روفوس نجینی به دست از اتاق لرد خارج شد! لرد نیشخند شیطانی زد و با خود گفت: وقتشه یک درس اساسی به اینا بدم تا بفهمن مرگخوار بودن با عشق و حال و اینا نمیشه! سالی یه بار یه مشنگ میکشن اسمشو گذاشتن ماموریت!
سپس لرد سرش را به سمت لودو که با بقیه همراه نشده بود کرد و گفت: آفرین مرگخوار وفادارم! تو هم با من بیا، باید نزاری کسی نقشه ارباب رو خراب کنه. هر کی وارد تونل شد بیهوشش کن تا من نجینیو برسونم خونه ریدل!
لرد و لودو سه سوته آپارات کردند و خود را به پارک جادوگران رساندند. همان موقع لرد از دور مرگخوارانش را دید که مثل یک مشت مشنگ مشغول تاب سواری و این کارها بودند.
لرد به آرامی خودش را به تونل وحشت رساند و داخل رفت و سپس شروع کرد به فش فش هاییی به این مضمون: نجینی من، عسلم، گومبولی بابا! بیا این جا...
پایان فلش بک
مرگخوار ها جلوی تونل وحشت جمع شده بودند و به جای لیس زدن به بستنی ها و پشمک های آب شده شان داشتن پالام پیلیم می آوردند تا تایین کنند چه کسی معین کند چه کار کنند.
- اصلا چرا پالام پولوم؟ نا سلامتی ما جادوگریم! من چوبدستیمو میچرخونم نوکش به سمت هر کی افتاد همن تعیین میکنه!
بلاتریکس چوبدستی اش را چرخاند و وقتی پس از چرخش کوتاهی روی خودش ماند گفت: من انتخاب میکنم! یکیمون میره و اون کسی نیست جز آنتونین!
- من؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


من با رز موافقم.



..مظمئنم که ما اول میشیم
!
...
مگه نه ایوان؟ایوان؟
ولی متاسفانه هیچ تقدیری صورت نمیگیره چون همه مردن به غیر از بچه های محفلی!اونطور که معلومه اونا آپارت کردند.