تدی با شنیدن این کلمات بسیار تلخ،آبنباتی خورده و خود را برای نبردی بس وحشتناک آماده نمود...
----------
- آسپ داري منو مجبور مي كني كه وارد جنگ بشم..
- هان؟ چي؟ جنگ؟
- آره ..جنگ با تو.. آخه مي دوني هرچي فكر مي كنم مي بينم اين كار ارتش يا كاراگاهاست..
- ولي تو مسئول جونورايي!
- طبق آخرين سرشماري من چهارتا اژدها.. پنجاه تا هيپوگريف.. دوتا تك شاخ بيستا گرگينه و... شرمنده م تو ليست من گودزيلاي بدون آتيش نيست خدافظ..
-
آلبوس سوروس مضطرب و پريشان در دفتر وزارت بالا پايين مي پره و تو سر خودش مي كوبه؛ از اونجايي كه ارتباطهايي بين اون و دومبول هست يكي در ميون بندري هم مي زنه!
- واي كه بوق به سر شدم... دشمن شاد شدم.. الان بارتي خوشحاله.. وويي..ووييي!(

)
آل سوروس بندري زنان به سمت تلفن مي ره و بندري زنان شماره ي دفتر كاراگاه ها رو مي گيره!
دفتر كاراگاهانليلي در دفتر دودگرفتش روي صندلي رياست نشسته و با همان حالت مرموزانه ي دلخواهش در حال پك زدن به آبنباتشه!
- ملچچ..!
- رييييييييينگ!(صداي تلف)
- دفتر فرماندهي كاراگاهان...بناليد!
- كمك..ليلي.. لارتن.. بدبخت شديم...يه مشت كاراگاه برداريد بريد جلو گلي رو بگيريد..وووييييي!
- كار من كشف مسئله مرموزه.. خداحافظ.
-
وزير مردمي همچنان بر سر و سينه زنان اين چرخه رو ادامه مي ده و در همين حال كنترل رو بر مي داره و توي شبكه هاي بينهايت وزارت خونه دنبال جيمز سيريش مي گرده..
كانال1: جيييغغغ!
كانال 2: بوووووق!
كانال 3: وايييييييييييييييي!
كانال 4: آيييييييييييييي!
كانال 5: هوووووووووووووم؟!
كانال 6: بله دوستان عزيز ما اينجا در خدمت يكي از اعضاي برجسته ي جامعه ي جادوگري هستيم من پرسي ويزلي گزارشگر اين برنامه هستم...آقاي كرواچ اينا نظرتون راجع به وقايع اخير چيه؟
- وزير بوقه... اين وزارت عاقبت نداره..
- خيلي ممنونم.. نظرتون راجع به معاون وزير اين غول بيابوني چيه؟
- وزير بوقه.... اين وزارت عاقبت نداره..
- خيلي ممنون.... نظرتون راجع به كابينه چيه؟
- وزير بوقه .... اين وزارت عاقبت نداره...
- خيلي ممنونم... نظرتون راجع به من چيه؟
- پرسي گله و وزير بوقه اين وزارت هم عاقبت نداره...
- خيلي ممنونم... تا برنامه ي بعدي خدانگهدارتون...
آل سوروس: