-لاوندر؟
-بله مامان؟
-بیا پایین!
-میام.یه دقیقه صبر کنین!
از طرفی آدم هایی نیز هستند که مادام العمر در حال دفاع از اسرار و سبک زندگی خودشان اند. آنها همان کسانی اند که به هیچ عنوان حاضر نیستند دست از سنت گرایی بردارند و با تکنولوژی بجوشند.آنها همان آدم هایی هستند که دوست ندارند در زندگی دیگران فضولی کنند.همین خصیصه ی خوب باعث می شود دیگران نیز در زندگی آن ها فضولی نکنند. این آدم ها مهربان ترین قشر بازی کوییدیچ زندگی هستند.زیرا آنهایند که بلاجر های غم و فلاکت و بدبختی را از مهاجم های زندگی دور می کنند ؛آنها بی آنکه هیچ محبتی در عوض محبتشان دریافت کنند،باز هم به این کار ادامه می دهند. مدافعان از مهاجمان کمتر هستند؛بنابراین میزان محبتشان،گرچه بسیار است، جاه طلبی مهاجمان را خنثی نمی کند و همین باعث می شود که روزگار تا این حد خشن باشد و به طرزی بی رحمانه سریع به جلو برود.
- میای یا نه؟
-میام میام.
-چای سرد شد بیا دیگه!
-میام میام.
دروازه بان های کوییدیچ زندگی به شدت اندکند. آنهایند که با شجاعت و مهارت زندگی دیگران را نجات می دهند و به ارواح مرده حیاتی دوباره می بخشند. همان هایند که هنگامی که زمان فعالیتشان فرا می رسد نفس در سینه ی تماشاگران حبس می شود. آنها مهم اند.شاید نیمه قهرمان باشند. نجات بخشند؛ اما تاثیرشان در نتیجه ی بازی زندگی به اندازه ی مهاجمان است. آن هایند که جلوی جاه طلبی و زیر آب زنی مهاجمان رامی گیرند.
-لاوندر! مردی یا توی راه پله یکی بهت پتریفیکوس توتالوس شلیک کرده؟
-میام دیگه.یه کم آب جوش بریزین روی چاییم.
-بمیری به حق مرلین! حالا بعد قرنی از هاگوارتز برگشته یه فنجون چایی با ما کوفت نمی کنه!
-بذارین اول نامه محفلو بنویسم!
-محفل که جایی نمیره! چایی سرد شد!
-میام میام!یه ذره دیگه مونده!
-بمیری جنازه تو بیارن طبقه پایین به حق مرلین کبیر!
-هوفففف! گور به گور بشه اون لحظه ای که من به رون قول دادم نامه محفل رو تا شیش عصر بفرستم(آهسته و زیر لب)
اما تنها کسانی که سرنوشت زندگی دیگران را تعیین می کنند،جست و جو گر های بازی زندگی اند.آن ها اندک، عاقل و تیزبین اند.یک جست و جو گر همیشه خودش را بالا تر از نبرد مهاجمان و دروازه بان و مدافعان نگه می دارد. از دور به این کشمکش می نگرد؛نه برای اینکه سودی از تماشای این نبرد ببرد؛بلکه برای آنکه گوی زرین را برباید. هیچ کدام از آن آدم هایی که به دنبال هدفی هیچ و پوچ سگ دو میزنند، به دنبال گوی زرین نیستند. با اینکه میدانند امتیاز ربودن گوی زرین به اندازه ی یک عمر تلاش آنهاست. اما این جست و جو گر است که به جای نادیده گرفتن هدفی بهتر از گل زدن های کم امتیاز، با تلاش و مشقتی بیشتر، به هدفی والا تر میرسد. اوست که جایگاه تیمش را بالا تر می برد، بی آنکه دیگران نیز به اندازه ی او زحمت کشیده باشند.
-میای یا نه؟
-میام مامان.
-دوستات میخوان برن ها!
-کدوم دوستام؟
-دوشیزه گرنجر و هری پاتر!
-رون نیومده؟
-نه هنوز!
-پس مشکلی نداره اگه نیام
-چه حرفیه؟نه نه منظورش شما نبودین بشینین بابا توروخدا!
آری؛زندگی یک بازی کوییدیچ است. این ماهستیم که انتخاب می کنیم همچون مهاجمان به دنبال جاه طلبی هایمان برویم، یا همچون مدافعان بدون هیچ هدفی به دیگران محبت کنیم. همچون دروازه بان مدام جلوی جاه طلبی های دیگران بایستیم. ویا اینکه جست و جو گر دنیای خودمان باشیم.
-دلت خنک شد دوستات رفتن؟
-به درک!من میخواستم رون رو ببینم!
-حالااون نامه گور به گوری تموم شد؟
-آره یه کمش مونده!
-خودت هم با اون نامه ات گم میشی میری بیرون آبروی خانواده براون رو بردی!
اکنون،این منم که پشت میزم نشسته ام و برای محفل ققنوس چنین نامه ای مینویسم؛در حالی که برای عضویت در این محفل دو تن از دوستانم را رنجانده و از خانه ی خودم بیرون رانده شده ام.
لاوندر براون
لاوندر برخاست. با چرخش چوبدستی اش چمدان از پیش بسته شده اش در شومینه ی اتاقش قرار گرفت. خواست به طبقه ی پایین برود و پدر و مادرش را بفرماموشاند چون هرگز نمی خواست به آن خانه ی کذایی بازگردد. اما فهمید اینکار تقلید از هرماینی است و حتی تصور تقلید ازهرماینی خونش را به جوش می آورد. پس مشتی پودر پرواز برداشت و درون شومینه رفت. شنلش را مرتب کرد و نفس عمیقی کشید. سپس شمرده گفت:
-قرار گاه محفل ققنوس!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




....نه شما رو به یاد نمیارم.البته قبلا کسی رو در هاگوارتز دیده بودم موهای هم رنگ شما داشت و همیشه همه ی (ر) ها رو (غ ) تلفظ می کرد .
فقط همون از من یادتونه ؟ من فلور دلاکورم.
. حتما با اون دلاکوری که در مرگخواران نسبتی هم داری .بیل چطور تونستی اونو به محفل بیاری ...
.چی شدین یه دفعه ؟

پرده ها رو باز کردم، شستم و نصب کردم. رومبلیها رو هم همینطور. کاغذکشیها رو هم وصل کردم. بادکنکها رو هم بهشون آویزون کردم.
زود بپوش و بیا پایین که دیگه چیزی نمونده مهمونمون برسه. 




میخواین یه کیک جدید ...

