان شکل گرفته بود همونطور که بعد از مصاحبه قبلی هم جیمز سیریوس پاتر عزیز همین اظهارات یوآن رو با لحنی ملایم تر و بیانی آگاهانه تر مطرح کرده بودن.

همونطور که برای من مهمه محفل ققنوس فعال تر از اینی که هست باشه و برای این مطلب ساعت ها فکر کردم و با اعضاش صحبت کردم، مهمه که اجحافی در حق گروه ها نشه و جایگاهشون همونطور که هست دیده بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1393/7/12 18:43:19
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
یا خودمان!

من صرفا به عنوان یکی از مطلعین قضیه باید بگم الفیاس دوجی که من باشم، در طی اون هزار و خورده ای پستم و همچنین بقیه ی شناسه هایی که داشتم، اگه به طور کل، 100 تا درخواست نقد داشته باشم، کمتر از تعداد انگشتان دست سهم ویزنگاموته و بقیه شون برای اربابه و شاید دو سه تایی هم توی انجمن های دیگه ای باشه!

غرض از پست زدن این چیزا نبود، میخواستیم بعد از ارباب پست زده و بگوییم که سر و جانمان فدای سارومان ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 15:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
اون موقعی هم که می خواین از نقدهای مداوم صحبت کنین به آیلین پرنس و وینسنت کراب و سیبل تریلانی نگاه کنید فی المثل. اینا رو هم گفتم که تام دقت داشته باشن از "مطلع" بودن نگن. یوآن مطلع نیست ولی یه نفر هست که مطلعه!

من اصلا متوجه حرف ها و اشاره های دامبلدور نشدم. نفهمیدم از چی مطلعه که بقیه نیستن.هیچ شباهتی هم بین آیلین و وینسنت و سیبل پیدا نکردم!
شرایط و تاریخ عضویت و فعالیت هر کدوم فرق می کنه. برای آیلین کلی نقد کردم. برای وینسنت چند تا و برای سیبل اصلا نقد نکردم. آیلین شاید یکی دو بار به ویزن رفته باشه برای نقد. ویسنت فکر نمی کنم رفته باشه و سیبل هم نرفته.
حالا چه نتیجه ای باید از این سه تا بگیرم؟!
اینکه آیلین زیاد درخواست نقد می کرد و وینسنت کمی کمتر و سیبل اصلا اهل درخواست نقد دادن نبود؟
با اینکه مرگخوارای جدید بهتر از قدیمیا هستن؟ که این نتیجه گیری اصلا درست نیست چون شرایط اینا با هم فرق می کنه.


نقل قول:
می تونین به جمعیت نگاه کنین و لینی رو ببینید و لودو و الادورا و الفیاس دوج و فلور دلاکور و اون موقع میگم بی انصافی چیه دقیقا.

الان اینا رو ویزن پرورش داده؟! محفل پرورش داده؟! لطفا بگین بی انصافی دقیقا چیه...چون من یکی که نفهمیدم!


چیزی که من گفتم هم همین بود که ویزن تازه واردای خوبی پرورش داد. نمی دونم چند تا از مرگخوارای فعلی زیر دست جادوکارا پرورش پیدا کردن ولی اینو نمی شه به محفلی بودنشون ربطی داد و پرورش یافته ها رو هم طبقه بندی کرد و گفت اینا مرگخوار هم پرورش دادن. مرگخوارا رو من پرورش دادم. جادوکارا اینو قبول دارن. مرگخوارا هم قبول دارن. حالا این که شما به چه عنوان و با چه دلایلی قبول نداری و هدفت چیه و می خوای چیو ثابت کنی؛ اینو نمی دونم و چیزی جز ماهی گرفتن از آب گل آلود به ذهنم نمی رسه.

ارزش کار جادوکارا رو با این حرفا و اشاره ها پایین نیارین. جادوکارا خیلی کارا کردن. ولی شما دارین روی کمرنگ ترین و کم اهمیت ترین جنبه تاکید می کنین. روی کمک به مرگخوارا! در حالی که مرگخوارا به کمک احتیاج نداشتن.من از جادوکارا عذرخواهی می کنم که دارن اینجوری به حاشیه کشیده می شن. می دونم حقشون نیست. ولی حتما درک می کنن که مجبورم از حق خودم و مرگخوارا دفاع کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
بعضیا میگفتن و هنوزم میگن محفلی بودن جادوکارای ویزنگاموت خیلی ناجور و ناعادلانه س و خیلیا هم الان معتقدن که محفل علاف و بیکاره و هیچ فعالیتی از اعضای گروهش سر نمیزنه و این مرگخوارا هستن که حاکم ایفای نقشن و ایفا بدست همین گروهه که داره میچرخه و... درسته! قبول دارم این حرف رو اما یه چیزی رو نباید پنهون کرد.. نباید انکار کرد.. نباید منکر این شد اکثر تازه واردهای مرگخوار که خیلیاشون هم فعالن، به دست همین جادوکارای محفلی پرورش یافتن و رشد کردن و پخته شدن تا به وضع کنونی شون رسیدن.. هیشکی نمیتونه منکر این باشه که بیشتر از نصف فعالیت مرگخوارها مربوط به محفله! آره، الان محفل مرده و دیگه جون نداره.. چون تموم انرژیش رو صرف پرورش افرادی کرد که اکثرشون مرگخوار بودن و هستن.. جسم و گوشت و خون محفل تو ایفا به چشم نمیاد اما روحش و آموزه ی جادوکاراش به وفور یافت میشه.. محفل کار مهمتر رو به کار مهم ترجیح داده.. لقمه ی آماده رو گذاشته توی دهن گروه تاریکی و کاری کرده که خودش تقریبا از بین بره اما روحش که هنوز توی اون لقمه ای که رفت تو دل مرگخوارا هست.. محفل از خودش گذشته.. محفل پاس گل داده، گل رو نزده.. و همه ی ما میدونیم که بدون پاس گل، گل به ثمر نمیرسه..!


چه حرف جنجال بر انگیزی!

یوآن من باهات موافقم باباجان.. نمی دونم طبق چه مصلحت اندیشی باید بگم نه اما می گم آره. درست نیست که بگم ویزنگاموت مرگخوارا رو پرورش داد چون همون طور که تام گفت این گروه قبل از این ها هم با این تام بوده. اما درسته که بگیم "همین جادوکارای ویزنگاموت" بودن که مرگخوارا رو هم پرورش دادن.. می تونین به جمعیت نگاه کنین و لینی رو ببینید و لودو و الادورا و الفیاس دوج و فلور دلاکور و اون موقع میگم بی انصافی چیه دقیقا.

اون موقعی هم که می خواین از نقدهای مداوم صحبت کنین به آیلین پرنس و وینسنت کراب و سیبل تریلانی نگاه کنید فی المثل. اینا رو هم گفتم که تام دقت داشته باشن از "مطلع" بودن نگن. یوآن مطلع نیست ولی یه نفر هست که مطلعه!

نتیجتا این که گذشته یه کلیتی داره که در قدح اندیشه من هم موجوده و مصادره به مطلوب نشود لطفا!

کاری که ویزنگاموت کرد پرورش تازه واردها برای سایت بود. برای این که در مجموع ایفای نقش ما بتونه یه پله بالاتر بره و جادوکارانش این کار رو انجام دادن و البته که اونقدر دل گنده هستن که فکر نکنن مالکیت اعضایی که براشون نقد کردن رو دارن و به این نقطه از باور آزادی انسانها رسیدن جا داره روی ماهشون رو ببوسیم اصلا.

از حرفات تقدیر می کنم یوآن ولی اینجا به اون لفظ از خود گذشتگی می رسیم که باید تغییر می کرد. از خود گذشتگی زمانیه که چیزی رو که برای خودت هست ببخشی ولی آدمها تحت مالکیت هیچ کس نیستن باباجان.

وقتی با دید بازتری نگاه کنی می بینی که کار جیمز و تدی و ویولت خود گل بود نه پاسش حتی و به معنای کامل همین حرف تدی و جمله ی محشر آخرش:
نقل قول:
وقتی می‌دیدیم طی یه بازه ی زمانی کسی که پستای اولش به سختی قابل خوندن بود، تبدیل میشه به یکی از نویسنده‌های خوب سایت.. اون بهترین پاداش بود و بس!


در مورد بخش های دیگه از صحبت هات هم یه پست خصوصی زدم. جیمز هم اشتباه کردن که فکر کردن ظاهر بهتری داره!

مصاحبه ی خیلی خوبی هم بود مثل بقیه مصاحبه های تدی. موفق باشی و سر بلند!

تامم اگه اذیت کرد خودم اینجا هستم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 مهر 1393 18:00
نمایش جزئیات
آفلاین
ممنون یوآن از وقتی که گذاشتی، به زودی با تحلیل کامل مصاحبه برمیگردم ولی فعلا خارج از مصاحبه لازم می‌بینم این توضیحو بدم:

ممنون از یوآن و لرد عزیز که به فعالیت من و بقیه جادوکارها طی چند ماه گذشته لطف داشتن ولی یادآوری این مسئله برای بچه‌هایی که شاید کمتر ما رو بشناسن فکر میکنم بد نباشه که فعالیت لرد ولدمورت و نقدهاشون، برای ما از اول کارمون به عنوان جادوکار الگو بوده.. صبر، حوصله و نحوه‌ی برخوردشون با درخواست‌های نقد متعدد که به خونه‌ی ریدل سرازیر میشد، برای هر کسی که میخواد نقد انجام بده مثل کلاس آموزشیه.

با یوآن کاملا مخالفم که محفل از خودش گذشته و وقتشو رو صرف آموزش به تازه‌واردایی کرده که رفتن مرگخوار شدن!
همیشه گفتم و بازم میگم: فعالیت من و همکارام فارغ از گروه و جبهه بود، بچه‌های زیادی با ما از طریق ویزنگاموت در تماس بودن ولی هیچوقت ما نگاه نکردیم که ببینیم عضو کدوم گروهه یا بعدا چه گرایشی پیدا کرده و مهم هم نبود، وقتی می‌دیدیم طی یه بازه ی زمانی کسی که پستای اولش به سختی قابل خوندن بود، تبدیل میشه به یکی از نویسنده‌های خوب سایت.. اون بهترین پاداش بود و بس!

ضمن اینکه محفل با هر تعداد اعضایی، محدود به سه چهار نفری که تو ویزن فعال بودن، هیچوقت نبود که مشغله‌ی ما بخواد رو فعالیت محفل تاثیر بذاره. همونطور که ما هم سعی میکردیم فعالیت تو ویزن، روی فعالیتمون توی ایفای نقش حتی المقدور تاثیر نذاره!

درسته لرد.. این برداشت در مورد فعالیت شما و گروهتون کاملا به دور از انصافه و لطفا در نظر داشته باشین که اصلا نشون‌دهنده‌ی عقاید جادوکارهای سابق نیست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 مهر 1393 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
یکی از مهمترین مشکلات و معاضلش همین کوالا بودن اعضاشه! حتی وقتی هم که جیمز به مقام رهبر الثانی نائل شد، اوضاعش چندان فرقی نکرد! شده عین اون تیمایی که هرچی مربی درجه یک میاره اما بازم مشکل داره و لنگ میزنه! انصافا همه چیش خوب و میزونه، تعداد اعضاش بد نیس، تاپیکاش دلنشینه، سوژه هاش خوبه، اعضاش گلن و خیلیم سمبلن، زوزه هاش صافه، جیغاش کر کننده س ولی نمیدونم چرا فعالیتش اینجوری شده؟ چرا همه خوابیدن؟ چرا روزانه پستی نمیخوره تاپیکاش و اگه هم بخوره فوق فوقش یکی میخوره؟ واقعا چرا چرا چرا؟ [کپی رایت بای دافنه!]
من هیچ پیشنهاد و انتقادی ندارم فقط امیدوارم مسئولین رسیدگی کنن به اوضاعش که میدونم این اعتراض صد در صد بی تاثیر و بی جواب خواهد موند :دی


کوالایم کوالا.

خب اعتراف میکنم من از هر کسی انتظار این برداشت رو داشتم الا تو، یوآن.
در مورد نظارت محفل، پروفسور دامبلدور در جریان هست که من با چه مکافاتی راضی شدم قبولش کنم، چون اول ترم هاگوارتز بود و لیگ کوییدیچ نزدیک بود و من دقیقا از همین می ترسیدم که مسئولیت های هاگ و کوییدیچ، اونقدر وقت و انرژی ازم بگیره که منو جلوی محفلی ها شرمنده کنه.

دقیقا به همین دلیل من نمی خواستم ناظر محفل شم.
اما به هر حال به اصرار آلبوس دامبلدور (که با این نظری که تو به عنوان عضو محفل داری، اون دیگه چی بگه پس! حسابی قطع امید کرده ازم احتمالا. ) این اتفاق بر خلاف میل باطنی من افتاد و ناظر محفل شدم.
تمام تلاشم رو کردم که اگه وقت ندارم توی ایفای نقش فعالیت کنم، حداقل جو داخل آشپزخونه رو گرم نگه دارم که بچه ها با هم بیشتر مچ شن و انگیزه ی فعالیتشون بالا بره.

اگه میگم از تو انتظار نداشتم، دلیلش گریفیندوری بودنته. تو تمام و کمال شاهد انرژی ای که من توی تالار خصوصی گریفیندور میذاشتم برای ترم پا به پای سال اولی ها، بودی. روزی که مهران اصرار کرد برای نظارت محفل، بهش گفته بودم که درگیر گریفیندور میشم و انرژی نمیمونه برام.
گریفیندور تمام وقت من رو دراختیار داشت. استاد هاگوارتز بودم. بازیکن تیم کوییدیچ بودم. نیمه وقت تو ویزنگاموت جون می کندم. زندگی خرج داشت لامصب!

آخه خوش انصاف یه نگاهی به پروفایل من بنداز.. آخرین پستی که واسه دل خودم تو ایفای نقش زدم واس نیمه اول تیر بوده. بقیه ش بدون استثنا "کارگاه هاگوارتز"، "آشپزخونه گریمولد" و کلاس های هاگوارتز و استادیوم های زمین کوییدیچ بوده.

این به اون معنی نیس که کسی نخواد لذت ببره از ایفای نقش. من دلم لک میزنه گاهی واسه یه پست بی دغدغه. وقتشم داشته باشم انرژی ای نمی مونه برام!

در نهایت عرض شه خدمتت که عیزم اعتراضت بی تاثیر و بی جواب نیست.
شما هم حق داری. درسته حرفت. من نمیتونم کم کاری خودم رو توجیه کنم با حرفایی که زدم این بالا الان. دوتا دست داشتم و شصت تا هندونه برداشتم، فرضا که یکی دوتاش به خواست خودم نبوده.. ولی وقتی بیفته زمین، مسئولش منم به هر حال. حق دارید. حرف زیاد زدیم توی گریمولد همه با هم. خیلی تلاش کردم اگه مشکلی هست خصوصی حل شه اونجا. ولی ظاهرا عذرخواهی عمومی من جلوه ی قشنگتری داره.

من متاسفم به خاطر اینکه با نظارتم، اوضاع فرق چندانی نکرد فرزندان روشنایی. امیدوارم بتونم جبران کنم.

مرسی از مصاحبه ت.

پی نوشت: پست ولدک تایید میشه.
پی نوشت پی نوشت: ولدک! امروز با یه پیری آشنا شدم، میگفت تو دهاتشون یه مرد کچل بی دماغ! هست. دماغ نداره! سوراخ دماغ داره ولی دماغ نداره! و به کار شریف کشاورزی مشغوله.. یاد بگیر یکم! ببین کچلای بی دماغ مردم چجوری نون درمیارن؟ حالا تو هی برو قتل عام کن ملتو.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1393/7/10 18:00:05