شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ببین در مورد مثالی که برای شخصیت خودت زدم، تو میتونی یه سیندرلای مونث باشی با همه ی(یا بیشتر) ویژگی های آنتونینی که داری. مثلا در مورد خودم، اگه توی داستان دوردنیا در هشتاد روزی بیفتم که گیدیون نوشته، آقای فاگ میشم به هر حال. ولی جن های خونگیم رو، گوشیم رو، ساطورم رو خواهم داشت. فکر نمیکنم کسی رو داشته باشیم که شخصیتش رو حول محور جنسیتش بنا کرده باشه.
من توی سوژه قبلی هم توی متن تدریسم گفته بودم با «جادوگر ها» چه رفتاری میشه و برداشتم این بود که خب، متوجه میشید که وقتی میندازمتون تو موقعیت های مختلف، به عنوان یه «جادوگر» باید بنویسید با چیا برخورد کردید. الان در مورد تکلیف شما، که البته بعد از خوندنش این پست رو زدم، مشکل این نیست که اون موشه رو انتخاب کردی(خب به نظرت اون شخصیت اصلی بوده و اینم یه جور ابتکاره!)(از فردا ملت میان در مورد هفت کوتوله مینویسن و میگن من فکر میکنم پیزولو نقش اول بود! اینم ممکنه!)، مسئله اینجاست که شما وقتی وارد اون داستان میشی، آنتونین دالاهوفی هستی در جلد موش سیندرلا. شما داستان سیندرلا رو تعریف کردی عملا. خب به نظر خودت هدف من از این تکلیف این بود؟
از قبل از این توضیحم که هیچی، از این به بعد چون توضیح دادم رعایت کنید که نمره ش رو کامل بگیرید. ممنون!
+تیکه انداختم من آنتونی؟!:| +در مورد اون قسمت که گفتی اگه تکلیفی درست نوشته بشه نیاز به توضیح نداره حق داری. من بار اولمه که در این سطح گسترده سوژه میدم و احتمال ایراد حتما توی کارم هست. مسئله اینجاست که هیچکس نپرسید آقا شما فازت چیه از این سوژه و همه گفتن سخته سخته! من اگه میدونستم متوجهش نشدید قطعا بیشتر توضیح میدادم!:)
الادورا، چون گویا علاقه زیادی به تیکه انداختن داری ( ) امیدوارم چیزهایی که مینویسم ناراحتت نکنه، فقط با توجه به تیکه قبلیت و این توضیحاتت آدم گیج میشه و ناچاره یه توضیحاتی بده:
یه مثالی در کلاست زده بودی که با این توضیحاتی که دادی تناقض داره. همه میدونن آنتونین دالاهوف چه شخصیتی داره! بدیهی ترین چیزی که هر شخصی با هر سن و سالی متوجه میشه اینه که این شخصیت، جنسیتش مذکره. نقل قولت در کلاست: نقل قول:
-ممکنه آنتونین دالاهوف باشید و بیفتید تو داستان سیندرلا و مجبور شید با پرنس ازدواج کنید مثلا!
یعنی نوشتی یه شخصیت مثل آنتونین دالاهوف بیفته در داستان سیندرلا و جای شخصیت اصلی یعنی سیندرلا با پرنس مذکر خوشبخت بشن! خب سیندرلا که مونث بود و دالاهوف هم که مذکره و چیزی که تو مثال زدی فقط در حالتی اتفاق میفته که دالاهوف تمایلات همجنس گرایانه داشته باشه و خب من بهیچ وجه همچین تمایلاتی ندارم و حتی در کتاب هم همچین چیزی جز در مورد دامبلدور گفته نشده بود، در مورد خودم یا شخصیت ایفای نقشم اگه باور نمیکنی حاضرم بهت اثبات کنم!!
اگه تکلیفی درست توضیح داده شده باشه نیازی به توضیحات تکمیلی نداره و اگه درست توضیح داده نشده و اکثریت یه جور مینویسن باید حق به اکثریت داده بشه. بنابراین امیدوارم از اینکه من هم در داستان تو رو جای پام پام گذاشتم ناراحت نشده باشی.
تو اومدی گفتی خودتونو جای شخصیت اول بذارید و در مثالت گفتی آنتونین میتونه جای سیندرلا باشه و با پرنس خوشبخت بشه که این امکان نداره و مبنای ایفای نقشی هم نداره، به دلایلی که توضیح دادم! و در پستت در اینجا هم توضیح دادی که خودتونو جای شخصیت اول داستان بذارید. این کاملا تناقضه. بنابراین من طوری نوشتم که خودم برداشت کردم.
آقا من در مورد تکلیفم یه توضیحی بدم. چون متوجه شدم که عده ای از سال اولی ها فکر میکنن سوژه سخت تر از اونه که بشه نوشتش و سال بالایی ها یه سریشون هم گویا اشتباه فهمیدن سوژه رو.
شما قراره با ویژگی های شخصیت خودتون توی داستان حضور پیدا کنید. یعنی مثلا اگه گیدیون پریوت هستید، حتی اگه افتادین تو داستان راپونزل، اون گیتاره سر جاشه و یه نمودی پیدا میکنه. اگه کلاوس بودلر هستید حتی اگه افتادین تو داستان نیروی اهریمنی اش، مجبورید کتابخون باشید. مشکل لایرا سیلور تانگه که مدرسه رفتنش هم آدمیزادی نبوده نه کلاوس! مورفین معتاد بودنش رو، آیلین زاغش رو، ویولت جک جونور هاش رو، یوآن شلغمش رو، هر کی هر چی داره رو کنه!
دقیقا مثل اینه که بهتون گفته باشم فرض کنید شخصیت اول هری پاتر به جای هری، خودتون بودید. فقط دستتون رو برای انتخاب داستانی که شخصیت اولش هستید باز گذاشتم. همین عوض شدن شخصیت اول خودش کلی اتفاق پیش میاره. استفاده ازشون آسون تر از چیزیه که به نظرتون میاد. تنها نکته ش اینه که باید شخصیتتون رو به من نشون بدید. هدف درواقع مانور دادن روی ویژگی های کاراکترتون بوده. نه صرفا پرتاب شدن توی یه سوژه و در اومدن ازش.
اتفاقی که سر تکلیف اول هم افتاد این بود که بچه ها دقت نکردن به عنوان یه «جادوگر» دارن توی داستان شرکت می کنن و جوری نوشتن که انگار جک اسپارو افتاده وسط آدم خوار های زولو، نه یه جادوگر. سر این تکلیف پیش نیاد دیگه...!
اگه مستقیم یا با لحن صریح انتقاد نکردم بخاطر این بود که میخواستم بیشتر نیمه پر نوشته تو ببینم با توجه به اینکه عضو قدیمی هم محسوب نمیشی و بنظر من لزومی نداره خیلی سختگیری بهت بشه ولی اگه فکر میکنی نمره ای که بهت داده شده بالا نیست بخاطر این حقیقته که در مقایسه با پست هایی که نمره بالایی گرفتن سطح نوشته ت جوری نبوده که نمره بالایی بگیره. یا خیلی ساده و کتابی و معمولی بوده یا از عناصری که میتونه یه پست رو برجسته کنه و نمره و امتیاز خوبی بگیره برخوردار نبوده. مثل خلاقیت، توصیفات خوب، ظاهر خوب و ...
. نمره اگر دشمنی داشته باشم ترجیح میدم شبیه تو باشه. دشمن قابل ستایشی هستی. درکت میکنم. جادوی سیاه پدر و مادرتو ازت گرفته. همیشه میگن ستمکاران خودشون اسباب نابودی خودشون رو محیا میکنن. بالاخره ظلم هاشون یه جایی از طرف یکی از مظلومان، یقه شونو میگیره. مثل ماجرای ضحاک. به انتخابت احترام میذارم هر چند همیشه همه چیز اونجوری که ما فکر میکنیم نیست. بعضی وقت ها خارج اصول نوشتن جالبتره. غیر کتابی نوشتن. ی.
خب پروف اینجا خبری از انتقاد نیست. شما فقط گفتین غیر کتابی نوشتن. البته تا اونجایی که من یاد گرفتم تا وقتی که عامیانه و کتابی با هم تو متن نباشن مشکلی نداره، یا باید یک دست کتابی باشه یا یک دست عامیانه. اگر من اشتباه می کنم بگید به من.
نقل قول:
II. 10 نمره به ویژگی جالب مار زبان بودن ولدمورت اشاره کرده بودی.
خب پروفسور، شما که اینجا انتقاد نکردید، پس چرا نمره کاملو نگرفتم؟ اگر اشکال داشته پس انتقادش کو پروف؟
ساعت 3 بعد از ظهر بود، مردم دهکده در خواب ظهرشان بودند. گیدیون داشت نقشه ی فرار می کشید.نقشه آن بود که از شر 2 نگهبان در دهکده خلاص شود و به سمت جنوب برود تا به دریا برسد، سپس از طریق دریا فرار کند. گیدیون به آرامی از پنجره بیرون رفت و در پشت خانه ای مخفی شد.
دو نگهبان جلوی در ایستاده بودند و اطراف را نگاه می کردند. او ورد وینگاردیوم له ویوسا را به زبان آورد و نیزه نگهبان از دستش در آمد. گیدیون نیزه را درون جنگل انداحت و همین کار را با نگهبان دیگر کرد. نگهبانان درون جنگل رفتند. گیدیون از این فرصت استفاده کرد و به سمت جنوب دوید.
بخش مورد اشاره من اینجاس گید! که منطقی نیست، قسمت اول که تو نقل قول کردی درست تر بود و میشد اینجام همینکارو کنی، که نمیدونم چرا نکردی?
قسمت رومی ها رو هنوز درست تو کتم نمیره ولی فرض میکنیم که حق با توئه و خندیدنت توهین آمیز بوده. نمره ت تغییر نمیکنه به هر حال چون اون یکی مورد سرجاشه و این نقش کمرنگ تری داشت تو کم کردن نمره!
خب ما اینجا آمده ایم تا کمی به نمره پروفسور بلک اعتراض کنیم. نقل قول:
وقتی خودت رو معرفی میکنی چرا رومی ها باید بگن بهمون توهین شد؟
ببین استاد بلک، جواب این سوال در این نهفته است.:
نقل قول:
گیدیون وقتی دید که مردمان رومی به صورت کتابی حرف میزنند خنده اش گرفت.
و اما سوال بعدی:
نقل قول:
یا اون جا که نیزه نگهبانا رو میگیری، به نظر منطقی تره که وحشت زده بشن، دنبال دلیلش بگردن، بعد برن دنبال نیزه ها. از اون گذشته میتونستی صرفا بیهوششون کنی خب
جواب این سوال هم اینجاست:
نقل قول:
او با ورد های اکسپلیارموس و پتریفیکوس توتالوس
پتریفیکوس توتالوس ورد چیه؟ آ باریکلا ورد فلج کردنه. کسی که فلج بشه نمی تونه دنبال نیزه بره. می تونه؟