هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۶:۱۶:۱۴ جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

حسن مصطفی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۳ یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۳۵:۴۹
از قـضــــاااا
گروه:
هافلپاف
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 78
آفلاین
جلسه سوم (و آخر ) کلاس پرواز و کوییدیچ

دانش آموزان هاگوارتز با فلاکت و بدبختی برای جلسه سوم کلاس پرواز خودشونو به تهران آسلامی رسوندن. با اینکه نصفشون موفق نشدن از وزارت سحر و جادوی ایران ویزا دریافت کنن برای این اردوی آموزشی، بقیه زیر گرمای جونسوز پایتخت ایران به دنبال حسن مصطفی، استاد رعنای درس پرواز شون به راه افتادن و در صدد رسیدن به میدون تجریش هستن.

- بعله! جادوآموزان گرامی. اینجا میدون ترجیش هست. بنده در سالهای دور از خانه که انور سادات گور به گوری تابعیت مصریمو گرفته بود می اومدم اینجا به برادرا کمک میکردم در تصرف هوایی و به تاراج بردن کوخ نیناورون! ووی ووی ووی!

علیرغم فضای باصفای آمیخته با محدودیت در پیاده روهای بالاشهر که بدون شک منجر به شکوفایی اجتماعی در هر نونهالی میشد، توجه دانش آموزان چشم و گوش بسته اما حیرت زده ی هاگوارتز همچنان روی حرفای استادشون متمرکزه.

- منصفانه نبود که یه اردو نبریم شمارو. گفتیم بیایم این جلسه آخری رو روی قالیچه های پرنده ایرانی و نحوه کار باهاشون بگذرونیم. عه وا... پسرا! چرا حجاب کردین؟ گفتم فقط خانما. ووی ووی ووی! چه دافی هم شدی بلا! عیح عیح عیح عیح عیح!

دانش آموزان با اضطراب نگاهی به ون گشت آرشاد میندازن که جلوی شهرداری پارک کرده و بلافاصله مقنعه هاشونو مرتب میکنن.

- عاقا اجازه! پدرام ناموس همه ماس. نمیتونیم بذاریم...
- هشششششش! اسمم تامه. پدرام عمه ته.
- هممم. لیست دراز تر از قبل شده. حتی دامبلدور هم تو لیست بوده. ریسک بالاس. لطفاً زشت به نظر برسید همگی.
- اتللو نبود؟
- استاد! چرا اینقدر کوتاهه چیزاشون. کم میارن پارچه مارچه؟ فقیرن؟ این که موهاش بیرونه همه ش.
- نیاوران کاشونک دارآباد یه نفر!
- توجه نکنید به اینا ای فرزندان دلبندم! همه این پشم و موهای بیرون زده شون روز قیامت تبدیل به کرم و مار میشن، میرن تو حلق خود این جماعت غرب زده شون!
- کانتر نبود؟
- دکتر! غرب ما نبودیم؟

در حالیکه دانش آموزان کنجکاو در اعماق همهمه خودشون و محیط اطراف یکی پس از دیگری سوالی می پرسن، استادشون با لذت تمام داره برای خودش یه گوشه آبمیوه شو هورت میکشه.

- خب این بود از تدریس جلسه آخرتون! سوالی نیست؟
-
- حقیقت تلخه! تور لیدرمون پیچونده مارو. منم بستم. خودمم غریبم اینجا. بلد نیستم بریم کاشون که قالی بازی کنیم.
- یعنی فقط تو کاشون قالی دارن؟
- اهل کاشانم...روزگارم بد نیست...پیشمه ام مسافرکشی...
- و خداوند گاگول مپ رو آفرید!
- مرگ بر تکنولوژی. مرگ بر ماگل ها. خون لجنی ها.



نیم ساعت بعد...

بانوان زیبارویی که الگوی پوشش صحیح رو هم رعایت نکردن و تنوع پوششی رنگارنگ شون بدآموزی دارن برای همه، به اتفاق سبد سبد در حال گلاب گیری در باغ های کاشان هستن و یهو گاهی وسط کار هم جهت رفع خستگی و شوخی مثل جشن غرب زده آب بازی، پا میشن و شروع میکنن گلاب پاشیدن و اسپری کردن تو سر صورت همدیگه و بلند بلند قهقه میزنن (از این قهقه های بلندی که دختران دم بخت بیشتر به کار می گیرن). کمی آن طرف تر، دانش آموزان هاگوارتز از خونه باغی بیرون میان و در حالیکه هر کدوم شون یه قالی کوچیک بغل گرفتن، به نکات آموزشی استاد شون گوش میکنن.

- ببینید دلبندان من! قالی هر چه سبک تر، پرواز با کیفیت تر! بنده خودم خیلی ساله پرواز نکردم با قالی و قلقلش از دستم در رفته! آخرین بار با پادری توالت مون یه سر رفته بودم دور دور تو کوره راهای قاهره که وسط راه مالیدم به تیر چراغ برق، جر خورد و مجبور به فرود اضطراری شدم. تازه زمان ما اتوماتیک بودن خیلی هاشون. الان دنده ای ن اینگاری. نمیدونم چرو به عقب داریم بر میگردیم!

جادوآموزان ضمن گوش دادن به سخنان استادشون در تلاشن تا با افسون جان بخشی به اشیا سوار قالیچه هایی که بلند کردن بشن.

- تجربه من میگه قبل از تیک آف، باید زیر قالی رو خوب برررسی کنید. خصوصاً قالی های ایرانی که زیرش مملو هست از آدامس و عن دماغ و کلی کارنامه های پر از تک و تک ماده و مو چسبیدن بهشون. اینا اضافه بارن و نمیذارن خوب تیک آف کنید.

قالیچه های ایرانی سرکش تر از این حرفا بودن و به سادگی با هر افسونی رام هر از پشت کوه اومده ای نمیشدن. نتیجتاً دانش آموزان هاگوارتز رو به اتفاق در حرکتی هماهنگ لای خودشون لول و ساندویچ کردن.

- ووی وووی ووی! عیح عیح عیح عیح عیح! یادم رفت بگم قالی های ایرونی لنگه صاحب شون هست تو آداب و قواعد! با کفش برین روشون لول تون میکنن. دقت کنید جوراب تون هم بو نده. چی دارم میگم اصن. شما بریتانیایی ها یه شیلنگ ندارین تو مرلینگاه. نظافت حالیتون نمیشه. اون وقت بو ندین؟ چرکولکا! ووی ووی ووی!

و قبل از اینکه هر دانش آموز لای قالی لول شده ای بخواد حرفی بزنه یا اعتراضی کنه، حسن مصطفی به سمت بساط گلاب گیری میره و کاغذهای حاوی تکالیف دانش آموزان رو می ریزه پشت سر خودش.


تکالیف:

----------------
1. جهت پرواز، بین قالیچه، قالی، پادری، جانماز، سفره، رو میزی، ملافه (ملحفه) و موکت، یک مورد را به دلخواه انتخاب کنید و به سوالات زیر مختصراً پاسخ دهید:

* دلیل این انتخاب چیست؟ مزیت ها و معایب این مورد را در مقایسه با جارو شرح دهید. (2 امتیاز)

* شرح دهید که چگونه مورد انتخابی را حین پرواز هدایت می کنید. آیا چوبدستی شما نقش مهمی ایفا می کند یا صرفاً ذهن شما؟ آیا قسمتی از بدنه ی مورد انتخابی در جهت گیری و پرواز نقش دارد؟ (2 امتیاز)

* مورد انتخابی را با کدام یک تمیز خواهید کرد: با نپتون (جارو دستی کوچک)؟ با جاروبرقی؟ با چوبدستی؟ با تکاندن از تراس؟ توضیح دهید چرا این روش؟ (2 امتیاز)

----------------
2. با توجه به اینکه قالی ها (و امثالهم) حساس و مبادی آداب هستند، لطفاً شرح دهید چگونه و با چه افسون و روش جادویی یا حتی ماگلی، می توانید یک قالیچه ی پرنده را در ابتدا زنده و سپس رام خود کنید؟ (2 امتیاز)

----------------
3. اگرچه ظاهر ماجرا همواره فاکتور تعیین کننده ای در کیفیت نیست، اما در مورد قالی های پرنده (و امثالهم) موضوع کمی متفاوت است. لطفاً طرح و الگوی محبوب خود برای یک قالی (و امثالهم) را از طریق عکس یا حتی طراحی نشان دهید و مختصراً شرح دهید که این طرح چگونه ممکن است بر کیفیت پرواز با این قالی (و امثالهم) اثر بگذارد؟ (2 امتیاز)


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۴ ۶:۲۲:۲۰



تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۰:۴۲:۲۴ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

حسن مصطفی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۳ یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۳۵:۴۹
از قـضــــاااا
گروه:
هافلپاف
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 78
آفلاین
امتیازات جلسه دوم کلاس پرواز و کوییدیچ

هر کی سوال یا اعتراضی داره بره با اولیاش بیاد. ووی وووی وووی! عیح عیح عیح عیح عیح!
تکلیف ساده سوم رو دادیم عشقی نمره بیارین ولی بعضی ها یا انجام ندادن یا حتی سه تا مدافع در نظر گرفتن به جای دو تا. این فاجعه س. کجای راهو اشتباه رفتیم واقعا؟ له لهم کردی! هااااا.
اگه استعفاء نمیدم فقط به خاطر گل روی ماروولو هست! برین خجالت بکشین. پاشین برین دو روز بی وقفه کوییدیچ بازی کنید بلکه بتونم ببخشم و پایان ترم نندازمتون! ووی ووی وووی!




گریفیندور

یوآن آبرکرومبی
5 + 3 + 2 = 10

لاوندر براون
5 + 3 + 2 = 10

----------

هافلپاف

هدر
4 + 1 + 0 = 5

آرتمیسیا لافکین
5 + 3 + 2 = 10

گابریل تیت
3 + 1 + 2 = 6

گابریل ترومن = نیوت اسکمندر
3 + 3 + 2 = 8

زاخاریاس اسمیت
4 + 3 + 2 = 9

----------

ریونکلاو

هلنا ریونکلاو
5 + 2 + 2 = 9

آیلین پرینس
4 + 2 + 2 = 8

تام جاگسن
5 + 3 + 2 = 10

----------

اسلیترین

ماتیلدا گرینفورت
5 + 3 + 2 = 10

مگان راوستوک
3 + 1 + 1 = 5

سوروس اسنیپ
5 + 3 + 2 = 10




تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۹:۳۲:۴۵ جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹

ریونکلاو، مرگخواران

تام جاگسن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۷:۴۰:۲۱
از تسترال جماعت فقط تفش به ما رسید.
گروه:
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
گردانندگان سایت
مترجم
پیام: 501
آفلاین
تکلیف جلسه دوم کلاس پرواز

جواب سوال یک:
سوال، سوال بسیار ظریف و قابل تاملیه! با چماق به کجای حریف بزنیم تا علی‌رغم به ظاهر بی‌گناه بودنمون و نفهمیدن داور، درد شدید و طاقت فرسایی رو به وجود اون نگون‌بخت تزریق کنیم؟
من برای این سوال قصد دارم تا از قوه تخیل شما استفاده کنم. خر ها حیوانات خوبی هستند. نمی‌دونم چرا حس کردم اینجا باید گفته شه، ولی به هرحال وقت رو نمی‌کشیم و می‌ریم سراغ کاری که در نظر داشتم.

همونطور که گفتم می‌خوام از قوه تخیلتون استفاده کنم. یه خونه ی بزرگ رو متصور شین که در گوشه‌ای از این خونه یک صندوق نامه وجود داره و از قضا همون لحظه پری خانم دختر همسایه‌تون یه نامه با جغدش می‌فرسته تو اون صندوق.
شما باید قبل از اینکه والده گرامی به اون نامه برسن برید و اون نامه رو بردارید، برای همین با سریع‌ترین سرعتی که از خودتون سراغ دارید شروع به دویدن به سمت اون صندوق می‌کنید که به ناگاه حس می‌کنید فلج شده‌اید. بذارین اینجا یه پرانتز باز کنم. پاشنه آشیل رو شنیدین؟ دقیقاً همین مسئله! سرتون رو پایین میارید و می‌بینید که پاشنه پاتون به پایه صندلی خورده و حالا دیگه روی پاهاتونم نمی‌تونید بایستید.

حالا که مثالم رو تموم کردم، فکر کنم واضح باشه که جوابم به این سوال چیه. درسته! پاشنه پای چپ، در ظاهر کوچک اما دارای پتانسیل دردی فلج کننده!

جواب سوال دو:

1- استفاده بهینه از کوافل:
گفتید با مثال توضیح بدید، پس یه مثال می‌زنم. فکر کنید بعد از یه روز کاری شدیداً خسته کننده، روی تخت دراز کشیدید و همه‌چی مهیاست تا به خوابی آرامش‌بخش برید که چیزی نظرتون رو جلب می‌کنه... چراغ رو خاموش نکرده‌اید!
در این حالت راهکاری که پیشِ روتون هست اینه که ریسک پریدن خوابتون رو به جون بخرید، از روی تخت بلند شید، به سمت دیگه‌ی اتاق برید و کلید اون چراغ رو بزنید. اما من روشی هیجان انگیز تر و کاربردی تر براتون دارم! دست در کشوی کنار تختتان کرده، کوافل را در می‌آورید و بعد از بوسه‌ای نمادین به آن؛ با قدرت به سمت چراغ پرتاب می‌کنید.
در این حالت چراغ برای همیشه خاموش شده و می‌توانید خوابی آسوده داشته باشید.
حالا شاید براتون سوال پیش بیاد که "تفریحش کجا بود پس؟ " جوابی ساده داره! می‌تونید با خواندن یک ریپارو اون چراغ رو به حالت اولش برگردونید و، اگر کوافل دیگری در دسترس نداشتید، با یک اکیو کوافلتون رو فرا بخونید؛ سپس دوباره و دوباره با اون به چراغ ضربه بزنید و از آهنگ و صحنه‌ی ASMR شکستن اون لذت ببرید.

2- استفاده بهینه از بلاجر:
اول از همه یه نقد به اصل سوالتون دارم پروفسور! بلاجرِ خالی؟ بدون چماق؟ اصلاً از نظر شما شدنیه؟ بلاجر بدون چماق مثل وردِ بدونِ |به نام مرلین| می‌مونه! و به این دلیل که بنده به معنویات اهمیت میدم () اصلاً به این شکل نمی‌تونم و به همین کاه‌های اصطبل قسم خواستم جواب ندم این سوالتونو کلاً. که به احترام قد رشیدتون استاد بودنتون از جواب ندادن منصرف شدم.
حالا بعد از مقدمات، اولین تفریحی که با چماق و بلاجر به ذهن می‌رسه چیه؟ مطمئناً بازی ماگلی بیس‌بال! ولی این کارا چیه؟ به خودتون بیاین! یه جادوگر تفریح ماگلا رو انجام بده؟!
و از اونجایی که این اتفاق برای من غیرقابل پذیرشه، ورزشی جدید مخصوص علاقه‌مندان تاسیس کردم و به این شکله که شما چماق رو آویزون می‌کنی، ده متر فاصله می‌گیری، بلاجرو پرتاب می‌کنی سمتش. اگه تکی بود هر بلاجری که به چماق خورد یه بستنی برا خودت بخر هدیه. اگه با دوستات بود اونا باید مهمونت کنن بستنی بگیرن؛ این شکلی هم سرگرم شدی، هم تو این گرما بستنی خوردی. یه بلاجر و دو چماق!

3- استفاده بهینه از اسنیچ:
استاد تا حالا توی گرما پشه سراغتون اومده؟ اگه اومده که هیچی، ولی اگه نیومده باید بگم شدیداً آزار دهنده‌ست و از زندگی سیرتون می‌کنه به همین در چوبی اصطبل که روغن کاریش نکردم سروصدا می‌کنه قسم.
حالا تفریحی که من با اسنیچ در نظر گرفتم چیه؟ به این شکل که اول محلی پُر پشه پیدا می‌کنید. یا اگر پشه‌ای نیست پنجره رو باز می‌ذارید تا اتاقتون سرشار از پشه شه. (خودش میاد. نگران نباشید. ) بعد پنجره رو می‌بندید، منافذی که از اون پشه می‌تونه رد شه رو هم مسدود می‌کنید و اسنیچ رو آزاد. به این شکل پشه ها که فک می‌کنن فرشته نجاتشون اومده و به زودی بر انسان ها مسلط خواهند شد؛ به پیروی از اون دسته دسته راه میفتن پشت سرش و شما از سوژه کردن پشه‌ها لذت کافی و وافی رو می‌بری.

جواب سوال سه:

دروازه بان: ماروولو گانت فعلی.

مدافعین: ماتیلدا گرینفورت و مرلین. (کبیرشون نه، فعلی. یکمی صغیر. )

مهاجمین: تام جاگسن، مروپ گانت و رابستن لسترنج.

جستجوگر: گابریل دلاکور (لکه میلی متری رو روی دیوار می‌یابه، اسنیچ نیابه؟ )


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۹:۳۵:۴۸
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۹:۳۶:۳۰
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۹:۴۱:۵۳
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۹:۵۱:۵۹
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۰:۰۳:۵۵

آروم آقا! دست و پام ریخت!



پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۰:۴۰:۰۶ پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹

اسلیترین

سوروس اسنیپ


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۵ دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۳:۱۱:۰۸
از هاگوارتز-تالار اسلیترین
گروه:
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
مترجم
پیام: 188
آفلاین
*ارائه تکلیف جلسه دوم کلاس پرواز و کوییدیچ*

*با تدریس پروفسور حسن مصطفی*


پاسخ به سوال اول:

در طول تاریخ بشریت نقاط حساس بدن مناطقی محدود بودند، برای مثال کمی بالا تر از معده(قلب)، سر، کمی بالا تر از کشاله ران و...
اما نقطه حساسی وجود دارد که به احتمال زیاد همه از آن ناحیه دچار درد های نفس گیر شده ایم اما اگر بگویند مناطق حساس بدن، شاید دور ترین گزینه در ذهن باشد.

خب مشخصا بلاجر به هدایتی بسیار مارموزانه برای ساقط کردن محاجم حریف نیاز دارد.
برای مثال گزیده ای از یک دفع بلاجر و سقوط محاجم مقابل را با هم بشنویم:

-تام پدرــــ نه، فک کنم یچیز دیگه بود آها امیر تاــــ نه اینم نبود.
-تام جاگسن.
-اوه بله درسته، تام جاگسن بلاجر رو هدایت میکنه و با سرعت از بین بازیکنان رد میشه و بلاجر رو پرتاب میکنه، اوه ظاهرا سیوروس غافلگیر شده وـــــــ باور نکردنیه سیو با وجود غافلگیر شدن ضربه ای برای دفع حمله، به بلاجر میزنه!
چنین ضربه هایی که از پیش برنامه ریزی نشدن هدف مشخصی ندارن و، اوه نه! سیو تمام تلاششو کرد که توپ رو جوری دفع کنه که به کسی برخورد نکنه اما حرکات جستجو گر تیم حریف که دست راستش در چند سانتی متریه اسنیچ بود به شدت درد رو فریاد میزنن. اون روی نیمبوس تو خودش جمع شده و سعی میکنه درد پای راستشو با فشردن آروم کنه.
اونطور که مشخصه بلاجر به طور غیر منتظره ای به کوچک ترین انگشت پای راست جستجوگر خورده و از جا در رفته.
بله همینطور که دیدید میشه اول خودمونو به کوچه علی چپ بزنیم و بعد در یک حرکت حساب شده و با در آوردن ادای تنـــ چیز، ادای غافلگیر شده ها با هدف گرفتن انگشت کوچیکه پای خطری ترین عضو تیم مقابل، بردتون رو حتمی کنید. در این نمونه اسنیپ متوجه میشه جستجو گر به اسنیچ نزدیکه و راست دسته، از طرفی تام با سرعت بلاجر رو برای حمله ای قدرت مند جلو میرونه، پس تصمیم میگیره با یک حرکت هم بلاجر و حمله تام رو دفع کنه هم جستجو گر رو ناکام!

پاسخ به تکلیف دوم:


توپ ها در هر ابعاد ، اشکال و حتی سِِمَتی که باشند کار برد های فراوانی دارن.

اسنیچ:
دوتا رو به سیبیل های رودولف میبندیم و زور آزماییه اسنیچها و سیبیل های رودولف رو به تماشا میشینیم.
حتی برای اینکه کمی جنبه کوییدیچی هم بگیره میتونیم اسنیچ ها رو با بند بلند به سیبیل ها میبندیم تا رودولف اگر بتونه اون هارو بگیره برنده بازی باشه ولی از خط مشخص شده نباید رد بشه و برای گرفتنشون هم نباید از بند ها استفاده کنه.
(در واقع باید فریبشون بده.)

بلاجر:
باهاش توپ شیطون بازی میکنیم اما کمی نا متعارف، اونارو با چماق به سمت نفر بغلی پرت میکنیم،علاوه بر نجات جونش باید اون رو سریع از خودش رد کنه.

کوافل:
روپایی ماگلا رو دیدی؟ رو نیمبوسی بازی میکنیم.
روی نیمبوس میشینیم و از سرش ب عنوان زانو یا رو پا استفاده میکنیم و هر کس بسته به خلاقیتیش با کوافل رو نیمبوسی بیشتری بزنه برندست.

پاسخ به تکلیف سوم:


دروازه بان:فنریر گری بک(با پرشی فنری_گرگی)توپ ها را می درد!

مدافعان:دامبلدور(توپ در ریش هایش که مانند تور والیبال است گیر میکند) مرلین(ریش هایش را به ریش های دامبلدور گره میزند و تور انسانی تشکیل میدهند.)

مهاجمین: خودم (برای زدن ضربات کاری)، مودی ، سر بارون خون آلود (مرحوم)

جستجوگر:زاخاریاس(سیریش است.)

#ذخیره: لینی،بلاتریکس
(همه اعضای فعلی هستند بجز سر بارون)


ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۱:۲۷:۰۱
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۳۱ ۱۱:۳۵:۵۸

نه چون مومم نه چون سنگم،نه از رومم نه از زنگم،همان بی رنگ بی رنگم.....
به طلا همچو سنگ بنگر...
se.sn_sli

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۱:۱۸:۵۰ چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹

ریونکلاو

آیلین پرینس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۲:۴۹ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۲۰:۲۱:۴۱ چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹
از بالای سر ارباب
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 164
آفلاین
سوال اول

انتخاب من بالا ترین مهره ستون فقراته!
ببینین، وقتی بالا ترین مهره ستون فقراتو می زنین، بقیه مهره ها مثل دومینو میریزن و در نتیجه بازیکن بی مهره دیگه نمیتونه خودشو رو جارو نگه داره! ولی آسیب اصلی وقتیه که یه ترم از ماجرا می گذره و ستون فقرات بازیکن هنوز در بدنش شناوره!


سوال دوم

خب! میرسیم به شکنجه سرگرم کننده بازیکنان!
اسنیچ رو گم و گور می کنیم. و بازیکنان تک به تک مجبورن برن پیداش کنن. اگه اسنیچ پیدا نشد، بلاجرو میفرستیم بازیکنا رو کتک بزنه! هرکی زنده موند میره واسه مسابقه با روحیه ای عالی!


سوال سوم

دروازه بان: لرد ولدمورت
مهاجمان: مروپ گانت، ربکا لاک وود، ایوانا
مدافعان: مرلین، تام جاگسن
جستجوگر:خودم!
ذخیره: لینی وارنر، یوآن آبرکرومبی


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۹:۱۸:۲۴ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹

هلنا ریونکلاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۸:۲۱ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۹:۳۷:۴۶ سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹
از نا کجا آباد
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 34
آفلاین

تکالیف جلسه دوم


سوال ۱

انگشت کوچیکِ پا
این عضو از بدن به قدری حساس است که اگر ضربه محکمی به آن بزنید مانند برخورد با لبه میز ،کل بدن به مدت یک شبانه روز قادر به انجام هیچ کاری نیست.حالا اگر بلاجر به آن بخورد ، فرد آسیب دیده به مدت یک ترم مصدوم است. البته باید مدافع شما بسیار دید خوبی داشته باشد.
توصیه : سعی کنید فردی را بزنید که کفش هایش برایش تنگ است در این صورت اثر ضربه ده برابر میشود.

سوال ۲
مثال اول:
بلاجر بارون.
در این بازی باید به هر شرکت کننده یک بلاجر داده و به آنها میگوییم هر که را دوست داری هدف بگیر ، و بعد در رو . این بازی هم یک تفریح است و هم یک تمرین حسابی برای مدافعان.
کلیه عواقب پرتاب بر عهده فردی که هدف انتخاب شده است، میباشد.

مثال دوم:
تنیس جادویی
این بازی همان تنیس ماگلی است ،اما تفاوت آن این است که ما به جای توپ تنیس، اسنیچ را انتخاب میکنیم (هر چند امیدوار نیستم، توپ به مقصد مورد نظر برسه)
اگر توپ به مقصد نرسید ما فر مرود نظر اسکل کرده و می توانیم هرهر به او بخندیم.
در این مورد هم تمامی عواقب بر عهده شرکت کننده میباشد.

سوال ۳
دروازه بان:لرد ولدمورت( والبته کاپیتان تیم)
مدافعان:لیسا تورپین، تام جاگسن
مهاجمان: خودم، ربکا لاک وود، شیلا بروکس
جست جو گر: آیلین پرنس

ذخیره ها: کریچر، زاخیار
اسمیت


ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۸ ۱۹:۲۵:۵۹
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۸ ۱۹:۲۷:۳۲

Kind,Calm,smart
Be yourself and do not change your self in any way


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱:۵۵ سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور، محفل ققنوس

لاوندر براون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۸:۰۲ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۱۴:۱۰:۰۰
از عشق من دور شو!
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 160
آفلاین
سلام پِروفِسور مَصی!
ووی عجب تکلیف خفنی بود!
****************************

نقل قول:
1. فرض کنید که شما یک مدافع کوییدیچ هستین و قصد دارین با چماق یک ضربه منجر به مصدومیت جدی در حریف ایجاد کنید به شکلی که نه خطای شما گرفته بشه و نه اون بازیکن بتونه بازی رو ادامه بده. ضربه به سر باعث خطا و پنالتی میشه و به ضرر تیم شماست. در نتیجه با رعایت مفاد حضور کاربر سیزده ساله و اصول PG ، یک نقطه یا عضو (به غیر از سر) رو جهت هدف گیری با بلاجر انتخاب کنید و شرح بدین هدف گیری این نقطه یا عضو چگونه منجر به مصدومیت جدی در بازیکن حریف میشه؟ (5 امتیاز)


اگه من یه مدافع بودم، بلاجر رو محکم به سمت سینه حریف پرت میکردم. مستقیم به قلبش. آدمایی هستن که دست وپاشون قطع میشه آخ هم نمیگن همیشه هم خندونن؛ اما وقتی قلب آدم میشکنه، دیگه هیچ وقت ترمیم نمیشه. من خودم اینو تجربه کرده ام. وقتی رون تنهام گذاشت، قلبم ترک برداشت و از اون موقع به بعد، دیگه اون آدم سابق نشدم.
برای همینه که میگم باید بلاجر رو مستقیم بزنیم به قلب حریف. تا قلبش بشکنه. اگه جوری بزنیم که پاش قطع بشه باز هم ممکنه که به بازی برگرده ولی اگه قلبش بشکنه، دیگه هیچ وقت برنمیگرده و به فنای هیپوگریف میره!

نقل قول:
2. بازیکنان کوییدیچ در زمان های استراحت، نیاز به تفریحات مرتبط با کوییدیچ دارن تا روحیه شون خوب بمونه. ور رفتن با توپ های کوییدیچ شامل کوافل، بلاجر و اسنیچ طلایی و تحقیر این عناصر کوییدیچ در پشت صحنه یکی از این تفریحات به حساب میاد. برای هر کدوم از این سه توپ با مثال یا شرح مختصر، یک روش تفریحی یا بازی یا ور رفتن جداگونه غیر از کوییدیچ پیشنهاد بدین یا حتی طراحی کنید. نیم نگاهی به دنیای رنکارنگ ماگل ها بلامانع است. (3 امتیاز)


گوی زرین یا اسنیچ : این یه کاریه که بچه ماگل ها با مور و ملخ و موش های فلک زده میکنن. اونا یه نخ برمیدارن، می بندن به پای ملخ یا موش بدبخت و اون سرش رو وصل میکنن به یه قابلمه کوچولو، یا کلا یه چیز سبک. اون فلک زده هم سعی میکنه فرار کنه و اون چیزی که بهش وصله پشت سرش کشیده میشه . این تفریح بیشتر در شهر مشهد و اطرافش رایجه.
حالا ما میتونیم گوی زرین رو برداریم، یه چیز سبک، چیزی که نه اون رو به زمین بچسبونه و نه اون بتونه کاملا به هوا بره، رو با نخ به شیار دورش می بندیم و ولش میکنیم تا عین مگس پنچر شده شروع به پرواز کنه و ماهم یه کم بخندیم. به قول استاد مصی: عح عح عح ووی ووی ووی!

بلاجر یا بازدارنده:اوووووففف این یکی دیگه خیلی حال میده! ابتدا چوبدستی رو به صورت دایره وار روی بلاجری که بسته شده می چرخونیم و می گیم:" دی سنادیا پراوتا!"( ورد کنترل اشیای جادویی(رولینگ اینو توی یه مصاحبه گفت)) و بلاجر رو آزاد میکنیم و بلاجر آروم روی هوا شناور میشه. سپس نوک چوبدستی رو روبه یه نفر(ترجیحا هرماینی، چون هم دق دل من خالی میشه هم خیلی باحال جیغ میکشه و فرار میکنه) می گیریم و کلمه ی "پراوتا" رو دوباره تکرار میکنیم. بلاجر از اون به بعد تا زمانی که شما دوباره روی هرماینی "پراوتا" رو نگین، به اون گیر میده و ولش هم نمی کنه! بعد شما میشینین به نگاه کردن قربانیتون که عین شترمرغا میدوئه و فرار میکنه و جیغ میکشه. به قول استاد مصی: عح عح عح ووی ووی ووی!

کوافل یا سرخگون: این یکی رو خیلی دوست ندارم راستش؛ مواد لازم:یه کوافل، یه چوبدستی، یه ماگل!
کوافل رو وسط جاده ی خلوت ماگلی قرار میدیم و از دور می پاییمش تا یه ماگل بیاد پیداش بکنه. بعد احتمالا تلاش میکنه شوتش کنه یا برش داره. ماگل ها لا موجودات فضولی ان که اگه ته و توی یه چیزی رو درنیارن ولش نمیکنن. ما با چوبدستی کوافل رو جابه جا میکنیم و از حیرت و گاها وحشت اون ماگل نهایت شادمانی رو دریافت میکنیم. در آخر هم حافظه اش رو پاک میکنیم و در حالی که همچنن به سبک استاد مصی می خندیم، به سر تمرین بر میگردیم. عح عح عح ووی ووی ووی!

نقل قول:
3. ترکیب تیم کوییدیچ ایده آل جادوگرانی خودتون رو بچینید. فرض کنید خودتون هم در این تیم هستین و نقش کاپیتان رو دارید. هفت بازیکن اصلی شامل یک دروازه بان، دو مدافع، سه مهاجم و یک جستجوگر رو لیست کنید. فرقی نداره اعضای فعلی یا قبلی جادوگران. (2 امتیاز)

جونمــــــــی جـــــــون!
اوووفففف این کاریه که تو رویا هام میکنم!

دروازه بانش رون باشه، چون که...کلا میخوام رون باشه.تیم خودمه دوست دارم رون دروازه بانش باشه.
جست و جو گرش من باشم.
مهاجم هاش: رون باشه، با فنریرگری بک و یوآن ابرکرومبی. رون رو دوبار گفتم؟ خب تیم خودمه دلم میخواد رون توش دوتا پست داشته باشه. فنریر و یوآن هم خیلی خفن و ماهرن.
مدافع هاش فرد و جرج باشن. چون خیلی باحالن
دو نفر ذخیره اش هم جینی و هرماینی باشن. تا اگه نیاز به ذخیره داشتیم من جینی روبیارم و هرماینی جز جیگر بخوره حرص بخوره دق مرگ شه!

درد و بلاتون بخوره تو سر هرماینی پروفسور!










بدرود رود من!
بود و نبود من!
ای ناگرفته کام،
عروس خون نشان،
ای سرو سرخ فام...

مویه های خانم ایکس بر جنازه لاوندر

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۳:۴۰:۰۵ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹

هوریس اسلاگهورنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۴:۵۴ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۲:۱۱:۰۹ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 30
آفلاین
سلام پروفسور مصی.

1. فرض کنید که شما یک مدافع کوییدیچ هستین و قصد دارین با چماق یک ضربه منجر به مصدومیت جدی در حریف ایجاد کنید به شکلی که نه خطای شما گرفته بشه و نه اون بازیکن بتونه بازی رو ادامه بده. ضربه به سر باعث خطا و پنالتی میشه و به ضرر تیم شماست. در نتیجه با رعایت مفاد حضور کاربر سیزده ساله و اصول PG ، یک نقطه یا عضو (به غیر از سر) رو جهت هدف گیری با بلاجر انتخاب کنید و شرح بدین هدف گیری این نقطه یا عضو چگونه منجر به مصدومیت جدی در بازیکن حریف میشه؟ (5 امتیاز)

آقا یه روز با بچه محلا داشتیم کوییدیچ میزدیم. اونجا هم که قانون مدار نبود، منو کردن مدافع. یه بلاجری اومد همینجوری سمتم منم با استرس اینکه نکنه این بلاجر باعث مرگ من و در نتیجه بی نظارت موندن بشه، با چماق بهش حمله کردم. اونم بی انصافی نکرد و رفت سمت زیر شکم بازیکن خودمون...
مصدومیت... والا به استالین چیزی نشد فقط یک ماهی سنت مانگو بود. حالا اینکه از عمو به عمه تبدیل شد بحثش جداست.

2. بازیکنان کوییدیچ در زمان های استراحت، نیاز به تفریحات مرتبط با کوییدیچ دارن تا روحیه شون خوب بمونه. ور رفتن با توپ های کوییدیچ شامل کوافل، بلاجر و اسنیچ طلایی و تحقیر این عناصر کوییدیچ در پشت صحنه یکی از این تفریحات به حساب میاد. برای هر کدوم از این سه توپ با مثال یا شرح مختصر، یک روش تفریحی یا بازی یا ور رفتن جداگونه غیر از کوییدیچ پیشنهاد بدین یا حتی طراحی کنید. نیم نگاهی به دنیای رنکارنگ ماگل ها بلامانع است. (3 امتیاز)

آقا یه روز با بچه های محفل رفتیم کوییدیچ تو زمین خاکی. اسنیچو نگرفتن و بعد از دوازده ساعت بازی بی وقفه رفتیم رختکن دیدیم یه گروه کارگر ماگلی دریلشونو جا گذاشتن. رفتیم برداشتیمش افتادیم به جون بلاجر. حالا یه دور ریموند افتاد به جونش یه دور جوزفین. حتی یه خراشم نیفتاد روش. بعدش که نوبت من شد، دریلو گذاشتم روی دور تند . همینجوری بلاجرو سوراخ میکردیم که یدفعه بلاجر عصبانی شد و رفت سمت کله من...
جاتون خالی، کل تابستونو کما تو سنت مانگو بودم. راستی بلاجره تو بودی حسن؟

دوم اینکه باز هم با کوافل همینکارو میکردیم اما کوافله زود سوراخ میشد. برای همین بعد از هر سورخ بادش میکردیم و هوا میکردیم کوافلو.

سوم اینگه بال های کوچیکو اسنیچو میکندیم، گره میزدیم یا قیچی میکردیم و بعدم وصل میکردیم.


3. ترکیب تیم کوییدیچ ایده آل جادوگرانی خودتون رو بچینید. فرض کنید خودتون هم در این تیم هستین و نقش کاپیتان رو دارید. هفت بازیکن اصلی شامل یک دروازه بان، دو مدافع، سه مهاجم و یک جستجوگر رو لیست کنید. فرقی نداره اعضای فعلی یا قبلی جادوگران. (2 امتیاز)

دروازه بان: سدریک دیگوری( به شرطی که نخوابه وسط مسابقه )

مدافعان:رودولف لسترنج،هوریس اسلاگهورن(همون مودی، خانوم فیگ و ماروولو گانت)

مهاجمان: من شیلا بروکس، یوان آبرکرومبی (گزارشگر بازیکن)

جستجو گر: سر دوگان



پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۳:۳۷:۴۸ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹

هوریس اسلاگهورنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۴:۵۴ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۲:۱۱:۰۹ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 30
آفلاین
پاسخ به تکلیف و سوالات جلسه اول



وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید. جعبه سیاه جارو تون اینو گوش میده و به بازماندگان شما میرسونه پیام تون رو. در نتیجه میتونید به افشای حقایق و دسته گل ها بپردازین، جاسازهاتون رو لو بدین، یا حلالیت بطلبین! بهرحال ممکنه نتونید زنده برسین پایین.


واقعا نمی دونم توی این لحظه باید دقیقا به چی فکر بکنم ، قلبم انقدر تند و محکم میتپه که میتونم صداش رو بشنوم. معمولا توی فیلما و کتابا مردم وقتی نزدیک مرگ بودن داشتن فریاد می زدن ولی چرا الان من هیچ حس خاصی ندارم ، وقتی به این چیزا فکر میکنم خندم میگیره از اینکه چقدر راحت و مسخره دارم میمیرم واینکه چه آرزو های بدرد نخوری داشتم ، به هر حال بگذریم از این حرفا هرکی که هستی و داری صدام رو میشنوی من توی زندگیم ادم شری نبودم که بخوام اعتراف بکنم و از کسی طلب بخشش بکنم همیشه در حال کار خیر بودم و دعای خیر مردم و مرلین پشت سرم بوده ، حتی یک بار مرلین به خوابم اومد و از من به خاطر کار های نیکم تشکر کرد
ولی حالا اگه امکانش هست به بقیه این گوش ندید و جارو رو به آستریکس بدید میخوام یه گپ کوچولو باهاش بزنم ... چرا هنوز دارید به حرفام گوش میدید شما ، گفتم آستریکس ... اقا برید دیگه رد بشید اع.
سلام آستریکس خوبی ؟ چه خبر؟ بیخیال نمی خواد جواب بدی فقط زود باش برو توی چمدونم چنتا عروسک دخترونه و لباس گل گلیه مرلینه ، همشون رو آتیش بزن تا لو نرفتم بعد بالشتم رو بردار و داخلش رو خالی بکن چند تا وسیله هست که نمی تونم اینجا بگم همشششش رو آتیش بزن اوکی ؟ دست کسی نرسه به اونا ممنون
ولی لباسه خیلی به مرلین می اومد...
در آخر یه نصیحت پدربزرگانه برای بچه ها و نسل های آینده دارم سعی کنید توی زنگیتون اول اینستا بعد کتا ... او اشتباه گفتم اول بگید به نام مرلین بعد شروع کنید به انجام کار هاتون. و همیشه ....


بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید


خب این تنها روشی که من برای این کار بلدم و بهتون تضمین میدم به احتمال 99 درصد جواب میده
اولین قدم اینه قبل پرواز یه گل توی جیبتون بزارید خب همه چی آمادس اولین قدمتون آخرین قدمتون هم حساب می شد.
وقتی توی آسمون بودید و داشتید سقوط می کردید گل رو بیرون بکشید و به سمت زمین بگیرید چشماتون رو پر اشک بکنید و بگید ای نیروی g تو چقدر خوب و دوست داشتنی هستی من همیشه دوسِت داشتم ، میشه همیشه کنارم بمونی... بعد از اینکه این جمله رو به زبون آوردید نیروی g دمش رو میزاره روی کولش و فرار میکنه و شما روی هوا معلقم می شید.
حالا نوبت اینه که به شما بگم چرا گفتم 99 درصد ... اگه وقتی شما این جمله رو به زبون آوردید و جواب نداد تبریک و تسلیت عرض میکنم نیروی g به درخواست دوستی شما پاسخ مثبت داده و شما جزو اون یه درصدین
امیدوارم روحتون همیشه شاد باشه



پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۷:۴۸:۵۴ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹

گریفیندور

یوآن آبرکرومبی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۰۸ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۱۵:۱۰:۵۱
از اتاق گویندگی.
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 376
آفلاین
چجوری حریفامون رو بصورت نامحسوس مصدوم کنیم؟


راستش چماق‌بازی اصلاً روش کثیفی نیستش. من روش‌های خیلی کثیف‌تری سراغ دارم... ولی خب اینش کلاً بستگی به این داره که حریف کی باشه. چون نقاط ضعف ملّت فرق می‌کنه.

مثلاً اگه رابستن باشه و لواندوفسکی‌طور چپ و راست بکنه تو دروازه‌مون، نیشخند زنان بهش ایول میگیم و خیلی رفاقتی می‌زنیم رو شونه‌ش! اینجاس که رابستن مصدوم میشه. چون به هر حال آناتومی فضاییا فرق می‌کنه و نقطه‌ی حساس و شرم‌آور بدنشون کجاس؟ آفرین! استخون ترقوه!

ولی اگه حریف‌مون حسن مصطفی بود، کافیه درست رو به روش وانمود کنیم که حرکات‌مون خیلی لگ و کُندی و قطع و وصلی دارن، تماشاگرا هم که پایه! اونا هم خیلی لگ‌دار و هنگ‌دار شروع می‌کنن به رقصیدن. بعدش یه بلندگوی وانتی در میاریم و با تماشاگرا می‌خونیم که: قالب چمن استادیوم خیلی سنگینـــــه!
و بله! شک نکنین که اینجوری بصورت مملکتی یه ضربه‌ی روحی خفن به مصی وارد می‌کنیم، در حدی که فوراً از استادیوم لفت میده.

حالا اگه پدرام بود چی؟ خب اینجاشو ما اصلاً کاری با خود شخص پدرام نداریم و کاملاً ایگنورش می‌کنیم و میریم سراغ Plan B... دیدین قبل از بازی تیما جلوی پیچ استادیوم صف می‌بندن و دوربین عین تسترال روشون زوم میشه و رختکنا دارن خالی میشن؟ خب ما اینجاشو تو صف واینمیستیم و از بی‌توجهی ملّت استفاده می‌کنیم و میریم توی رختکن تیم حریف، کمد پدرام رو باز می‌کنیم، زیپ ساکش رو باز می‌کنیم، لپ‌تاپشو در میاریم و دکوراسیونش رو چکش‌زنان بی‌ریخت می‌کنیم.
شاید پدرام تو نیمه‌ی اول چیزیش نشه، ولی بین دو نیمه چرا.


اسنیچ و بلاجر و کوافل چه کاربردهایی دارن؟


اسنیچ: پدرام رو می‌بندیم بهش تا خونه‌ها و آپارتمان‌ها رو لیس بزنه و برق بندازه.

بلاجر: آیا تو زوپس‌کده مدیری دارین که هی قهر می‌کنه و دسترسی خودشو می‌گیره؟ آیا دوس دارین استرس‌های کاری و اداری و تحصیلی و مشنگی و جادویی‌تون رو سر پدرام‌ها خالی کنین؟ آیا یکی از اعضای تالار خصوصی‌تون از دماغش در میاره و می‌چسبونه به مبل؟ آیا دوستاتون به‌جای شرکت توی هاگ و کسب امتیاز واسه گروهتون، میرن ماینکرفت بازی می‌کنن؟
پس با بلاجر بزنین تو دهنشون!

کوافل: این خیلی باحاله!


ترکیب ایده‌آل جادوگرانیم؟


دروازه‌بان رو می‌ذارم سرژ تانکیان! ببینین، چلسی، اینترمیلان، اتلتیکو مادرید، اینا جلوی دروازه‌شون اتوبوس پارک می‌کنن و گل نمی‌خورن. حالا فک کنین چی میشه اگه من جلوی دروازه‌مون یه تانک پارک کنم...

مدافعا هم فنگ و لودو بگمن. چون این دوتا استعداد خیلی بالایی توی "بستن" دارن. ینی قشنگ می‌بافن مهاجمای حریف رو!

مهاجم سمت چپ هم که من باشم، در نقش Euaninho. مهاجم سمت راست هم لیونل تدی هستش. مهاجم نوک هم جیمز بنزماییوس پاتر!

جستجوگر هم پدرام باشه تا بفرستیمش دنبال نخود سیاه اسنیچ!


ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۶ ۲۲:۵۴:۰۷

Voice Acting is Abercrombie!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.