امتیازات :
گریفیندور :
مونتگومری : 23 امتیاز
جیمز سیریوس پاتر : 30 امتیاز
پیتر پتی گرو : 28 امتیاز
پرسی ویزلی : 30 امتیاز
کورمک مک لاگن : 29 امتیاز
ریموس لوپین : 21 امتیاز
آبرفورث دامبلدور : 22 امتیاز
جمع : 26 امتیاز
هافلپاف :
پیوز : 29 امتیاز
لورا مدلی : 18 امتیاز
آلبوس سوروس پاتر : 30 - 1 = 29 امتیاز! ( کسر یک امتیاز بابت دیر کرد در ارائه تکلیف! هرچند نمی بایست که مورد قبول واقع میشد! )
جمع : 25 امتیاز
راونکلاو
لونا لاوگود : 28 امتیاز
آلفرد بلک : 30 امتیاز
گلگومات : 29 امتیاز
جمع : 29 امتیاز
اسلایترین
بلاتریکس لسترنج : 30 امتیاز
جمع : 10 امتیاز
دانش آموزان عزیز اگر اعتراضی به نمراتشان داشتند می توانند از طریق پیام شخصی پی گیری های لازم را انجام بدهند.
این امتیازات! متاسفانه یک مشکل عجیب و غریب و ناگهانی برای من پیش اومد که نتونستم در امروز تدریسم رو ارائه کنم لذا فردا تدریس رو انجام خواهم داد.
با احترام.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
تاريخ جادوگری
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/10
آخرین ورود: چهارشنبه 31 تیر 1388 13:28
از: شیرموز فروشی اصغر آقا!
پستها:
242

جزئیات کاربر

تکلیف جلسه اول تاریخ جادوگری !
1. جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.
جادوگران اولیه ، انسان هایی کوتاه قامت بودند که ویژگی بارزِ ظاهری آنها پوشیدن لباس های ِ پوستین بود. لباس های پوستین نوعی جامع بود که در قرون باستان نیز توسط ِ رومیان استفاده میشد ، هرچند لباس های رومیان تفاوت های جزئی با پوشش جادوگران اولیه داشت ولی به طور حتم تقلیدی از آنها بود.
در آن زمان و تا پیش از پیدایش چوبدستی ، رداهای جادوگری ِ امروزی هیچ جایی در پوشش جادوگران نداشت و با وارد شدن به سده دوم جادوگری تحولی عظیم در پوشش های جادوگران ایجاد شد.
از نظر شکل ِ ظاهری همانطور که گفته شد آنها کوتاه قامت بودند و به ندرت جادوگران ِ قد بلند در آنها پیدا میشد. طبق تحقیقات به عمل آمده توسط دانشمندان سازمان اسرار قدرت ِ جادویی در افراد کوتاه قامت بیشتر از قد بلند ها خود را نشان میداد و این چیزی فراتر از تفاوت های فیزیکی بود.
جادوگران اولیه زیبایی ظاهری چندانی نداشتند و به علت عدم توانایی در کنترل جادو در بسیاری از آنها ، در سنین پیری بسیار زشت و بد قیافه میشدند. انگشتان ِ کشیده و باریک آنها نیز در اجرای جادو بسیار موثر بود. موهای آنها نیز اغلب بسیار بلند و تیره رنگ بود.
2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن.
جادوی انتقال !
جادوی انتقال که شکل امروزی آن به صورت اکسیو رواج یافته است از کهن ترین جادوهای شناخته شده می باشد که کاربرد ِ عملی و بسیار مهم آن در جاروهای پرنده به وضوح قابل مشاهده است. جاروهای پرنده که امروزه در کوییدیچ بسیار کاربرد دارند ماهیت ِ خالص ِ جادوی انتقال را نشان میدهند که از گذشته تا امروز تداوم بی نظیری داشته اند.
طلسم آتش !
خشن ترین جادوی باستانی شناخته شده که اولین استفاده نامناسب جادوگران از توانایی جادویی خود بود. این جادو در صورت قدرتمند بودن جادوگران بسیار بی رحمانه و غیر قابل مهار است. سوزاندن مشنگ ها و همنوعان خود کاربرد تاسف بار این جادو توسط جادوگران سده اول می باشد.
طلسم عشق !
جادویی محبوب اما کشنده !! این جادو که در بین جادوگران و ساحره های جوان سده اول بسیار مرسوم بود در صورت اجرا بر روی هر فرد باعث به وجود آمدن عشقی کور کورانه و افراطی در فرد مورد نظر میشد که اغلب باعث جنون آن جادوگر و سرانجام کشته شدن هر دو جوان میشد.
این جادو در سده اول آنچنان گسترش یافت که باعث نابودی ِ کامل نسل هایی از جادوگران وقت شد. اما در سده دوم و با افزایش خرد جادوگران و کنترل شدید وزارت سحر و جادو اجرای آن توسط جادوگران و ساحره ها به طور کامل ریشه کن شد. معجون عشق شکل امروزی و کنترل شده طلسم قدیمی ِ عشق است.
3. یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
عهه !
این کلمه که به طور کامل توسط خاندان دیویس ها ربوده و حق کپی رایت آن پایمال شد ، شکل خلاصه شده عهو عهو عهو می باشد که نام آوای نوین (!) گریه کردن است.
البته عده ای از مورخان بر این باورند که این کلمه برگرفته از نام ساحره ای به نام «ماریانا عهه» می باشد که در سده اول جادوگری می زیست و بعد از کشته شدن معشوقه خود بر اثر طلسم عشق تا پایان عمر خود را در خانه ای محبوس کرد و نماد اندوه و ناله در سرزمین خود شد و بعدها جادوگران برای نشان دادن ناراحتی خود از این کلمه استفاده کردند که امروزه نیز بسیار رواج یافته است.
---
تکالیف بسیار زیاد بود ! لطفا در نمره دادن هم اینقدر دست و دل باز باشید !
1. جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.
جادوگران اولیه ، انسان هایی کوتاه قامت بودند که ویژگی بارزِ ظاهری آنها پوشیدن لباس های ِ پوستین بود. لباس های پوستین نوعی جامع بود که در قرون باستان نیز توسط ِ رومیان استفاده میشد ، هرچند لباس های رومیان تفاوت های جزئی با پوشش جادوگران اولیه داشت ولی به طور حتم تقلیدی از آنها بود.
در آن زمان و تا پیش از پیدایش چوبدستی ، رداهای جادوگری ِ امروزی هیچ جایی در پوشش جادوگران نداشت و با وارد شدن به سده دوم جادوگری تحولی عظیم در پوشش های جادوگران ایجاد شد.
از نظر شکل ِ ظاهری همانطور که گفته شد آنها کوتاه قامت بودند و به ندرت جادوگران ِ قد بلند در آنها پیدا میشد. طبق تحقیقات به عمل آمده توسط دانشمندان سازمان اسرار قدرت ِ جادویی در افراد کوتاه قامت بیشتر از قد بلند ها خود را نشان میداد و این چیزی فراتر از تفاوت های فیزیکی بود.
جادوگران اولیه زیبایی ظاهری چندانی نداشتند و به علت عدم توانایی در کنترل جادو در بسیاری از آنها ، در سنین پیری بسیار زشت و بد قیافه میشدند. انگشتان ِ کشیده و باریک آنها نیز در اجرای جادو بسیار موثر بود. موهای آنها نیز اغلب بسیار بلند و تیره رنگ بود.
2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن.
جادوی انتقال !
جادوی انتقال که شکل امروزی آن به صورت اکسیو رواج یافته است از کهن ترین جادوهای شناخته شده می باشد که کاربرد ِ عملی و بسیار مهم آن در جاروهای پرنده به وضوح قابل مشاهده است. جاروهای پرنده که امروزه در کوییدیچ بسیار کاربرد دارند ماهیت ِ خالص ِ جادوی انتقال را نشان میدهند که از گذشته تا امروز تداوم بی نظیری داشته اند.
طلسم آتش !
خشن ترین جادوی باستانی شناخته شده که اولین استفاده نامناسب جادوگران از توانایی جادویی خود بود. این جادو در صورت قدرتمند بودن جادوگران بسیار بی رحمانه و غیر قابل مهار است. سوزاندن مشنگ ها و همنوعان خود کاربرد تاسف بار این جادو توسط جادوگران سده اول می باشد.
طلسم عشق !
جادویی محبوب اما کشنده !! این جادو که در بین جادوگران و ساحره های جوان سده اول بسیار مرسوم بود در صورت اجرا بر روی هر فرد باعث به وجود آمدن عشقی کور کورانه و افراطی در فرد مورد نظر میشد که اغلب باعث جنون آن جادوگر و سرانجام کشته شدن هر دو جوان میشد.
این جادو در سده اول آنچنان گسترش یافت که باعث نابودی ِ کامل نسل هایی از جادوگران وقت شد. اما در سده دوم و با افزایش خرد جادوگران و کنترل شدید وزارت سحر و جادو اجرای آن توسط جادوگران و ساحره ها به طور کامل ریشه کن شد. معجون عشق شکل امروزی و کنترل شده طلسم قدیمی ِ عشق است.
3. یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
عهه !
این کلمه که به طور کامل توسط خاندان دیویس ها ربوده و حق کپی رایت آن پایمال شد ، شکل خلاصه شده عهو عهو عهو می باشد که نام آوای نوین (!) گریه کردن است.
البته عده ای از مورخان بر این باورند که این کلمه برگرفته از نام ساحره ای به نام «ماریانا عهه» می باشد که در سده اول جادوگری می زیست و بعد از کشته شدن معشوقه خود بر اثر طلسم عشق تا پایان عمر خود را در خانه ای محبوس کرد و نماد اندوه و ناله در سرزمین خود شد و بعدها جادوگران برای نشان دادن ناراحتی خود از این کلمه استفاده کردند که امروزه نیز بسیار رواج یافته است.
---
تکالیف بسیار زیاد بود ! لطفا در نمره دادن هم اینقدر دست و دل باز باشید !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سوال یک :
اون قدیم ندیما خوب بالاخره لباسئ ... اینا که نبوده واسه همین عموما واسه پوشش های خارجی از برگ های بزرگ استفاده میکردن
صورت جادوگرای نخستین یه ذره از انسانهای نخستین قشنگ تر بوده اما شکی نیست که اونا هم از نژاد میمون بودن و خوب میمونم که معلوم الحاله
در کل خوشگل نبودن اما رفته رفته خیلی زود تر از سیر تکاملی انسانها خوشگل شدن و به اشکال امروزی تبدیل شدن
سوال دو :
یه طلسم داشتن که باهاش واسه به وجود آوردن شعله استفاده میکردن واسه مواقعی که نیاز به آتش قابل توجه و زیاد داشتن( برای روشنایی از این افسون استفاده نمیشده)
یه طلسم داشتم برای چیدن میوه از درخت که الان همون اکسیو... هستش اما اونوقتا با حرکت انگشتشون این ورد رو اجرا میکردند( برای چیدن نارگیل از ورد دیگری استفاده میشده جون نارگیل بزرگه و میخوره سر و صورت یارو رو میریزه بهم)
و طلسمی که عموما برای مستی یا سست شدن حیوانات بکار میبردن در راستای اینکه اون حیوونو بی خون بازی و اینا شکار کنن
سوال سه :
سيم سرور:سيمي كه به كامپيوتر سرور سايت وصل است....وسيله اي براي شكنجه
كاربرد:در نمايشنامه هاي شكنجه اي و همچنين در نمايشنامه هايي كه هري و نميد وجود داشته باشند
نحوه پيدايش:اعضاي قديمي سايت
خاله بازي:واژه اي براي محكوم كردن دسته جمعي اعضاء....وقتي در جايي از سايت ساحره زياد باشد(هم زياد باشن هم زياد كار بكنن)ميگويند آن قسمت از سايت خاله بازي شده!
كاربرد:در مواقعي كه رول بي مزه و خسته كننده و يك نواخت شده-خراب كردن كسي
نجوه پيدايش:در تاپيكهاي دياگون توسط عده اي از مغازه داران!
توضيح:عده اي عقيده دارند كه اوج تمام خاله بازي ها و خاله بازها به ازدواج زاخارياس اسميت با ايوانا برميگردد!
مشتي خيرالله:ورژن جديد (در اون زمان جدید بوده البته) جاسم و نورممد ولي ناشناخته تر
كاربرد:دقيقا شبيه جاسم و نورممد فقط با يك بيل اضافي!
نجوه پيدايش:در تاپيك HCO توسط سرژ تانكيان
اون قدیم ندیما خوب بالاخره لباسئ ... اینا که نبوده واسه همین عموما واسه پوشش های خارجی از برگ های بزرگ استفاده میکردن
صورت جادوگرای نخستین یه ذره از انسانهای نخستین قشنگ تر بوده اما شکی نیست که اونا هم از نژاد میمون بودن و خوب میمونم که معلوم الحاله
در کل خوشگل نبودن اما رفته رفته خیلی زود تر از سیر تکاملی انسانها خوشگل شدن و به اشکال امروزی تبدیل شدن
سوال دو :
یه طلسم داشتن که باهاش واسه به وجود آوردن شعله استفاده میکردن واسه مواقعی که نیاز به آتش قابل توجه و زیاد داشتن( برای روشنایی از این افسون استفاده نمیشده)
یه طلسم داشتم برای چیدن میوه از درخت که الان همون اکسیو... هستش اما اونوقتا با حرکت انگشتشون این ورد رو اجرا میکردند( برای چیدن نارگیل از ورد دیگری استفاده میشده جون نارگیل بزرگه و میخوره سر و صورت یارو رو میریزه بهم)
و طلسمی که عموما برای مستی یا سست شدن حیوانات بکار میبردن در راستای اینکه اون حیوونو بی خون بازی و اینا شکار کنن
سوال سه :
سيم سرور:سيمي كه به كامپيوتر سرور سايت وصل است....وسيله اي براي شكنجه
كاربرد:در نمايشنامه هاي شكنجه اي و همچنين در نمايشنامه هايي كه هري و نميد وجود داشته باشند
نحوه پيدايش:اعضاي قديمي سايت
خاله بازي:واژه اي براي محكوم كردن دسته جمعي اعضاء....وقتي در جايي از سايت ساحره زياد باشد(هم زياد باشن هم زياد كار بكنن)ميگويند آن قسمت از سايت خاله بازي شده!
كاربرد:در مواقعي كه رول بي مزه و خسته كننده و يك نواخت شده-خراب كردن كسي
نجوه پيدايش:در تاپيكهاي دياگون توسط عده اي از مغازه داران!
توضيح:عده اي عقيده دارند كه اوج تمام خاله بازي ها و خاله بازها به ازدواج زاخارياس اسميت با ايوانا برميگردد!
مشتي خيرالله:ورژن جديد (در اون زمان جدید بوده البته) جاسم و نورممد ولي ناشناخته تر
كاربرد:دقيقا شبيه جاسم و نورممد فقط با يك بيل اضافي!
نجوه پيدايش:در تاپيك HCO توسط سرژ تانكيان
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

1. جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.( 10 امتیاز - طنز یا جدی- غیر رول)
جادوگران ابتدایی ، نوع تکامل یافته میمون ها بودند. از خصوصیات ظاهر آنها میتوان به گوش های بزرگ و صورت گرد اشاره کرد. بینی کشیده آنها که برجستگی کمی داشت و سوراخ هایی گشاد ، در بالای لب های کلفت و صورت پرمو ظاهری وحشتناک به آنها میبخشید. بدن پر موی آنها که از خصوصیات انسان امروزی فارق بود ، دارای پاهایی کوتاه و پهن بود که به آنها امکان حرکت های خاص میداد !
برخی محققان این گروه از میمون های انسان نما را همان حلقه معروف گمشده داروین میدانند. آنها که هیچگونه لباسی نمی پوشیدند گاهی اعمال عجیبی انجام میدادند و قدرت های خاصی در وجودشان نهفته بود که ما امروز آن قدرت ها را جادو مینامیم !
بین نوع نر و نوع ماده این میمون های تفاوت چندانی نبود و به همین دلیل با وجود برهنگی آنها تشخیص انواع نر و ماده بسیار دشوار بود ! تنها خصیصه بارز وجود آلت شیردهی در بدن ماده ها بود.
تمام !
2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن . ( 15 امتیاز - طنز یا جدی - غیر رول )
1-جادو های دفاعی : وقتی با خطر ، دشمن یا حیوانات وحشی روبرو میشدند بی اختیار از جادو های دفاعی استفاده میکردند. این جادو ها شامل زمین لرزه ، ریزش کوه ، آتش ، طلسم های مرگبار و هرچیزی بود که دشمن و خطر را از آنها دور میکرد.
2- جادوی احضار : وقتی شدیدا به چیزی نیاز داشتند میتوانست آن چیز را برای خود فرابخوانند. در اوج تشنگی میتوانستند آب بدست بیاورند و در مکان خطر میتوانست صلاح هایشان را از محل زندگیشان احضار کنند.
3- جادوی حرکت : میتوانستند چیز ها را با اشاره دستشان به حرکت در آورند. از این جادو بیشتر برای ساختن خانه ها و چیدن میوه درختان استفاده میشد !
3. یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
ماگل :
در کتیبه های باستانی جادوگران که موزه تاریخ جادوگری قرار دارد ، اسنادی مبنی بر استفاده کلمه «انگل» برای کسانی که جادوگر نبودند وجود دارد. همچنین در نقاشی هایی که در غار های باستانی جادوگران پیدا شده تصاویر جادوگران به صورت انسان هایی با ابعادی بزرگ در کنار موجودات کریهی که احتمالا غیرجادوگران هستند یافت شده است.
نوشته باستانی «جادونما» و داستان های «بیدل شاعر» غیر جادوگران را با کلمه «منگل» نشان داده اند. «منگل» مشتق از «انگل» است که به افراد غیر جادوگر خطاب میشده و بعد ها در زبان غیرجادوگران به افراد نادان و عقب مانده میگفتند !
شکل امروزی کلمه «منگل» متشق از «انگل» به صورت «ماگل» در امده که به غیر جادوگران خطاب میشود و گفته شده که شکل «ماگل» اولین بار در کتاب های جی.کی.رولینگ نوشته شد !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/06/27
آخرین ورود: سهشنبه 31 مرداد 1396 11:06
از: قلمروی فراموش شدگان !
پستها:
395

(1) جادوگران در سده ي اول جادوگري يا همان جادوگران اوليه را از لحاظ نوع پوشش و شكل و شمايل توصيف كنين. (10 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
اولین جادوگر ها و ساحره ها در کهن ترین قاره دیده شدن .
درآن زمان فرقی زیادی بین جادوگران و ساحره از نظر پوشش نبود .همه ریش داشتند ولی برای ساحره ها یکم کم پشتر بود .
اولین جادوگر زیاد به پوشش خود اعتنا نمی کرد ولی بعد از گذشت زمان فهمید لخت گشتن در بین دایناسور ها زیاد خوب نیست و به سرعت خود را به غارهای محل زندگی رساند وبا یک ضربه بسی چند خفن زن خود را به سوی دیوار حواله کرد و گفت :* خشخ متسیب یتسبها نسیبت بنیسب (زود تر برو از این درختها برگ جمع کن تا بچسبونیم به خودمون آبرو مون پیش دایناسورها رفت )!
اولین ساحره ( رجوع شود به بالا)
فقط تنها با این فرق با ضربه خوردن از شوهر خود فهمید لخت گشتن بد هست !
(2) چه جادوهايي كه بدون چوب جادو انجام ميشدند توسط جادوگران سده اول ايجاد مي شد؟ سه مورد با توضيح كاربرد آن. (15 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
کتکیبوس :
این ورد در آولین دعوا بین جادوگرو ساحره اختراع جوری که زن در فکر خود می گفت : یا نفغه منو می دی یا میرم خونه بابام
شرمنده کمی زمان از دستم خارج شد .
زن نگاه خود را به مرد می دوخت و در ذهن خود می گفت : کتکیبوس و مرد از چند ثانیه دچار درد های وحشتناکی در قسمت بدن خود می شد و به دیوار آویخته می شد !
لاویوس :
این ورد در اولین دیدار بین مجنون جادوگر و لیلی ساحره اختراع شد .به صورتی که مجنون از لیلی بدش آمد و لیلی مجبور شد از این طلسم را اختراع کند واولین طمعه خود یعنی مجنون را بدست آورد . ( در زمان آینده زلیخاه هم از این طلسم استفاده ولی قدرت یوزارسیف زیاد بود و طلسم را باطل کرد .
این طلسم فقط زمانی کار می کند که ساحره واقعا دل شکسته باشد .
(3) مي توانيد به يكي از اين دو سوال به طور اختياري جواب بدهيد. (فقط به يك سوال جواب بديد- 5 امتياز- غير رول)
اصلاحترا :
بعد از گذشت زمانی زنان و مردان جادورگر به بهداشت علاقه مند شدند واز این طلسم اختراع کردن تا همی موهای زائد بدن خود را ازبین ببرند .
استفاده این طلسم فقط زمانی قابل استفاده است که انعکاس صورت دیده شود . در آب یا اینه ...
اولین جادوگر ها و ساحره ها در کهن ترین قاره دیده شدن .
درآن زمان فرقی زیادی بین جادوگران و ساحره از نظر پوشش نبود .همه ریش داشتند ولی برای ساحره ها یکم کم پشتر بود .
اولین جادوگر زیاد به پوشش خود اعتنا نمی کرد ولی بعد از گذشت زمان فهمید لخت گشتن در بین دایناسور ها زیاد خوب نیست و به سرعت خود را به غارهای محل زندگی رساند وبا یک ضربه بسی چند خفن زن خود را به سوی دیوار حواله کرد و گفت :* خشخ متسیب یتسبها نسیبت بنیسب (زود تر برو از این درختها برگ جمع کن تا بچسبونیم به خودمون آبرو مون پیش دایناسورها رفت )!
اولین ساحره ( رجوع شود به بالا)
فقط تنها با این فرق با ضربه خوردن از شوهر خود فهمید لخت گشتن بد هست !
(2) چه جادوهايي كه بدون چوب جادو انجام ميشدند توسط جادوگران سده اول ايجاد مي شد؟ سه مورد با توضيح كاربرد آن. (15 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
کتکیبوس :
این ورد در آولین دعوا بین جادوگرو ساحره اختراع جوری که زن در فکر خود می گفت : یا نفغه منو می دی یا میرم خونه بابام
شرمنده کمی زمان از دستم خارج شد .
زن نگاه خود را به مرد می دوخت و در ذهن خود می گفت : کتکیبوس و مرد از چند ثانیه دچار درد های وحشتناکی در قسمت بدن خود می شد و به دیوار آویخته می شد !
لاویوس :
این ورد در اولین دیدار بین مجنون جادوگر و لیلی ساحره اختراع شد .به صورتی که مجنون از لیلی بدش آمد و لیلی مجبور شد از این طلسم را اختراع کند واولین طمعه خود یعنی مجنون را بدست آورد . ( در زمان آینده زلیخاه هم از این طلسم استفاده ولی قدرت یوزارسیف زیاد بود و طلسم را باطل کرد .
این طلسم فقط زمانی کار می کند که ساحره واقعا دل شکسته باشد .
(3) مي توانيد به يكي از اين دو سوال به طور اختياري جواب بدهيد. (فقط به يك سوال جواب بديد- 5 امتياز- غير رول)
اصلاحترا :
بعد از گذشت زمانی زنان و مردان جادورگر به بهداشت علاقه مند شدند واز این طلسم اختراع کردن تا همی موهای زائد بدن خود را ازبین ببرند .
استفاده این طلسم فقط زمانی قابل استفاده است که انعکاس صورت دیده شود . در آب یا اینه ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/08
آخرین ورود: سهشنبه 26 اسفند 1404 17:23
از: پیاده روی با لردسیاه برمیگردم
پستها:
314

جواب تكاليف جلسه اول تاريخ جادوگري
(1) جادوگران در سده ي اول جادوگري يا همان جادوگران اوليه را از لحاظ نوع پوشش و شكل و شمايل توصيف كنين. (10 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
خواستگاه آنها از قاره ي آفريقا بود. جادوگران و ساحره هاي نخستين، از لحاظ قد و قامت، بسيار درشت بودند(كه اين قد و قواره در طي نسل ها و جهش هاي مختلف نوع اول و دوم ژنتيكي، تغيير كرد و چيزي شد كه در حال حاضر مشاهده مي كنيم) و از ظرافت كمتري برخوردار بودند و ته چهره شان به موجودات 48 كروموزومي* شباهت داشت!!!
همچنين موي بلند و گره خورده ايي داشتند و كه آن را با اقلام زينتي اي مانند: كرم فلوبر، وزغ، دندان مار و پر عقاب تزيين ميكرد.
آنها هيچگاه پيرو هيچ ديني نبودند، چه رسد به اينكه در آن زمانها، كه مربوط به عصر حجر(حجر=سنگ!!) بود، اين چيزها معني نداشت؛ پس پوششي كه داشتند، پوشش دست و پا گيري نبود و اينگونه بود:
هم جادوگران و هم ساحره ها، پوششان از پوست حيواناتي مانند: جغد پر بلند استوايي، نوعي تيرانيسور(دايناسور كوچك) و آكرومانتيلا بود! آنها كه هنوز افكار ابتدايي اي داشتند و هنوز چيزي از دوخت و دوز حالي شان نبود، پوست كنده شده ي مذكور را به شيوه ي ساده ايي دور خود مي بستند؛ به اين صورت كه آن پوست را كه طولش تا سر زانويشان مي رسيد، دور خود پيچيده و در ناحيه ي شانه گره ميزدند.
از همان جا كه اشاره شد، چون عصر حجر، دوران سنگ و سنگ دوستي بود، در زندگي هاي دسته جمعي، رئيس گروه كه در آن زمان به علت دوز بالاي خشانت، ساحره اي بيش نبود، علاقه ي وافر به سنگ داشت و هميشه تكه اي سنگ را به نشانه ي رياست با خود حمل ميكرد كه به مرور زمان و توسعه ي امر يادگيري، آموخت كه آن تكه سنگ را بر سرِ چوب كوتاهي بسته و به كمك آن، بر سر جادوگران بكوبد
*موجود 48 كروموزومي: ميمون!
(2) چه جادوهايي كه بدون چوب جادو انجام ميشدند توسط جادوگران سده اول ايجاد مي شد؟ سه مورد با توضيح كاربرد آن. (15 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
تارعنكبوت:
طلسم تارعنكبوت براي شكار حيوانات تغذيه اي به كار مي رفت؛ مختص جادوگران بود و ساحره ها چون رئيس بودند از آن استفاده نميكردند. و به اين صورت بود كه جادوگران در مواجهه با شكار، دست چپ خود را بالا برده و به طور ناگهاني شلاقي فرضي در فضا ميزد و باعث ميشد تارعنكبوت بزرگ و چسبناك و مقاومي، روي حيوان افتاده و گزفتنش راحت شود.(اين جادو به مرور زمان و ثابت شدن قربان و سرور بودن هر چه بيش تر جادوگران، كنار گذاشته شد)
فينگيليوس:
اين جادو براي مقابله با دايناسورها بود. جادوگران و ساحره ها وقتي با دايناسور بسيار بزرگي مواجه ميشدند، در حالي كه چشم در چشمِ دايناسور داشتند، با صداي بلندي فريادزنان اين كلمه را بر زبان مي آوردند و باعث ميشد كه دايناسور به اندازه ي يك خرمگس كوچك شده وله كردنش آسان شود.(البته اين مورد براي همه ي دايناسورها كارايي نداشت و فقط بر روي دايناسورهاي قرمز رنگ اثر ميكرد؛ چون جادوگران و ساحره هاي خز و خيل با مشاهده ي رنگ قرمز خونشان به جوش مي آمد.
احضار:
زماني رسيد كه ساحره ها بعد از مرگ جادوگران حس دلتنگي و عشقولانگي شان بالا ميزد و براي اينكه بتوانند آنها را دوباره ببينند، آتشي روشن ميكردند و با تمركز بر روي چهره ي جادوگر و ريختن علف گياه عشقه درون آتش، روح آن جادوگر را براي چند لحظه ظاهر ميكردند.(اين جادو از جادوهاي بسيار خظرناك آن زمان محسوب ميشد؛ زيرا اين خطر در بين بود كه جادوگر پس از تركاندن مقادير زيادي لاو؛ ساحره را براي هميشه با خود به آ، دنيا ببرد. به اين ترتيب بعد از نشست بزرگان قبايل بزرگ، از مدتي منسوخ شد)
(3) مي توانيد به يكي از اين دو سوال به طور اختياري جواب بدهيد. (فقط به يك سوال جواب بديد- 5 امتياز- غير رول)
ريشو
ري:
شهري در نزديكي دارقوزآباد سفلي بود و محل تجمع جمع بيشماري از جادوگران اهل كسب و كار با كمباين و داس و موجود بود؛
اهالي اين شهر از لحاظ شكل و شمايل جادوگري در حد بوق بودند.
آنها علاقه ي وافري به نگهداري موجودات اهلي اي از قبيل: كرم هاي فلوبر سفيد، اژدها هاي كوچك 300 فوتي و نژاد نادري از جن هاي خانگي كه بعضا در ناحيه ي چانه داراي موهاي انبوهي بودند؛ داشتند.
آنها در اين صنعت پيشرفت بسياري كرده و دست به تجارت سودآوري از طريق جغدترنت زدند. و زماني كه سردمداران تجارت جهاني از آنها نام مناسبي براي كسب و كارشان درخواست كردن، به علت ضعف در فهم زبان بين المللي ژوپسي، به اشتباه نام شهرشان را ارائه دادند و اين نام تا هميشه برجاي ماند.
ريش:
اين كسب و كار ادامه داشت تا در زمان كورممد بوقبياري، يكي از جن هاي خانگي مذكور، احساس كرد كه خيلي گولاخ و اوستا و ارزشي است و شبانه از سبد تجارت بين الملل ري فرار كرد و رفت تا شورش كند؛ اين شورش با واكنش شديد نيروهاي سحر و جادو مواجه شد و همه ي اعضاي آن باند را دستگير كرده و به آزكابان انداختند.
او كه به خاطر اين شورش بسيار معروف شده بود، مورد مصاحبه قرار گرفت كه اين مصاحبه، در زمره ي مصاحبه هاي جنجالي آن زمان قرار گرفته است:
خبرنگار: ميشه خودت رو معرفي كني؟ بگي اين چيه از چونه ات آويزونه؟ اهل كجايي؟
جن كه خيلي از ديدن وسيله اي كه مدام با نور فراوان به او چشمك ميزد به وجد آمده بود، متوجه ي قسمت اول سوال نشده و در حالي كه به اين شكل
به آن وسيله خيره شده بود پاسخ داد:
ريش!
شايد بگيد آيا اون هم از ضعف فهم زبان بين المللي عاجز بود؟ يا اينكه آيا اصلا چرا؟! بله حق با شماست؛ لطفا به اسلووموشن اين ماجرا دقت كنيد:
خبرنگار: ميشه خودت رو معرفي كني؟ بگي اين چيه از چونه ات آويزونه؟ اهل كجايي؟
جن كه خيلي از ديدن وسيله اي كه مدام با نور فراوان به او چشمك ميزد به وجد آمده بود، متوجه ي قسمت اول سوال نشده و در حالي كه به اين شكل
به آن وسيله خيره شده بود پاسخ داد:
ري!
در همين زمان نداي وجدانش هم بر او نازل ميشود و ميخواهد شروع به صحبت كند كه جن او را با صوت ش ساكت نموده و مجدد با حالت
به همون وسيله هه خيره ميشود.
صبح روز بعد تيتر تمام روزنامه هاي آن زمان اين بود:

و در نهايت ريشو:
كورممد بوقبياري كه اينك با مصاحبه اش خيلي خفن تر و گولاخ تر از قبل شده بود، با دستور مقامات بالاي آزكابان كه عكسي با اين مضمون
از آنها موجود است، از زندان آزاد شد و به شهر خودش بازگشت.
اهالي شهر كه در اين ماجرا از دست او شاكي بودند و مترصد فرصتي بودند تا او را با انواع افسونهاي ممكنه ادب كنند، بيرون شهر در كمين بودند.
تا اينكه يكي از اهالي او را ديد كه به از دور با بقچه اي كه به چوب دستي اش بسته بود، از دور نمايان شد.
او كه فكر ميكرد اهالي براي استقبال جمع شده بودند آغوشش را باز كرد تا به خوشامدگويي شان پاسخ بگويد:

اهالي به محض اينكه دستشان به او رسيد، ريختند سرش و بدون جادو، تا ميتوانستد او را به باد كتك گرفتند و انواع الفاظ ركيك را نثارش كردند:
خاك بر سر! تف! ريشو!
و اينگونه بود كه باب شد كه در منازعات فرهنگي و شهري، با نسبت دادن تمسخرآميز چيزي كه فردي در آن معروف ميشد به همان كه يارو بود، به او فحش بدند! مثل ريشو!
**جناب پروفسور، اين توصيفات و تعريفات و توضيحات، رول نيستند، بلكه بيان مستند قضايا هستند!
(1) جادوگران در سده ي اول جادوگري يا همان جادوگران اوليه را از لحاظ نوع پوشش و شكل و شمايل توصيف كنين. (10 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
خواستگاه آنها از قاره ي آفريقا بود. جادوگران و ساحره هاي نخستين، از لحاظ قد و قامت، بسيار درشت بودند(كه اين قد و قواره در طي نسل ها و جهش هاي مختلف نوع اول و دوم ژنتيكي، تغيير كرد و چيزي شد كه در حال حاضر مشاهده مي كنيم) و از ظرافت كمتري برخوردار بودند و ته چهره شان به موجودات 48 كروموزومي* شباهت داشت!!!
همچنين موي بلند و گره خورده ايي داشتند و كه آن را با اقلام زينتي اي مانند: كرم فلوبر، وزغ، دندان مار و پر عقاب تزيين ميكرد.
آنها هيچگاه پيرو هيچ ديني نبودند، چه رسد به اينكه در آن زمانها، كه مربوط به عصر حجر(حجر=سنگ!!) بود، اين چيزها معني نداشت؛ پس پوششي كه داشتند، پوشش دست و پا گيري نبود و اينگونه بود:
هم جادوگران و هم ساحره ها، پوششان از پوست حيواناتي مانند: جغد پر بلند استوايي، نوعي تيرانيسور(دايناسور كوچك) و آكرومانتيلا بود! آنها كه هنوز افكار ابتدايي اي داشتند و هنوز چيزي از دوخت و دوز حالي شان نبود، پوست كنده شده ي مذكور را به شيوه ي ساده ايي دور خود مي بستند؛ به اين صورت كه آن پوست را كه طولش تا سر زانويشان مي رسيد، دور خود پيچيده و در ناحيه ي شانه گره ميزدند.
از همان جا كه اشاره شد، چون عصر حجر، دوران سنگ و سنگ دوستي بود، در زندگي هاي دسته جمعي، رئيس گروه كه در آن زمان به علت دوز بالاي خشانت، ساحره اي بيش نبود، علاقه ي وافر به سنگ داشت و هميشه تكه اي سنگ را به نشانه ي رياست با خود حمل ميكرد كه به مرور زمان و توسعه ي امر يادگيري، آموخت كه آن تكه سنگ را بر سرِ چوب كوتاهي بسته و به كمك آن، بر سر جادوگران بكوبد

*موجود 48 كروموزومي: ميمون!
(2) چه جادوهايي كه بدون چوب جادو انجام ميشدند توسط جادوگران سده اول ايجاد مي شد؟ سه مورد با توضيح كاربرد آن. (15 امتياز- طنز يا جدي- غير رول)
تارعنكبوت:
طلسم تارعنكبوت براي شكار حيوانات تغذيه اي به كار مي رفت؛ مختص جادوگران بود و ساحره ها چون رئيس بودند از آن استفاده نميكردند. و به اين صورت بود كه جادوگران در مواجهه با شكار، دست چپ خود را بالا برده و به طور ناگهاني شلاقي فرضي در فضا ميزد و باعث ميشد تارعنكبوت بزرگ و چسبناك و مقاومي، روي حيوان افتاده و گزفتنش راحت شود.(اين جادو به مرور زمان و ثابت شدن قربان و سرور بودن هر چه بيش تر جادوگران، كنار گذاشته شد)
فينگيليوس:
اين جادو براي مقابله با دايناسورها بود. جادوگران و ساحره ها وقتي با دايناسور بسيار بزرگي مواجه ميشدند، در حالي كه چشم در چشمِ دايناسور داشتند، با صداي بلندي فريادزنان اين كلمه را بر زبان مي آوردند و باعث ميشد كه دايناسور به اندازه ي يك خرمگس كوچك شده وله كردنش آسان شود.(البته اين مورد براي همه ي دايناسورها كارايي نداشت و فقط بر روي دايناسورهاي قرمز رنگ اثر ميكرد؛ چون جادوگران و ساحره هاي خز و خيل با مشاهده ي رنگ قرمز خونشان به جوش مي آمد.
احضار:
زماني رسيد كه ساحره ها بعد از مرگ جادوگران حس دلتنگي و عشقولانگي شان بالا ميزد و براي اينكه بتوانند آنها را دوباره ببينند، آتشي روشن ميكردند و با تمركز بر روي چهره ي جادوگر و ريختن علف گياه عشقه درون آتش، روح آن جادوگر را براي چند لحظه ظاهر ميكردند.(اين جادو از جادوهاي بسيار خظرناك آن زمان محسوب ميشد؛ زيرا اين خطر در بين بود كه جادوگر پس از تركاندن مقادير زيادي لاو؛ ساحره را براي هميشه با خود به آ، دنيا ببرد. به اين ترتيب بعد از نشست بزرگان قبايل بزرگ، از مدتي منسوخ شد)
(3) مي توانيد به يكي از اين دو سوال به طور اختياري جواب بدهيد. (فقط به يك سوال جواب بديد- 5 امتياز- غير رول)
ريشو
ري:
شهري در نزديكي دارقوزآباد سفلي بود و محل تجمع جمع بيشماري از جادوگران اهل كسب و كار با كمباين و داس و موجود بود؛
اهالي اين شهر از لحاظ شكل و شمايل جادوگري در حد بوق بودند.
آنها علاقه ي وافري به نگهداري موجودات اهلي اي از قبيل: كرم هاي فلوبر سفيد، اژدها هاي كوچك 300 فوتي و نژاد نادري از جن هاي خانگي كه بعضا در ناحيه ي چانه داراي موهاي انبوهي بودند؛ داشتند.
آنها در اين صنعت پيشرفت بسياري كرده و دست به تجارت سودآوري از طريق جغدترنت زدند. و زماني كه سردمداران تجارت جهاني از آنها نام مناسبي براي كسب و كارشان درخواست كردن، به علت ضعف در فهم زبان بين المللي ژوپسي، به اشتباه نام شهرشان را ارائه دادند و اين نام تا هميشه برجاي ماند.
ريش:
اين كسب و كار ادامه داشت تا در زمان كورممد بوقبياري، يكي از جن هاي خانگي مذكور، احساس كرد كه خيلي گولاخ و اوستا و ارزشي است و شبانه از سبد تجارت بين الملل ري فرار كرد و رفت تا شورش كند؛ اين شورش با واكنش شديد نيروهاي سحر و جادو مواجه شد و همه ي اعضاي آن باند را دستگير كرده و به آزكابان انداختند.
او كه به خاطر اين شورش بسيار معروف شده بود، مورد مصاحبه قرار گرفت كه اين مصاحبه، در زمره ي مصاحبه هاي جنجالي آن زمان قرار گرفته است:
خبرنگار: ميشه خودت رو معرفي كني؟ بگي اين چيه از چونه ات آويزونه؟ اهل كجايي؟
جن كه خيلي از ديدن وسيله اي كه مدام با نور فراوان به او چشمك ميزد به وجد آمده بود، متوجه ي قسمت اول سوال نشده و در حالي كه به اين شكل
به آن وسيله خيره شده بود پاسخ داد: ريش!
شايد بگيد آيا اون هم از ضعف فهم زبان بين المللي عاجز بود؟ يا اينكه آيا اصلا چرا؟! بله حق با شماست؛ لطفا به اسلووموشن اين ماجرا دقت كنيد:
خبرنگار: ميشه خودت رو معرفي كني؟ بگي اين چيه از چونه ات آويزونه؟ اهل كجايي؟
جن كه خيلي از ديدن وسيله اي كه مدام با نور فراوان به او چشمك ميزد به وجد آمده بود، متوجه ي قسمت اول سوال نشده و در حالي كه به اين شكل
به آن وسيله خيره شده بود پاسخ داد: ري!
در همين زمان نداي وجدانش هم بر او نازل ميشود و ميخواهد شروع به صحبت كند كه جن او را با صوت ش ساكت نموده و مجدد با حالت
به همون وسيله هه خيره ميشود.صبح روز بعد تيتر تمام روزنامه هاي آن زمان اين بود:

و در نهايت ريشو:
كورممد بوقبياري كه اينك با مصاحبه اش خيلي خفن تر و گولاخ تر از قبل شده بود، با دستور مقامات بالاي آزكابان كه عكسي با اين مضمون
از آنها موجود است، از زندان آزاد شد و به شهر خودش بازگشت.اهالي شهر كه در اين ماجرا از دست او شاكي بودند و مترصد فرصتي بودند تا او را با انواع افسونهاي ممكنه ادب كنند، بيرون شهر در كمين بودند.
تا اينكه يكي از اهالي او را ديد كه به از دور با بقچه اي كه به چوب دستي اش بسته بود، از دور نمايان شد.
او كه فكر ميكرد اهالي براي استقبال جمع شده بودند آغوشش را باز كرد تا به خوشامدگويي شان پاسخ بگويد:

اهالي به محض اينكه دستشان به او رسيد، ريختند سرش و بدون جادو، تا ميتوانستد او را به باد كتك گرفتند و انواع الفاظ ركيك را نثارش كردند:
خاك بر سر! تف! ريشو!
و اينگونه بود كه باب شد كه در منازعات فرهنگي و شهري، با نسبت دادن تمسخرآميز چيزي كه فردي در آن معروف ميشد به همان كه يارو بود، به او فحش بدند! مثل ريشو!
**جناب پروفسور، اين توصيفات و تعريفات و توضيحات، رول نيستند، بلكه بيان مستند قضايا هستند!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.
به گفته تاریخ شناسان و مورخان بیناموسی در جادوگران اولیه فوق العاده کم رونق و نسبتا عجیب بوده ! دلیل این هم به گفته ایشان این بوده که در اون زمان هنوز زدن موهای بدن و سر و صورت رونق نداشته و جادوگران هم که تمایلی برای برقراری ارتباط بیناموسانه با فردی که تفاوت چندانی با یک کپه ی مو نداره نداشتند !
البته لازم به ذکره که ساحره ها هم جلب توجه فوق العاده کمتری برای جادوگران داشتند ! همونطور که الان در بین ماگل ها ، اگر زن ها مدتی موهای سر و صورتشون رو نزنن ، ریش و سبیلی چند برابر مرد ها در میارن ، در اون زمان هم به همین صورت بوده و چون وسیله ای برای ترشیدن موهای سر و صورت و بدن وجود نداشته و خانم ها هم در مو در آوردن استعداد عجیبی داشتن این امر در بینشون کمتر بوده !
در بالا به شکل و شمایلشون پرداخته شد ، ولی از نظر پوشش ، ساحره ها روزها زحمت میکشیدند تا ردایی برای همسرانشون درست کنند ، ردایی خیلی بلند تر از قد جادوگران ، ولی زمانی که ردا حاضر میشد ، جادوگران اون رو لوله میکردن و به بخشی حساس از وسط ِ بدنشون گره میزدن ! و این باعث میشد که همیشه نیمه لخت باشند !
البته این امر در ساحره ها هم به همین صورت بود و از اونجایی که بدن ساحره ها تفاوت های عمده و قابل توجهی نسبت به بدن جادوگر ها داشت ، ساحره ها مجبور بودند بخش های بیشتری از بدنشون رو بپوشونند !
چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن .
1- جادو کردن به کمک چشم
2- جادو کردن به کمک دست
3- جادو کردن به کمک افکار !
در نوع اول ، وردی زیر لب خوانده میشد و جادوگران با ارتباط چشمی ای که با طرف مقابلشون برقرار میکردند موفق میشدند افکار اون رو بخونن ، یا حتی به اون فرد ضربه بزنن !
در نوع دوم ، وردی زیر لب تلفظ میشد و جادوگران با تمرکز نیروشون رو در نوک انگشتان دستشون متمرکز میکردند و بعد با استفاده از اون ، شیئی رو به سمت خودشون میکشیدند یا از خودشون دور میکردند ! و یا حتی قادر بودند به این وسیله شخصی رو شکنجه کنند و یا بکشند !
در نوع سوم ، جادوگر با تمرکز و جمع کردن تمام نیروش در ذهنش ، میتونست فردی رو مجبور به انجام کاری کنه تا چیزی رو که میخواد به دست بیاره و حتی اشیا و افراد و موجودات رو به خودشون جذب کنند !
یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
گند زاده :
این کلمه بار ها توسط جادوگران سیاه و افراد شرور برای افرادی استفاده میشه که خونشون اصیل نیست و از پدر یا مادر ماگل متولد شده باشند ! که معنی ای تقریبا مشابه با توله بلاجر داره !
ولی با توجه به تحقیقات انجام شده ، در گذشته گند زاده به افرادی گفته میشد که مدام در کار های روزانشون مرتکب اشتباه میشدند و به لفظ ِ محاوره ای ، گند میزدند ! گند زاده بیشتر برای تحقیر افراد و دست و پا چلفتی بودن ایشان به کار میرفت !
ولی متاسفانه امروزه دیگه ریشه اصلی این کلمه مد نظر قرار نمیگیره و برای توهین به افراد به کار برده میشه !
به گفته تاریخ شناسان و مورخان بیناموسی در جادوگران اولیه فوق العاده کم رونق و نسبتا عجیب بوده ! دلیل این هم به گفته ایشان این بوده که در اون زمان هنوز زدن موهای بدن و سر و صورت رونق نداشته و جادوگران هم که تمایلی برای برقراری ارتباط بیناموسانه با فردی که تفاوت چندانی با یک کپه ی مو نداره نداشتند !
البته لازم به ذکره که ساحره ها هم جلب توجه فوق العاده کمتری برای جادوگران داشتند ! همونطور که الان در بین ماگل ها ، اگر زن ها مدتی موهای سر و صورتشون رو نزنن ، ریش و سبیلی چند برابر مرد ها در میارن ، در اون زمان هم به همین صورت بوده و چون وسیله ای برای ترشیدن موهای سر و صورت و بدن وجود نداشته و خانم ها هم در مو در آوردن استعداد عجیبی داشتن این امر در بینشون کمتر بوده !
در بالا به شکل و شمایلشون پرداخته شد ، ولی از نظر پوشش ، ساحره ها روزها زحمت میکشیدند تا ردایی برای همسرانشون درست کنند ، ردایی خیلی بلند تر از قد جادوگران ، ولی زمانی که ردا حاضر میشد ، جادوگران اون رو لوله میکردن و به بخشی حساس از وسط ِ بدنشون گره میزدن ! و این باعث میشد که همیشه نیمه لخت باشند !
البته این امر در ساحره ها هم به همین صورت بود و از اونجایی که بدن ساحره ها تفاوت های عمده و قابل توجهی نسبت به بدن جادوگر ها داشت ، ساحره ها مجبور بودند بخش های بیشتری از بدنشون رو بپوشونند !
چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن .
1- جادو کردن به کمک چشم
2- جادو کردن به کمک دست
3- جادو کردن به کمک افکار !
در نوع اول ، وردی زیر لب خوانده میشد و جادوگران با ارتباط چشمی ای که با طرف مقابلشون برقرار میکردند موفق میشدند افکار اون رو بخونن ، یا حتی به اون فرد ضربه بزنن !
در نوع دوم ، وردی زیر لب تلفظ میشد و جادوگران با تمرکز نیروشون رو در نوک انگشتان دستشون متمرکز میکردند و بعد با استفاده از اون ، شیئی رو به سمت خودشون میکشیدند یا از خودشون دور میکردند ! و یا حتی قادر بودند به این وسیله شخصی رو شکنجه کنند و یا بکشند !
در نوع سوم ، جادوگر با تمرکز و جمع کردن تمام نیروش در ذهنش ، میتونست فردی رو مجبور به انجام کاری کنه تا چیزی رو که میخواد به دست بیاره و حتی اشیا و افراد و موجودات رو به خودشون جذب کنند !
یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
گند زاده :
این کلمه بار ها توسط جادوگران سیاه و افراد شرور برای افرادی استفاده میشه که خونشون اصیل نیست و از پدر یا مادر ماگل متولد شده باشند ! که معنی ای تقریبا مشابه با توله بلاجر داره !
ولی با توجه به تحقیقات انجام شده ، در گذشته گند زاده به افرادی گفته میشد که مدام در کار های روزانشون مرتکب اشتباه میشدند و به لفظ ِ محاوره ای ، گند میزدند ! گند زاده بیشتر برای تحقیر افراد و دست و پا چلفتی بودن ایشان به کار میرفت !
ولی متاسفانه امروزه دیگه ریشه اصلی این کلمه مد نظر قرار نمیگیره و برای توهین به افراد به کار برده میشه !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر

تکلیف جلسه ی اول :
1) جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.( 10 امتیاز - طنز یا جدی- غیر رول)
از آنجا که در ان زمان زمین یک تکه بوده است ،به چهار قسمت شمال و جنوب و شرق و غرب تقسیم شده بود.ساحره ها و جادوگر های اشرافی در قسمت شمالی کره ی زمین و سایرین در قسمت غرب ان می زیستند.
مشنگ ها در جنوب و مشنگ های اصیل تر(مشنگه مشنگه)در قسمت های شرقی زندگی می کردند.
از آنجایی که جادوگران و ساحره ها از همان اول زورگو بودند مناطقی که که رود نزدیک بود انتخاب می کردند و بقیش رو هم از کتاب تاریخ مشنگ ها کلاس چهارم دبستان می توانید پیدا کنید.این سندی روشن است.
از این رو ساحره هایی که در قسمت های شمالی می زیستند دارای پوستی تقریبا شفاف و بسیار سفید بودند.در حالی که به نظر می رسید از میان یخچال ها بیرون امده اند.چشمان این ساحره ها تابه تا بود.به طوری که چشم راست ابی و چشم چپ به رنگ مشکی بود .این ساحره ها با اندامی کوتاه و چاق ،تقریبا کوتوله های مونث نامیده می شدند.
از آنجا که در ان زمان لباسی وجود نداشت این ساحره های کوتوله اشرافی تا تاریکی شب در غار می ماندند و بعد بیرون می امدند تا کسی ان هارا بی لباس نبیند و کلاسشان از بین نرود.از این رو به این گروه از ساحره ها ساحره های کوتوله ی شب زی می گویند که نسل ان ها به فلیت ویک باز می گردد.
این ساحره ها خونخوار بودند وا ز اقسام گیاهی تنفر داشتند.معمولا در تاریکی شب به یک جادوگر حمله ور می شدند و بعد پوست اورا به بهترین شکل جدا کرده و گوشتش را به حیوانات می دادند تا فربه شوند و بعد حیوانات را کباب می کردند.علت ان هم این بود که این ساحره ها از ادم خواری متنفر بوده و این کار را مناسب وحشیان دوره ی اول در غرب می دانند.نسل ساحره های خونخوار جادوگر کش به ونوس باز می گردد..اورا مادر جادوگر کش ها نامیده اند.
این ساحره های کوتاه قامت نسبتا وحشی ،مژه هایی از دم طلایی رنگ داشتند که با موهای لخت مشکیشان در تضاد بود و منظره ی نازیبایی به وجود می اورد.جالب اینست که تحقیقات نشان داده این گونه افراد خود را زیباترین ساحره ها می دانستند.
در مورد جادوگرانی که در این منطقه زندگی می کنند چیز زیادی به دست نیامده است.زیرا ساحران خونخوار بنا بر عملکرد جدشان ونوس بی رحمانه جادوگران را می کشند و از ان ها تغزیه می کردند در نتیجه کمتر جادوگری جرات می کرد که در ان منطقه مسکن گزیند و درموارد نادر هم در عرض یک هفته نابود می شدند.
در مورد ساحره هایی که در قسمت غرب وجود داشتند..این ساحره ها علاقه ی بسیاری به اشپزی داشتند و با ان که نام این عمل را نمی دانستند خیلی خوب قطعات یخ و شن و ماسه و جسد مورچه و حشرات را با هم مخلوط می کردند و در اخر هرکسی از افراد حاضریک تف در کاسه می انداخت و بعد کاسه هم می خورد سپس بوی خوش غذا بلند می شد ((:)
این ساحره ها صورت هایی گرد و پر از خال داشتند.تمام دست ها و پاهایشان پوشیده از موهای سرخ رنگ بود و به ساده زیستی اعتقاد داشتند در نتیجه بی توجه به کلاس و این حرفا همانطور بدون لباس می چرخیدند .این افراد دارای قد نسبتا کوتاه رو به متوسط و هیکلی گوشتالود بودند.به نظر یکی از گیس سفیدان کچل این قبیله اصیل زاده ترین نوه ی ان ها که خصوصیات بسیاری به ان ها خواهد داشت زنی به نام مالی ویزلی است.
درمورد جادوگران این منطقه می توان گفت که از اقسام وحشی بودند.این افراد دارای پاهای بلند کشیده پر از مو و لکه های سرخ و بینی های چسبیده به صورت و لبان باریکی بودند که روزی یکی از انان اقرار کرد که فرزندی به نام سالازار از نسلشان متولد خواهد شد.
(2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن . ( 15 امتیاز - طنز یا جدی - غیر رول )
بدوناسیمون چوبدستیسمون کروشیوسومون:
اول ازهمه باید بگم که این طلسم توسط یک ساحره ی اصیل زاده ابداع شده است و اصلا ربطی به ساحره های غیر اشرافی ندارد وگرنه من هرگز از این طلسم استفاده نمی کردم (
) این طلسم توسط یکی از همان ساحره ها که در شمالی ترین نقطه ی کره زمین می زیست ابداع شد .
این طلسم شکنجه گر بوده و فرد را تقریبا زجر کش می کندو بسیار هم طلسم جذابیست و کاربرد دارد.(
).
کانداشیموس:
این طلسم برای تشخیص فرد مشنگ از غیر مشنگ کاربرد دارد و توسط یکی از جادوگران نقاط غربی کشف شد.این طلسم باید هفت بار تکرار شود تا عمل کند.این طلسم طوری عمل می کند که فرد غیر جادوگر با اصابت یک صاعقه اتش می گیرد .باید مراقب بود که این اتش به دامان خود فرد نیاویزد زیرا این طلسم گاهی بر عکس عمل می کند و هیچ چاره ای هم برایش نیست.
تندولارو:
این طلسم راه ساده ای برای له کردن حشرات و مورچه هاست که توسط جد مالی ویزلی تهیه شده است.این فرد برای اسان تر کردن اشپزی این طلسم را زمزمه می کند و بدین روش مورچه ها و حشرات موجود در یک ثانیه له شده و در ظرف قرار می گیرند و اماده ی تفی شدن می شوند.
3( یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
جیمز سیریوس پاتر:
این اسم از اسم عله گرفته شده است و چون کاملا مشخص است اصلا احتیاجی به اثبات ندارد با اینحال توضیحاتی می دهم که نتیجه بررسی های من در سال های بسیار است :
جیم از کلمه ی جیغ گرفته شده است و به معنای جیغ است.
سیریوس نام یکی از افراد قدیمی که از دوستان پدر عله بود و پدر بزرگ جیمزی و پدر خونده ی عله بود می باشد که گفته شده این نام به ان دلیل بر وی گذاشته شد که این فرد علاقه ی زیادی به رنگ صورتی داشت و در زبان انسان های نخستین سیریوس به معنای صورتی است.
پاتر هم که از اسم عله گرفته شده است و در ان شکی نیست.
پس جیمز سیریوس پاتر یعنی : جیغز صورتی عله!
1) جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.( 10 امتیاز - طنز یا جدی- غیر رول)
از آنجا که در ان زمان زمین یک تکه بوده است ،به چهار قسمت شمال و جنوب و شرق و غرب تقسیم شده بود.ساحره ها و جادوگر های اشرافی در قسمت شمالی کره ی زمین و سایرین در قسمت غرب ان می زیستند.
مشنگ ها در جنوب و مشنگ های اصیل تر(مشنگه مشنگه)در قسمت های شرقی زندگی می کردند.
از آنجایی که جادوگران و ساحره ها از همان اول زورگو بودند مناطقی که که رود نزدیک بود انتخاب می کردند و بقیش رو هم از کتاب تاریخ مشنگ ها کلاس چهارم دبستان می توانید پیدا کنید.این سندی روشن است.
از این رو ساحره هایی که در قسمت های شمالی می زیستند دارای پوستی تقریبا شفاف و بسیار سفید بودند.در حالی که به نظر می رسید از میان یخچال ها بیرون امده اند.چشمان این ساحره ها تابه تا بود.به طوری که چشم راست ابی و چشم چپ به رنگ مشکی بود .این ساحره ها با اندامی کوتاه و چاق ،تقریبا کوتوله های مونث نامیده می شدند.
از آنجا که در ان زمان لباسی وجود نداشت این ساحره های کوتوله اشرافی تا تاریکی شب در غار می ماندند و بعد بیرون می امدند تا کسی ان هارا بی لباس نبیند و کلاسشان از بین نرود.از این رو به این گروه از ساحره ها ساحره های کوتوله ی شب زی می گویند که نسل ان ها به فلیت ویک باز می گردد.
این ساحره ها خونخوار بودند وا ز اقسام گیاهی تنفر داشتند.معمولا در تاریکی شب به یک جادوگر حمله ور می شدند و بعد پوست اورا به بهترین شکل جدا کرده و گوشتش را به حیوانات می دادند تا فربه شوند و بعد حیوانات را کباب می کردند.علت ان هم این بود که این ساحره ها از ادم خواری متنفر بوده و این کار را مناسب وحشیان دوره ی اول در غرب می دانند.نسل ساحره های خونخوار جادوگر کش به ونوس باز می گردد..اورا مادر جادوگر کش ها نامیده اند.
این ساحره های کوتاه قامت نسبتا وحشی ،مژه هایی از دم طلایی رنگ داشتند که با موهای لخت مشکیشان در تضاد بود و منظره ی نازیبایی به وجود می اورد.جالب اینست که تحقیقات نشان داده این گونه افراد خود را زیباترین ساحره ها می دانستند.
در مورد جادوگرانی که در این منطقه زندگی می کنند چیز زیادی به دست نیامده است.زیرا ساحران خونخوار بنا بر عملکرد جدشان ونوس بی رحمانه جادوگران را می کشند و از ان ها تغزیه می کردند در نتیجه کمتر جادوگری جرات می کرد که در ان منطقه مسکن گزیند و درموارد نادر هم در عرض یک هفته نابود می شدند.
در مورد ساحره هایی که در قسمت غرب وجود داشتند..این ساحره ها علاقه ی بسیاری به اشپزی داشتند و با ان که نام این عمل را نمی دانستند خیلی خوب قطعات یخ و شن و ماسه و جسد مورچه و حشرات را با هم مخلوط می کردند و در اخر هرکسی از افراد حاضریک تف در کاسه می انداخت و بعد کاسه هم می خورد سپس بوی خوش غذا بلند می شد ((:)
این ساحره ها صورت هایی گرد و پر از خال داشتند.تمام دست ها و پاهایشان پوشیده از موهای سرخ رنگ بود و به ساده زیستی اعتقاد داشتند در نتیجه بی توجه به کلاس و این حرفا همانطور بدون لباس می چرخیدند .این افراد دارای قد نسبتا کوتاه رو به متوسط و هیکلی گوشتالود بودند.به نظر یکی از گیس سفیدان کچل این قبیله اصیل زاده ترین نوه ی ان ها که خصوصیات بسیاری به ان ها خواهد داشت زنی به نام مالی ویزلی است.
درمورد جادوگران این منطقه می توان گفت که از اقسام وحشی بودند.این افراد دارای پاهای بلند کشیده پر از مو و لکه های سرخ و بینی های چسبیده به صورت و لبان باریکی بودند که روزی یکی از انان اقرار کرد که فرزندی به نام سالازار از نسلشان متولد خواهد شد.
(2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن . ( 15 امتیاز - طنز یا جدی - غیر رول )
بدوناسیمون چوبدستیسمون کروشیوسومون:
اول ازهمه باید بگم که این طلسم توسط یک ساحره ی اصیل زاده ابداع شده است و اصلا ربطی به ساحره های غیر اشرافی ندارد وگرنه من هرگز از این طلسم استفاده نمی کردم (
) این طلسم توسط یکی از همان ساحره ها که در شمالی ترین نقطه ی کره زمین می زیست ابداع شد .این طلسم شکنجه گر بوده و فرد را تقریبا زجر کش می کندو بسیار هم طلسم جذابیست و کاربرد دارد.(
).کانداشیموس:
این طلسم برای تشخیص فرد مشنگ از غیر مشنگ کاربرد دارد و توسط یکی از جادوگران نقاط غربی کشف شد.این طلسم باید هفت بار تکرار شود تا عمل کند.این طلسم طوری عمل می کند که فرد غیر جادوگر با اصابت یک صاعقه اتش می گیرد .باید مراقب بود که این اتش به دامان خود فرد نیاویزد زیرا این طلسم گاهی بر عکس عمل می کند و هیچ چاره ای هم برایش نیست.
تندولارو:
این طلسم راه ساده ای برای له کردن حشرات و مورچه هاست که توسط جد مالی ویزلی تهیه شده است.این فرد برای اسان تر کردن اشپزی این طلسم را زمزمه می کند و بدین روش مورچه ها و حشرات موجود در یک ثانیه له شده و در ظرف قرار می گیرند و اماده ی تفی شدن می شوند.
3( یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
جیمز سیریوس پاتر:
این اسم از اسم عله گرفته شده است و چون کاملا مشخص است اصلا احتیاجی به اثبات ندارد با اینحال توضیحاتی می دهم که نتیجه بررسی های من در سال های بسیار است :
جیم از کلمه ی جیغ گرفته شده است و به معنای جیغ است.
سیریوس نام یکی از افراد قدیمی که از دوستان پدر عله بود و پدر بزرگ جیمزی و پدر خونده ی عله بود می باشد که گفته شده این نام به ان دلیل بر وی گذاشته شد که این فرد علاقه ی زیادی به رنگ صورتی داشت و در زبان انسان های نخستین سیریوس به معنای صورتی است.
پاتر هم که از اسم عله گرفته شده است و در ان شکی نیست.
پس جیمز سیریوس پاتر یعنی : جیغز صورتی عله!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وقتی شب برمی خیزد
دنیا را در خود پنهان می کند
در تاریکی غیرقابل رُسوخ
سرما بر می خیزد
از خاک
و هوا را آلوده می کند
ناگهان...
زندگی معنایی جدید به خود می گیردl
دنیا را در خود پنهان می کند
در تاریکی غیرقابل رُسوخ
سرما بر می خیزد
از خاک
و هوا را آلوده می کند
ناگهان...
زندگی معنایی جدید به خود می گیردl
جزئیات کاربر

1. جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.
توصیف به گفته ی یکی از دوستان که خواسته اسمش ذکر نشود:
بدنی تیره رنگ با انواع و اقسام موها از نوع فر، خز، بوق و ... روی بدن هایشان مشاهده می کردم. گرزی به دست داشتند که از یک گلوله که روی آن چیزهایی شبیه میخ قرار داشت به همراه یک چوب ساخته شده بود، در دست داشتند.
کمی که در چهره هایشان دقت می کردی متوجه خواب آلودگی و در بعضی موارد گشنگی می شدی و در بدن بعضی ها راشیتیسم و کواشیور کور نیز قابل مشاهده بود.
امراضی دیگر نیز داشتند که از حیطه ی کاری من خارج است. مِنجمله مشکلاتی در فیها خالدونشان که همگی بدلیل کمبود علم و ... بوده است.
از نظر پوششی هیچ چیزی کم نداشتند به غیر از شلوار، پیراهن، جوراب، کفش و دیگر موارد پوشانندگی. فقط فیها خالدونشان را با برگ های مختلفی می پوشاندند و دور آنها ریسمانی از ساقه های نازک و پیچک می بستند تا نیفتد... دیگر جاهای بدنشان نیز خالی از هرگونه لباسی بود!
2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن.
فودیوس:
با کمک این جادو که به کمک قدرت ذهنی نسبتا قوی ای انجام میشد، می توانستند بدون هیچگونه آتشی غذا را درست کنند. البته چون این جادو به قدرت ذهنی نسبتا زیادی نیاز داشت، خیلی ها قادر به انجام آن نبودند و اکثرا خام خواری می کردند به غیر از تعداد اندکی که دارای قدرت زیادی بودند.
وودیوس:
به کمک این جادو، جادوگران غارنشین چوب های زیادی را می توانستند بدون انجام کاری بدست آورند و این به گرم شدنشان کمک می کرد. ولی فقط تعداد کمی از این جادو و نحوه ی آن با خبر بودند، برای همین اکثر جادوگران غارنشین با دست به کار تهیه ی چوب مشغول می شدند.
میدیوس:
به کمک این ورد که با چشم انجام می شد. مردم می توانستند در کسری (؟!) از ثانیه مکانی یا چیزی را بسازند و البته باید ذکر کرد که نمونه هایی از این توانایی در بازی های قلعه و ایج آف ایمپایرز هست که شما پس از زدن رمز میبینید که این مردم توانمند در یک ثانیه قلعه ای را می سازند.
3. در سده دوم جادوگری چه تغییرات و تحولاتی در جامعه جادوگری پیش آمد؟
تغییرات زیادی ایجاد شد. از جمله مهمترین این تغییرات می توان به پیدا شدن پدیده ای جسمی به نام چوبدستی که تحول بزرگی در علم جادو و جادوگری بود، اشاره کرد.
پس از پیدایش چوبدستی بسیاری از جادوگران و جادو شناسان توانستند اوراد جادویی را خلق کنند و با کمک آنها و بدون استفاده از قدرت زیاد ذهنی توانستند بسیاری از کارهای جادویی را انجام دهند که خود باعث پیشرفت جامعه ی جادوگری از هر بعد شد.
از دیگر تغییراتی که می توان بیان کرد، نوع لباس پوشیدن افراد بود که باعث شد جامعه ی جادوگری از نظر پوششی-عقیدتی هم پیشرفت کند و یکسری از کارها که قبل ها باعث یکسری مشکلات بدنی می شد کم و کمتر شد و این نیز خود باعث پیشرفت در بعدهای زیادی شد که آثار خوب آن در آینده ای نزدیک بر مردم جادوگر روشن شد.
از دیگر تغییراتی که در سده ی دوم در جامعه ی جادوگری پیش آمد، پیدایش عدادی ماگل زبان نفهم بود که در کار جادوگران دخالت هایی پنهانی می کردند و بعضی از کارهایشان را خراب می کردند و با گذشت زمان، جادوگران به وجود آنها پِی بردند ولی بعدها از آن ماگل ها خبری نشد و بعدها ماگل ها دوباره به تعداد زیاد بوجود آمدند...
توصیف به گفته ی یکی از دوستان که خواسته اسمش ذکر نشود:
بدنی تیره رنگ با انواع و اقسام موها از نوع فر، خز، بوق و ... روی بدن هایشان مشاهده می کردم. گرزی به دست داشتند که از یک گلوله که روی آن چیزهایی شبیه میخ قرار داشت به همراه یک چوب ساخته شده بود، در دست داشتند.
کمی که در چهره هایشان دقت می کردی متوجه خواب آلودگی و در بعضی موارد گشنگی می شدی و در بدن بعضی ها راشیتیسم و کواشیور کور نیز قابل مشاهده بود.
امراضی دیگر نیز داشتند که از حیطه ی کاری من خارج است. مِنجمله مشکلاتی در فیها خالدونشان که همگی بدلیل کمبود علم و ... بوده است.
از نظر پوششی هیچ چیزی کم نداشتند به غیر از شلوار، پیراهن، جوراب، کفش و دیگر موارد پوشانندگی. فقط فیها خالدونشان را با برگ های مختلفی می پوشاندند و دور آنها ریسمانی از ساقه های نازک و پیچک می بستند تا نیفتد... دیگر جاهای بدنشان نیز خالی از هرگونه لباسی بود!
2. چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن.
فودیوس:
با کمک این جادو که به کمک قدرت ذهنی نسبتا قوی ای انجام میشد، می توانستند بدون هیچگونه آتشی غذا را درست کنند. البته چون این جادو به قدرت ذهنی نسبتا زیادی نیاز داشت، خیلی ها قادر به انجام آن نبودند و اکثرا خام خواری می کردند به غیر از تعداد اندکی که دارای قدرت زیادی بودند.
وودیوس:
به کمک این جادو، جادوگران غارنشین چوب های زیادی را می توانستند بدون انجام کاری بدست آورند و این به گرم شدنشان کمک می کرد. ولی فقط تعداد کمی از این جادو و نحوه ی آن با خبر بودند، برای همین اکثر جادوگران غارنشین با دست به کار تهیه ی چوب مشغول می شدند.
میدیوس:
به کمک این ورد که با چشم انجام می شد. مردم می توانستند در کسری (؟!) از ثانیه مکانی یا چیزی را بسازند و البته باید ذکر کرد که نمونه هایی از این توانایی در بازی های قلعه و ایج آف ایمپایرز هست که شما پس از زدن رمز میبینید که این مردم توانمند در یک ثانیه قلعه ای را می سازند.
3. در سده دوم جادوگری چه تغییرات و تحولاتی در جامعه جادوگری پیش آمد؟
تغییرات زیادی ایجاد شد. از جمله مهمترین این تغییرات می توان به پیدا شدن پدیده ای جسمی به نام چوبدستی که تحول بزرگی در علم جادو و جادوگری بود، اشاره کرد.
پس از پیدایش چوبدستی بسیاری از جادوگران و جادو شناسان توانستند اوراد جادویی را خلق کنند و با کمک آنها و بدون استفاده از قدرت زیاد ذهنی توانستند بسیاری از کارهای جادویی را انجام دهند که خود باعث پیشرفت جامعه ی جادوگری از هر بعد شد.
از دیگر تغییراتی که می توان بیان کرد، نوع لباس پوشیدن افراد بود که باعث شد جامعه ی جادوگری از نظر پوششی-عقیدتی هم پیشرفت کند و یکسری از کارها که قبل ها باعث یکسری مشکلات بدنی می شد کم و کمتر شد و این نیز خود باعث پیشرفت در بعدهای زیادی شد که آثار خوب آن در آینده ای نزدیک بر مردم جادوگر روشن شد.
از دیگر تغییراتی که در سده ی دوم در جامعه ی جادوگری پیش آمد، پیدایش عدادی ماگل زبان نفهم بود که در کار جادوگران دخالت هایی پنهانی می کردند و بعضی از کارهایشان را خراب می کردند و با گذشت زمان، جادوگران به وجود آنها پِی بردند ولی بعدها از آن ماگل ها خبری نشد و بعدها ماگل ها دوباره به تعداد زیاد بوجود آمدند...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلگومات در 1387/11/6 10:10:47
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/04/14
آخرین ورود: جمعه 12 خرداد 1391 13:40
از: دیروز تا حالا چشم روی هم نذاشتم ... نمی ذارم
پستها:
466

جادوگران در سده اول جادوگری یا همان جادوگران اولیه را از لحاظ نوع پوشش و شکل و شمایل توصیف کنین.( 10 امتیاز - طنز یا جدی- غیر رول)
شایعاتی وجود دارد که می گوید ، پوشش در زمان سده ی اول جادوگری ناشناخته بوده ؛ اما نتنها که این گونه نبود بلکه جادوگران هر قاره پوشش مخصوص خود را داشته است و این اطلاعات حاصل دسترنج باستانشناسان گرانقدر میهن عزیز ما ایران است . در زیر به این خلاصه ای از اطلاعات اشاره می کنیم :
قاره ی آسیا :
گویا در این قاره مردم با دست های خود ، برای خود پوشش ایجاد کرده اند زیرا اجساد پیدا شده نشانگر این هستند که یک دست همیشه در محلی خاص بوده است . اگر چه در این قاره ، مردم کشور ایران به غیر از پوشش مذکور از پیچاندن چیزی ...چیزی دیگه مثه ماله کوییریل(
) به دور سر خود استفاده می کرده اند !
قاره آفریقا :
در این قاره به دلیل سیاهی پوست مردم ، بیشتر از پوشش های سیاه استفاده می شده تا در نوبه ی خود گونه ای هم استتار در برار خطر باشد ... برای مثال مرد ها از پست گور خر سیاه و زن ها از پوست مرد سیاه (
) استفاده می کرده ا ند.
قاره اروپا :
در این قاره که از قدیم الایام مردمانی بس جیگر و پایه داشته است ، برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی حکم فرما بوده و مران فقط از کلاه و زنان فقط از روسری خالی استفاده می کرده اند .
قاره آمریکا ، استرالیا و قطب جنوب :
متاسفانه از آنجایی که این قاره ها به تازگی بوجود آمده اند ... در سده ی اول وجود نداشته اند !
از اونجایی که تکلیف باید به 190 سانت برسه مجبور به کوتاه کردن کلام هستم مگر نه توضیح های بیشتر از حوصله ی تکلیف خارج نیست
چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن:
آلاهومورا :
شاید به نظرتان بیاید که اکنون جادوگران این جادو را با چوب انجام می دهند اما بهتر است بدانید که ر سده ی اول جزو اولین ورد های مورد استفاده بود ... زیرا کاربرد های مختلفی برای کاربرش داشت مثلا بازکردن دهانه ی غار و کاربردی بیناموسانه کاربرد داشته که تعریف آن از حوصله ی تکلیف خارج است . و اما دلیل اینکه چرا اکنون نیاز به چوب هست برای انجام این طلسم ... خب ، همانطور که می دانید یا نمی دانید ، آن کاربرد بیناموسانه ی ورد باعث ضعیف شدن(
) و کم شدن قدرت جادوگر استفاده کننده می شود ، این کم شدن قدرت در نسل های متعدد ادامه داشته تا حال که قدرت و توانایی به قدر کاهش یافته که حتی برای استفاده از این ورد نیاز به چوب دستی است و تنها استثنایی که هست مربوط به دامبلدور هست 
کنده کاریییییییوس :
همان طور که از اسم ورد پیداست این ورد برای کنده کاری ، بیشتر (!) روی بدنه ی غار ها ، استفاده می شده ... جادوگران ان دوران برای کشف این ورد رنج های بسیار بردند و جان های بسیار دادند :دی تا بالاخره توانستند به راه ارتباط با نسل های بعد خود پیدا کردند . تنها نکته ی سخت و مبهم این ورد این است که هنگامی که ورد می خواهد ادا شود تعداد « یـ » ها باید حتما درست باشد مگر نه اثرات بسیار بد و خارج از حوصله ی تکلیف دارد
بلاکیوس :
در همان ابتدا عله ی پدر برای اینکه بتواند فرزندان سرکشش را رام کند در فکر اختراع طلسمی سیاه بود اما سال های در این آرزو و خواسته خود ناکام بود تا بالاخره هله (همسرش) توانست به او کمک کند و با هم طلسم را با نام بلاکیوس کشف کنند ... عله ی بیرحم پس از کشف طلسم اولین کسی را که مورد طلسم قرار داد همان هله بود ...
- یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
بادراد ريشو
آیا تا حالا استاد گرانقدر سعی کرده است بفهمد که اسمشان چه تاریخچه ای دارد ؟
با توجه به تحقیقات متعدد اینجانب اطلاعات زیر بدست آمده اند :
1) بادراد به معنای کوتوله و بیناموس است زیرا در کتاب تاریخ هاگوارتز جلد پنجم ، صفحه هزار و پونصدم و خطی که گفتن اون از حوصله ی تکلیف خارج است نوشته شده که جد جد جد جد جد جد جد جد ...(انقدر جد که از حوصله ی تکلیف خارج است) روونا ریونکلاو بادراد نامیده می شده زیرا دارای قدی کوتاه و بیناموس بوده
.
2)بادراد وقتی به همراه کلمه ی ریشو بیاید به معنای ریش بلند است همانطور که در کتاب تاریخ جادوگری جلد اول صفحه یکی مونده به آخر نوشته شده که بادراد ریشو ( ریش دراز ) برای اولین بار از میان جن ها برخاست و خواستار قتل تمامی جادوگران شد .
3) این نام به قدری تاریخی و با اصل و نصب و ... هست که گفتن همه ی اسناد و جوانب از حوصله ی تکلیف خارجه ... همون دو مورد بالا کافیه !
شایعاتی وجود دارد که می گوید ، پوشش در زمان سده ی اول جادوگری ناشناخته بوده ؛ اما نتنها که این گونه نبود بلکه جادوگران هر قاره پوشش مخصوص خود را داشته است و این اطلاعات حاصل دسترنج باستانشناسان گرانقدر میهن عزیز ما ایران است . در زیر به این خلاصه ای از اطلاعات اشاره می کنیم :
قاره ی آسیا :
گویا در این قاره مردم با دست های خود ، برای خود پوشش ایجاد کرده اند زیرا اجساد پیدا شده نشانگر این هستند که یک دست همیشه در محلی خاص بوده است . اگر چه در این قاره ، مردم کشور ایران به غیر از پوشش مذکور از پیچاندن چیزی ...چیزی دیگه مثه ماله کوییریل(
) به دور سر خود استفاده می کرده اند !قاره آفریقا :
در این قاره به دلیل سیاهی پوست مردم ، بیشتر از پوشش های سیاه استفاده می شده تا در نوبه ی خود گونه ای هم استتار در برار خطر باشد ... برای مثال مرد ها از پست گور خر سیاه و زن ها از پوست مرد سیاه (
) استفاده می کرده ا ند.قاره اروپا :
در این قاره که از قدیم الایام مردمانی بس جیگر و پایه داشته است ، برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی حکم فرما بوده و مران فقط از کلاه و زنان فقط از روسری خالی استفاده می کرده اند .
قاره آمریکا ، استرالیا و قطب جنوب :
متاسفانه از آنجایی که این قاره ها به تازگی بوجود آمده اند ... در سده ی اول وجود نداشته اند !
از اونجایی که تکلیف باید به 190 سانت برسه مجبور به کوتاه کردن کلام هستم مگر نه توضیح های بیشتر از حوصله ی تکلیف خارج نیست

چه جادو هایی که بدون چوب جادو انجام می شدند توسط جادوگران سده اول ایجاد می شد؟ سه مورد با توضیح کاربرد آن:
آلاهومورا :
شاید به نظرتان بیاید که اکنون جادوگران این جادو را با چوب انجام می دهند اما بهتر است بدانید که ر سده ی اول جزو اولین ورد های مورد استفاده بود ... زیرا کاربرد های مختلفی برای کاربرش داشت مثلا بازکردن دهانه ی غار و کاربردی بیناموسانه کاربرد داشته که تعریف آن از حوصله ی تکلیف خارج است . و اما دلیل اینکه چرا اکنون نیاز به چوب هست برای انجام این طلسم ... خب ، همانطور که می دانید یا نمی دانید ، آن کاربرد بیناموسانه ی ورد باعث ضعیف شدن(
) و کم شدن قدرت جادوگر استفاده کننده می شود ، این کم شدن قدرت در نسل های متعدد ادامه داشته تا حال که قدرت و توانایی به قدر کاهش یافته که حتی برای استفاده از این ورد نیاز به چوب دستی است و تنها استثنایی که هست مربوط به دامبلدور هست 
کنده کاریییییییوس :
همان طور که از اسم ورد پیداست این ورد برای کنده کاری ، بیشتر (!) روی بدنه ی غار ها ، استفاده می شده ... جادوگران ان دوران برای کشف این ورد رنج های بسیار بردند و جان های بسیار دادند :دی تا بالاخره توانستند به راه ارتباط با نسل های بعد خود پیدا کردند . تنها نکته ی سخت و مبهم این ورد این است که هنگامی که ورد می خواهد ادا شود تعداد « یـ » ها باید حتما درست باشد مگر نه اثرات بسیار بد و خارج از حوصله ی تکلیف دارد
بلاکیوس :
در همان ابتدا عله ی پدر برای اینکه بتواند فرزندان سرکشش را رام کند در فکر اختراع طلسمی سیاه بود اما سال های در این آرزو و خواسته خود ناکام بود تا بالاخره هله (همسرش) توانست به او کمک کند و با هم طلسم را با نام بلاکیوس کشف کنند ... عله ی بیرحم پس از کشف طلسم اولین کسی را که مورد طلسم قرار داد همان هله بود ...

- یک کلمه تاریخی رو ذکر کرده و با استناد های مختلف ریشه اصلی اون رو بیابید.
بادراد ريشو
آیا تا حالا استاد گرانقدر سعی کرده است بفهمد که اسمشان چه تاریخچه ای دارد ؟
با توجه به تحقیقات متعدد اینجانب اطلاعات زیر بدست آمده اند :
1) بادراد به معنای کوتوله و بیناموس است زیرا در کتاب تاریخ هاگوارتز جلد پنجم ، صفحه هزار و پونصدم و خطی که گفتن اون از حوصله ی تکلیف خارج است نوشته شده که جد جد جد جد جد جد جد جد ...(انقدر جد که از حوصله ی تکلیف خارج است) روونا ریونکلاو بادراد نامیده می شده زیرا دارای قدی کوتاه و بیناموس بوده
.2)بادراد وقتی به همراه کلمه ی ریشو بیاید به معنای ریش بلند است همانطور که در کتاب تاریخ جادوگری جلد اول صفحه یکی مونده به آخر نوشته شده که بادراد ریشو ( ریش دراز ) برای اولین بار از میان جن ها برخاست و خواستار قتل تمامی جادوگران شد .
3) این نام به قدری تاریخی و با اصل و نصب و ... هست که گفتن همه ی اسناد و جوانب از حوصله ی تکلیف خارجه ... همون دو مورد بالا کافیه !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلفرد بلک در 1387/11/5 19:00:55
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج