جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: پيام امروز
ارسال شده در: چهارشنبه 3 آبان 1385 12:04
نمایش جزئیات
آفلاین
آگهي پيام امروز
كاريابي
به دو فروشنده ی باتجربه متعهد باسواد حداقل دارای 4 مدرک سمج برای کار در مغازه ی ویزلی ها واقع در کوچه ی دیاگون نیازمندیم. زمان مصاحبه 3 تا 10 ابان ماه از ساعت 10 تا 12 صبح . 4 تا 8 عصر. لطفا برای مصاحبه در مغازه ی ویزلی ها به صورت رول پلینگ پست بزنید!!
با تشكر چارلي ويزلي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پيام امروز
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 آبان 1385 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
در حالی که ساعاتی قبل پزشکان سنت مانگو رسماً اعلام کردند که سوروس اسنیپ به دیار باغی شتافته است دقایقی پیش این خبر را تکذیب کردند و اعلام کردند وی بازگشته است.
لذا به سراغ وی رفتیم تا بیشتر راجع به این واقع مشکوک بدانیم!

گزیده ای از خاطرات سوروس اسنیپ درباره سفر آخرت...!

...دم خدا گرم... خيلي حال داد! وقتی شیشه روغن (مو ها) از دستم افتاد، سکته زدم!... دوستان مرگ خوار منو فرستادم بیمارستان که از اونجا تریپ فرودگاه برم به دیار باغی... رفتم برزخ... اونجا حساب كتابا رو كه كردن ديدم بابا وضعم خيلي خرابه. قرار بود ببرنم جهنم. اما خدا تيريپ مرام گذاشت گفت: «هيچكسو نميفرستم جهنم. یه ساختمون ساختم هفت طبقه كه هر چي بري طبقات بالاتر باحال تر ميشه. طبقه اولش دقيقا مثل دنياست... طبقه هفتم که دیگه بهشت بیست و چهار عیاره!»
منو بردن طبقه چهارم. چه حوري‌هايي اونجا بودن. اصلا با ساحره های دنيا قابل مقايسه نبودن. کلا اونجا همه خوشگل بودن... خودمم روز اول كه رفتم اونجا تعجب كردم وقتي خودمو تو آينه ديدم. دماغم فكر كنم عمل شده بود. هميشه دلم ميخواد همون فرمي باشه. الان كه با خودم فكر ميكنم ميبينم كاش این دنيا آدم بهتري بودم كه ميبردنم طبقات بالاتر. اين طبقه هایی که بالای ما بودن خيلي حال ميکردن. هر شب تا دير وقت بی جامه پارتی ميگرفتن و سر صدا مي کردن... نميذاشتن ما راحت بخوابيم. پارسال يه دفعه يه پارتي بزرگ گرفتن ما رو دعوت كردن رفتيم بالا داشتيم شاخ در می آوردم از تعجب كه بابا اينا چه امكاناتي دارن اونم فقط با يه طبقه تفاوت. خدا ميدونه طبقه هفتم چه خبره. چه حالي ميبرن اونا. کریس دی برگ اومده بود به نفع زلزله زده هاي طبقه اول كنسرت ميداد.
از همون اول كه وارد شديم چشمم كه به يكي از حوريهاشون افتاد دلم شروع كرد به لرزيدن. اصلا حوري هاي طبقه اينا با مال ما قابل مقايسه نبودن. همه گرافيك بالا! همه جیگر طلا! ما وقتي ميومديم كلي خوشتيپ كرده بوديم و تيريپ رسمي با كت شلوار رفته بوديم و خلاصه خيلي تيريپ گذاشته بوديم. اما وقتي رفتيم بالا ديديم بابا ما اصلا عددي نيستيم! اينجا اصلا كت شلواراي ما از مد افتاده. همه دارن بهمون ميخندن. اونجا پيرهن يقه كلاغي با پاپيون مد بود. تازه ما كه خوب بوديم... چند نفر از طبقه دوم با شلوار بگي اومده بودن. حالا بگذریم...! رفتم پهلوي همون حوريه و ازش خواستم پشت ميزي كه همونجا بود نشستيم. خدايي خيلي سالار و خوش تيريپ بود. همونجا كه نشسته بوديم از زير پامون نهر چهارليتري رد ميشد. جلومون هم چند تا ليوان بود اما بي كلاسي بود اگه از تو همون نهر بر ميداشتيم. اين بود كه يكي از گارسون ها رو صدا كردم گفتم واسمون دو تا ليوان از چارليتري هايي كه طبقه هفتمي ها هديه كرده بودن بيارن. خلاصه كلي با هم حرف زديم. از سرگذشتم تو دنيا واسش گفتم و اونم همينكارو كرد. يواش يواش موقع شام شده بود. شام رو هم با هم خورديم. چه شام مفصلي. همه چيز بود... اونوقت تو طبقه ما هر شب كوكو سبزي ميدادن بخوریم! تازه ما كه خوب بودیم... طبقه پايينيامون هر شب كشك بادمجون داشتن!
خلاصه همین جوری که داشتیم با حوریه شام میخوردیم با خودم فكر كردم الان دیگه موقعشه. اين بود كه بهش پيشنهاد دوستي دادم. اولش يه كم جا خورد. اما بعدش خيلي راحت برگشت گفت: ميدوني چيه؟ من و تو به درد هم نميخوريم. آخه با هم اختلاف طبقاتي داريم. من طبقه پنجمي هستم و تو چهارمي...!

الان خيلي احساس پوچی و دپرسي ميكنم...
فهميديم كه وقتي ميگن خوب باش كه با خوبا محشور بشي يعني چي!
اون دنیا هم كبوتر با كبوتر باز با بازه...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوِروس اسنيپ در 1385/8/2 13:24:12
شک نکن!
Re: پيام امروز
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 آبان 1385 11:26
نمایش جزئیات
آفلاین
محفل ققنوس ... دنيايي تازه!!!

طبق آخرين اخبار رسيده از محفل با عنوان و اقسام جديدي از قوانين رو به رو هستيم ...
اين قوانين قوانين تازه اي است و ما اخباري در اينباره در دست نداريم
براي همين مصاحبه اي رو با استرجس پادمور و هدويگ ترتيب داده ايم كه به شرح زير است:

گزارشگر:سلام اميدواريم حالتون خوب باشه!!!سوالاتي در مورد محفل داشتم كه اگر اجازه بديد بپرسم!!!
_بفرماييد!!!
گزارشگر:هدف شما از انجام اين كارها در محفل چيه؟؟
هدويگ:خب بايد بگم كه هدف كليه ما فعال كردن محل به شكلي تازه است!!!
گزارشگر:لطفا توضيحاتي در مورد اين تغييرات بديد!!!ممنون ميشيم!!!
استر:بايد بگم كه اين قوانين در اصل توسط هدويگ طراحي شده و توسط دامبل و سپس بنده تاييد شده!!!
هدويگ:
استر:بله داشتم ميگفتم براي عضويت در محفل هر كس بايد ابتدا اين قوانين رو بخونه و سپس در خواست عضويت بده ...
گزارشگر:در مورد نحوه ي عضويت هم يك صحبتي ميكنيد لطفا؟؟
هدويگ:هو هو بايد بگم كه نحوه ي عضويت محفل مثل قبل ميباشد و در تاپيك اعضاي محفل از جلو نظام انجام ميگيرد....

نكته:اين روزنامه است ولي واقعيت است ...سه بعدي هستش

ديشديم ديشديم پيشتيم بي بي پيشتيم

استر:بله!!!
طرف:پاشين بياين محفل ... چي خبر شده!!!
استر:
هدويگ:كيه؟؟؟
استر:آمديم!!!

و سپس بال هدويگو گرفت و از دفتر روزنامه رفتند...بعدا فهميديم به خاطر استقبال بيش از اندازه از محفل بوده!!!

خبرنگار روزنامه پيام امروز
از طرف سخنگوي محفل

===============================
هيچي ديگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 27 مهر 1385 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
اطلاعیه جدید ناظران دیاگون:

بعد مشورت با بینز قرار شد که از این به بعد پیام امروز چند خبرنگار داشته باشد تا خبرهای روز سایت رو در این تاپیک قرار بدهند.

*توضیح بیشتر:در کل منظورم این هست که چند خبرنگار انتخاب میشوند در سایت میگردند و خبر مهم روز رو در آن به ثبت میرسانند.
*وقتی خبرنگاران مشخص شدند جلسه ای با آنها گذاشته میشود و مکان های مختلف سایت با انها تقسیم میشود.
*خبری که بر روی صفحه اول سایت گذاشته میشود را بر ندارید بیایید اینجا کپی کنید.
*کسی که دوست دارند این شغل شریف را انتخاب کنند به تاپیک دفتر ناظرین انجمن دیاگون رفته و درخواست خود را بدهند تا بعد از بررسی از بین آنها کسانی خوب انتخاب شوند.
*هر گونه سوالی در همان دفتر ناظرین پرسیده شود.
*هر گونه پست در این مورد در تاپیک پیام امروز پاک خواهد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 27 مهر 1385 08:28
نمایش جزئیات
آفلاین
دیروز ، درست هنگام غروب خورشید ، گروه فشفشه های تندرو با متحد شدن با گروهی ملقب به مرگخواران ، به سرکردگی لویسوس مالفوی و فردی ژنده پوش ، به ساختمان وزارت حمله کردند .

عده ای از شواهد ، اظهار داشتند که چهره دو تن از سران جامعه ، بیل ویزلی و ولدمورت صغیر را ، در میان این گروه ها دیده اند .

بر همین اساس ، خبرنگار گل مک بون اینا ! ، کریچر ، ملقب به گلابی را نزد این دو تن فرستادیم تا مصاحبه ای از آنها تهیه کند .

بوق بوق بوبوق بوووووق (صدای شماره گیری تلفن).

- بیل ویزلی صحبت می کنه ، بفرمایید !
- الو سلام من خودمم !
- سلام ... الهه شوم مرگ من ؟!
- نه شوخی کردم بابا کریچرم !
- کریچر ؟ ... نمی شناسم ! ... می شه کامل معرفی کنی ؟!
- کریچر ، ملقب به گلابی ! ... مسئول ریونکلا ، یکی از دوستداران ققی .
- چی ؟ ... ققی ؟ ... بوووووووووووووووووق(صدای قطع شدن تلفن!)
(دوستانی که متوجه نشدن : بیل ویزلی کریچر رو ایگنور کرد !)

**_\^/_**_\^/_**_\^/_ **_\^/_**_\^/_**_\^/_ ***_\^/_
--( O_O )----( O_O )-( O_O )-( O_O )--( O_O )-( O_O )-( O_O )
--------------------------------------------------------------------------------------

- مونتاگ هستم ... معاون ارباب ... بفرمایید ؟
- گوشی رو بده ولدی بینیم بابا !
- هوی بوقی درست صحبت کن ... شما ؟
- کریچرم !
- ای جووون من ! ... ببخشید کریچر نشناختمت ! ... کریچ یه چیزی بگم بین خودمون می مونه ؟
- بگو ولی گوشی رو بده ولدی زود
- کریچ من آخرین هدفم مدیر شدن تو سایت جادوگرانه ! ... به نظرت بهش می رسم ؟!
- آره آره تلاشتو بکن ... تو می تونی ! ... حالا گوشی رو بده ولدی !
- باشه گوشی ...
...
- بفرمایید .
- سلام هستی ؟!
- هستی خودتی مرتیکه بوقی ! ... من هستم خودت نیستی !
- شنیدم بین ماگل های تندرو پیدات شده !
- نه خیر تکذیب می کنم .
- همه تو رو توی اون شورش دیدن !
- کدوم شورش ؟ ... من که اصلا شورشی ندیدم ! ... همه جا امن و امانه ! ... بررسی می شه !
- پاااااااااق(صدای گذاشتن گوشی توسط کریچ !)

ممنون از اینکه تا اینجا با ما همراه بودید ... شما را در جریان تازه های این اخبار قرار خواهیم داد .

=========

زیادی کنایه ای شد ... هر کس که راجع بهش نوشتم ، بیشتر خودش می فهمه چی گفتم و چی نگفتم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/7/27 8:34:05
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/7/27 8:43:04
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 24 مهر 1385 14:31
نمایش جزئیات
آفلاین
صبح امروز عده اي از افراد جامعه وابسته به گروه فشفشه هاي تندرو !! با حمله به يگانه جن ارزشي سايت " بادراد ريشو " با پرتاب گوجه فرنگي از معاون وزير كه براي بازديد از تاپيك " نحوه برخورد " وارد اين ديار پرخطر گرديده استقبال كردند !!!

به گزارش خبرنگار ما ، كريچر ، ملقب به جييگر ! افراد معترض با حمله به اين عضو وزارت عرصه را بر وي تنگ كرده و خواستار بركناري وي شدند !!!
شاهدان عيني گفته اند كه عده اي از طرفداران وي نيز با مشاهده جو، جوگيزر شده و به صف مخالفان پيوسته اند !!

با ما باشيد با گزارش خبرنگار گلمون كريچر :

- سلام بينندگان عزيز ! .. كريچر هستم .. اين مكان كه ملاحظه مي كنين ساختمان نحوه ي برخورد هستش . اين نوارهاي سياهم كه مي بينين بخاطر شعارهاي بيناموسي كه روي در و ديوار اينجا بره بادراد نوشته شده .. خب اون ته مها يه چهره آشنا مي بينم ....
- سلام آقاي استرجس !
- سلام .. بوووووووووق بوق بووووووووق !
- مي تونم علت حضور شمارو در اين مكان جويا بشم ؟!
- كريچ چقدر امروز باكلاس حرف مي زني !! .. چيزه .. علت .. علتش آفلاين بودن بليز زابيني هستش !!
- ميشه ربطشو بپرسم !!
- نه !!!!!
- ممنون !!

اِ يه چهره ي آشنا ديگه !!
كريچر : سلام جناب هاگريد .. چرا داري گريه مي كني ؟!
هاگريد : اوهووو .. اوهووو .. بردنش .. ليست شخصيتامو بردن . ناموسمو بردن !!

_*_*_*_*_*_*_

به اطلاع مي رساند لوسيوس مالفوي رئيس ارتش ماگل ها و فشفشه هاي تندرو حاضر به مصاحبه با كريچر نشد !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده

رون ويزلي !
___________________
Re: پيام امروز
ارسال شده در: جمعه 21 مهر 1385 16:17
نمایش جزئیات
آفلاین
*حمله به وزارت!*

خبر نگار ما هم اكنون خبري را روي خروجي خود گذاشت ( ) كه در اين لحظه آن را به چاپ ميرسانيم!

طي گزارش خبرنگار ما هم اكنون در محل وزارت سحر و جادو تجمع و تحٌصن صورت گرفته و ملت جلو ساختمان وزارت شلوغ بازي در ميارن!!
اين گزارش حاكي از آن است كه تجمع كنندگان پلاكاردهايي در دست دارند كه مضمون كلي آنها اعتراض به رنك اعطايي وزارت به آنها بوده!
عده اي كه آتش تندتري داشتند نيز، وزارت را زير سؤال بردند. اشعار و دست نوشته ها حاكي از اين امر بود!

يكي از شعار هايي كه توسط متحصنين سر داده ميشد، "وزارت رفيق باز، نميخوايم، نميخوايم!" گزارش شده.
روي پلاكاردها هم نوشته هايي با مضامين زير به چشم ميخورد:
"طرح دسته بندي بر باد است!"
"راي دهنده ي ارزشي نخواستيم!"
"اين طرح رفيق بازي بيش نيست!"

در اين ميان چند نفر به شدت به رنك تعلق يافته به خود معترض بودند...

يكي از متحصنين هم چوب دستي خود را به سمت پنجره اتاق آقاي وزير كه پرده هاش كاملآ كشيده بود، گرفته بود و متعصبانه فرياد ميزد: "ققنوس، اگه جرئت داري بيا دوئل!!"

خبرنگار ما با يكي از اين افراد كه به هيچ وجه نميگيم كدوم يكي(!) مصاحبه اي انجام داده، اين فرد پس از ديدن خبرنگار ما بدون هيچ سؤالي شروع به صحبت كرد:
- آقا ما هر چي ميگيم، اينا حرف خودشون رو ميزنن. اين مديرا هم كه فقط ازشون حمايت ميكنن! من نميدونم آخه چرا كسي نميفهمه من چي ميگم!
- شما مطمئني كه خودت ميفهمي كه چي ميگي؟
- (پس از چند لحظه سكوت...) من به اين حرفا كار ندارم. وزير كه جواب درست و حسابي نميده! مديرا هم فقط خيلي تابلو به امر تشویش اذهان عمومی و شایعه پراکنی و منحرف کردن اذهان ميپردازند!
-!!
به استناد اين گزارش در اين اثنا، به ناگاه تعداد بيشماري جغد، تعداد بي نهايت، بيانه از جانب مديران سايت ميان متحصنين فرو ريختند كه اين امر موجبات همهمه عمومي و پس از آن سكوت نسبي معترضين را كه در حال پچ پچ بودند فراهم آورد...
پس از چندي به نظر ميرسيد كه اين حربه مؤثر واقع شده و آتش ملت سرد شد... و ملت كمي سر عقل آمده و تصميم گرفتند كه در سكوت به مبارزه سازنده بپردازند...!
در اين بين يكي از همان معترضين دو آتيشه گفت: من طرحي پياده خواهم كرد و جواب شما را خواهم داد...
ديگران نيز اعلام كردند كه با فعاليت خود، پاسخ خواهند داد!
در همين بين، وزير سحر و جادو طي يك سياست حساب شده، پس از مشاهده آرامش ملت، روي بالكن اتاق خود ظاهر شده و شروع به نطق نموده...
پس از وي نيز تني چند از معاونين بياناتي فرمودند.
اميد ميرود كه اين بيانات آشوبي جديد به پا نخيزاند...(!)

البته زمزه هايي به گوش ميرسد، مبني بر اين كه در ميان مديران نيز بر سر اين طرح اختلافاتي وجود داره!
-----------------------
يادداشت سردبير:
به نظر ميرسد اعتراض راه مناسبي نيست! تنها تلاش براي اثبات شايستگي ها مفيد واقع خواهد شد!
و اين را ميتوان از اثرات مفيد اين طرح دانست.
اميد ميرود كه اين طرح مفيد واقع شود.
بياييد خوش بينانه به مسائل بنگريم!
البته ناگفته نماند كه هر از چندگاهي اعتراضات اين چنيني بسيار مفيد هستند، چرا كه زنگ خطري را براي مجريان طرح روشن خواهد ساخت كه در صورتي كه طرح شكست بخورد، مدعيان زيادي وجود خواهند داشت. و اين، بر خلاف تصور اوليه، بسيار مسمر ثمر خواهد بود، چرا كه مجريان خواهند كوشيد تا طرح را بدون هيچ عيب و نقص و كمي و كاستي اجرا نموده و اشكالات موجود را خذف كنند!
پس بياييد، پيشنهادات سازنده ارائه كنيم... و نه فقط اعتراضات زهردار!
__________________________________________________________
برداشتي آزاد از پست هاي اخير تاپيك "نحوه ي برخورد"...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در تاریخ ۱۶:۵۴:۳۰ پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
[size=small]
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 17 مهر 1385 14:40
نمایش جزئیات
آفلاین
به گزارش خبرنگار ما ، كريچر ملقب به يوزپلنگ وحشي !! ، جنگ ميان سپاه سفيد و سياه از ديروز بعد از ظهر حوالي ساعت .... آغاز شده است !!

- در همين راستا جغد فرا ارزشي هدويگ با اشاره به ارزشي بودن پست هاي مرگخواران لرد گفت :
" اي مونتاگ ارزشي ، آيا تو اهل ورزشي ؟!! ، يا تو هستي يه ارزشي ، كه دم به ساعت مي لرزشي !! "
ارباب لرد ولدمورت كبير در جواب به اين جغد سركش گفت :
" آواداكداورا "

_*_*_*_*_*_*_*_

در اين بين عده اي از سياهان خفن به سركردگي آنتونين دالاهوف ملقب به جدي !! به تاپيك " ماجراهاي مرموز مدرسه هاگوارتز " رفته و با همان سرعت رفت برگشتند ( اصطكاك = 0 ، سرعت رفت و برگشت يكسان !! ) !
آنتونين دالاهوف پس از بازگشت طي مصاحبه اي اعلام كرد :
" مععععععع .. اينا خيلي خفنن، اينا خيلي سياهن ، اينا داركن نه دارتن نه تير و كمانن !! .. من كم آوردم! "
گفته مي شود عده اي خيلي سياه قبل از مرگخواران ماجراهاي مرموز مدرسه هاگوارتز را مرموز تر كرده بوده اند !!

همچنين عده اي ديگر از مرگخوار ها به سركردگي مرد هزار پسته ديار مرگخواري برادر آناكين مونتاگ با حمله به " ماجراهاي دامبل و خانواده " حرمت ها و درها را همزمان شكسته و وارد خانه شده اند .. گفته مي شود دختر خانواده آنيتا دامبلدور در خانه نبوده است، شايعه شده است او از ماجرا خبر داشته و قبل از حمله به همراه شخصي در بيرون خانه ديده شده است !!

يوزپلنگ وحشي به سراغ وي رفته تا مصاحبه اي با او داشته باشد !!
آناكين در حاليكه با يك دست در حال تايپ پست براي اين تاپيك و با دست ديگر در حال تايپ پست براي اون يكي تاپيك است !!
- سلام جناب مونتاگ !
مونتاگ : سلام، من تا وكيلم نياد مصاحبه نمي كنم !!

رسانه ها اعلام كرده اند علت حضور نيافتن معاون لرد ولدمورت كبير ، آناكين ، در مقابل دوربين رسانه هاي جمعي به دليل كمي وقت بوده است زيرا عده اي از شاهدان عيني گفته اند وي را ديروز در كلوب شرطبندي " ماي سويت هارت " لندن در حال شرط بندي بر سر اينكه آيا وي مي تواند در طول سه روز ششصد پست بزند يا خير ؟ ديده اند !!!!!



با ما باشيد با اخبار جنگ !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده

رون ويزلي !
___________________
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 10 مهر 1385 22:32
نمایش جزئیات
آفلاین
جنگ جادوگرانی اول !

باز هم جنگ و خونریزی در جامعه جادوگری آغاز شد ... سلسله جنگهایی با نام جنگ جاوگرانی اول ، در شرف وقوع است .
خبرهایی حاکی از شروع جنگهای فوق العاده خوفناک و سازماندهی شده ، از منابغ موثق به ما رسیده است ... ولی این جنگ به صورت علنی ، فعلا فقط بین کریچر و هدویگ در جریان است .

با توجه به شواهد ، این جنگ هم ریشه در درگیری های دیرینه گروه آزادی خواه حذب با مدیران دارد ... و به گفته حذبی ها ، کریچر تنها مدیری است که دوست دارد طعم شکست را تجربه کند .

گویا حذب با بهره گیری از انرژی منویی و منوریوم غنی شده ، هدویگ را مجهز کرده ... در جبهه مخلف هم چندین فروند(!) بمب منویی به بدن کریچر بسته شده و او را از هر لحاظ مخوف و مجهز کرده !

کارشناسان پیش بینی می کنند که بقیه حذبی ها و مدیران ، همینطور سیاهان و سفیدان ، به این جنگ وارد شوند و هر کدام جبهه گیری خاص خود را داشته باشند .

در زیر مصاحبه ای با چند تن از سران جامعه را به سمع و نظرتان می رسانیم !(روزنامه تصویریه!) :

گزارشی از سرژ تانکیان ، یکی از سران حذب
گ : سلام آقای تانکیان ... حال شما خوبه ؟
سرژ : سلام ... مرسی شما خوبی ؟ ... بچه ها خوبن ؟ ... خانم خوبن ؟!
گ : بله ممنون ... نظرتون راجع به درگیری بین کریچر و هدویگ چیه ؟
سرژ : ما همواره از هدویگ به عنوان یک حذبی حمایت خواهیم کرد و هیچ وقت او را تنها نخواهیم گذاشت .
گ : بله ممنون از صحبتاتون ... فعلا با اجازه !

گزارشی از کوییرل ، یکی از مدیران
گ : سلام پرفسور
کوییرل : سلام ... بفرمایید ؟
گ : نظرتون راجع به درگیری بین کریچر و هدویگ چیه ؟
کوییرل : ما به همراه مدیران دیگر همیشه در پناه آسلام می جنگیم و هرگز کوتاه نخواهیم آمد ! ... مرگ بر حذب جهانخوار !
گ : ممنون از نظرتون !

گزارشی از آلبوس دامبلدور ، رهبر سفیدان
گ : سلام دومبول جون !
آلبوس : هوووی ... جمع کن خودتو بابا ! ... سلام !
گ : می بخشید آقای دامبلدور ... نظرتون راجع به ...
دامبل : بله به نظر من این درگیری باعث حرکت عظیمی خواهد شد و ما هم به زودی موضعمونو اعلام خواهیم کرد !
گ : به نظرم اینا رو قبلا حفظ کرده بودین نه ؟! ... اصلا من سوالم این نبود !
آلبوس : پس چی می خواستی بپرسی ؟!
گ : می خواستم بپرسم نظرتون راجع به فعال نبودن محفل چیه !؟!
آلبوس : آوادا ...
گ : فرااااااااااار !

گزارشی از ولدمورت
گ : سلام آقای ولدمورت
ولدمورت :
گ : این چه حرکتیه از شما بعیده !
ولدمورت : یعنی نترسیدی ؟
گ : نه ! چرا باید بترسم ؟!
ولدمورت : باید بیشتر جلو آینه تمرین کنم ! ... زود باش سوالتو بپرس کار دارم
گ : نظرتون راجع به درگیری کریچر و هدویگ چیه ؟
ولدمورت : هر چی آلبوس گفت همون !
گ زیر لب : میاد راه رفتن کبک یاد بگیر راه رفتن خودشم یادش می ره !
ولدمورت : چیزی گفتی ؟! ... آوادا ...
گ : بعدا مزاحم می شم ! ... فرااااااااااااااااااااار !

ممنون از اینکه تا اینجا با ما همراه بودید ... شما را در جریان لحظه لحظه این جنگ قرار خواهیم داد .......................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: پيام امروز
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مهر 1385 18:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سرکوب جنبش های اصلاح طلب در دیاگون

طبق گزارشات رسیده از کوچیه ی دیاگون و مشاهدات شاهدان عینی عده ای از چماغ دارن وزارت سحر و جادو به فرماندهی یه جن که به نظر میرسید از مقامات بالای وزارتی باشه اقدام به حمله و به تعطیلی کشوندن یکی از بزرگترن کارخانجات کوچه ی داگون که در زمینه تولید انواع بوق فعالیت داشت کردند

طبق شایعات رسیده دقایقی بعد از این اقدام گروهی از کارگران کارخانههای اطراف و همچنین مدرم همیشه در صحنهی دیاگون در اقدامی خود جوش و مردمی اقدام به ایجاد یک تجمع اعتراض آمیز صلح امیز نمودند

ولی دقایقی بعد در حالی که این گروه مشعول صحبت با اون فرد ریشو بودن و اون جن هم داشت مواضع وزارت سحر و جادو رو در سرکوب مخالفان و به آستاکبار کشیدن دیاگون و حومه بود . یه گروه نقاب دار و ریشو ( مثل خودش) وارد عمل شدن و تجمع کنندگان و محاصره نموده و با استفاده ار چماق اقدام به ضرب و شطم ملت جادوگر نمودند

گزارشات بیشتر از این اتفاق را در شماره ی بعدی بخوانید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!