جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
ماراتن هری پاتر
تولد 22 سالگی
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

شبکه پرواز

×

فن‌ فیکشن‌ها

wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 18 شهریور 1402 17:05
نمایش جزئیات
آفلاین
نام
دنی

نام خانوادگی
کرشاو

سن
۱۵ سال

جنسیت
پسر

گروه
ریونکلا

رتبه خون
اصیل زاده

چوبدستی
از جنس چوب گردو، ۳۵
سانتی متر و مغز ریسه‌ی قلب اژدها

پاترونوس
خرگوش چشم قرمز

جانور‌نما
خرگوش

علایق
خرگوش
کتاب

توضیحات بیشتر
دنی یک پسربچه با ظاهری عادی و موهایی قرمزه.
اون توی لندن به دنیا اومد.
از همون دوران کودکیش به شدت قلقلکی بود. به حدی که با کوچیک ترین تماس خنده‌اش میگرفت.
برای درمان این مشکل خیلی کارها کرد ولی در نهایت نه تنها تاثیر مثبتی نداشتن بلکه باعث شدیدتر شدن این مشکل شدن.
به قدری که الان دنی همه جا دستکش دستش میکنه تا از تماس با بقیه در امان باشه.
دنی عاشق رنگ قرمزه و تقریبا همه‌ی وسایلش به این رنگه.
اون به خاطر قلقلکی بودنش هیچ وقت نتونست با کسی دوست بشه و همیشه تنها بوده. ولی با این امید به هاگوارتز اومد که بتونه برای خودش دوست پیدا کنه.



تایید شد!
خیلی خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1402/6/19 1:32:33


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
ارسال شده در: شنبه 18 شهریور 1402 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام کلاه
من میخواستم عضو ریون بشم
اگه نشد گریفم دوست دارم
ولی اولویتم ریونه
حتی دوبار تست دادم جواب تستامم شد ریون من خیلی از شجاعت خوشم میاد و برای همین میخوام عضو گریف یا ریون بشم
دیگه انتخواب با کلاه عزیزه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


پاسخ به: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 16 شهریور 1402 20:11
نمایش جزئیات
آفلاین
در خانه‌اش را باز کرد و از آن خارج شد. درحالی که از پله های جلوی در پایین می‌آمد با وزیدن بادی سرد عطسه کرد و کلاه خود را پایین تر کشید.
به آرامی به منظور رهایی از آن تکه کاغذ پوستی به سمت نرده های سفید رنگ رفت و لبه‌ی پرتگاه ایستاد.
به نرده هایی که او را از سقوطی هولناک حفظ میکردند تکیه داد و کاغذ را از جیبش خارج کرد.
با تردید باری دیگر آن را خواند و خنده‌ی تلخی سر داد.
کاغذ را مچاله کرد و با تمام قدرت آن را به اعماق دره پرتاب کرد.



خیلی قشنگ نوشته بودی.
فقط همه‌ی کلماتو بولد نکرده بودی که خب اشکالی نداره.

تایید شد!

مرحله‌ی بعد: گروهبندی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تری بوت در 1402/6/16 20:16:51